بيانیه شماره 16 مهندس موسوی به مناسبت 16 آذر
چکیده :جامعه ما اینك شگرفترین تحولات را تجربه میكند؛بعد از حوادثی كه چند ماه گذشته به خود دید كیست كه بتواند این حقیقت را انكار كند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند كه چه رویداد عظیم و مباركی در راه است، كلاهخودها و چوبدستیهایشان را كنار میگذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاك كه در خاك ما جوانه زده است...
کلمه: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه به شرح زیر است
بسم الله الرحمن الرحیم
عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک میگویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمانهای صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت میکنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو میکنند و از یکدیگر تحفههایی را میطلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحرانزده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفهای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمیآید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگتر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیتهایی سترگتر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود میآورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه میتواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوریها را کنار بگذاریم.
روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حركت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریكترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی كه همه آرزوها برباد رفته به نظر میرسید آنچه در شانزدهم آذر 1332 روی داد شاهدی بود كه معلوم میكرد روح مردم و خواستههای تاریخیشان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» كه روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیمتر در جان مردم شهادت دادند. این گواهی در سالها و نسلهای پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایشهای در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم كسانی كه تنها به ظاهر آن مینگرند نمایان نمیكند. دگرگونیهای بزرگ معمولا متهمند كه یكباره روی میدهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ میكنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست كه شكلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی كه از اعماق ناپیدای جامعه خبر میدهند به راستی ارزشمندند.
جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی گزارشهایی از شكلگیری جریانهای عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است كه اگر حاكمان با درایت برخورد میكردند میتوانست و میتواند برای عبور كمهزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهرهها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذیقیمت را میشكنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند كه حركتهاي دانشجويي جز غوغاي چند جوان پرسروصدا نيستند كه اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاك خواهد شد؛ داستانی تكراری از انكار واقعیتها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان كه تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمهای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند كه) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزیها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم میآورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آمادهباش به سر میبریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغها و چشمهسارها بیرون كرد، و كنوز و مقام كریم، و از گنجها و از جایگاه دلپسند.
چه تلخ است اگر پس از این همه عبرتهای دور و نزدیك مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده شود؛ آنهایی كه اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساكت شدهاند و فقط دانشجویان ماندهاند؛ در دانشگاهها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاههای مادر هیاهو میکنند، آنجا هم كانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند كه اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محكوم كنیم داستان تمام میشود. خوب! تمام این كارها را كردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حركت دانشجویی گواه بر واقعیتهایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را میدانستند، از پیشآگهیهایی كه درباره تحولات دور و نزدیک میدهد درس میگرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ میكردند، خصوصا اینك كه دانشجویان نه مستورهای كوچك از مردم، که یكی از وسیعترین و فعالترین قشرها را تشكيل ميدهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یك نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه كرده بودند اینك در چنین بحرانی قرار نداشتند.
البته این یك قاعده دوسویه است. حركات دانشجویی هم به اندازهای كه از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشهدارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است كه آنها را ایجاد و ایجاب میكند. نسل ما آن زمان كه در حركات دانشجویی شركت داشتیم به روشنی میدید كه پیوند با متن جامعه تا چه حد در تواناییهایش موثر است. در آن زمان گرایشهای بسیاری میان دانشجویان به چشم میخورد. اگر انجمنهای اسلامی از همه قویتر بودند به خاطر آن بود كه از واقعیتهای اجتماعی بیشتر نمایندگی میكردند.
بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیتهای اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازهای كه بتوانند خواستها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلكه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت كنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور كه كسی میتواند به رغم گرایشهای مردم بر آنان حكومت كند بیشتر از یك توهم نیست. حتی زمانی كه یك دولت موفق میشود با تكيه بر نيروي سركوب موجودیتش را حفظ كند فیالواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمكین در برابر زور ارتزاق كرده است، گرچه اين تمكين هم تا ابد نميپايد.
جامعه ما اینك شگرفترین تحولات را تجربه میكند؛ بعد از حوادثی كه چند ماه گذشته به خود دید كیست كه بتواند این حقیقت را انكار كند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند كه چه رویداد عظیم و مباركی در راه است، كلاهخودها و چوبدستیهایشان را كنار میگذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاك كه در خاك ما جوانه زده است میروند.
