سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سلطه‌ی دین سیاه و پی‌آمدهای آن (۲)...

سلطه‌ی دین سیاه و پی‌آمدهای آن (۲)

چکیده :یکی‌ دیگر از نتایج‌ دولتی‌ شدن‌ دین‌ این‌ است‌ که‌ زور و قدرت‌ بدل‌ به‌ مهم‌ترین‌ پشتیبان‌ اقدام‌ برای‌ دفاع‌ از دین‌داری‌ می‌شود. ترویج‌ دین‌داری‌ و دفاع‌ از حریم‌ دین‌ ماهیتاً امری‌ تبلیغی‌ و ارشادی است و هر تبلیغ و ارشادی موفق‌ نیست‌. در تبلیغ‌ و ارشاد (که با هم فرق دارند) باید ظرایف‌ بسیاری‌ را‌ رعایت‌ کرد. آمران‌ به ‌معروف‌ و ناهیان‌ از منکر به‌عنوان‌ مأمور دولت‌، علاوه‌ بر تذکّر درباره‌ی نوع‌ رفتاری‌ که‌ از دیدگاه‌ دینی‌شان‌ مورد پسند نیست، در اعمال‌ قدرت‌ مبسوط‌الید...


کلمه-دکتر حسن محدثی:

بعد از طرح بحث من در باب دین سبز، انواع اتهام‌ها و حملات متوجه بنده و موضوع بحث‌ام شده است؛ اما متأسفانه هنوز نقدی جدی را در باب این موضوع ندیده ام. البته یکی از سخن‌رانان ارج‌مند در همان همایش “سبزها و دین” –خانم دکتر شریعتی- نکاتی انتقادی را در باب این بحث مطرح کرده‌اند که در این بازار اتهام و افترا، طرح این‌گونه بحث‌های انتقادی جای تشکر و قدردانی دارد.

خانم دکتر سارا شریعتی متن سخن‌رانی‌شان را در سایت‌شان ارائه کرده اند که حاوی این نکات انتقادی است. با این حال، صدر و ذیل سخنان‌شان –به نظر بنده- تناقض‌آمیز است و آن‌چه را در صدر سخنان خود رد کرده‌اند، در ذیل آن تأیید نموده اند.

ایرادات متعدد دیگری نیز به سخنان ایشان وارد است که اگر زمینه‌ای برای گفت‌وگوی مشترک و حضوری فراهم شود، می‌توان آن‌ها را یکایک مطرح کرد و مورد بحث قرار داد. اما یکی از انتقاداتی که برخی از دوستان گرامی‌ام شفاهی یا با یادداشت‌های شان مطرح کرده‌اند، اشاره به وجود نوعی “بار ارزشی در نام‌گذاری سنخ‌‌های دین” است (دین سبز و سیاه و سرخ) که این نوع نام‌گذاری بدان بار ایدئولوژیک می‌بخشد و در نتیجه، وجاهت علمی آن را ممکن است کمی مخدوش ‌سازد. من در این باره سه نکته‌ی توضیحی دارم:

۱) تفاوت در محتوای این سه نوع دین که سه نوع پیام دینی متفاوت را عرضه می‌کنند: یکی محدود کننده و انحصارطلب و ضدزنده‌گی آزاد و امن و شاد و پویا و عقلانی است (دین سیاه)؛ یکی ما را به جان‌فشانی و شهادت‌طلبی و مبارزه و ستیز دعوت می‌کند (دین سرخ)؛ و سه‌دیگر به زنده‌گی شاد و پویا و عقلانی و آزادانه هم‌راه با سازنده‌گی و رشد مادی و معنوی و عشق انسانی و عاری از دشمنی و نفرت و تکیه بر نیروهای مردمی به‌منزله‌ی مهم‌ترین سرمایه‌ی اجتماعی دعوت می‌کند (دین سبز).

۲) نتایج هر یک از این سه نوع نگرش و گرایش دینی با این نام‌گذاری هم‌خوان است. به‌عنوان مثال، به نتایجی که در همین مقاله بدان اشاره کرده‌ام بنگرید و خود داوری کنید که آیا ثمرات این نوع نگرش و گرایش دینی سیاه هست یا نه.

۳) نام‌گذاری با نماد رنگ را مردم غیرمتخصص به‌تر درمی‌یابند و آسان‌تر این مفاهیم را از آنِ خود می‌سازند و چون از ابتدا قصدم ارائه‌ی نوعی دین‌شناسی برای عموم مردم بود، این نمادها را به‌کار برده‌ام.

در قسمت قبلی و این قسمت کوشیده‌ام بر اساس چارچوب نظری مشخص و داده‌های تجربی نشان دهم که در چند دهه‌ی گذشته در ایران عمدتا دین سیاه حاکم بوده است. اما در میان اتهامات مطرح شده یک ایراد ارزش توجه داشت و آن این بود که من مدعی شده‌ بودم که به‌خاطر دفاع از دین (یعنی با انگیزه و هدفی دینی)، از دین سبز سخن می‌گویم و زایش آن را رصد کرده‌ام و ظهور این نگرش و گرایش دینی جدید را مبارک دانسته‌ام و در مقابل سلطه ی دین سیاه را نقد کرده ام. من هم دچار این شگفتی‌ام که کسانی‌که چهره ای سیاه از دین ارائه کرده‌اند، چرا از ما دین‌داران انتظار دارند خاموش بنشینیم و دم برنیاوریم! کسانی که برگی سیاه به کتاب تاریخ دین افزوده اند از نگرانی ما در مورد سرنوشت برگ‌های دیگر این کتاب برمی‌آشوبند و شگفت زده می‌شوند! یاللعجب!

معترضانصصترضان محترم برآشفته‌اند که چه‌گونه می‌توان به‌نام دفاع از دین، از کثرت‌گرایی –به‌معنای برخورداری بی‌دینان از کلیه‌ی حقوق انسانی و اجتماعی و سیاسی و به همان اندازه ی دین‌داران- دفاع کرد؟ من پاسخ آنان را در این مقاله داده‌ام که همانا بنگرید که نتایج گرایش و نگرش دینی انحصارگرایانه‌ی شما چه بوده است؟‌ اگر این نتایج منفی است –که هست- پس دفاع از کثرت‌گرایی و نظام سیاسی کثرت‌گرا چهره‌ای مثبت و انسانی از دین عرضه می‌کند و نه چهره‌ای خشن و غیرانسانی. در نگاه دینی سبز، انسانی بودن دین مقدم بر دینی بودن انسان است.

پس در نزد مؤمنان سبزاندیش اولویت نخست این است که دین را انسانی سازند و دینی ساختن انسان را در وهله‌ی بعدی مد نظر قرار دهند. این نکته است که معترضان آن را درنمی‌یابند و یا برنمی‌تابند. به‌نظر من بدون طی مرحله‌ی نخست یعنی انسانی ساختن دین، هر کوششی، پی‌آمدی منفی برای دین خواهد داشت.

این اختلافی اساسی است و من امیدوارم توفیق یابم در مجالی دیگر در این باب سخن بگویم. از دو بابت از شما مخاطبان گرامی عذرخواهی می کنم: یکی به خاطر تاخیر در ارائه ی قسمت دوم مقاله (که ناشی از مشکل سخت افزاری رایانه ام بود) و دیگری از بابت دو قسمت کردن بخش دوم مقاله. هر کاری کردم بلاگفا اجازه نداد که همه ی مطلب را در یک نوبت تقدیم کنم.

سلطه‌ی دین سیاه و پی‌آمدهای آن (۲)

تخریب سرمایه‌ی دینی (آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر)

نتایج‌ بینش‌ مسلّط‌ درباره‌ی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر

برای‌ بررسی‌ نتایج‌ این‌ نوع‌ فهم‌ و عمل‌کرد در باب‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، علاوه‌ بر نقد نظری‌ آن ترجیح‌ داده‌ام‌ که به‌ ارزیابی‌های‌ خود مقامات‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ (و کسانی‌که‌ خود دست‌اندرکار امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر بوده‌اند و یا هم‌ اکنون‌ در سمت‌هایی‌ قرار دارند که‌ آنان‌ را در این‌زمینه‌ مسؤول‌ می‌سازد) از وضعیّت‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در ایران‌ پس‌ از انقلاب‌ توجّه‌ کنم‌ و گزارشی‌ از ارزیابی‌های‌ آن‌ها نیز ارائه‌ نمایم‌.

چنین‌ تمهیدی‌ از نظر روش‌ تحقیق‌ نیز می‌تواند مرا از اتّهام یک‌سویه‌‌ که‌ آنان‌ را در این‌زمینه‌ مسئ این نمادها را به‌کار برده‌ام. این مفاهیم را از آنِ خود می‌سازند و چون از ابتدا قصدم ارائه‌ی نونگری‌ و سوگیری‌ منفی‌ درباره‌‌ی موضوع‌ مورد بحث‌ مبرّا سازد. بنابراین‌، در این‌جا ابتدا بر اساس‌ داده‌های‌ موجود به‌ ارزیابی‌ و نقد نظری‌ عمل‌کرد نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در زمینه‌­‌ی امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌پردازم‌ و به‌ نتایج‌ آن‌ به‌ ترتیب‌ اشاره‌ خواهم‌ کرد و سپس‌ قضاوت‌ و ارزیابی‌ مقامات‌ مسؤول‌ را درباره‌ی‌­ نحوه­‌ عمل‌کرد نظام‌ و نتایج‌ آن‌ در امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر بررسی‌ می‌کنم.‌

دولتی‌ ساختن‌ دین‌

یکی‌ از نتایج‌ مهم‌ّ عمل‌کرد نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ که‌ وجهی‌ آسیب‌شناسانه‌ دارد، دولتی‌ ساختن‌ دین‌ بوده‌ است‌. بینش‌ برآمده‌ از محافظت‌­گرایی‌ دینی‌ درباره‌­‌ی آموزه ی امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و عمل‌کرد این‌ بینش‌ در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌، وسیله‌ای‌ بود برای‌ دولتی‌ شدن‌ دین‌. امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر وسیله‌ای‌ شد برای‌ نظارت‌ و تحت‌ کنترل‌ قرار دادن‌ انسان‌ها در همه‌ی‌ فضاهای‌ عمومی‌ و شخصی‌: از معابر و خیابان‌ها گرفته‌ تا کارخانه ها‌، ادارات‌، فروش‌گاه‌ها و رستوران‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای‌ آموزشی‌ و پژوهشی‌، داخل‌ منازل‌ و اتومبیل‌های‌ شخصی و غیره‌.

دولت‌ نیروهای‌ متنوّعی‌ را در جاها و مراکز مختلف‌ در همه‌­ استان‌های‌ کشور به‌ خدمت‌ گرفت‌ تا بتواند این‌ نظارت‌ و کنترل‌ همه‌ جانبه‌ را اعمال‌ کند. این‌ نیروها به‌ بهانه‌های‌ گوناگون‌ در سطح‌ شهرها به‌ حرکت‌ در می‌آمدند و نقش‌ محتسب‌ را ایفا می‌کردند؛ البته، محتسبی‌ که‌ لزوماً شناخته‌ شده‌ نبود و معلوم‌ نبود کی‌ و کجا سر می‌رسد، اما هر لحظه‌ ممکن‌ بود حاضر شود و آمرانه و خشن رفتار کند. آن‌ها هر از چندگاهی‌ در سطح‌ شهرها «مانور» می‌دادند و«نمایش‌ قدرت‌» اجرا می‌کردند. کار آن‌ها فقط‌ تذکّر زبانی‌ نبود بل‌که‌ از تذکّر تا ضبط‌ اموال‌ و بازداشت‌ و گاه‌ محاکمه‌ و احیاناً ضرب‌ و شتم‌ را نیز در بر می‌گرفت‌.

حتّا در زمان‌ دولت‌ خاتمی‌ نیز که‌ بینش‌ ترمیم‌گرا بر بخشی‌ از دولت ‌(قوّه‌­ی مجریه‌) حاکم‌ بود‌، این‌ نیروها در سطح‌ جامعه‌ حاضر می‌شدند و در موارد گوناگون‌ ابتکار عمل‌ را برعهده‌ داشتند؛ مثلاً در نمایش‌گاه‌ بین‌­المللی‌ کتاب‌ «جوراب‌ زنانه‌ رایگان‌» توزیع‌ می‌کنند (ایرنا، ۱۷/۷/۱۳۷۸). و در اصفهان‌ زنان‌ نقاب­دار «جلوی‌ برخی‌ از بانوان‌ را گرفته‌ و حتی‌ آنان‌ را مورد ضرب‌ و شتم‌ قرار می‌دهند» (ایرنا، ۱۳/۸/۸۱). و در استان‌ گلستان‌ «نمایش‌ قدرت‌» می‌دهند و در طی‌ّ یک‌ «همایش‌ خیابانی‌»، «بیش‌ از ۱۲ هزار بسیجی‌ شرکت‌» می‌کنند و «نیروهای‌ شرکت‌ کننده‌ با حرکت‌ در خیابانهای‌ شهرهای‌ استان‌ با دادن‌ تذکراتی‌ به‌ انجام‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر» می‌پردازند (ایرنا، ۵/۹/۱۳۷۸).

