سید حسن آقا برای وحدت حوزه و دانشگاه تلاش کند
چکیده :به این موضوع ایمان بیاوریم که همانطور که حضرت امام(ره) میفرمودند، روز تحقق وحدت کامل حوزه و دانشگاه، روز پیروزی ما است. در این صورت است که دشمن نمیتواند رخنه کند و توطئهاش بلااثر میماند.من امیدوارم دفتر نشر آثار امام خمینی(ره) و متولی ایشان ، حاج سیدحسن آقا خمینی فرزند فاضل و مجتهد مرحوم حاج احمد خمینی که این معانی را کاملا درک میکنند و افراد دیگر در به وجود آمدن این تقارب و وحدت سعی...
کلمه:آیتالله سیدمحمد موسویبجنوردی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، جزو معدود یاران حضرت امام(ره) است که هنوز هم در مراکز علمی- پژوهشی دانشگاهها به تدریس مشغول است. وی اکنون رئیس گروه فقه پژوهشکده امام خمینی(ره) و رئیس گروه الهیات، حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تربیتمعلم است و در بسیاری از واحدهای دانشگاهی تدریس علوم فقهی و حقوقی را برعهده دارد. با توجه به نزدیکی وی به حضرت امام(ره) و همچنین رفتوآمد او در محیطهای دانشگاهی، سایت جماران گفتوگویی را با موضوع نگاه امام به دانشگاه، حوزه و پیوند این دو نهاد با وی انجام دادهاست
***
نوع نگاه حضرت امام خمینی (س) به دو نهاد حوزه و دانشگاه چگونه بود و چرا ایشان بر وحدت حوزه و دانشگاه تاکید داشتند؟
حضرت امام خمینی (س)اهمیت ویژهای برای حوزه و دانشگاه، این دو نهاد علمی، قائل بودند. در نظامهای گذشته سعی میشد بین دانشگاه و حوزه فاصله و تقابل ایجاد شود. آنها در دانشگاه اینطور القا میکردند که بگویند افکار حوزه علمیه ارتجاعی است در حالی که دانشگاه نوآوری دارد و در مقابل در حوزه هم این معنا را میانداختند که دانشگاهیان لائیک و دینستیزند. در نهضت اسلامی میبینیم که بر اثر روشنگریهای ایشان و شاگردان و تربیتشدگان مکتب ایشان این معنا به طور گسترده مطرح میشود که روز تحقق وحدت بین حوزه و دانشگاه روز پیروزی ما است.
بعد از انقلاب اسلامی چقدر شاهد تحقق این امر بودیم؟
امام خمینی (س) بعد از انقلاب هم بر این معنا تاکید داشتند و واقعا این تقرب و نزدیکی حاصل شده بود.حضرت امام خمینی (س)میگفتند نظم و تشکیلات دانشگاه باید به حوزه هم منتقل شود و در مقابل پژوهشهای عمیق حوزه هم به دانشگاه برود تا هر دو طرف از یکدیگر کسب محسنات کنند. ایشان همچنین معتقد بودند هدف این دو نهاد هم باید واحد باشد، به این معنا که آنها هر دو پرچمدار اسلام و انقلاب باشند. امام کاملا در این مساله موفق بودند. البته کسانی مثل شهید بهشتی، شهید مفتح، مقام معظم رهبری، آیتالله هاشمیرفسنجانی و مرحوم آیتاللهالعظمی لنکرانی هم در این زمینه تلاشهای زیادی داشتند.
در حال حاضر وحدت حوزه و دانشگاه را چطور میبینید؟ آیا آنها در حد مطلوبی از تعامل با یکدیگر قرار دارند؟
البته دشمنان همیشه سعی داشتهاند این وحدت را برهم بزنند. متاسفانه در این اواخر میبینیم که این وحدت تضعیف شده، در حقیقت بهنظر میرسد این تقابل قدری اتفاق افتاده، یگانگی صدمهدیده و خط و خطوط درست شده است. تمام سعی و کوشش ما باید این باشد که وحدت زمان امام برگردد و واقعا به این موضوع ایمان بیاوریم که همانطور که حضرت امام(ره) میفرمودند، روز تحقق وحدت کامل حوزه و دانشگاه، روز پیروزی ما است. در این صورت است که دشمن نمیتواند رخنه کند و توطئهاش بلااثر میماند.من امیدوارم دفتر نشر آثار امام خمینی(ره) و متولی ایشان ، حاج سید سیدحسن آقا خمینی فرزند فاضل و مجتهد مرحوم حاج احمد خمینی که این معانی را کاملا درک میکنند و افراد دیگر در به وجود آمدن این تقارب و وحدت سعی کنند.
پیشنهاد شما به متولیان امور فرهنگی در این خصوص چیست؟ آنها چه وظیفهای در اینباره دارند؟
سخن من به متولیان فرهنگی در کشور، ازجمله شورایعالی انقلاب فرهنگی، وزارتخانههای آموزش عالی، آموزش و پرورش، ارشاد، سازمان تبلیغات شورای مدیریت حوزه علمیه و همه نهادهایی که برای ارتقای فرهنگ در جمهوری اسلامی تلاش میکنند این است که طوری برنامهریزی کنند که واقعا این وحدت به حد کمال و تمام باشد و هیچ تزلزلی در آن پدید نیاید زیرا روزی که وحدت حوزه و دانشگاه به حد کمال برسد، باید جشن پیروزی گرفت؛ جشنی که دشمنان را مایوس خواهد کرد. آن روز است که ما توانستهایم آرمان حضرت امام (س)را پیاده کنیم و نظام مقدس جمهوری اسلامی را مستحکم سازیم.
