نامه پدر و مادر شیوا نظرآهاری به بازجوی دخترشان
چکیده :شما در ملاقات حضوری که در بازداشت اول دخترم و درست 63 روز بعد اززندانی بودنش به من (مادر شیوا) دادید گفتید که دختری هم سن و سال شیوا دارید.می خواهم بدانم اگر دختر شما هم در چنین شرایطی بود همین رفتاری را با او می کردید که امروز با شیوا می کنید...
کلمه:پدر و مادر شیوا نظرآهاری در نامه ای خطاب به بازجوی دختر بیست و شش ساله شان بی گناهی دخترشان را مورد تاکید قرار داده اند.
به گزارش سایت کلمه متن نامه پدر و مادر شیوا نظر آهاری خطاب به کارشناس وزارت اطلاعات بدین شرح است :
آقای علوی
کارشناس محترم وزارت اطلاعات
اینها صحبتهای مادر و پدر شیوا نظر آهاری خطاب به شماست.دلمان می خواست می توانستیم با شما رودر رو سخن بگوییم اما چون این امکان وجود ندارد حرفهایمان را از طریق این نامه می گوییم شاید این نوشته ها دلیلی شود که بتوانیم روزی رو در رو با شما سخن و از رنج ها و دردهای دوری از دخترمان بگوییم .
خود شما خوب به خاطر دارید که مدت 102 روز دخترمان در بازداشت وزارت اطلاعات بود و از این مدت نیز 30 روز آن را در سلول انفرادی گذراند. شیوا پس از این مدت با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد و اکنون با گذشت کمتر از سه ماه از آزادی اش بار دیگر توسط خود شما بازداشت شد. شیوا هم مثل خیلی دیگر از افراد در راه رفتن به شهر قم به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری بود آیا این موضوع دلیل بازداشت دوباره اوست ؟مگر نه اینکه تعداد زیادی از هموطنانمان در این مراسم شرکت کردند آیا همه آنها بازداشت شدند ؟
آقای علوی
اولین سوال ما به عنوان پدر ومادر شیوا آن است که اگر قرار بود دخترم را بعد از گذشت کمتر از سه ماه از آزادی اش دوباره بازداشت کنید پس چرا او را آزاد کردید .ما می خواهیم بدانیم که در این سه ماه چه گذشته است که با وجود قرار سنگین وثیقه و نظر به اینکه به زودی هم دادگاه دخترم برگزار می شود دوباره تصمیم می گیرید اورا به زندان و سلول انفرادی برگردانید ؟
تا آنجا که ما مادر و پدر شیوا از نوشته ها و فعالیتهای دخترمان می فهمیم او کاری به جز فعالیتهای حقوق بشری نکرده است او در راستای این هدفش و دفاع از همه افراد فارغ از هر دین و مسلکی می کوشد. آیا دفاع از حقوق انسان ها جرم است؟
کارشناس محترم وزارت اطلاعات
شما در ملاقات حضوری که در بازداشت اول دخترم و درست 63 روز بعد اززندانی بودنش به من (مادر شیوا) دادید گفتید که دختری هم سن و سال شیوا دارید.می خواهم بدانم اگر دختر شما هم در چنین شرایطی بود همین رفتاری را با او می کردید که امروز با شیوا می کنید . حتی لحظه ای شده است که شیوا را هم مثل دختر خودتان ببینید ؟
ما خیلی حرف ها داریم که دوست داریم آنها را به شما بگوییم اما فکر نمی کنیم که مطرح کردن شان در این نامه ممکن باشد . اما از شما می خواهیم که فقط لحظه ای خود را جای ما بگذارید و فکر کنید پدر شیوا هستید و دوباره دخترتان را از شما جدا کرده اند ، آن وقت چه حالی پیدا می کنید. می دانید که شیوا اکنون در سلول انفرادی است شما حتی اگر بهترین شرایط را هم در آنجا برای او فراهم کنید باز هم نمی توانید رنج های حضور در آن سلول را نادیده بگیرید .شیوا ممکن است با این بازداشت دوباره بار دیگر کار وتحصیلش راکه این همه برای به دست آوردن شان تلاش کرده از دست بدهد .