وقتی‌ در زمان‌ دولت‌ خاتمی‌ و زمانی‌که‌ تقریباً اغلب‌ کارگزاران‌ دینی‌ و دولتی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ بودند که‌ دین‌ را نمی‌توان‌ با خشونت‌ ترویج‌ کرد و تقریباً همه‌گی‌ دریافته‌ بودند که‌ این‌ نوع‌ عملکرد نه‌ تنها باعث‌ ترویج‌ دین‌ نشده بلکه‌ برعکس‌، عامل‌ «دین‌گریزی‌» بوده‌ است‌، چنین‌ عمل‌ می‌شود، به‌خوبی‌ می‌توان‌ تصوّر کرد که‌ اوضاع‌ در دهه‌‌ی شصت‌ و نیمه‌ی اول‌ دهه‌ هفتاد چه‌گونه‌ بوده‌ است‌.

این‌ نوع‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر به‌ این‌ معنا نیز دولتی‌ است‌ که‌ دولت‌ عده‌ای‌ را استخدام‌ می‌کند و به‌ آن‌ها حقوق می‌پردازد و یا لااقل‌ امتیازاتی‌ برای‌ آنان‌ قائل‌ می‌شود و از آن‌ها می‌خواهد که‌ مردم‌ را به‌ دین‌داری‌ و رعایت‌ احکام‌ شرعی‌ دعوت‌ کنند. این‌ نیروها هم چون‌ محتسب‌ واجد قدرت‌اند و اغلب‌ اعمال‌ قدرت‌ می‌کنند.

مردم‌ در نهایت‌ ناچار به‌ تمکین‌اند. این‌ نوع‌ دعوت‌ به‌ دین‌داری‌ اساساً و ماهیتاً ضدّ دین‌ است‌، زیرا در ترویج و تبلیغ‌ دین اولاً دعوت‌ کننده‌ نباید در موضعی‌ بالاتر از مدعو قرار گیرد و ثانیاً دعوت‌ کننده‌ نباید اجیر و مستخدم‌ جایی‌ باشد. آن‌که‌ دیگران‌ را به‌ دین‌ دعوت‌ می‌کند، می‌بایست‌ قلباً و به‌خاطر دین‌ این‌کار را انجام‌ دهد و مقصود و منظور مادّی‌، محرّک وی برای‌ دعوت‌ دیگران‌ به‌ دین‌ نباشد.

به‌علاوه‌، وقتی‌ دولت‌ عدّه‌ای‌ را استخدام‌ می‌کند تا آنان‌ دیگران‌ را به‌ دین‌داری‌ دعوت‌ کنند، عملاً در وظایف ‌حوزه‌‌ی عمومی‌ و جامعه‌ی مدنی‌ دست‌­اندازی‌ می‌کند. به‌عبارت‌ دیگر، وظیفه‌ و رسالتی‌ که‌ برعهده‌ی‌ خود دین‌داران‌ است‌ دولت‌ به‌ عهده‌ می‌گیرد و بنابراین‌، قلمرو دینی‌ را دست‌کاری‌ می‌کند و بسیاری‌ مواقع‌ آن را بر اساس‌ مقاصد و منافع‌ خود تخریب‌ می‌کند. آن‌جا که‌ نیازمند هم‌راهی‌ توده‌­‌ی مردم‌ است‌، حضور مردم‌ را امری‌ شرعی‌ و مقدّس‌ جلوه‌ می‌دهد و آن‌جا که‌ می‌خواهد عدّه‌ای‌ را سرکوب‌ کند، می‌تواند توده‌ی‌­ مردم‌ یا جماعتی‌ خاص‌ را علیه‌ آن‌ها بشوراند و سرکوب‌ خود را موجّه‌ و مشروع‌ و مردمی‌ جلوه‌ دهد.

حتّا‌ اگر این‌ موارد را نیز نادیده‌ بگیریم‌، صرف‌ مداخله‌ی­ دولت‌ در قلمرو دینی‌ و فعّالیّت‌های‌ مربوط‌ به‌ آن‌، ابتکار عمل‌ را از دین‌د­اران‌ و از جامعه‌ی‌­ مدنی‌ سلب‌ می‌کند و فعّالیّتی‌ مدنی‌ را بدل‌ به‌ فعّالیّتی‌ دولتی‌ می‌سازد. کافی است فقط به مسجد محله‌تان بروید و نتیجه‌ی دولتی شدن دین را در یکی از نمودهای آن –دولتی شدن مساجد- مشاهده کنید.

به‌علاوه‌، دولت‌ به‌عنوان‌ یک‌ دست‌گاه‌ عظیم‌ اداری‌ یکی‌ از مهم‌ترین‌ نیروهای‌ اجتماعی‌ بیگانه‌­ساز است‌. دولت‌ بیش‌ از هر نهاد اجتماعی‌ دیگر تبلور و تشخّص‌ دارد و دامنه‌ی‌ عمل‌ آن‌ بسیار فراگیرتر و همه‌‌جانبه‌تر از هر نهاد اجتماعی‌ دیگر است‌. هم‌چنین‌ مقاصد و منافع‌ دولت‌ بسیار متغیّرتر از دیگر بخش‌های‌ جامعه‌ است‌. بنا به‌ همه­ی این‌ دلایل‌، دولت‌ بیش‌ از هر نهاد اجتماعی‌ دیگری استعداد «بیگانه‌سازی‌» دارد. از این رو، گره‌ زدن‌ هویّت‌ و سرنوشت‌ دین‌ با نهاد دولت‌ در دراز مدّت‌ باعث‌ بیگانه‌گی‌ مردم‌ از دین‌ می‌شود. این‌ بیگانه‌گی‌ مردم‌ از دین‌، وقتی که‌ دولت‌ دینی‌ نماینده‌‌ی بخش‌ قابل‌ توجّهی‌ از طبقات‌ و گروه‌های‌ اجتماعی‌ نباشد، به‌سرعت‌ تشدید می‌شود.

در انتهای مقاله، نمونه‌ها و مصادیق‌ پاره‌ای‌ از عمل‌کردهای‌ این‌ نوع‌ بینش‌ و گرایش که تحت آموزه‌ امر به‌ معروف ‌و نهی‌ از منکر و‌ در دوره‌ی سوم‌ (از دوم‌ خرداد ۱۳۷۶ به‌ بعد) صورت گرفته اند، ذکر شده است تا گوشه‌ای‌ از وضعیت‌ امر به ‌معروف‌ نهی ‌از منکر و عمل‌کرد نظام‌ در این‌ زمینه‌ مطابق‌ آن‌چه‌ تاکنون‌ شرح‌ داده‌ام‌، به‌ تصویر کشیده‌ شود.[۱] دولتی شدن دین پی‌آمدهای گوناگونی داشته است که در مجموع منجر به تخریب سرمایه‌ی دینی –به‌منزله‌ی سرمایه‌ای فرهنگی- در ایران پس از انقلاب شده است. در زیر برخی از این پی‌آمدها را مورد بحث قرار خواهم داد.

۱) نظارت‌ دولت‌ بر قلمرو دینی‌ جای‌گزین‌ نظارت‌ مردمی‌

یکی‌ از عوارض‌ دولتی‌ شدن‌ دین‌، نظارت‌ همه‌‌جانبه‌ی دولت‌ بر امور دینی‌ است‌. نظام‌ جمهوری ‌اسلامی‌ برای‌ اجرای‌ این‌ نظارت‌ نیروهای‌ گوناگونی‌ را به‌ خدمت‌ گرفته‌ است‌: سپاه‌، بسیج‌، ضابطین‌ قضایی و نیروهای‌ ستاد امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در سراسر کشور. بنابراین‌، آمران‌ به‌ معروف‌ و ناهیان‌ از منکر در جمهوری‌ اسلامی‌ همه‌گی‌ مأمور دولت‌ اند. در نامه‌ای‌ که‌ «قرارگاه‌ مرکزی‌ سیدالشهداء» به‌ روزنامه‌­ی همشهری‌ شنبه‌ ۲۶ بهمن‌ ۱۳۸۱ فرستاد، آمده‌ است: ” ۱) مأمورین‌ نیروی‌ مقاومت‌ بسیج‌ به‌ استناد ماده‌ ۱ قانون‌ حمایت‌ قضایی‌ از بسیج‌ مصوب ‌۱/۱۰/۱۳۷۱ و ماده‌ ۱۵ قانون‌ آیین‌ دادرسی‌ در امور کیفری‌ مصوب‌ ۳۱/۶/۱۳۷۸ ضابط‌ قضایی‌ محسوب‌ می‌شوند و می‌توانند با رعایت‌ ضوابط‌ و شرایط‌ مقرره‌ با جرایم‌ مشهود برخورد نمایند.

۲) با توجه‌ به‌ صراحت‌ ماده‌ ۱۷ قانون‌ آئین‌ دادرسی‌ کیفری‌ ریاست‌ و نظارت‌ بر ضابطین‌ قضایی ‌از حیث‌ وظایفی‌ که‌ بعنوان‌ ضابط‌ به‌ عهده‌ آنان‌ است‌ با رئیس‌ حوزه‌ قضایی‌ است‌ و ضابطین‌ بسیجی‌ نیز موظف‌ به‌ اجرای‌ دستورات‌ مقام‌ قضایی‌ می‌باشند هرچند پیگیری‌ امور مربوط‌ به‌ جرایم‌ غیرمشهود باشد».

اما علی‌رغم‌ این‌، نظام‌ سیاسی‌ در مورد به‌ عهده‌ گرفتن‌ مستقیم‌ امر به ‌معروف‌ و نهی‌ از منکر مردّد بوده‌ است‌. در جمهوری‌ اسلامی‌ همواره‌ بر نظارت‌ همه‌گانی‌ بر قلمرو دینی‌ تأکید شده‌ است‌؛ اما ایده‌آل‌ این‌ است‌ که‌ مردم‌ بازوی‌ حکومت‌ در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر باشند. نظام‌ مایل‌ بوده‌ است‌ مسؤولیت‌ این‌ نظارت‌ همه‌گانی‌ در نهایت‌ بر دوش‌ مردم‌ نهاده‌ شود، اما آن‌ها مطابق‌ خواست‌ نظام‌ و در خدمت‌ نظام‌ عمل‌ کنند.

به‌عبارت‌ دیگر، در این‌جا نوعی‌ سردرگمی ‌و ابهام‌ می‌بینیم‌: مردم‌ مطابق‌ خواست‌ نظام‌ سیاسی‌ عمل‌ کنند و در عین‌ حال‌ مستقل‌ باشند و این‌ امری‌ محال‌ است‌. پذیرش‌ مسؤولیت‌ عمل‌ مستلزم‌ استقلال‌ است‌. مردم‌ اگر به‌مثابه بازوهای‌ نظام‌ سیاسی‌ عمل‌ کنند، در نهایت‌ بدل‌ به‌ مستخدمین‌ دولت‌ خواهند شد. ممکن‌ است‌ دولت‌ بتواند تا مدتی‌ توده‌ها را در جهت‌ خواسته‌های‌ خود بسیج‌ کند و در نتیجه‌، خواست‌ خود را خواست‌ مردم‌ معرفی‌ کند، اما هیچ‌ نظام‌ سیاسی‌ قادر نیست‌ به‌مدت‌ طولانی‌ این‌ چنین‌ کام‌یاب‌ باشد، زیرا اوضاع‌ به‌تدریج‌ تغییر می‌کند و کارآمدی‌ ایدئولوژی‌ بسیج‌ کننده‌ نیز رفته‌رفته‌ کاهش‌ می‌یابد.