در میان زیباییهای بسیاری كه روزهای پیش از انتخابات را نورانی میكرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقههای گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن كه به این كار موفق شوند تفاوتها و تنوعهایشان را كنار نمیگذاشتند، بلكه به رسمیت میشناختند. كسی لازم نمیدید كه برای شركت در این یكرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانهشدنها حظی وجود داشت كه فطرتهایمان میپسندید. آن زنجیرههای سبز انسانی كه شهرهاي ما را فرا گرفت نمايشي تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن كه از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جانهایمان نمیخواست كه پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراكنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانهای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یك ملت است.
بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش كوچكی از آثار آن است. بزرگی يك ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه كوچك مکانی است فقط براي «من»، اما در خانه بزرگ برای ديگران هم جا وجود دارد. كارفرمایی که جانش کوچک بود فكر میكرد جز با تجاوز به حقوق كارگران نمیتواند مالی بیندوزد، حال آن كه كارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن میبیند. همینگونه است تفاوت كارگر كوچك و كارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهرهمند شدن این است که همه با هم بهرهمند شوند، اما كسانی كه كوچكند ظرفی ندارند كه در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری كه بزرگ است و دینداری كه كوچك است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است كه در خانه خدا مینشیند و با منكر خدا حکیمانه گفتگو میكند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست كه برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه كردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به كوچك چه كار دارد؟ غیردیندار را در جايگاهي ميبيند كه میتواند به زیباییهای دین رو كند، اگر نتوانسته است حقیقتی را بیابد احتمال درك آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا میتواند كوچك باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را كه درك نمیکند ترك كند و بیآنكه بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بیاساس بخواند.
ملت ما اينك دارد نشانههای بزرگی خود را به نمایش میگذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تكاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی كه اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانههای آن. نشانههایش را باز میگوییم تا خود آن را باور کنیم كه چونان بهار از راه میرسد و حیات ما را دیگرگون میكند؛ تا به مباركی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد میکند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولي پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانههایش را پیشرویمان قرار داده است.
نشانههای بزرگی يك ملت شبيه به صفاتی است كه از یك انسان رشید انتظار ميرود. كسی كه آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمانگرایی ارتباط خود را با واقعیتها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنههای تلخی که در این چند ماهه دیدهاند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود ميدانند به آن خاطر نیست كه اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمیشود. تنها و تنها حکمت و واقعبینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واكنشهای عصبی و لجامگسیخته بیانجامد.
به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان میدهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینههای بیدلیل نیست، اما هولانگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت را در شجاعتی که مردم ما به نمایش میگذارند مشاهده نمیکنید؟
به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راهحلهای گرهگشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنههايي كه مردم ميگشودند بسته میشد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راهحلهای جدید خلق میکردند.
به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواستههایشان را چنان با حوصلهای زندگی میکنند که گویی میتوانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصلهای كه مخالفانشان را خسته كرده است، حوصلهای که از رشد حکایت میکند.
و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزشهای وجودی خود آگاه است. براي زماني طولاني ما اينگونه نبوديم. سرهاي ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگي خودباوري را از ملت ما گرفته بود، تا اين كه انقلاب ترميم این باروی فروریخته را آغاز كرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمههای تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار میگرفتند متعجب میشديم؟ انگاری احتمال هم نمیدادیم كه از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بیباور به آن كه ممكن است كمترین نكته قابلستايشي در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه میگشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد اینگونه واکنش نشان میدهد؟ یا او از فضائل خويش آگاه است، به قدري كه تمجيدها نه جانش را ذوقزده ميكند و نه مسيرش را تغيير ميدهد. در چند ماه گذشته ملتها ايرانيان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسينها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانههای عظمت را تجربه میکند.
در سند چشمانداز بیست ساله آمده است كه ایران باید در سال 1404 قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم كه قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ آیا قرار است در حالی كه هنوز بزرگ نشدهایم لباسهای بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح كشورهای منطقه طرحهای عمرانی نیمهكاره افتتاح كنیم، یا سفرهای شكستخوردهمان را با امدادهای رسانهای پیروزی بنامیم، یا خود را كانون دائمی جنجالها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت كنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا میپرسم كه یك كشور تنها زمانی بزرگ است كه ملتی بزرگ داشته باشد.
دعایمان مستجاب شد و ملت با تكیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی كه شایسته او بود رسید، منتهی مشكل آن است كه یك ملت بزرگ نمینشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یك ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمیكند. وقتی كه یك ملت بزرگ میشود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و كجا باید برود و چه كسی را برگزیند و به چه چیز و چه كس اعتماد كند. یك ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع كند كه تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن كه تنها يك ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.
از ما میخواهند كه مسئله انتخابات را فراموش كنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله آنها این است كه به یك ملت بزرگ بزرگی فروخته میشود. آن چیزی که مردم را عصبانی میکند و به واکنش وا میدارد آن است که به صریحترین لهجه بزرگی آنان انکار میشود.
