سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نهی از منكر حكومت،هدف قیام حسین(ع)...

نهی از منكر حكومت،هدف قیام حسین(ع)

چکیده :حاكمانی كه منتقدان به عملكرد خود را نافی اقتدار خود بر می شمرند و به محدود كردن آزادی بیان و انتقاد و تعطیلی تریبون های اظهار نظر منتقدان دست می یازند، هرچند به خیال واهی خود چند صباحی به استحكام فرمانروایی خود دست یافته اند، تداوم سلطه خود برای زمانی متمادی را از دست می...


کلمه- دكترعلیرضاحسینی بهشتی:در بخش نخست دیدیم كه حسین (ع) اصلاح جامعه مسلمانان از طریق امر به معروف و نهی از منكر را به عنوان رسالت و هدف قیام خود اعلام نمود. سؤال مهمی كه به ذهن خطور می كند این است كه آیا امر به معروف و نهی از منكر با تعریفی كه امروزه در میان متداول است، و حتی با آن معنایی كه نزد عامه مردم مسلمان در زمان حیات حسین (ع) و پس از آن رایج بوده، می تواند به مسئله ای با این اهمیت تبدیل شود كه فردی از نسل رسول خدا(ص)، جان شریف خویش و خاندانش را برای احیا و انجام آن به خطر بیندازد و برخلاف فرمان الهی، با دست خویش، خود را به كام مرگ بكشاند؟

آیا معنا و مفهوم تحقیر شده این اصل بزرگ با آن همه تأكید در آیات و روایات برای پایبندی مسلمانان بدان سازگار است؟ آیا به صرف گماشتن شحنه و محتسب برای حد زدن به شرابخواران و زناكاران، به این فرمان الهی جامه عمل پوشانده می شود؟ آیا تذكرهای لین و خشن و راه اندازی گشت های انتظامی و دستگیری های قانونی یا شبه قانونی، ما را نسبت به عمل به این فریضه بزرگ الهی آسوده خاطر می كند؟ یا حقیقت این است كه در جامعه مسلمانان همواره، حتی در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام (ص)، از اینگونه تخلفات اخلاقی وجود داشته و اینطور نیست كه پس از مرگ معاویه، آمار متخلفان از حدود الهی، بیكباره افزایش یافته و در نتیجه، قیام برای امر به معروف و نهی از منكر را اوجب واجبات ساخته باشد.

معلوم می شود این اصل مهم دینی را باید به تبعیت از حسین (ع)، نیاكان پاكش، جانشینان برحقش و یاران جانبازش،بگونه ای فهم كرد كه بعنوان اصل ضمانت سلامت حكومت و جامعه اسلامی عمل كند. به منظور دستیابی به چنین فهمی، حتی اگر به چند گفته و نوشته ای كه در بخش پیشین از حسین(ع)آورده شد بسنده كنیم، گام مهم را باید در درك رابطه امر به معروف و نهی از منكر با امر اصلاح جامعه دانست.

می دانیم كه جوامع انسانی و آنچه بنام تمدن های بشری می شناسیم در تاریخ مدون و مكتوب، دارای ظهور و سقوط، فراز و نشیب، و به تعبیر برخی فلاسفه تاریخ، حیات و مرگ هستند. چه بسیار تمدن های بزرگی كه با همت و پشتكار و سختكوشی پدیدآورندگان اولیه آن، رشد كرده و بر تمدن های دیگر غلبه هم یافته اند، و پس از گذراندن دورانی طلایی رو به انحطاط و زوال گذاشته اند و از آنها تنها نشانه هایی اندك و نامی مبهم باقیمانده است.

چه بسیار نهضت هایی كه با تلاش مردان خدا آغاز شده و در رفع ظلم و بی عدالتی و استبداد به نتایجی درخشان هم دست یافته اند، و پس از گذشت زمان، دچار ركود و سكون و فساد شده و همه یا بخش مهمی از دستاوردهای آن مجاهدت ها و ایثارها بر باد داده شده. كافی است برای نمونه به داستان های تاریخی قرآن كریم مراجعه كنیم و تأكیدهای مكرری كه برای عبرت آموزی از سرنوشت امم و ملل و نیز نهضت های آزادیخواهانه پیامبران بران فراخوانده شده ایم را مرور كنیم.

بحث درباره زوال شناسی تمدن ها و جوامع بشری و حدود و ثغور آن و نیز میزان دقت و صحت علمی اینگونه مطالعات هرچند لازم است، اما مسئله مورد نظر دراین نوشتار نیست. آنچه در اینجا مد نظر است، برجسته كردن یك قانونمندی مهم برای تضمین سلامت، ادامه روند رشد، و مقابله با بحران های كوچك و بزرگی است كه هر جامعه ای در مسیر خود با آن مواجه است.

این قانونمندی را می توان به اختصار اینگونه بیان كرد: جامعه و حكومتی می تواند نسبت به سلامت و پیشرفت خود در راهی كه در پیش گرفته امیدوار باشد كه سازكارهای لازم برای آسیب شناسی خود را در رفتارهای اجتماعی، قوانین و مقررات، و فرایندهای تصمیم گیری كلان خود نهادینه كرده باشد.