بنابراین‌، نظام‌ سیاسی‌ باید از این‌ سردرگمی‌ خارج‌ شود و نظارت‌ ایدئولوژیک‌ خود را که‌ در ابتدا با حمایت‌ مردمی‌ از طریق‌ بسیج‌ مردم‌ در اختیار داشت‌، به‌ سیاست‌های‌ قانونی‌ تبدیل‌ کند و خود مستقیماً مسؤولیت‌ این‌ نظارت‌ را بپذیرد. یک‌ راه‌ این‌ است‌ که‌ نظام‌ سیاسی‌ به‌ این‌ نظارت‌ دائمی‌ و همه‌گانی‌ بر قلمرو دینی‌ تأکید نماید و همه‌ی توان‌ خود را برای‌ اجرای‌ آن‌ بسیج‌ کند و مسؤولیت‌ چنین‌ اقدامی‌ را رسماً بپذیرد. چنین‌ سیاستی‌ بسیار پرهزینه‌ خواهد بود زیرا روز به‌ روز مقاومت‌ نظارت‌ شونده‌گان‌ در مقابل‌ سراسربینی‌ دولت‌ افزایش‌ می‌یابد و هژمونی‌ ایدئولوژیک‌ نظام‌ بیش‌ از پیش‌ تضعیف‌ می‌شود. راه‌ دوم ‌این‌ است‌ که‌ نظام‌ سیاسی‌ دست‌ از نظارت‌ همه‌گانی‌ بردارد و چنین‌ وظیفه‌ای‌ را به‌ مردم‌ واگذارد و به‌ نظارتی‌ حداقلی‌ بر اساس‌ قوانین‌ مصوّب‌ و مشروع‌ بسنده‌ کند. پاره‌ای‌ شواهد نشان‌ می‌دهد که ‌کابینه‌ی‌ خاتمی‌ تلاش‌ کرد تا چنین‌ مشیی‌ را پی‌ بگیرد. اما اغلب این تمایل وجود داشته است‌ که‌ مردم‌ به‌مثابه بازوی اجرایی‌ عمل‌ کنند و مسؤولیت‌ این‌ نظارت‌ سراسربینانه‌ بر دوش‌ مردم‌ نهاده‌ شود.[۲]

۲) معضل‌ نسبت‌ ”خشونت‌” و ”امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر”

یکی‌ دیگر از نتایج‌ دولتی‌ شدن‌ دین‌ این‌ است‌ که‌ زور و قدرت‌ بدل‌ به‌ مهم‌ترین‌ پشتیبان‌ اقدام‌ برای‌ دفاع‌ از دین‌داری‌ می‌شود. ترویج‌ دین‌داری‌ و دفاع‌ از حریم‌ دین‌ ماهیتاً امری‌ تبلیغی‌ و ارشادی است و هر تبلیغ و ارشادی موفق‌ نیست‌. در تبلیغ‌ و ارشاد (که با هم فرق دارند) باید ظرایف‌ بسیاری‌ را‌ رعایت‌ کرد. آمران‌ به ‌معروف‌ و ناهیان‌ از منکر به‌عنوان‌ مأمور دولت‌، علاوه‌ بر تذکّر درباره‌ی نوع‌ رفتاری‌ که‌ از دیدگاه‌ دینی‌شان‌ مورد پسند نیست، در اعمال‌ قدرت‌ مبسوط‌الید بوده‌اند. در این‌ نوع‌ عمل‌کرد، بسیاری‌ مواقع‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر بدل‌ به‌ دستگیری‌ مجرم‌ می‌شود و کار از هدایت‌، ترویج‌، تبلیغ‌ و ارشاد بسی‌ فراتر می‌رود. همان‌ کسانی‌که‌ مجرمان‌ را دستگیر می‌کنند، امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را نیز برعهده‌ دارند. به‌عبارت‌ دیگر، دو عرصه‌‌ی ترویج‌، تبلیغ‌ و ارشاد از یک‌سو و تأدیب‌ و تعزیر از سوی دیگر در هم‌ آمیخته شدند.

از این رو، امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با هدف‌ دست‌یابی‌ آنی‌ به‌ نتیجه‌ی آتی ‌امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر انجام‌ گردید. نتیجه‌‌ی آنی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر نمایاندن‌، شناساندن‌، و تفکیک‌ خیر و نیکی و اصلاح از شر و بدی و افساد برای‌ مردم‌ است‌. در واقع، نتیجه‌ی‌ آنی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر آگاهی‌ بخشیدن‌ و تحریض به انجام معروف است‌ و آمر به‌ معروف‌ و ناهی‌ از منکر صرفاً می‌بایست‌ این‌ نتیجه‌ را تحقّق‌ بخشد. نتیجه­‌ی آتی‌ و غایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر این‌ است‌ که‌ افرادی که‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر شده اند و آن‌ آگاهی‌ را دریافت‌ کرده‌اند، در عمل‌ رو به‌ معروف‌ آورند و از منکر دوری‌ کنند.

برای‌ تحقّق‌ این‌ نتیجه،‌ اراده‌ و انتخاب ‌خود فرد واسطه‌ است‌. بنابراین‌، آمر به‌ معروف‌ و ناهی‌ از منکر تنها وظیفه‌ دارد که‌ این‌ واسطه‌ را از طریق‌ تبلیغ‌، آگاهی‌بخشی‌، ارشاد تحریک‌ و تحریض‌ کند و آن را فعّال‌ سازد. به‌ محض‌ این‌که‌ آمر به‌ معروف‌ و ناهی‌ از منکر اراده‌ نماید که نتیجه‌ی آتی‌ را آناً به‌دست‌ آورد، امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر وارد قلمرو اکراه‌ و اجبار می‌شود و مستعد آن‌ می‌گردد که‌ به‌ ضدّ خود تبدیل‌ گردد. طلب‌ تحقّق‌ آنی‌ نتیجه‌ی آتی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، لاجرم‌ نیازمند به‌کاربردن‌ نیروی‌ قهریّه‌ و خشونت‌ است‌.

بدین‌ ترتیب‌، زیست‌ دینی‌ که‌ مسبوق به‌ تعهّد قلبی‌ و پذیرش‌ آزادانه‌ی ارزش‌ها و هنجارهای‌ دینی‌ است‌ و این‌ پذیرش‌ و تعهّد در فرد از طریق‌ جامعه‌پذیری‌ دینی‌ و درونی‌ کردن‌ اخلاق دینی‌ در طی‌ زمانی‌ نسبتاً طولانی‌ به‌دست‌ می‌آید، بدل‌ به‌ امری‌ اجباری‌ می‌گردد. یکی‌ از مسؤولان‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر (معاون‌ ادارات‌ و کارخانجات‌ ستاد احیای ‌امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و قائم‌ مقام‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌، حجت‌ الاسلام‌ سعیدی‌) دقیقاً به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کرده‌ است: «برخی‌ از رفتارهایی‌ که‌ منجر به‌ درگیری‌ در جامعه‌ شده‌ است‌ نیز ناشی‌ از این‌ مسأله‌ است‌ که ‌آمران‌ به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر پس‌ از انجام‌ وظیفه‌ خود منتظر می‌مانند تا همانجا نتیجه‌ عمل‌ خود را بگیرند. در صورتیکه‌ ما به‌ هیچ‌ وجه‌ موظف‌ به‌ نتیجه‌ عمل‌ نیستیم‌ بلکه‌ موظف‌ به‌ انجام‌ تکلیفیم‌» (ایسنا، ۴/۸/۱۳۷۹).

وقتی‌ پای‌ اجبار در قلمرو دینی‌ به‌ میان‌ می‌آید، نتیجه‌اش‌ این‌ می‌شود که‌ دین‌ به‌جای‌ این‌که‌ بر دل‌ها حکومت‌ کند بر سرها حکومت‌ خواهد کرد: تا زمانی که‌ اجبار هست‌، همه‌ نقاب دین‌داری‌ به‌ چهره‌ می‌زنند و به‌ محض‌ اینکه‌ این‌ الزامات‌ و اجبارها تضعیف‌ گشت‌، آرام‌ آرام‌ نقاب‌ از چهره‌ برداشته‌ می‌شود و واکنش‌ و عصیان‌، علیه‌ آن‌ الگوی‌ اجباری‌ آغاز می‌گردد.

نتیجه‌ی این‌ نوع‌ عمل‌کرد در باب امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، تخریب‌ سرمایه‌ی دینی‌ بوده‌ است. دین‌گریزی‌، مقابله‌ با امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر به‌خاطر ایجاد نگرش منفی‌ در اثر استفاده‌ از خشونت‌ و نیروی‌ قهریّه‌ و ایجاد نوعی‌ سردرگمی‌ در نوع‌ استفاده‌ از نیروی‌ قهریّه‌ در امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر. این‌ها همه‌ نتایج‌ عمل‌کرد گرایش‌ محافظت‌گرایی‌ دینی‌ در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌.

در یکی‌ از معدود تحقیقات‌ معتبری‌ که‌ در باره امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر انجام‌ شده‌ است‌، به‌جای‌ تخریب‌ سرمایه‌ی دینی‌ از «تخریب‌ فضای‌ کنش‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر» سخن‌ گفته‌ شده‌ که‌ به‌صورت‌ دیگری‌ همین‌ مسأله‌ را به‌ بحث‌ می‌گذارد: «منظور از فضای‌ کنش‌، مجموعه‌ فضای‌ اجتماعی‌، ارزشی‌، هنجاری‌ و نمادی‌ است‌ که‌ یک‌ کنش‌ به‌ آن‌ نیازمند است‌. هر کنشی‌ بر مجموعه‌ای‌ از ارزشها، هنجارها و نمادها تکیه‌ می‌زند.

در این‌صورت‌، اگر کنش‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر از دل‌ این‌ منابع‌ ظهور یافته‌ است‌، فلذا باید این‌ منابع‌، به‌عنوان‌ پشتوانه‌های‌ اجرایی‌ آن‌ وارد عمل‌ شوند. هرکنشی‌ که‌ متکی‌ بر این‌ منابع‌ باشد، نمی‌تواند مهجور واقع‌ شود، چرا که‌ کنشی‌ درون‌ سیستمی‌ تلقی‌ می‌گردد و نظام‌ اجتماعی‌ جایگاه‌ کنشی‌ خاص ‌وی‌ را از قبل‌ در خود طراحی‌ می‌نماید. چه‌ عاملی‌ از لحاظ‌ کارکردی‌ می‌تواند تعادل‌ سیستمی‌ را به‌هم‌بزند و جایگاه‌ کنش‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را در نظام‌ اجتماعی‌ مختل‌ سازد.

جز مجموعه‌ عوامل‌ اجتماعی‌ که‌ منجر به‌ تخریب‌ منابع‌ قابل‌ اعتماد برای‌ کنش‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر شده‌اند. یعنی‌ تخریب‌ فضای‌ نمادی‌، هنجاری‌ و ارزشی‌ که‌ فضای‌ مفهومی‌ مشترک‌ را برای‌ مردم‌ شکل‌ می‌دهند. تخریب‌ فضای‌ مفهومی‌ مشترک‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر یک‌ سری‌ علل‌ و یک‌ سری‌ پیامدهایی‌ دارد که‌ تحقق‌ کنش‌ را ناممکن‌ می‌گرداند.

تجربه‌های‌ نادرست‌ عملی‌ حول‌ موضوع‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر مهمترین‌ علل‌ تخریب‌ این‌ فضاها است‌. به‌عبارت‌ دیگر، امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر با روشهای‌ غلط‌ و شیوه‌های‌ نادرست‌ در جامعه‌ از مهمترین‌ عوامل‌ تخریب‌ این‌ فضاهاست‌. این‌ تجربه‌های‌ غلط‌ با از میان‌ بردن‌ فضای‌ سالم‌ کنشی‌ در ایستارها و نگرشهای‌ مردم‌، وضعیت‌ نامطلوبی‌ برای‌ امر و نهی‌ در جامعه‌ رقم‌ می‌زنند.

از جمله‌ پیامدهای‌ تخریب‌ فضای‌ اجتماعی‌ کنش‌، انتشار اتمسفر بی‌اعتمادی‌ در فضای‌ کنش‌ است‌. کنش‌ متقابل‌ اجتماعی‌ انسان‌ بر اعتماد متقابل‌ تکیه‌ زده‌ است‌. پیش‌فرض‌ عمومی‌ همه‌ انسانها در صحنه‌ اجتماع‌ اعتماد به‌ یکدیگر است‌. اگر افراد از یکدیگر بی‌اعتماد گردند، وارد مبادله‌ کنش‌ با یکدیگر نمی‌گردند. چرا که‌ فرایند کنش‌ متقابل‌ اجتماعی‌ در مبادله‌ای‌ منفعت‌آمیز برای‌ آدمها استوار است‌. فرض‌ اساسی‌ همه‌ انسانها در جامعه‌ هنگامیکه‌ با افراد مختلف‌ و بیگانه‌ مواجه‌ می‌شوند، دوستی‌، اعتماد و امنیت‌ است‌. این‌ مفروضه‌ اساسی‌ را گافمن‌ «بی‌توجهی‌ مدنی‌» … نام‌ می‌نهد (گیدنز، ۱۳۷۷). این‌ تعبیر به‌ این‌ معنا است‌ که‌ افراد جامعه‌ هنگامی‌ که‌ از کنار یکدیگر می‌گذرند یا در چهره‌های‌ افراد بیگانه‌ و غریب‌ نگاه‌ می‌کنند در جستجوی‌ آشنا می‌گردند.

تلقی‌ مشترک‌ همه‌­ افراد در یک‌ اجتماع‌ سالم‌ و تخریب‌ نشده‌ این‌ است‌ که‌ نگاه‌ فرد بیگانه‌ و ناآشنا، متکی‌ به‌ یک‌ درخواست‌ دوستانه‌ برای‌ آشنایی‌ است‌. اساس‌ کنش‌ متقابل‌ اجتماعی‌ در جامعه سالم‌ اعتماد و امنیت‌ افراد در صحنه‌­ اجتماع‌ است‌. در صورتی‌که‌ فضای‌ اجتماعی‌ تخریب‌ گردد، همین‌ افراد ممکن‌ است‌ نگاه‌های‌ یکدیگر را خصمانه‌ تعبیر نمایند، لذا هیچ‌ اقبالی‌ برای‌ شروع‌ کنش‌ متقابل‌ از خود نشان‌ ندهند.

