سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» نوشتاری از دکتر علیرضا بهشتی

در پیشگاه محرم (1)

چکیده :بیست سال سکوت تا هنگام سخن گفتن فرا رسد؛ بیست سال سکوت تا زمانی که مصلحت جامعه پس از انقلاب نبوی دیگر در سکوت نیست. حسین (ع) بوی دامان پیامبر، مهر مادر، صبر پدر و شکیبایی برادر و خویشتنداری خویشتن را بیاد دارد، و اینک، زمان حرکت...


کلمه-سیدعلیرضاحسینی بهشتی:این روزها یادآور سفر بلند و تاریخی است که حسین (ع)آغاز کرده و در هر فرسنگش،دانشگاهی سر از خاک بیرون کرده. سفری که از شهر پیامبر (ص) آغاز شده تا آیینی که برای مردمان آورده، در طی روزهای پرفراز و نشیبی که در پیش است، زلالی از دست رفته را بازپس گیرد.

این همه پس از بیست سال سکوت (ده سال در کنار برادر بزرگوارش و ده سال پس از آن) همراه با پرورش همراهانی که تاب همراهی او در راه دشواری که در پیش دارد را داشته باشند صورت می گیرد؛ بیست سال سکوت تا هنگام سخن گفتن فرا رسد؛ بیست سال سکوت تا زمانی که مصلحت جامعه پس از انقلاب نبوی دیگر در سکوت نیست. حسین (ع) بوی دامان پیامبر، مهر مادر، صبر پدر و شکیبایی برادر و خویشتنداری خویشتن را بیاد دارد، و اینک، زمان حرکت است.

دیده است که چگونه مغز دین رحمت را به حفظ خشونت بار پوسته ظواهر آن واگذارده اند، تلاش و نشاط کار و آبادانی را به تکیه بر خراج های سنگین سرزمین های تازه مسلمان فروخته اند، معنویت پاک و سرزنده در میدان عمل را به زهدفروشی تنزه طلبانه تبدیل کرده اند، اقتدار پیام رهایی بخش امت ایمانیان را با شوکت کاخ ها و ماشین جنگی فاتحان جایگزین کرده اند. و اینک، سرمست از قدرت یکپارچه شده ای که دیگر هیچ هماوردی در میدان نمی بیند، قصد استحاله خلافت به سلطنت دارند. اینک، آنکه بنام امیرالمؤمنین بر جایگاه بنیانگذار امت اسلامی تکیه زده، دیگر پروای محک زدن اعمال خویش با کتاب و سنت ندارد، چرا که وعاظ السلاطینی که پیرامون او را گرفته اند، قول و فعل او را بعنوان میزان عمل معرفی می کنند.

اینک یزید با اینکه همه ابزارهای زر و زور و تزویر را در خدمت خویش دارد، تاب تحمل هیچ منتقدی را ندارد، خصوصا کسی را که یادگار عهد راستی باشد. چنین است که مخالفان را در مقابل دو انتخاب مخیر می گذارد: زندگی ذلت بار زیر سایه بیعت کسی که شایسته حکومت بر مسلمانان نیست و میراث گرانبهایی که با پشتوانه مجاهدت ها و مهاجرت ها و شهادت ها بدست آمده را بر باد می دهد، یا مرگی که هر که خواهان تغییر و تحول وضعیت کنونی است به اتهام خروج از دین مستحق آن است.

و حسین (ع)، دومی را بر می گزیند. چرا؟ این پرسشی بزرگ است که در بخش های متوالی این نوشتار در صدد یافتن پاسخش هستیم.

اما پیش از آنکه به صحن اصلی بحث وارد شویم، لازم است به یک نکته مهم توجه کنیم و آن اینکه بزرگداشت یاد پیشوایان الهی از آن جهت برایمان اهمیت دارد که به بیان قرآن، آنها را اسوه حسنه می دانیم، یعنی الگوهایی که با بررسی قول و فعل آنان بتوانیم به نمونه های روشن شیوه زیست مسلمانی در شرایط گوناگون تاریخی دست بیابیم. از همین رو، بازخوانی سیره این پرورش یافتگان مکتب وحی در هر زمان و مکان باید بگونه ای انجام گیرد که این وجه درس آموزی را به بهترین شکل، امکانپذیر سازد.

از این نگاه، تکرار مکرر حوادث نهضت حسین (ع) بر سر منابر، حتی اگر با استناد به منابع معتبر انجام گیرد، وافی به مقصود نیست، چه رسد به برخی سخنرانی ها و مرثیه خوانی های حرفه ای که غالبا با طرح مطالبی همراه شده است که بیش از آنکه به مطالعه چنین منابعی متکی باشد، برخاسته از ذوق و ابتکار شخصی واعظان و مداحان است. در این بازخوانی ها، پرسش های جدید را در پیشگاه تاریخ زندگی پیشوایان دین قرار می دهیم تا پاسخ های جدید از آنها بشنویم. آنچه در این بازخوانی های مکرر مهم است، روشمند بودن آن است که در بحث های روش شناسی در علوم انسانی مورد توجه قرار می گیرد و جای طرح آن در اینجا نیست.