چنین آسیب شناسی از طریق مراقبت تأخیر و تعطیل ناپذیر و ارزیابی مستمر همگانی ممكن است. این چیزی است كه در ادبیات معاصر ما، با عنوان «نقد اجتماعی» شناخته می شود. نقد اجتماعی، در صورت كلی خود، نقد روابط قدرت است، چه این قدرت در نهادهای اجتماعی تبلور یابد (مانند نهاد تعلیم و تربیت یا نهاد بازار)، و چه در قدرت رسمی و در قالب حكومت.

راز سقوط جامعه ها، حكومت ها و بلكه تمدن های بزرگ تاریخ حیات انسانی را باید در تعطیلی این سازكارها، عدم تناسب یا ناكارآمدی آنها جستجو كرد. جوامعی كه به تدریج نسبت به اهمیت این قانونمندی مهم بی توجه می شوند، شهروندانی كه آنچنان سرگرم معیشت و تأمین رفاه خود می گردند كه از تكالیف، وظایف و حقوق شهروندی خود غافل می شوند، و حكومت هایی كه با توسل به زر و زور و تزویر یا حتی از سر ضعف یا سوء مدیریت، مشاركت فعالانه شهروندان را محدود، نمایشی یا كم رنگ می كنند، یا به بهانه برقراری امنیت دست به سركوب منتقدین خود می زنند، انحطاط و زوال خود را بدست خویش رقم می زنند.

حاكمانی كه منتقدان به عملكرد خود را نافی اقتدار خود بر می شمرند و به محدود كردن آزادی بیان و انتقاد و تعطیلی تریبون های اظهار نظر منتقدان دست می یازند، هرچند به خیال واهی خود چند صباحی به استحكام فرمانروایی خود دست یافته اند، تداوم سلطه خود برای زمانی متمادی را از دست می دهند.

راز اهمیت حیاتی اصل مهم امر به معروف و نهی از منكر را باید در چنین فهم موسعی از آن جستجو كرد. چنین فهمی صدالبته در جان مصلحان بزرگ خلجان می اندازد و تلاش همه جانبه تلاشگران كوچك و بزرگ نهضت های اصلاح طلبانه را چنان بر می انگیزد كه ایثار جان و مال و آبرو را نیز روا دانند و آن را اوجب واجبات بر شمرند. در آنچه در بخش بعد می آید، نگاهی به برخی آیات و روایات خواهیم داشت و به فرازهای مهمی اشاره خواهد شد كه مؤید بحث حاضر است.

اما دریغم می آید در اینجا به فرازهایی از سخنان حسین (ع) در گردهمایی بزرگ صحابه و تابعین پیامبر (ص)در منا كه به دعوت او جمع شده بودند اشاره نشود. امام (ع) در بخشی از این خطبه، عالمان دینی را خطاب می كند و بخاطر كوتاهی در انجام وظیفه انتقادی شان نسبت به آنچه دولتیان می كنند مورد شماتت قرار می دهد كه « مرجع مردمان شما بودید، ولی شما خود، ستمگران را در مقام خود جای دادید و امور حكومت خداوند را به آنان واگذاشتید …

آنچه سبب گردیده است آنان را بر این مقام مسلط كنید، گریز شما از مرگ است و دلبستگی تان به زندگی دنیایی كه از شما جدا خواهد شد. شما ناتوانان را به چنگ آنان سپرده اید تا گروهی را به استضعاف كشند و درمانده تأمین حداقل زندگی كنند و به سخره كشند، و مملكت را سرخود و به رأی خویش زیر و رو و دگرگون كنند … از هیچ چیز پروا نكنند. در هر شهری گوینده ای و سخنرانی زبان باز و حیله گر بر منبر دارند و تمام سرزمین های اسلامی بی دفاع زیر پایشان افتاده…».

كیست كه با خواندن این فرازهای تكان دهنده، بر مظلومیت حسین (ع) گریان نشود و خون دل خوردن های آن یادگار گرانقدر محمد (ص) را با گوشت و پوست و استخوانش لمس نكند؟ درود بی پایان خدا بر تو باد ای مظلوم زاده مظلوم.

مطلب مرتبط

در پیشگاه محرم (1)


3 پاسخ به “نهی از منكر حكومت،هدف قیام حسین(ع)”

  1. عادلی گفت:

    مطلب زیبایی بود امیدواریم باز هم ایشان مطلب بنویسند.

  2. omid گفت:

    من خواهش میکنم از همه موج سبزی ها اسلام رو از ایران نگیرین(اسلامی ایرانی)

  3. hadi گفت:

    موج سبز بايد موج اسلامگرايي را تقويت كند نه اينكه طوري باشه كه هر بي دين و دشمن ديني رو دروزن خودش قرار بده. بايد غربال بشه تا به هدف برسه.