اگر مردم‌ همواره‌ تجربه‌های‌ غلط‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را در پیش‌ چشم‌ داشته‌ باشند و در صورتی‌که‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر را با کنش‌ خصمانه‌ و خشونت‌آمیز یکسان‌ تلقی‌ نمایند، نه‌ تنها هیچ‌ علاقه‌ای‌ برای‌ شروع‌ چنین‌ کنشی‌ در خود احساس‌ نمی‌کنند، بلکه‌ بدلیل‌ انتشار فضای‌ بی‌اعتمادی‌، ممکن‌ است‌ هرگونه‌ نگاه‌ اولیه‌ و هرگونه‌ توجه‌ اولیه‌ دیگری‌ را به‌ خود خصمانه‌ تلقی‌ نمایند. در چنین‌ حالتی‌، کنش‌ متقابل‌ اجتماعی‌ سالم‌ مختل‌ می‌گردد، چرا که‌ امنیت‌ و اعتماد وجود ندارد.

امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر هنگامی که‌ با شیوه‌های‌ غلط‌ به‌عنوان‌ هنجار مسلط‌ در جامعه‌ درآید و نگاه‌ همه‌ مردم‌ را معطوف‌ به‌ خود نماید، خود به‌عنوان‌ یک‌ منکر تلقی‌ می‌گردد و ضمن‌ آنکه‌ درک‌ مردم‌ را از امر و نهی‌ واژگونه‌ می‌سازد، زمینه‌ را برای‌ منکرات‌ دیگری‌ نیز مهیا می‌نماید. در فضای ‌بی‌اعتمادی‌ مخاطبان‌ امر و نهی‌، به‌جای‌ اینکه‌ کنش‌ کنند، واکنش‌ نشان‌ می‌دهند. یعنی‌ با امر و نهی‌ مقابله‌ می‌کنند، امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در چنین‌ فضایی‌ بی‌اثر می‌شود و همین‌ بی‌اثر شدن‌ موجب‌ می‌شود که‌ افراد جامعه‌ در امر و نهی‌ فایده‌ای‌ نبیند، لذا این‌ کنش‌ مهجور واقع‌ می‌شود» (مرجایی‌، ۱۳۷۸، ج‌ ۱: ۶۶ـ۱۶۵).

تخریب‌ سرمایه‌ی دینی‌، علاوه‌ بر این‌ ابعاد، ابعاد دیگری‌ نیز دارد و یکی‌ از مهم‌ترین‌ این‌ ابعاد، اتلاف‌ نیروهای‌ بالقوّه‌ای‌ است‌ که‌ خواهان‌ فعّالیّت‌ در قلمرو دینی‌ هستند؛ اما این‌ نوع‌ عمل‌کرد، سبب‌ انفعال‌ یا سرخورد­گی‌ آنان‌ می‌شود. منظور من آن‌ دسته‌ از نیروهایی‌ است‌ که‌ از یک‌‌سو تمایل‌ به‌ فعالیت‌ در قلمرو دینی‌ دارند، اما از سوی‌ دیگر، از این‌که‌ هم‌سو با نیروهای‌ دولتی‌ شناخته‌ شوند ابا دارند و یا اساساً زمینه‌ی عمل‌ مثبت‌ را از دست‌ رفته‌ می‌بینند و در نتیجه‌، انگیزه‌های‌ فعّالیّت‌ خود را از دست‌ می‌دهند. صورت ‌دیگر تخریب‌ سرمایه‌ی دینی‌که‌ آثار جبران‌ناپذیری‌ دارد، از دست‌ رفتن‌ اعتبار دین‌ در جامعه‌ است‌. وقتی‌ دین‌ مبدّل‌ به‌ جامه‌ی خشنی‌ شود که‌ به‌ زور بر تن‌ افراد می‌کنند، «تعلّق‌ خاطر به‌ دین» رفته‌رفته‌ جای‌ خود را «به‌ نفرت‌ از دین» می‌دهد. اظهارنظر برخی‌ مقامات‌ مسؤول‌ را در این باره‌ در پی نوشت مقاله آورده ام. آن‌چه‌ در این‌ سخنان‌ کاملاً مشهود است‌، نوعی‌ سردرگمی‌ در نحوه‌ی‌ اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و ابهام‌ در انجام دادن‌ قانونی‌ یا خودسرانه‌، خشونت‌آمیز یا غیرخشن‌، زبانی‌ یا یدی‌ آن است‌. [۳]

‌ نکته‌ی دیگری‌ که‌ در این‌جا لازم‌ است‌ بدان‌ اشاره‌ شود این‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر این‌که‌ در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر نباید به‌دنبال‌ تحقّق‌ آنی‌ غایت‌ آتی‌ آن‌ بود، هم‌چنین‌ می‌بایست‌ شناخت‌ و ارزیابی‌ درستی‌ از موقعیّت‌، مخاطب‌، و پیام‌ داشته‌ باشیم‌ و احتمال‌ تأثیر را بسنجیم‌. لازم‌ است‌ به‌درستی‌ ارزیابی‌ شود که‌ آیا با اجرای‌ آموزه‌، نتیجه‌ی­ آن‌ یعنی‌ آگاهی‌ بخشیدن‌ به‌ مخاطب‌، ترغیب‌ و تحریض‌ او برای‌ ترک‌ منکر و سوق به‌سوی معروف‌ تحقّق‌ خواهد یافت یا نه‌ ممکن‌ است‌ آثار‌ منفی‌ در پی‌ داشته‌ باشد و مثلاً به‌جای‌ آن‌ها، در دل‌ مخاطب‌ بذر کینه‌، نفرت‌، و لجاجت‌ کاشته‌ شود. در این‌جا تکلیف‌گرایی‌ خطای‌ محض‌ است‌. پس این‌ منطق‌ که‌ ما شرعاً موظّف‌ به‌ امر و نهی‌ هستیم‌ نیز خود اساساً منکر است‌. نتیجه‌ی ‌این‌ تکلیف‌گرایی‌ نیز نوعی‌ تخریب‌ سرمایه‌ی دینی‌ خواهد بود و پدیده‌ای‌ را ایجاد خواهد کرد که‌ از آن‌ به‌درستی‌ به‌ «گفت‌وگوی‌ ناشنوایان‌» تعبیر کرده‌اند: «انسانها عموماً در یک‌ فضای‌ سالم‌ در برابر کنش‌ دیگران‌، کنش‌ می‌کنند. کنش‌ متقابل‌ اجتماعی‌ به‌جریان‌ دوسویه‌ کنش‌ توجه‌ دارد. اما در شرایط‌ اختلال‌ نمادی‌ و اختلال‌ هنجاری‌ در جامعه‌ افراد ممکن‌ است‌ در برابر کنش‌ دیگران‌ واکنش‌ نشان‌ دهند … اگر افراد در برابر امر و نهی‌ دیگران‌ واکنش ‌نشان‌ دهند، امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر از اثربخشی‌ می‌افتد. لذا کنش‌ میان‌ آمر یا ناهی‌ با مخاطب‌ خود حکم‌ «گفتگوی‌ ناشنوایان‌» … را پیدا خواهد کرد. ممکن‌ است‌ در جامعه‌ افرادی‌ پیدا شوند که‌ علیرغم‌ دریافت‌ واکنشهای‌ افراد، همچنان‌ به‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر ادامه‌ دهند و تصور کنند که‌ تکلیفی‌ دینی‌ را بر زمین‌ ننهاده‌اند. اما بهترین‌ تعبیر برای‌ این‌ دسته‌ از آمران‌ با مخاطبانشان‌ همان‌ تعبیر «گفتگوی‌ ناشنوایان‌» است‌» (مرجایی‌، ج‌ ۱، ۱۳۷۸:۱۶۶).

نقل عبارات فوق مرا وامی دارد توضیح دهم که آنچه نویسنده “واکنش” می نامد و آن را در برابر “کنش” قرار می دهد (و این البتّه دقیق نیست چون واکنش خود نوعی کنش است)، در جامعه‌شناسی بدان “کنش متقابل گسسته” گفته می‌شود. کنش متقابل گسسته که در برابر “کنش متقابل پیوسته” قرار می‌گیرد، اشاره به افعالی دارد که روابط میان افراد را به‌صورت ناهم‌سازی، گسست، مقاومت و حتی تقابل و ستیزه درمی آورد. این همان حالتی است که در اثر این نوع امر به معروف و نهی از منکر پدید می‌آید.

۳ـ۱) استفاده‌‌ی صرفاً سیاسی‌ از آموزه‌ی امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر

پدیده‌ی دیگری‌ که‌ در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در موضوع امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر مشاهده‌ می‌شود، استفاده‌ی‌ سیاسی‌ نامشروع‌ از آموز‌ه‌ی­ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است‌. امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر قطعاً دلالت‌های‌ سیاسی‌ نیز دارد، اما تفاوت‌ فاحشی‌ وجود دارد میان‌ کسی که‌ با هدف‌ صرفاً سیاسی‌ در قلمروی سیاست‌ بر آموزه‌ی امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر تکیه‌ می‌کند و آن را دست‌آویز و بهانه‌ی اقدامات‌ جناحی‌ و حزبی‌ خود قرار می‌دهد و کسی که‌ با هدف‌ دینی‌ در قلمروی سیاسی‌ بر این‌ آموزه‌ تکیه‌ می‌کند. در نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نیروهایی‌ پدید آمدند که‌ به‌نحوی‌ انحصاری‌ بر دین‌ تکیه‌ کردند و تنها و تنها خود را متولّی‌ و مسؤول‌ پاس‌داری‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ معرفی‌ ‌کردند و با مقاصد مشخّص‌ سیاسی‌ و با روش‌های‌ غیرقانونی‌ و خشونت‌آمیز تلاش‌ کردند تا نیروهای‌ سیاسی‌ دیگر را از صحنه‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ حذف‌ کنند. سوءاستفاده‌ی‌ سیاسی‌ از مفاهیم‌ دینی‌ به‌شدّت‌ باعث‌ تخریب‌ سرمایه‌ی دینی‌ می‌شود و ارزش‌ ابدی ‌مفاهیم‌ دینی‌ را تا منازعات‌ روزمرّه سیاسی‌ که‌ گاه‌ بسیار مبتذل‌ و سطحی‌ می‌شود تقلیل‌ می‌دهد. مواردی از بهره‌گیری‌های سیاسی غیرموجّه از آموزه‌ی امر به معروف و نیز جدال سیاسی درباره‌ی این‌که امر به معروف و نهی از منکر چیست در پی‌نوشت مقاله ارائه می‌شود [۴]. ادامه دارد.

پی نوشت

* در پی نوشت‌های زیر به منصب و مقام افراد گوناگون اشاره شده است. یادآوری این نکته ضروری است که این شخصیّتها در زمانی‌که چنین سخنانی را بیان کرده اند، صاحب این مناصب و مقامات بوده اند و اکنون ممکن است موقعیّت متفاوتی داشته باشند.

۱) «مسؤول‌ مرکز اجرایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر مهریز گفت‌: ۶ مورد تذکر شفاهی‌ و کتبی‌ و ۱۰۱ مورد اصلاح‌ و ارشاد و تعهد کتبی‌ از جمله‌ فعالیت‌های‌ این‌ مرکز طی‌ پارسال‌ [سال‌ ۷۷] بود. محمود ابویی ‌افزود: در همین‌ مدت‌ ۱۳ باند فساد، مواد مخدر و مشروبات‌ الکلی‌ کشف‌ شد که‌ ۱۳ نفر نیز دستگیرشدند. تعداد ضابطین‌ و ناصحین‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر این‌ شهرستان‌ ۵۰۰ نفر است‌» (ایرنا،۱۵/۱/۱۳۷۸).

«دبیر ستاد احیای‌ امر به ‌معروف‌ و نهی‌ از منکر کرمان‌ گفت‌: بیش‌ از ۷۰هزار نفر از نیروهای‌ بسیجی‌این‌ استان‌، در قالب‌ ضابطین‌ و ناصحین‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر سازماندهی‌ شده‌اند» (ایرنا،۲۹/۱/۱۳۷۸).

«فرمانده‌ قرارگاه‌ امر به ‌معروف‌ و نهی‌ از منکر حضرت‌ سیدالشهدا (ع‌) یزد گفت‌ ۲۷ هزار نفر از نیروهای‌ بسیجی‌ این‌ استان‌، طی‌ سه‌ سال‌ گذشته‌ در زمینه‌های‌ قضایی‌، انتظامی‌ و عقیدتی‌ آموزش‌دیدند. سرهنگ‌ غلامحسین‌ دشتی‌ افزود: این‌ رقم‌ در سال‌ گذشته‌ ۸۵۰۰ نفر بوده‌ است‌ … وی‌ اظهارداشت‌: پارسال‌ ۲۱ هزار تذکر شفاهی‌ به‌ کسانی‌ که‌ مرتکب‌ خلافی‌ شده‌ بودند داده‌ شد. وی‌ گفت‌: از این‌ تعداد ۴۱ نفر به‌ دستگاه‌ قضایی‌ معرفی‌ و بقیه‌ ارشاد و راهنمایی‌ شدند» (ایرنا: ۲۸/۱/۱۳۷۸).