بهترین نقطه شروع برای یافتن پاسخ به پرسش ما، مروری بر گفتارها و نوشتارهای باقیمانده از حسین (ع) است. در این رابطه، برای نمونه می توانیم به موارد زیر مراجعه کنیم:

1. پس از مرگ معاویه, یزید طی نامه ای به ولید بن عتبه بن ابی سفیان حاکم مدینه، از او خواست بلافاصله از حسین بن علی (ع) و عبدالله بن زبیر بیعت بگیرد.داستان گفتگوی ولید با حسین (ع) در تواریخ آمده و نیز ذکر شده است که حسین (ع) پیش از ترک مدینه بسوی مکه، در کنار تربت پاک پیامبر (ص) نماز بجای آورد و به درگاه الهی به راز و نیاز پرداخت و فرمود که این آرامگاه پیامبرت که درود خدا بر او و خاندانش باد است، و من فرزند دختر اویم. از وضعی که بدان گرفتار شده ام آگاهی. بارخدایا من دوستدار معروفم و در برابر منکر و ناپسند، موضعی ناسازشکارانه دارم.

2. در وصیتنامه حسین (ع) به برادر ناتنی اش محمدبن حنفیه نیز آمده است که من به قیام دست زده ام اما نه از روی خودبزرگ بینی یا از روی بدخواهی. و نیز بر علیه امنیت و نظم قیام نکرده ام و نمی خواهم به حق کسی تجاوز کنم. من خروج کرده ام چون خواستار اصلاح امت جدم هستم و خواسته من ترویج معروف و جلوگیری از منکر است.

3. در سخنی دیگر خطاب به مردم فرمود که آیا نمی نگرید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟ پس در چنین شرایطی شایسته است که مؤمن در اندیشه دیدار خدایش باشد. من نیز مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران جز خواری نمی یابم.

4. در فراز پایانی خطبه بلند حسین (ع) در منا نیز آمده: «خدایا تو می دانی آنچه از ما رفت نه بخاطر رغبت در قدرت بود نه از دنیای ناچیز، زیادت خواستن. بلکه می خواستیم نشانه های دین را بنمایانیم و اصلاح را در سرزمینت ظاهر گردانیم، تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و واجبات احکام و سنت های تو اجرا گردد».

آنچه از این گفته ها و نوشته ها می فهمیم این است که حسین (ع) هدف قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام می کند. به تعبیر دلشاد تهرانی در کتاب ارزشمند «مدرسه حسینی»،

«ماهیت نهضت حسین (ع) ماهیتی اصلاحگرانه دارد و بدین منظوراست که بدی زدوده شود و خوبی جلوه کند، ستم برچیده شود و عدالت برپا گردد، و این جز به امر به معروف و نهی از منکر، یعنی حرکت عمومی در برانگیختن به نیکی و بازداشتن از بدی، حق اعتراض مردم بر ضد بی عدالتی و ناراستی و تباهی، حق انتقاد به انحرافات و کجی ها، احترام به افکار عمومی، حق اشراف مردم بر کلیه شئون اجتماعی مبتنی بر مسئولیت جدی همگانی میسر نمی شود، و مدرسه حسینی مدرسه احیای چنین مسئولیت همگانی است» (ص 200).

پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که مفهوم، جایگاه و کارکرد امر به معروف و نهی از منکر در نزد آن حضرت چه بوده است که به عنوان برنامه عمل خود مطرح می نماید؟ واین اصل مهم دینی با آنچه امروزه ما فهم می کنیم چه نسبتی دارد؟ به زعم نگارنده این سطور، پاسخ به این پرسش ها می تواند راهگشای درک و فهم عمیق تری از امر به معروف و نهی از منکر باشد که بعنوان تکلیف اجتماعی هر مسلمان در عرصه زندگی جمعی او شناخته شود. این چیزی است که در بخش های بعدی بدان خواهیم پرداخت.


13 پاسخ به “در پیشگاه محرم (1)”

  1. azadi گفت:

    سلام بر حسين و ياران با وفايش سلام بر آزادي و آزادگي
    سلام بر شهيدان راه حق
    سلام برمير حسين و ياران با وفايش………

  2. azadi گفت:

    سلام بر حسين و ياران با وفايش سلام بر آزادي و آزادگي
    سلام بر شهيدان راه حق
    سلام برمير حسين و ياران با وفايش……..