باور کنید دخترما قصدی جز دفاع از انسانها ندارد با در نظر گرفتن این موضوع در نهایت انصاف و انسانیت پرونده اش را بررسی کنید .
شهرزاد کریمان – نظر اهاری ( پدر و مادر شیوا)
شیوا نظر آهاری ،فعال حقوق بشر چند روز پیش با جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی برای شرکت در مراسم تشییع آیت الله منتظری عازم قم بود ،بازداشت و همان شب به بند 209 اوین منتقل شد.شیوا نظرآهاری، پیش از این نیز روز یک شنبه 24 خرداد ماه 1388، در محل کار خود توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت و بعد از گذشت نزدیک به چهار ماه در مهر ماه آزاد شده بود.














یک پیشنهاد: لطفا قسمت منتقدان را بیشتر و محکمتر کنید تا مردم از رسانه شما اول آگاه شوند. بگذارید بدانیم چه درباره ما میگویند و آزادانه تر حرکت کنیم اینگونه اعتماد بیشتر میشود
در این کشور دفاع از انسانها جرم است
اگر معني انسانيت را ميدانستند اينطور به جان هموطنان خود نمي افتادند
حال همه ما خوب است اما تو باور نکن
برای دوست دربندم؛ شیوا نظرآهاری
شیوا جان
تا الان مدت آزادی ات در دوران سرکار آمدن دولت دهم بسیار کوتاه بوده است. اصلا چرا آزادت کردند؟ آنها که میدانستند تو همانی و همان مجرمی برایشان؟! شاید ساده اندیشانه به این امید بودند که این بار شیوایی خاموش به بیرون میفرستند که روح یاس و سرخوردگی را با خود بهمراه دارد. چه ساده بودند که فکر کردند دیگر مجرم نیستی!
شیوا جان
یادت هست که باهم زمزمه «من عاطفه ام» را شروع کردیم.حتما یادت هست چون همین دیروز بود. چون محال است فراموش کنیم آنچه را که باور داریم.
این بار خواستم شروع کنم زمزمه « من شیوا هستم» را که دیدم من هم شیوا هستم هم کوهیار هم سعید. دیدم من خیلی هستم. رشید هستم، عالیه هستم، بهمن هستم، ساسان ، مسعود، حسین، مزدک و …
مجرمان معترضی هستیم که میگوییم هستیم، می فهمیم، میخواهیم که بمانیم و می مانیم.
اصلا همه ما همان مجرمانی هستیم که انسان بودن را باور داریم. مجرمانی که به آزاد بودن ایمان داریم.
مجرمانی که دغدغه مان حبس است و زجر برای همنوع. مجرمانی که این روزها مدام در حال دفاع ایم. اما اینروزها میگذرد.
چند روز پیش دوستی ازم خواست این عبارت را برایش ترجمه کنم :«شیوا از سرکوب برمی خیزد.» برایش ترجمه کردم درحالیکه در لحظه مفهوم تیتر را نگرفتم. اما چه تیتر خوبی برایت زده بود. تو همیشه بر می خیزی. اصلا مگر تا بحال هم نشسته ای؟ نه عزیزم. همه دغدغه زندگی ات ستاندن حقوق انسانها بوده است و هیچوقت خستگی ات را ندیده ایم. حداقل من از روزی که با تو آشنا شدم جز این ندیده ام.
شیوا جان
به تو ایمان دارم. به ایستادگی ات که تکیه گاهش همان باور انسانی ات است. نگران نباش دوست من! ما هستیم . آنچنان پشت بر پشت هم زده ایم که با این طوفان های وحشتبار لحظه ای از راه باز نمی مانیم.
شیوا جان
حال همه ما خوب است اما تو باور نکن
چشم امید بر پایان کابوس کبوتر؛ بر آزادی تان داریم ای همرهان …
به امید آزادی شیوا