«مسئول‌ مرکز اجرایی‌ ستاد احیا امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر همدان‌ گفت‌: ۳۵ واحد اجرایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در مساجد و اماکن‌ عمومی‌ همدان‌ فعالیت‌ دارد. وی‌ افزود: حدود پنج‌ هزار نفر از افراد متعهد و علاقمند با این‌ ستاد همکاری‌ دارند» (ایرنا، ۱/۲/۱۳۷۸).

«دبیر ستاد امر به‌ معروف‌ و نهی از منکر هرمزگان‌ گفت‌: از نیمه‌ دوم‌ سال‌ ۷۷ تاکنون‌ ۱۱ هزار و ۲۲۵ نفر جذب‌ نیروهای‌ ضابطین‌، ناصحین‌ و همیاران‌ حزب‌الله‌ استان‌ شده‌اند. سردار محسن‌ پاکیاری‌ چهارشنبه‌ به‌ مناسبت‌ هفته‌ احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در گفت‌ و گو با خبرگزاری‌ جمهوری‌اسلامی‌ افزود: همچنین‌ مراکز اجرایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در نه‌ شهرستان‌ هرمزگان‌ از سال‌۷۳ مشغول‌ به‌ فعالیت‌ شده‌اند. وی‌ در زمینه‌ فعالیتهای‌ این‌ ستاد در سال‌ ۷۷ گفت‌: کشف‌ و نابودی‌۸۲۰ لیتر مشروبات‌ الکلی‌ و سه‌ شبکه‌ توزیع‌ و پخش‌ مسکرات‌، کشف‌ و توقیف‌ نوارهای‌ مبتذل‌ کاست‌ و ویدئویی‌، کشف‌ مواد مخدر، سیگار و قاچاق و دستگیری‌ اوباش‌ و سارقین‌ از جمله‌ فعالیتهای‌ این‌ستاد بوده‌ است‌» (ایرنا، ۱/۲/۱۳۷۸).

«همایش‌ ضابطین‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر استان‌ گلستان‌ روز پنج‌ شنبه‌ در شهرستان‌ گرگان‌برگزار شد. در این‌ گردهمایی‌ یک‌ روزه‌، حدود یک‌ هزار نفر از ضابطین‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر این‌ استان‌ و جمعی‌ از روحانیون‌ حضور داشتند» (ایرنا، ۲/۲/۱۳۷۸).

«رئیس‌ سازمان‌ عقیدتی‌ سیاسی‌ نیروی‌ انتظامی‌ گفت‌: به‌ هر یک‌ از کارکنان‌ رسمی‌ نیروی‌ انتظامی‌ کشور که‌ موفق‌ به‌ حفظ‌ کل‌ قرآن‌ مجید شوند، ۳۰ میلیون‌ ریال‌ جایزه‌ نقدی‌ پیشکش‌می‌شود … حجت‌الاسلام‌ رحمانی‌ از نیروی‌ انتظامی‌ بعنوان‌ نیرویی‌ موفق‌ در میدان‌ عمل‌ یاد کرد و افزود: نیروی‌ انتظامی‌ در خط‌ مقدم‌ فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر قرار دارد» (ایرنا، ۳۰/۱/۱۳۷۸).

«گروههای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر روز جمعه‌ با عنوان‌ «تجمع‌ میثاق با شهید» در بهشت‌ زهرا و شهر ری‌ در جنوب‌ تهران‌ مانور برگزار کردند» (ایرنا، ۳/۲/۱۳۷۸).

«گردهمایی‌ خواهران‌ ضابطین‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر شهرستان‌ کهکیلویه‌ با حضور بیش‌ از یک‌ صدنفر در محل‌ نمازخانه‌ سپاه‌ شهر دهدشت‌ برگزار شد» (ایرنا، ۶/۲/۱۳۷۸).

«معاون‌ فرهنگی‌ ستاد احیاء امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کشور … حجت‌الاسلام‌ رازینی‌ اضافه‌ کرد:۳۵۰ هزار نفر از نیروهای‌ بسیجی‌ و آموزش‌ دیده‌ به‌ عنوان‌ ناصحین‌ و ضابطین‌ قضایی‌ ستاد احیاء امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در سطح‌ کشور فعالیت‌ دارند. وی‌ همچنین‌ گفت‌: یک‌ هزار و ۵۰۰ شورای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر بمنظور تذکر زبانی‌ در مواقع‌ بروز منکر در ادارات‌، کارخانجات‌، مراکزآموزش‌ عالی‌ و اتحادیه‌های‌ صنفی‌ تشکیل‌ شده‌ است‌» (ایرنا، ۲/۴/۱۳۷۸).

«ستاد امر به‌ معروف‌ و نهی‌ ازمنکر [در استان‌ لرستان‌] در ۶۰ اداره‌ دولتی‌، ۵۰ صنف‌ مختلف‌، ۱۱مسجد و ۵۰ واحد تولیدی‌ فعالیت‌ دارد» (ایرنا، ۱۴/۷/۱۳۷۸).

«ستاد اجرایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر قرارگاه‌ سیدالشهدا مستقر در نمایشگاه‌ بین‌المللی ‌تهران‌ اعلام‌ کرد که‌ در این‌ نمایشگاه‌ ۴۰۰ ناصح‌ و ضابط‌ این‌ ستاد در کار ساماندهی‌ و رعایت‌ شئونات‌ اسلامی‌ مشارکت‌ داشتند. بنابر اعلام‌ این‌ ستاد از این‌ تعداد ۲۵۰ نفر ناصح‌ و ضابط‌ زن‌ و۱۵۰ نفر ناصح‌ و ضابط‌ مرد، امور زنان‌ و مردان‌ را در امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر بصورت‌ تذکر به‌ عهده‌ داشتند. یک‌ مقام‌ مسؤول‌ در قرارگاه‌ سیدالشهدا گفت‌: توزیع‌ سه‌ هزار جفت‌ جوراب‌ زنانه‌ رایگان‌ و پوشیدن‌ لباس‌ مخصوص‌ توسط‌ ضابطان‌ و ناصحان‌ از جمله‌ ابتکارات‌ به‌ عمل‌ آمده‌ در بیست‌ و پنجمین‌ نمایشگاه‌ بین‌المللی‌ تهران‌ بود» (ایرنا، ۱۷/۷/۱۳۷۸).

«دبیر ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی از منکر خوزستان‌ نیز در این‌ جلسه‌ گفت‌: هم‌ اینک‌ یک‌هزار و ۸۶۰ ناصح‌ بطور شبانه‌روزی‌ در سطح‌ این‌ استان‌ در حال‌ انجام‌ وظیفه‌ هستند. سردار سیدرضا میرزاده‌ افزود: در شش‌ ماه‌ اول‌ امسال‌ چهار هزار و ۱۷۹ مورد تذکر لسانی‌ داشته‌ایم‌ ضمن‌ آنکه‌ ۸۷۴ متخلف‌ به‌ نیروی‌ انتظامی‌ و ۳۰۳ متخلف‌ به‌ مقامات‌ قضایی‌ معرفی‌ شده‌اند.»

«همایش‌ بزرگ‌ ضابطین‌ و ناصحین‌ با عنوان‌ «نمایش‌ قدرت‌» روز پنجشنبه‌ در ششمین‌ روز از هفته‌ بسیج‌ در استان‌ گلستان‌ به‌ اجرا در آمد. در این‌ همایش‌ خیابانی‌ که‌ بیش‌ از ۱۲ هزار نفر بسیجی‌شرکت‌ داشتند، نیروهای‌ شرکت‌ کننده‌ با حرکت‌ در خیابان‌ شهرهای‌ استان‌ با دادن‌ تذکراتی‌ به‌ انجام‌امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر پرداختند» (ایرنا، ۵/۹/۱۳۷۸).

«مسؤول‌ ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر آذربایجان‌ شرقی‌ گفت‌: ۶۸ تشکل‌ شورایی‌ درخصوص‌ عمل‌ به‌ این‌ فریضه‌ در ادارات‌ و سازمان‌های‌ استان‌ فعالیت‌ دارند» (ایرنا، ۱۵/۱/۱۳۷۹).

«همایش‌ یک‌ روزه‌ ضابطان‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر یزد، امروز در قرارگاه‌ سیدالشهدا (ع‌) سپاه‌پاسداران‌ این‌ استان‌ برگزار شد. سرهنگ‌ پاسدار «غلامحسین‌ دشتی‌» مسئول‌ قرارگاه‌ سیدالشهدا (ع‌) نیز گفت‌: این‌ قرارگاه‌ از بدو تأسیس‌ در سال‌ ۱۳۷۵ تاکنون‌ ۳۸ هزار ضابط‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را جذب‌ کرده‌ است‌» (ایرنا، ۲۰/۱/۱۳۷۹).

«دبیر ستاد احیا امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر استان‌ سمنان‌ اعلام‌ کرد تاکنون‌ ۳۰ هزار نفر درخصوص‌ نحوه‌ اجرای‌ این‌ فریضه‌ در این‌ استان‌ آموزش‌ دیده‌اند» (ایرنا، ۷/۱/۱۳۸۰).

«رئیس‌ مرکز اطلاع‌رسانی‌ و فرماندهی‌ انتظامی‌ اصفهان‌ گفت‌: رفتار زنان‌ روبند ‌دار در اصفهان‌مورد تأیید هیچ‌ یک‌ از مراجع‌ انتظامی‌ و رسمی‌ نیست‌ و «خودسرانه‌» است‌. «سرگرد افشین‌ حقیقت‌»روز دوشنبه‌ به‌ ایرنا گفت‌: بر اساس‌ گزارش‌های‌ رسیده‌ این‌ افراد در حالی‌ که‌ چهره‌ خود را پشت‌ پارچه‌ سیاه‌ رنگی‌ پنهان‌ می‌کنند، جلوی‌ برخی‌ از بانوان‌ را گرفته‌ و حتی‌ آنان‌ را مورد ضرب‌ و شتم‌ قرارمی‌دهند. وی‌ گفت‌: این‌ افراد حتی‌ بانوانی‌ را که‌ آنان‌ را بدحجاب‌ می‌دانند، به‌ بهانه‌ امر به ‌معروف‌ و نهی‌ از منکر مورد ضرب‌ و شتم‌ قرار داده‌ و حتی‌ در مواردی‌ تلاش‌ می‌کنند با اعمال‌ زور به‌ آنها کتاب ‌بدهند. وی‌ گفت‌: اعمال‌ این‌ افراد مخل‌ نظم‌ است‌ و مورد تأیید هیچ‌ یک‌ از مراجع‌ رسمی‌ نیست‌. ظهور گروهی‌ از زنان‌ «روبند ‌دار» در خیابانها و اماکن‌ عمومی‌ شهر اصفهان‌ به‌ همراه‌ اقداماتی‌ از قبیل‌ برخورد با زنان‌ بدحجاب‌ طی‌ هفته‌های‌ اخیر، ابراز تعجب‌ برخی‌ از مردم‌ این‌ خطه‌ را برانگیخته‌ است‌. این‌ افراد با چادر سیاه‌ بلند و روبند ضخیم‌ در محافل‌ عمومی‌، اتوبوسها و نقاط‌ پر تردد اصفهان‌ ظاهر می‌شوند. گفته‌ می‌شود «زنان‌ نقابدار» به‌ بانوانی‌ که‌ به‌ زعم‌ آنان‌ رعایت‌ کامل‌ حجاب‌ اسلامی‌ را نکرده‌اند، تذکر داده‌ و در برخی‌ مواقع‌ نیز آنها را مورد برخورد فیزیکی‌ قرار می‌دهند» (ایرنا،۱۳/۸/۸۱).

۲) این‌ نگاه‌ سراسربینانه‌ و نظارت‌ همه‌جانبه‌ در سخنان‌ رئیس‌ مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ مورد تأکید قرارگرفته‌ است‌. وی‌ قائل‌ به‌ تفکیک‌ دو قلمرو مردمی‌ و دولتی‌ در اجرای‌ امر به معروف‌ و نهی‌ از منکر نیست‌. ایشان‌ در دیدار با جمعی‌ از مسؤولین‌ معاونت‌ و مراکز اجرایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر نیروی‌ مقاومت‌ بسیج‌ گفته‌ است‌.

«با تأکید بر وسعت‌ حیطه‌ نظارت‌ در همه‌ امور زندگی‌ گفت‌: نظارت‌ و کنترل‌ فقط‌ محدود به‌ اخلاقیات‌ نیست‌ بلکه‌ ابعاد سیاسی‌، اقتصادی‌ و روابط‌ اجتماعی‌ را نیز در بر می‌گیرد… [وی‌ همچنین] نظارت‌ بر جامعه‌ و امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر را وظیفه‌ آحاد ملت‌ دانست‌ … رئیس‌ مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌نظام‌، بسیجیان‌ را پیشتاز در مبارزه‌ با فساد و گسترش‌ دهنده‌ معروف‌ در جامعه‌ خواند و بر لزوم‌ آموزش‌ بسیجیان‌ و انجام‌ تحقیقات‌ علمی‌ و جامع‌ برای‌ خشکاندن‌ ریشه‌های‌ فساد در اجتماع‌ تأکید کرد. وی‌ با اشاره‌ به‌ این‌ که‌ اصل‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر جنبه‌ عمومی‌ دارد، گفت‌: این‌ اصل‌ شبیه‌ به‌ نظارت‌ همگانی‌ است‌ که‌ در دنیا مطرح‌ است‌ و بسیج‌ هم‌ بخاطر جنبه‌ دینی‌ مردمی‌ خود وارد این‌ بخش‌ می‌شود. آقای‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌ به‌ حضور بسیج‌ در همه‌ عرصه‌های‌ اجتماعی‌، سیاسی‌ و فرهنگی‌اجتماع‌ اشاره‌ کرد و افزود: بسیجیان‌ به‌ واسطه‌ این‌ که‌ ضابط‌ قضایی‌ و مهمترین‌ نیروی‌ مردمی‌ متشکل‌ و فعال‌ در جامعه‌ هستند، نقش‌ مهم‌ و تعیین‌ کننده‌ای‌ در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکردارند». (ایرنا، ۲۸/۵/۱۳۸۰).