مگر نمیخواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن كسي را بيشتر ميپسندند كه حق بزرگي آنان را كاملتر ادا كند. این مسئلهای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، كه هزار گره دیگر را نیز میگشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنههای مشکل در یك انتخابات، محدود بماند.
برادران ما! اگر از هزینههای سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید؛ در خیابان با سایهها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. 16 آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. 17 آذر چه میکنید؟ 18 آذر چه میکنید؟ چشماني را که در صحن دانشگاه به رزمایشهاي بيفايده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر میکنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید كرد؟
اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی میگوییم و شنیده نمیشود. اگر میشنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک میشد؛ آن پيروزي را میگویم كه عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پيروزي كه انسانها را همچون جوانههای یک مزرعه يكي يكي و گروه گروه بزرگ میکند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز میکند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که میکند خجالت بكشد.
اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یكی از دانشگاهها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یك شروع خوب است. یا شنیدم كه در عید غدیر مخالفان مردم به یكدیگر شال سبز هدیه میدهند. از دیدگاهی كه این همراه شما مینگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم كه سبز را انتخاب كرديم، بلكه سبز بود كه ما را برگزيد. آیا ممكن است كه این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممكن است، زیرا ذيجود کسی است که به حیله حیلهزننده نگاه نمیكند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.
میر حسین موسوی
1388/09/15














یا حسین میر حسین…..مرگ بر دیکتاتور
16 آذر تجلی گاه اراده سبزمان ..
روز دانشجوی سبز مبارک
رئیس جمهور موسوی، سلام و درود گرم مرا بپذیر!
همراهانِ سبز، شمایان که هر گاه کامنتهایتان را که برای میرحسینِ عزیز میگذارید به دقت میخوانم، شما هم سلام و ادبِ مرا بپذیرید!
سلام خدا بر میرحسین موسوی آزاده که از حق پایمال شده مردم نگذشت.
مثل همیشه رسا و پر انرژی
جانم فدای میرحسین موسوی
مرگ بر استبداد
مرگ بر دیکتاتور
“مگر نمیخواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر میپسندند که حق بزرگی آنان را کاملتر ادا کند.”
بنگرید که این مرد جقدر بزرگوار است. سید ما چه می گوید؟ حاکمیت چه میگوید جز تهدید و مرگ و زور ؟
فردای سبز ارزوی محال نیست
به امید روزی که همگی آزادی کلام داشته باشیم پیروزباشد ملت ایران
آقای موسوی واقعا نمیدونم چه سحری توی کلام و بیانیه هاتونه که انقدر آرامش بخشه؟
خیلی لذت برم و عزمم جزم تر شد.
دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد.
سلام ودرود بر سلاله پاک علی که الحق پرتوی از صلابت و استواری و دافعه و جاذبه علی را در تو مجسم می بینم.
اللهم انصرنا و ثبت اقدامنا
دانلود تمامی بیانیه های آقای مهندس موسوی به صورت pdf+ بیانیه ی 16 آذر
وبسایت: greenvote
http://www.greenvote.info/fa/media/html/mousavi-notes.html
سلام بر راذمرد تاریخ معاصر
سلام قول من رب رحیم
FARDAYE SABZ AREZOOYE MAHAL NIST!
ما همچنان منتظر مدارکی دال بر تقلب در انتخابات هستیم
با این بیانیه های که تنها چند نفر تعصبی و نا عادل برایش کف میزنند کاری از پیش نمیبرید
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
16 آذر روزدانشجو مبارک.
درود بر رئیس جمهور میرحسین موسوی
dorood bar moosavi gharhreman.
درود بر همه کسانی که برای آزادی ،عشق و وطن تلاش می کنند. درود بر میر حسین موسوی.درود بر جنبش سبز ایران زمین.
امشب الله اکبر غوغا کرد
یا حسین میرحسین
درود
بسیار عالی و پرمحتوا. خیلی خوشحالم. ولی ای کاش زودتر منتشر می شد.
من هم عید رو به آقای موسوی و تمام هم وطن های سبزم تبریک می گم
و با شجاعت، صداقت و صمیمیت تمام نشدنی به مبارزه برای موفقیت ادامه می دهم
وقتي همه ي خبرنگاران خارجي از طرف دولت مجوزشون تا 18 آذر باطل ميشه ،يقين بدونيد كه خيلي بيشتر از اونچه كه فكر ميكنيد از ما ميترسن. يا حسين ميرحسين
دویت داریم سید سبز ، امید مایی
دوست داریم چون جد بزگوارت
درود بر رئیس جمهور موسوی، امیدوارم انهایی که ناخواسته منحرف شدن با خوندن این بیانیه ها حقیقت رو دریابند.