تشکلهای دانشجویی در پیاده کردن این فرمان مهم امام(ره) چقدر نقش دارند؟ و چطور میتوانند نقشآفرین باشند؟
نظر حضرت امام این بود که تشکلهای دانشجویی با روحانیون مبارز ارتباط داشته باشند و وحدت هدفی بین آنها برقرار شود. در آن زمان حضرت امام در این زمینه بسیار موفق بودند. من شاهد بودم که بهخاطر روشنگریهای امام و شاگردانشان، تشکلها با نهاد روحانیت کاملا هماهنگ بودند و همین مساله عامل موثری در گسترش و صدور انقلاب به دنیا بود.تشکلهای دانشجویی خارج از کشور هم موجبات بیدارگری و صدور انقلاب را به دنیا فراهم کردند. این وضعیت در حال حاضر هم باید نظاممند شده و تقویت شود. البته برای این کار ما احتیاج به تعریف هدف واحد داریم و بهترین هدف، حاکم کردن خط امام(ره) است، تا آنچه فصلالخطاب باشد خط امام و اسلام واقعی باشد. لذا باید تشکلهای دانشجویی که هدفشان استحکام اسلام نابمحمدی است را تقویت و حمایت کرد. این مساله سبب میشود دانشگاههای ما اسلامی و انقلابی باشند و دشمن نتواند در آن طمع و رخنه کند.
وضعیت کنونی تشکلهای دانشجویی را چطور ارزیابی میکنید؟
البته آن زمان دوران انقلاب بود و انقلاب خود شور و نشاطی دارد، حالا قبل از پیروزی و به یک نحو و بعد از آن به نحوی دیگر. پیش از پیروزی انقلاب سران تشکلها میآمدند نجف نزد امام(ره) و با ایشان ارتباط داشتند. آن زمان اساس مساله سرنگونی نظام شاهنشاهی و استقرار نظام اسلامی بود. امام(ره) همواره بر دو معنای اسلام و مردم تاکید داشتند و اهمیت حاکمیت اسلام و رای مردم را به طور مدام یادآور میشدند. تشکلهای دانشجویی اگر هدف اصلی خود را تاکید بر همین موارد قرار دهند، این خط امام(ره) است و از انحراف آنها جلوگیری میکند. همه ما باید این میراث گرانبهای حضرت امام(ره) که شعار استقلال – آزادی- جمهوری اسلامی هم از آن نشات میگیرد زنده نگه داریم تا هیچکس نتواند اتحاد ما را برهم بزند. پس خط امام بهترین پرچم برای وحدت در بین دانشگاهیان و جامعه است.در حال حاضر بحث حاکمیت اسلام از یکسو و ارزش قائل شدن برای رای مردم از سویی دیگر آنطور که باید مورد توجه دانشگاهیان و تشکلهای دانشجویی قرار ندارد، بلکه سلیقههای مختلفی حاکم شده و ما باید سعی کنیم این تشتت آرا را به وحدت رای تبدیل کنیم که بهترین راه آن صیانت از خط امام است.
با توجه به انتقادات مکرر از وارداتی بودن علوم انسانی و ابراز نگرانیها از غربی بودن این دروس، شما که با محیطهای دانشگاهی آشنایی کافی دارید وضع علوم انسانی را چطور میبینید؟
علوم انسانی شاخههای زیادی دارد. البته این چیز خوب و مطلوبی است که در علومی مثل جامعهشناسی، مرعوب غرب نباشیم، ما شخصیتهای اسلامی زیادی داریم که حرفهای خوبی در این عرصه زدهاند، صرف غربی بودن نظریات امتیاز نیست. البته دانشمندان غربی که نظریات آنها در تضاد با اسلام نیست، باید مورد توجه قرار گیرند. اما اگر نظریاتی از دانشمندان غربی در تقابل با تفکر اسلامی است، نباید اجازه ورود آنها را به دانشگاهها داد چرا که ممکن است نفوس ضعیف را تحت تاثیر قرار دهد. باید توجه داشت که اصل علم چیز خوبی است اما ممکن است یکسری از علوم موجبات انحراف افراد را فراهم کند مثلا من منطق جدید را دارای اشکال میدانم که ممکن است اثر سوء در برخی افراد ضعیف داشته باشد، بهویژه کسانی که با فلسفه اسلامی آشنا نیستند.
برای اینکه علوم انسانی را به سمت بومیشدن پیش ببریم، چه باید کرد؟
ما باید از افراد صاحب رای و متخصص – که تعدادشان هم کم نیست – بیشتر در دانشگاهها استفاده کنیم، آنها را تشویق و حمایت کنیم و به آنها ارزش بدهیم؛ اگر منزلت این افراد و جایگاه واقعی آنها مشخص شود ما میتوانیم با بهرهگیری از دانش آنها، دانشگاهها را به این سمت و سو سوق دهیم.














سلام
«موج سبز آزادی» هک شده. بعید نیست هدف بعدی مزدورهای …. این سایت باشه. لطفا مراقب باشید تا این کانال ارتباطی مردم و میر حسین از دستمون نره!
با اين ادرس وارد شويدhttp://174.129.25.248/