آیت‌­الله‌ ناصر مکارم‌ شیرازی‌ نیز به‌ عدم‌ تفکیک‌ دو قلمرو مردمی‌ و دولتی‌ در نظارت‌ بر حوزه‌ دینی ‌تأکید دارد:

«از دیدگاه‌ اسلام‌ ضرورت‌ دخالت‌ مردم‌ در امور اجتماعی‌ قطعی‌ است‌. جامعه‌ به‌ قدری‌ وسیع‌ است‌ که‌ اگر همکاری‌ مردم‌ به‌ خصوص‌ نیروهای‌ مردمی‌ و بسیج‌ نباشد نمی‌توان‌ احکام‌ اسلامی‌ را در جامعه‌ پیاده‌ کرد» (ایرنا ۸/۶/۱۳۸۰).

این‌ بینش‌ در میان‌ سخنان‌ دیگر مقامات‌ مسئول‌ کشور نیز ملاحظه‌ می‌شود. معاون‌ امور استانهای‌ نظارت ‌و پیگیری‌ ستاد احیای‌ امر به ‌معروف‌ و نهی ‌از منکر کشور، حجت‌الاسلام‌ علی‌ سلمانیان‌ معتقد است .

«باید نقش‌ نظارت‌ همگانی‌، دستگاههای‌ فرهنگی‌، نیروهای‌ بسیج‌ و کسانیکه‌ می‌توانند در ایجاد امنیت‌ و آسایش‌ مردم‌ نقش‌ مثبتی‌ داشته‌ باشند پررنگ‌تر شود. [وی] یادآور شد: نباید تمام‌ بار مسؤولیت‌ در زمینه‌ سالم‌سازی‌ محیط‌ متوجه‌ نیروی‌ انتظامی‌ و آموزش‌ و پرورش‌ باشد بلکه‌ باید از کارکرد تشکلها و آحاد جامعه‌ نیز در زمینه‌ اصلاح‌ جامعه‌ استفاده‌ مفید کرد» (ایرنا، ۲۸/۶/۱۳۸۰).

نماینده‌ ولی‌ فقیه‌ در منطقه‌ کردستان‌ حجت‌ الاسلام‌ سید موسی‌ موسوی‌ نیز همین‌ نظر را دارد .

«نماینده‌ ولی‌ فقیه‌ در منطقه‌ کردستان‌ در گفتگو با خبرنگاران‌ با اعلام‌ این‌ مطلب‌ که‌ فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر به‌ دوش‌ توده‌ مردم‌ است‌ گفت‌: افراد جامعه‌ در مورد ارزشهای‌ جامعه‌ رسالت‌ به‌عهده‌ دارند. وی‌ افزود: در یک‌ جامعه‌ اسلامی‌ و دینی‌ هیچ‌ مرز بدون‌ مسؤولیتی‌ وجود ندارد و همه‌ افراد در سرنوشت‌ عمومی‌ جامعه‌ و نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ سهمی‌ دارند» (ایرنا، ۳/۵/۱۳۷۹).

اظهارات‌ رئیس‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ شهرستان‌ گنبد کاووس‌ حجت‌ الاسلام‌ نورالله‌ ولی‌­نژاد در اجتماع‌ تشکلهای‌ مذهبی‌ و دینی‌ گنبد نیز همین‌ بینش‌ را منعکس‌ می‌کند .

«برای‌ احیاء و زنده‌ نگه‌ داشتن‌ این‌ فریضه‌ الهی‌ همه‌ باید تلاش‌ کنند… او به‌ اثرات‌ سازنده‌ این‌ فریضه‌ در جامعه‌ اشاره‌ کرد و گفت‌: امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، نظارت‌ همگانی‌ است‌…» (ایرنا،۱۱/۱/۱۳۸۰). ذکر نظر همه‌‌ی مقامات‌ و مسؤولان‌ مربوط‌ در این‌ باره‌ پی‌نوشت را بی‌اندازه طولانی می‌کند.

۳) «دبیر ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر… حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ زرگر در گردهمایی‌ مسئولان‌ و اعضای‌ شورای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر ادارات‌ استان‌ تهران‌ افزود: وظیفه‌ آمران‌ به‌ معروف‌ و ناهیان‌ از منکر جلوگیری‌ از گناه‌ نیست‌ بلکه‌ جلوگیری‌ از گناه‌ بر عهده‌ دستگاه‌های‌ دیگر کشور از جمله‌ دستگاه‌ قضایی‌ و انتظامی‌ کشور است ‌… وی‌ اظهار داشت‌: امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر همانگونه‌ که‌ در فروع‌ دین‌ آمده مثل‌ نماز و روزه‌ واجب‌ است‌ ولی‌ نباید با این‌ عنوان‌ برخوردهای‌ خشونت‌آمیز صورت‌ گیرد» (ایرنا، ۲۹/۱/۱۳۷۸).

آثار منفی‌ به‌ کارگیری‌ خشونت‌ و نیروی‌ قهریه‌ در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر اعتراض‌ خود مقامات‌ مسئول‌ را بدنبال‌ داشته‌ است‌. نماینده‌ ی ولی‌ فقیه‌ در استان‌ و امام‌ جمعه‌ بوشهر در این‌ باره‌ می‌گوید .

«اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر با خشونت‌ و تندی‌ همراه‌ نیست‌ و با طرح‌ این‌ مسأله‌ که‌ فقط‌ ما مسلمانیم‌، نمی‌شود بقیه‌ را از صحنه‌ خارج‌ کرد. حجت‌الاسلام‌ فاضل‌ فردوسی‌ چهارشنبه‌ در نشست‌ مدیران‌ و مسئولان‌ استان‌ بوشهر افزود: باید مردم‌ را مسلمان‌، عاقل‌ و فهیم‌ بدانیم‌ و از برخوردهای‌ خشن‌ و زدن‌ برچسب‌هایی‌ نظیر منافق‌ به‌ مسلمانان‌ و محکوم‌ کردن‌ و باطل‌ دانستن‌ همه‌ کارهای ‌آنان‌ پرهیز کنیم‌ … امام‌ جمعه‌ بوشهر گفت‌: اگر به‌ مردم‌ احترام‌ بگذاریم‌ آنان‌ راه‌ خود را می‌دانند» (ایرنا،۱/۲/۱۳۷۸).

همین‌ نظر را از زبان‌ مسؤول‌ امور پی‌گیری‌ استان‌ها در «ستاد امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر» کشور می‌شنویم‌ که «برخوردهای‌ توأم‌ با خشونت‌ در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، نتیجه‌ منفی‌ در برخواهد داشت‌» (ایرنا، ۳۰/۱/۱۳۷۸).

«دبیر ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کشور» بر زبانی‌ بودن‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر تأکید دارد و معتقد است‌ که‌ «امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر فقط‌ باید زبانی‌ باشد» (ایرنا،۳۰/۱/۱۳۷۸). رئیس‌ ستاد تبلیغات‌ اسلامی‌ استان‌ اردبیل ‌… حجت‌الاسلام‌ امن‌­اله‌ فرید نیز این‌ نکته‌ را یادآوری‌ کرده‌ است‌ که ‌«امر به‌ معروف‌ و نهی ‌از منکر باید بصورت‌ گفتاری‌ و زبانی‌ انجام‌ گرفته‌ و از خشونت‌ در آن‌ پرهیز شود» (ایرنا، ۴/۲/۱۳۷۸).

از سوی‌ دیگر، آیت‌الله‌ جوادی‌ آملی‌ امام‌ جمعه‌ی‌ موقت‌ قم‌ در مقابل‌ کسانی‌ که‌ به‌ کارگیری‌ خشونت‌ را در انجام‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر مورد انتقاد قرار داده‌اند، عرصه‌­ی فرهنگی‌ را هم‌چون‌ عرصه‌­ی نبرد نظامی‌ تلقی‌ می‌نماید:

«برخی‌ از روزنامه‌ها بعنوان‌ آزادی‌ با آیات‌ قرآن‌ مجید درافتاده‌اند. وی‌ افزود: انسان‌ اگر در برابر باطل ‌نرمش‌ نشان‌ دهد یک‌ آتش‌ بس‌ یک‌ جانبه‌ است‌. اگر مهاجم‌ به‌ مکتب‌ شما رحم‌ نمی‌کند شما نیز باید در دفاع‌ از دین‌ خود کوتاهی‌ نکنید. وی‌ اضافه‌ کرد: دیروز وظیفه‌ همه‌ بسیج‌ نظامی‌ برای‌ بیرون‌ راندن‌ دشمن‌ بود و امروز باید با بسیج‌ فقهی‌ و فرهنگی‌ با تهاجم‌ مهمی‌ که‌ اعتقادات‌ مردم‌ را نشانه‌ گرفته‌ مبارزه‌ کنیم‌» (ایرنا، ۴/۴/۱۳۷۸).

اما آیت‌الله‌ صانعی‌ «تعرض‌ و برخوردهای‌ تند برخی‌ از افراد نسبت‌ به‌ حجاب‌ زنان‌ خارجی‌ در ایران‌ را مورد نکوهش‌ قرار داده‌» و می‌گوید: «بر اساس‌ قوانین‌ اسلام‌ به‌ افراد خارجی‌ نباید سخت‌ گرفت‌» (ایرنا،۳۰/۶/۱۳۷۸). پورمحمدی‌ امام‌ جمعه‌ مراغه‌ نیز «در خصوص‌ آثار زیانبار اعمال‌ خشونت‌ سخن‌ می­گوید و برخورد با خاطیان‌ را وظیفه‌ حکومت‌ می‌داند و از مردم‌ تقاضا می‌کند که‌ آنان‌ فقط‌ به‌ تذکر زبانی‌ بسنده‌ کنند. «در اسلام‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر مراحلی‌ دارد از قبیل‌ نهی ‌از منکر لسانی‌ ولی‌ آن‌ جا که‌ برخورد لازم‌ باشد این‌ وظیفه‌ حکومت‌ است‌ که‌ باید برخورد کند. وی‌ گفت‌: اگر اشخاص‌ دخالت‌ کنند هرج‌ و مرج ‌بوجود می‌آید و موجب‌ سلب‌ امنیت‌ و آسایش‌ مردم‌ و بروز بحران‌های‌ روحی‌ و اضطراب‌ و دلهره‌ می‌شود» (ایرنا، ۲۲/۱/۱۳۷۹).

غلامرضا انصاری‌ استاندار مازنداران‌ در جلسه‌‌ی ستاد احیاء امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر مازندران‌ از برخورد شتاب‌زده‌ و نسنجیده‌ در اجرای‌ این‌ آموزه‌ انتقاد کرده‌ است‌ و خواستار خشونت‌زدایی‌ از چهره‌ی‌ دین‌ شده‌ است .

«ما متأسفانه‌ در مقابل‌ چند تا دست‌ زدن‌ نتوانستیم‌ خود را کنترل‌ کنیم‌ و با حرکات‌ شتابزده‌ باعث‌ ناهنجاری‌ در اجتماع‌ شدیم‌ و عواقب‌ آن‌ مسائل‌ ملی‌ را در پی‌ داشته‌ است‌. وی‌ افزود: در انجام‌ امر به ‌معروف‌ در جامعه‌ زمانی‌ موافق‌ خواهیم‌ بود که‌ جنبه‌ رحمانی‌ دین‌ را افزایش‌ دهیم‌ و از احساسات‌ بیهوده‌ بپرهیزیم‌» (خبرگزاری‌ جمهوری‌ اسلامی‌، ۷/۹/۱۳۸۰ به‌ نقل‌ از ایرنا ۷/۹/۱۳۸۰).

نماینده‌ ولی‌ فقیه‌ در خوزستان‌ و امام‌ جمعه‌ی‌­ اهواز نیز خواستار توجه‌ قانون‌ در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر شده‌ است‌: «فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر باید در راستای‌ قانون‌ عمل‌ شود تا تأثیر خود را آنطور که‌ مد نظر است‌ بنماید. آیت‌الله‌ سیدمحمدعلی‌ موسوی‌ جزایری‌ دوشنبه‌ شب‌ در جلسه‌ ستاد احیای‌ امر به معروف‌ و نهی‌ از منکر خوزستان‌ افزود: امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر نباید بصورت‌ خودسرانه‌ و سلیقه‌ای‌ انجام‌ شود بلکه‌ باید تلاش‌ کنیم‌ که‌ بصورت‌ هماهنگ‌ و طبق‌ قانون‌ انجام‌ شود» (ایرنا،۲۰/۹/۱۳۸۰).