  3. Mahdi، جنبش سبز سربداران گفت:

    تا زنده ایم تابنده ایم/ از عشق حسین پاینده ایم
    گر نامسلمانیم آزاده ایم/ از رنگ و فریب و ریا آزرده ایم

    دل من تنگ است و به خون آغشته/ کف پایم سنگ است و از زر و سیم وارسته
    این است فریاد خاموشم در کربلای ایرانی/ کسی می شنود فریاد هل من ناصرا ینصرنی

    ولعن الله امه قتلتکم، و لعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم، برئت الی الله و الیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم

    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک

  4. az Australia گفت:

    pas engar ashoora 2bare tekrar shode chon oon moghe mikhastand be zoor az emam hosein vase yazid beyat begirand …. ,,roozname o television o rahpeymayi ro ham ke mesle ab dar oon zaman be rooye mirhosein va yaranesh bastand,khob shahid ham ke dadim ,hala ye mokhtar lazem darim ke be defa az yarane emam bepakhize ke oonam enshallah ta akhare mah moharam mirese,

  5. Silence4N گفت:

    متن زیبایی بود…
    یا حسین میرحسین

  6. باقر گفت:

    درود برشما فرزند صالح و نیز حسین فعلی یعنی میر حسین

  7. شاه گفت:

    سوگواری بر بی گناهی والاتبار که جز نافرمانی برابر یک گناهکار گناهی ندارد و سرانجام کشته می شود،
    در یک داستان یا دست بالا اسطوره ی ایرانی به نام سیاوش دیده می شود که در شاهنامه فردوسی در دل داستان کیکاووس آمده است.
    سرنوشت سیاوشِ فردوسی آمیزه ای از سرنوشت یوسف پیامبر و امام حسین می نماید. آن هر دو والاتبار نیز
    گناهی جز نافرمانی برابر یک گناهکار نداشته اند؛ جزینکه یکی زندانی می شود و دیگری کشته.
    سیاووشون یا سَووشون سوگواری بر چنین بی گناهی بوده است که هنوز در برخی روستاهای دورافتاده ایران
    به ویژه در فارس برگزار می شود (نگاه کنید به گزارش های سیمین دانشور در داستان سووشون).
    شگفت اینکه سرنوشت امام حسین یک رئالِ جادویی شد؛
    یعنی آنچه بر زمین رخ داد چنان اسطوره ای و فراتر از شنیدنی ها و دیدنی های روزمره بود که
    سیاوش و سووشون را از بسیاری از یادها برد و سوگواری بر حسین را جایگزینش کرد.
    اینها را بر یادِ خود و شما آوردم تا اگر برای نمونه یک ارمنی برای امام حسین آش نذری داد و اگر دختر یا پسری که از دین سرخورده است در سوگواری حسین گریست و سینه چاک کرد، ریشه اش را دریابیم. سوگواری بر چنین بی گناهی، ریشه ای کهن در آیین و جانِ ما دارد.

    گرامی باد یاد پدر دلیرتان و گرامی تر کردار دلیرانه شما

  8. آمیتیس از اهواز گفت:

    همیشه وقتی از حسین (ع) در کتابهای دکتر شریعتی میخوندم ساعتها به فکر فرو میرفتم که من اگه اونموقع بودم اینقد آدم بـــــودم که به ندای حسین لبیک بگم یا “یا لیتنا کنا معک” باشم و حالا دوباره و دوباره جنگ خیر و شر تاریخ تکرار میشه نه میرحسین عزیز امام حسین نیست ما هم هیچکدوم قد اون 72تن نیستیم ،…. درسته که موسوی و کروبی و خاتمی و……. امام حسین و بنی هاشم نیستن و ما هم اون 72تن نیستیم اما هدف ما حسینیه ما افتخار میکنیم که بگیم رهرو راه الهی حسین و ابالفضل و زینب کبری هستیم . تا آخرین قطره خون برای بدست آوردن هدفمون پایداری میکنیم.
    لبیک یا حسین.

  9. ایرانی گفت:

    حسینیان با یزیدیان همواره در نبردند

  10. احسان گفت:

    ما هستیم
    یا حسین
    یا حق

  11. حمیده گفت:

    در حیرتم از مردمانی که خود زیر یوغ ستمند و بر حسینی میگریند که آزادانه زیست….
    حسین،حسین شعار ماست
    موسوی افتخار ماست……..

  12. فردا گفت:

    یاد شریعتی بزرگ افتادم
    خدا او را بیامرزد

  13. جواد گفت:

    درود بر شما که گلی از گلهای بهشتید ( فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است ) حقا که ثابت کردید که فرزند کسی هستید که خود به تنهائی یک ملت بود