غلامرضا انصاری‌ استاندار مازندران‌ خواهان‌ مشخص‌ شدن‌ قلمروها و حیطه‌های‌ مجاز عمل ‌در این‌ زمینه‌ شده‌ است‌.

«قبل‌ از اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر باید مرزها و وظایف‌ اصلی‌ مشخص‌ شود ولی‌ متأسفانه‌ امروزه‌ در حوزه‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ این‌ حدود را مشخص‌ نکرده‌ایم‌. وی‌ ادامه‌ داد: اولین‌ کاری‌ که‌ درزمینه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر باید انجام‌ شود این‌ است‌ که‌ توسط‌ مراجع‌ عظام‌ مرزهای‌ مجاز و غیرمجاز در جامعه‌ مشخص‌ شود تا حرکت‌ ما در اشاعه‌ امر به‌ معروف‌ به‌ خوبی‌ اجرا شود» (خبرگزاری‌جمهوری‌ اسلامی‌، ۷/۹/۱۳۸۰ به‌ نقل‌ از ایرنا، ۷/۹/۱۳۸۰).

فرمانده‌‌ی سپاه‌ منطقه‌ی‌ فارس‌ نیز «اقدام‌ فیزیکی‌» را در اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر غیرقابل‌قبول‌ اعلام‌ کرده‌ است‌: «تحت‌ عنوان‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کسی‌ حق‌ ندارد اقدام‌ به‌ برخورد فیزیکی‌ با مردم‌ نماید. سردار عبدالعلی‌ نجفی‌ دوشنبه‌ در جمع‌ خبرنگاران‌ در شیراز افزود: آنچه‌ در امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر مورد نظر است‌، تذکر لسانی‌ است‌ و آن‌ هم‌ در هنگامیکه‌ انتظار برود این‌ امر نتیجه‌ بخش‌ باشد» (خبرگزاری‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ نقل‌ از ایرنا، ۲۸/۸/۱۳۸۰).

رئیس‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ شهرستان‌ گنبد کاووس‌ از «سردرگمی‌ مردم‌ و جوانان‌» سخن‌ گفته‌ است‌ و نماینده‌ی ولی‌ فقیه‌ در استان‌ کرمانشاه‌ و امام‌ جمعه‌ی‌ کرمانشاه‌ حجت‌الاسلام‌ محمدحسین‌ زندی‌ معتقد است‌ که‌ «با قوای‌ انتظامی‌ و قضایی‌ نمی‌توان‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کرد بلکه‌ باید فرهنگ‌ آن‌ در جامعه‌ زنده‌ شود» (ایرنا، ۲۶/۳/۱۳۸۰). امام‌ جمعه‌ی‌ موقت‌ خمین‌ حجت‌الاسلام‌ سیدجواد رضوی‌ نیز در آستانه‌ی‌ هفته‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌گوید: «با کتک‌ زدن‌، ناسزاگفتن‌ و هتک‌ حرمت‌ افراد نمی‌توان‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کرد، بلکه‌ این‌ مهم‌ باید با زبانی‌ نرم‌، درنظر گرفتن‌ شرایط‌ روحی‌ فرد گناهکار، در حفظ‌ و رعایت‌ کلیه‌ آداب‌ اسلامی‌ انجام‌ شود» (ایرنا،۳/۱/۱۳۸۰). او یادآوری‌ می‌کند که‌ در صورتی‌که‌ «اشخاص‌ بخواهند به‌ ضروریات‌ دین‌ اهانت‌ کنند و انجام‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر برای‌ ناصحین‌ نیز خطر جانی‌ بدنبال‌ داشته‌ باشد، قوای‌ قهریه‌ حکومت‌ جلوی‌ آنرا خواهد گرفت‌. خطیب‌ جمعه‌ خمین‌ همچنین‌ گفت‌: ناصحین‌ نباید کاسه‌ داغ‌تر از آش‌، خودرای‌ و خودمحور باشند و به‌ مردم‌ آبرومند و به‌ خصوص‌ جوانان‌ به‌ سبب‌ انجام‌ گناهی‌ نباید توهین‌ و یا بی‌حرمتی‌ کنند» (همان‌).

مدیرکل‌ روابط‌ عمومی‌ ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کشور، علی‌ صلاحی‌ نیز معتقد است ‌که‌ «ابزار فرهنگ‌سازی‌ در جامعه‌ بیشتر باید «زبانی‌» باشد و نه‌ برخورد فیزیکی‌. وی‌ افزود: فرهنگ‌­سازی‌ هم‌ نباید با خشونت‌ همراه‌ باشد زیرا نتیجه‌ آن‌ معکوس‌ خواهد بود. او گفت‌: ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ ونهی‌ ازمنکر می‌کوشد تا این‌ ذهنیت‌ را که‌ گفته‌ می‌شود ابزار امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر «فیزیکی‌» است‌ از بین‌ ببرد» (ایرنا، ۱۵/۱/۱۳۸۰).

معاون‌ اداری‌ و کارخانجات‌ ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر استان‌ تهران‌، محسن‌ شیرازی‌زاده‌ نیز از «ذهنیت‌ منفی‌» در باره‌­ی این‌ ستاد سخن‌ گفته‌ است‌: «هدف ‌این‌ ستاد این‌ است‌ که‌ با مطرح‌ کردن‌ و برجسته‌ کردن‌ معروفات‌، منکرات‌ را از جامعه‌ دور کند. وی‌ ازاقدامات‌ اجرایی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ از وظایف‌ این‌ ستاد یاد کرد و گفت‌: متأسفانه‌ هنوز عده‌ای‌ تصور می‌کنند که‌ این‌ ستاد کارش‌ برخورد با بی‌حجابی‌ و حمایت‌ از کارهای‌ غیرقانونی‌ است‌. شیرازی‌زاده‌ دو عامل‌ را در ایجاد این‌ ذهنیت‌ درباره‌ ستاد و امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر دخیل‌ دانست‌ و گفت‌: اول این‌ که‌ عده‌ای‌ با دست‌ زدن‌ به‌ کارهای‌ غیرقانونی‌ خود را منتسب‌ به‌ این‌ ستاد کرده‌اند و دوم‌ این‌ که عده‌ای‌ با سوءاستفاده‌ قصد تضعیف‌ این‌ نهاد را داشته‌ و دارند» (ایرنا، ۱/۵/۱۳۸۰).

مدیرکل‌ ستاد احیاء امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر حجت‌ الاسلام‌ زرگر نیز می‌گوید: «یکی‌ از اقدامات ‌فرهنگی‌ ستاد» ذهنیت‌ زدایی‌ [کذا فی‌­الاصل‌] در خصوص‌ برداشت‌ نادرست‌ از فریضه امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر بود؛ زیرا تا از این‌ فریضه‌ سخن‌ به‌ میان‌ می‌آید و مقوله‌هایی‌ مانند دستگیری‌ افراد و … به‌ ذهن‌ متبادر می‌شود، هر چند معتقدیم‌ که‌ کار فرهنگی‌ دیر نتیجه‌ می‌دهد» (ایسنا، ۲۴/۱۲/۱۳۸۰). حجت‌ الاسلام‌ ابراهیم‌ رازینی‌ رئیس‌ کل‌ سابق‌ دادگستری‌ تهران‌ نیز «یکی‌ از مشکلات‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را نداشتن‌ تدبیر و درایت‌ برخی‌ از آمران‌ در این‌ فریضه‌ دانست‌» (ایسنا، ۱۰۱۴/۱۳۸۰). اکبرهاشمی‌ رفسنجانی‌ رییس‌ مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌ نظام‌ نیز این‌ نکته‌ را یادآوری‌ کرده‌ است‌ که ‌«افراط‌گری‌ در نوع‌ برخوردها و روشهای‌ غلط‌ در امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، موجب‌ ناکارآمدی‌ و واکنشهای‌ منفی‌ در جامعه‌ می‌شود که‌ باید با روشهای‌ صحیح‌ و اسلامی‌ این‌ فریضه‌ به‌ نتایج‌ مطلوب‌خود برسد» (ایسنا، ۱۴/۱۲/۱۳۸۱).

هم‌چنین‌ مسؤول‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ یاسوج‌ حجت‌الاسلام‌ عبدالله‌ جعفری‌ صراحتاً از نوع‌ خشونت‌آمیز اقدام‌ به‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر سخن‌ گفته‌ است‌: «برای‌ اجرای‌ این‌ امر مهم‌، در جامعه‌ ما ضمن‌ این‌ که‌ خبری‌ از محبت‌ نسبت‌ به‌ مخاطب‌ نیست‌ بلکه‌ عمدتاً بصورت‌ عقده‌ای‌ با مخاطب‌ برخورد می‌شود» (خبرگزاری‌ جمهوری‌ اسلامی‌، ۱۳/۳/۱۳۸۱ به‌ نقل‌ از ایرنا، ۱۳/۳/۱۳۸۱). و بالاخره‌ معاون‌ ادارات‌ و کارخانجات‌ ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و نیز قائم‌ مقام‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ بحث‌ تجدیدنظر در «شیوه‌های‌ اجرایی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر» پیش‌ کشیده‌ (ایسنا، ۴/۸/۱۳۷۹) و اذعان‌ کرده‌ است‌ که‌ «شیوه‌های‌ اجرای‌ وظیفه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر در گذشته‌ با تندروی‌هایی‌ همراه‌ بوده‌ است‌» (همان‌).

۴) نخست به‌ جدال‌ نیروهای‌ دو جناح‌ سیاسی‌ کشور بر سر مفهوم‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر توجه‌ می‌کنیم. «عبدالحمید محتشم‌، مدیر مسئول‌ نشریه‌ یالثارات‌الحسین‌ (ارگان‌ رسمی‌ انصار حزب‌ الله‌) … به‌ حضور نیروهای‌ انصار حزب‌الله‌ در بعضی‌ از مراسم‌ دانشجویی‌ اشاره‌ کرده‌ و افزود: تصمیم‌ گیرندگان ‌قرارگاه‌ ثارالله‌ سپاه‌، نیروی‌ انتظامی‌ و وزارت‌ اطلاعات‌ که‌ مسئول‌ امنیت‌ تهران‌ می‌باشند، باید به‌ احساسات‌ مردم‌ حزب‌الله‌ توجه‌ کرده‌ و به‌ حال‌ حراست‌ داخل‌ و خارج‌ دانشگاه‌ فکری‌ بکنند تا حرمت‌شکنان‌، حد و مرزها را رعایت‌ نمایند» (ایسنا، ۸/۴/۱۳۷۹). وی‌ علاوه‌ بر اینکه‌ از نیروهای‌ نظامی‌ می‌خواهد در قلمرو فرهنگی‌ حضوری‌ همه‌ جانبه‌ داشته‌ باشند با توسل‌ به‌ آموزه­ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر به‌ نحوی‌ تهدیدآمیز سخن‌ می‌گوید: «در این‌ میان‌ ما چیزی‌ برای‌ از دست‌ دادن‌ نداریم‌. استراتژی ‌انصار حزب‌الله‌، امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است‌، اما اگر شرایط‌ بگونه‌ای‌ پیش‌ برود که‌ به‌ فرموده‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌، در تبانی‌ آشکار بین‌ نیروهای‌ ضد انقلاب‌ شناخته‌ شده‌ی‌ خارجی‌ و عناصر بیماردل‌ و استحاله‌طلب‌ داخلی‌ اتفاق نظر کامل‌ برقرار شود، تکلیف‌ ما نیز عوض‌ خواهد شد، چون‌ ما این‌ مسائل‌ را با نگرانی‌ تعقیب‌ می‌کنیم‌ و این‌ گونه‌ نیست‌ که‌ فکر می‌کنند خیانتهایی‌ صورت‌ گیرد و ما چشم‌ و گوش‌بسته‌ باقی‌ بمانیم‌ اگر وقت‌ مقابله‌ ما برسد، مقابله‌ای‌ جانانه‌ خواهد بود و اگر بکوشند که‌ ما را به‌ مسلخ‌ ببرند، کورکورانه‌ حرکت‌ نخواهیم‌ کرد. خدا نکند که‌ وضع‌ به‌ آنجا بکشد!» (همان‌).

برهم‌ زدن‌ سخنرانی‌ها، آتش‌ زدن‌ کتاب‌ فروشی‌ها، هتک‌ حرمت‌ افراد سیاسی‌ و اهل‌ قلم‌، حمله‌ به‌ دفاتر روزنامه‌ها و بسیاری‌ دیگر از فعالیت‌های‌ غیرقانونی‌ به‌نام‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر مکرراً صورت‌ گرفته‌ است‌. به‌طور مثال‌ «گروهی‌ موسوم‌ به‌ حزب‌الله‌ کرمانشاه‌ رزمندگان‌ اسلام‌ با انتشار اطلاعیه‌ای‌ با عنوان‌ فراخوان‌ حزب‌الله‌ برای‌ تحقق‌ نهی‌ از منکر طرفداران ‌خود را برای‌ حضور» (ایسنا، ۳۰/۵/۱۳۸۰) در یک‌ مراسم‌ سخنرانی‌ در کرمانشاه‌ تحت‌ عنوان‌ «بررسی‌ آرا و اندیشه‌های‌ سروش‌» دعوت‌ کرد. در این‌ اطلاعیه‌ آمده‌ است‌: «از کلیه‌ی‌ نیروهای‌ حزب‌اللهی‌ و از همه‌‌ کسانی‌که‌ دغدغه‌ حفظ‌ حریم‌ دین‌ را دارند، درخواست‌ می‌کنیم‌ که‌ بمنظور ادای‌ تکلیف‌ لازم‌ و واجب‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر لسانی‌ و ممانعت‌ از هتک‌ حرمت‌ به‌ ساحت‌ مقدس‌ حضرت‌ زهرا (س‌) در شب‌ شهادت‌ آن‌ بانوی‌ با فضیلت‌، در این‌ سمینار فعالانه‌ شرکت‌ کنند» (همان‌).

نمونه‌ی دیگر ماجرای‌ خرم‌آباد است‌ که‌ در طی‌ آن‌ همایش‌ دفتر تحکیم‌ وحدت‌ مورد حمله‌ قرار گرفت‌ و در نتیجه‌‌ی آن‌ تعداد زیادی‌ از دانش‌جویان‌ بازداشت‌ شدند و آشوب‌هایی‌ در این شهر پدید آمد. از این‌ اقدامات‌ که‌ فارغ‌ از اثبات‌ یا نفی‌ آن‌ کاملاً سیاسی‌ بوده‌ و با اهداف‌ صددرصد سیاسی‌ انجام‌ شده‌اند، از سوی‌ برخی‌ به‌عنوان‌ اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر یاد شد. به‌عنوان‌ مثال‌ مسعود ده‌­نمکی‌ مدیرمسؤول‌ نشریه‌ی‌ توقیف‌ شده‌ی جبهه‌ درباره‌ی ماجرای‌ خرم‌آباد می‌گوید: «مردم‌ ما ـ مشخصاً ـ در امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و همچنین‌ در برخورد با عناصر ضد انقلاب‌، پیشروتر از مقامات‌ قضایی‌ هستند. برخورد مردم‌ خرم‌آباد هم‌ منطقی‌ و به‌ شکل‌ برپایی‌ اعتراض‌آمیز و راهپیمایی‌ بوده‌ است‌» (ایسنا، ۶/۶/۱۳۷۹). بسیج‌ نیروهای‌ مشخص‌ سیاسی‌ برای‌ اقدام‌ سیاسی‌ و با اهداف‌ خاص‌ سیاسی‌ و نه‌ لزوماً دینی‌ و نه‌ به قصد خدمت‌ به‌ دین‌ برای‌ برهم‌ زدن‌ جلسات‌ سخن‌رانی‌، حمله‌ به‌ دفاتر روزنامه‌ها، آتش‌ زدن‌ کتابفروشی‌ها و سینماها و دیگر مراکز فرهنگی‌ را نمی‌توان‌ اجرای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر دانست‌. حتی‌ اگر این ‌اقدامات‌ نه‌ در سرزمین‌ مسلمانان‌ که‌ در دیار کفر نیز صورت‌ بگیرد نمی‌توان‌ آن‌ را امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر نامید. امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر توصیه، تبلیغ،‌ و ارشاد است‌ نه‌ ضرب‌ و شتم‌. حتّی‌ اگر دست‌ بالا همه‌ی این‌ اقدامات‌ را قانونی‌ و به‌هنجار بدانیم‌، این‌گونه‌ اقدامات‌ (با آسان‌گیری‌ فراوان‌) در مقوله‌ی اقدام‌ قضایی‌، دستگیری‌ متخلّف‌ و یا مثلاً تعزیر و مجازات‌ قرار می‌گیرند و نمی‌توان‌ چنین‌ اقداماتی‌ را امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر تلقی‌ کرد.

در مقابل‌ این‌ نوع‌ استفاده‌ از آموزه‌ی امربه‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، گروه‌ مقابل‌ سیاسی‌ جبهه‌گیری‌ نموده‌ و تعبیر متفاوتی‌ از امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر پیش‌ کشیده‌ است‌. به‌عنوان‌ مثال‌، نماینده‌ی‌ مردم‌ نیشابور و رئیس‌ کمیسیون‌ اصل‌ نود مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ حجت‌الاسلام‌ حسین‌ انصاری‌راد «با انتقاد از برخی‌ جریانها که‌ از حسینیه‌ها استفاده‌ سیاسی‌ نابجا می‌کنند، گفت‌: حسینیه‌های‌ امروز با حسینیه‌های‌ قبل‌ از انقلاب‌ متفاوتند، حسینیه‌ها و مساجد قبل‌ از انقلاب‌ مال‌ مردم‌ بود و مردم‌ بودند که‌ در برابر حکومت‌ در حسینیه‌ها فعال‌ شدند، اما بعد از انقلاب‌، از مساجد و حسینیه‌ها استفاده‌ جناحی‌ می‌شود و در آن‌ دیدگاهی‌ خاص‌ اشاعه‌ می‌شود که‌ پذیرفته‌ بسیاری‌ از کارشناسان‌ اسلامی‌ نیست‌» (ایسنا،۲۳/۱۲/۱۳۸۱). وی‌ «مطبوعات‌ مستقل‌ را مصداق بارز امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر دانسته‌ و گفت‌: مطبوعات‌ آزاد بهترین‌ وسیله‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر هستند چرا که‌ مطبوعات‌ جایی‌ است‌ که‌ دانشمندان‌ و کارشناسان‌ بتوانند علناً قدرت‌ را مدیریت‌، سیاستها، دولت‌ و دولتمردان‌ و شیوه‌های‌ اداری ‌و پدیده‌های‌ اجتماعی‌ را نقد کنند» (همان‌). حجت‌الاسلام‌ کدیور نیز «مهمترین‌ مصداق امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر» را «نقد قدرت‌ سیاسی‌» می‌داند (ایسنا،۲۰/۱۲/۱۳۸۱). سیدهاشم‌ آغاجری‌ نیز همین‌ تعبیر از امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را مطرح‌ کرده‌ است‌: «امروز اگر مردم‌ بخواهند قدرت‌ را نقد کرده‌ و اصلاحات‌ و تغییراتی‌ در آن‌ بدهند اگر این‌ قدرت‌ مشروع‌ بوده‌ باشد و نقادی‌ نیز بمنظور نفی‌ و براندازی‌ نباشد، باید امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کنند که‌ این ‌امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر نیز باید بوسیله‌ نهادهای‌ مستقل‌ از دولت‌ یعنی‌ مطبوعات‌ و احزاب‌انجام‌ گیرد» (ایسنا، ۲۸/۱/۱۳۷۹). او نیز به‌ قیام‌ امام‌ حسین(ع)‌ به‌عنوان‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر اشاره‌ می‌کند؛ اما دقیقاً تعبیری‌ از آن‌ ارائه‌ می‌کند که‌ ضد دیدگاه‌ محافظت‌گرایان‌ دینی‌ از قیام‌ آن امام‌ است: «امام‌ حسین‌(ع‌) بعنوان‌ مظهر امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر، هیچگاه‌ استدلال‌ نمی‌کردندکه‌ چون ‌من‌ حقم‌ و می‌خواهم‌ با منکر مبارزه‌ کنم‌، پس‌ علیرغم‌ خواست‌ مردم‌ با شمشیر و زور، دین‌ خدا را حاکم‌ نمایم‌» (همان‌).

فاطمه‌ راکعی‌ نماینده‌‌ی مردم‌ تهران‌ در مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و نایب‌ رئیس‌ کمیسیون‌ فرهنگی‌ مجلس‌ نیز درباره‌ی سوءاستفاده‌ی‌ سیاسی‌ از آموزه‌ی‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر گفته‌ است: «بسیاری‌ از مسائل‌ خلاف‌ نیست‌ و نمی‌توان‌ آن‌ را در حوزه‌های‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر قرارداد. مثلاً ممکن‌ است‌ نظر و تفکری‌ در حوزه‌‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ اعمال‌ شود که‌ خلاف‌ نظر و سلیقه‌ گروهی‌ تلقی‌ شود. متأسفانه‌ اخیراً باب‌ شده‌ است‌ که‌ با مسائلی‌ از این‌ دست‌ با عنوان ‌برخورد نهی‌ از منکری‌ انواع‌ توهینها و اتهامات‌ نسبت‌ به‌ افراد صورت‌ می‌گیرد و گاه‌ با اقامه‌ جرم‌هایی‌ مانند ارتداد و از این‌ قبیل‌ نسبت‌ به‌ امر به‌ معروف‌ آنها اقدام‌ می‌کنند.گروهی‌ بر خلاف‌ نظرمقام‌ معظم‌ رهبری‌ و دیگر مقامات‌ عالیه‌ کشور به‌ خود اجازه‌ داده‌اند که‌ در مقابل‌ افکار و اندیشه‌های‌ مغایر خود دست‌ به‌ ترور شخصیت‌ و اگر ایجاب‌ کند ترور فیزیکی‌ زنند و عمل‌ خود را با این‌ ادعا که‌ قصد امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر داشته‌اند، توجیه‌ کنند. وی‌ با بیان‌ اینکه‌ این‌ قبیل‌ شیوه‌های‌ خشن‌ و اهانت‌آمیز با ابتدایی‌ترین‌ اصول‌ اسلام‌ که‌ دین‌ رأفت‌ و مهربانی‌ است‌ مغایرت‌ دارد، گفت‌: مجلس‌ موظف‌ است‌ که‌ مصادیق‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را مشخص‌ کند و همانگونه‌ که‌ موارد جرم ‌سیاسی‌ را مشخص‌ می‌کند، باید به‌ تعریف‌ جرمهای‌ اخلاقی‌ و ضد ارزشی‌ نیز بپردازد و دقیقاً مشخص‌ کند چه‌ ارگانهایی‌ با چه‌ ویژگیهایی‌ می‌تواند برخورد با موارد منکر داشته‌ باشد» (ایسنا، ۸/۸/۱۳۷۹).

نتیجه‌ی‌ استفاده‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ برای‌ پیش­برد مقاصد سیاسی‌ و دست‌یابی‌ به‌ اهداف‌ سیاسی‌ و تبدیل‌ دین‌ به‌ یک‌ ابزار حزبی‌ سبب‌ فرسایش‌ قداست‌ و ارج‌مندی‌ آموزه‌های‌ دینی‌ می‌شود و این‌ آموزه‌ها بدل‌ به‌ حربه‌ای‌ برای‌ حذف‌ رقیب‌ از صحنه‌‌ی سیاسی‌ و کسب‌ منافع‌ بیش‌تر سیاسی‌ و ممانعت از‌ دست‌یابی‌ رقبا به‌ فرصت‌های‌ تازه‌ می‌شود. این‌ است‌ که‌ می‌بینیم‌ مثلاً یک‌ جناح‌ سیاسی‌ تعطیلی‌ و توقیف‌ مطبوعات‌ را با استناد به‌ آموزه‌ی امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر توجیه‌ می‌کند و جناح‌ مقابل‌ مدعی‌ می‌شود که‌ «تعطیل‌کردن‌ مطبوعات‌، تعطیل‌ کردن‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است‌» (ایسنا، ۲۳/۱۲/۱۳۸۱). ادامه دارد.

مدیر گروه جامعه‌شناسی دین انجمن جامعه‌شناسی ایران

برگرفته از وبلاگ زیر سقف آسمان


4 پاسخ به “سلطه‌ی دین سیاه و پی‌آمدهای آن (۲)”

  1. رسول گفت:

    خیلی طولانی بود ای کاش یه خلاصه ازش مینوشتین

  2. حسین گفت:

    ما هرچه می کشیم از سیاهدینانِ صفوی می کشیم. چه رنجها که نکشدیم از دست این سیاهدینان صفوی؟! اکنون تصمیم گرفته‌ایم که دین سبز محمدی را به جهانیان معرفی کنیم.

  3. احسان گفت:

    زنده باد!! ما دين دولتی نمی خواهيم و اين را فرياد ميزنيم و هراسی نداريم چرا که اينان هم دينمان را گرفته اند و هم دولتمان را غصب کرده اند. امروز روز فرياد حق طلبی است، روزی که بين سبزی و سياهی فقط يکی را ميتوان انتخاب کرد..

  4. مصطفی گفت:

    شما می‌گویید: پس در نزد مؤمنان سبزاندیش اولویت نخست این است که دین را انسانی سازند و دینی ساختن انسان را در وهله‌ی بعدی مد نظر قرار دهند. این نکته است که معترضان آن را درنمی‌یابند و یا برنمی‌تابند. به‌نظر من بدون طی مرحله‌ی نخست یعنی انسانی ساختن دین، هر کوششی، پی‌آمدی منفی برای دین خواهد داشت.
    لطفا به جای تبدیل دین الهی به بشری، اندکی خودتان را الهی کنید تا از معارف آن بی بهره نمانید.