رییس جمهور موسوی عزیز عیدتون مبارک.خیلی بیانیه خوب و مفیدی بود.برای فردا کلی روحیه گرفتیم….
آن سه قطره خون و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند…
به این جمله توجه کنید,رئیس جمهور موسوی با زیرکی مواضع خودشو در همه زمینه ها اعلام میکنه
سلام
با وجود اینکه ایمیل ها قطع ولی بیانیه رو همه جا پخش میکنیم از همه طرق ممکن
یا حسین میر حسین
سلام آقای رئیس جمهور. من یک استاد اخیرا اخراجی دور از دانشگاهم. تذکر جدی شما به سه “……” که برای نجات خودشان آخرین فرصت به آنها داده شده است میتواند روحیه ای مضاعف به جنبش سبز بدهد.یا حسین.
درود بر ازادي درود بر ازاد انديشان درود بر سبزها ودرودبر دربندان سبز انديش به اميد پيروزي راه سبز
بگذرد این روزگار تلخ تر از تلخ ، بار دگر روزگار چون شکر آید !
یا حسین میر حسین
در این متن عبارات و جمله هایی بود که دل آدم رو می لرزوند. ملتی که در میان خود امثال موسوی بزرگ را دارد از رحمت خدا نا امید نمی شن.
با سلام
در جواب به کامنت آقای mohamad
آقای mohamad دلایل زیادی هست اگر ممکنه به این سوالات جواب بدین !!
1- چرا در شامگاه پنجشنبه 21 خرداد شبکه پیام کوتاه –اس ام اس – قطع شد ؟دلیل قانع کننده لطفا
2- چراصندوقهای سیار نسبت به دوره های گذشته انتخابات چه ریاست جمهوری و چه مجلس و شوراها با توجه به اینکه تعداد رای دهنده ها تغییر محسوسی نکرده بودند 10 برابر شده بود؟
3- چر برای ناظرین مهندس میرحسین در بسیار ی از صنودقها برای صدور کارت ناظری با کارشکنی صورت می گرفت و تعلل بسیار تا ناظر به نظارت خود نرسد؟؟؟!!!!
4- چرا رای ها اینقدر زود شمرده شد؟ و چرا در مواردی اعلام رای های کاندیدا ها از موارد قبل شمرده شده کمتر بود؟
5- چرا در بسیاری از مناطق کل افراد واجد شرایط رای داده بودند؟ مگر در خرداد ماه، ماه امتحانات دبیرستانها و مدارس و دانشگاهها، سفرها زیاد می شود؟ درصورت قبول این موضوع نباید نسبت شهر مبدا به شهرمقصد کمتر باشد؟ چرا تعادل نیست؟
اینها تنها بخشی از سوالات خود انتخابات است و سوالات قبل و بعد ازانتخابات بطورنمونه :
1- چرا کاندیدایی که وزارت کشور بیشترین شمارش رای را به ایشان اختصاص داد در قبل از انتخابات از تمامی امکانات دولتی اعم از انسانی و غیر انسانی برای خود تبلیغ نمود و دیگراینکه چرا اعضای شورای نگهبان که بایستی حتما وحتما بیطرف باشند طبق اعلام نظری علنی خود – 7 نفراز 12 نفر-
کاملا طرفدار ایشان بودند چرا؟ این قضاوت بیطرفانه علی علیه السلام است؟!!!!!!
2-چرا دربعد از انتخابات دلایل قانع کننده ای برای مردم معترض بیان نشد؟ چرا به معترضین تریبون و فرصت انتقاد در یک رسانه رسمی ندادید؟ ؟ آنراکه حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟؟؟
مطلبی هم برای مهندسی در انتخابات دارم که لازم میدارم به آن جواب دهید
در طول ایام تبلیغات و قبل از آن سخنی راجع به کد کاندیداها به طورکلی و اساسی نشده بود، ولی یکباره شب قبل از انتخابات کد کاندیداها به اینصورت اعمال شد :
احمدی نژاد 44 و رضایی 55 و کروبی 66 و موسوی 77
چرا احمدی نژاد از 44؟ در بسیاری از صندوقهای رای گیری مشاهده شد که در برگه اعلام کاندیداها ، کدهای آنان اعلام نشده وآن کسیکه مطلع نبوده و نمی دانسته کد هرکاندیدا را، به فرض اینکه کدها از 1 یا 11 شروع میشوند درجلوی هرکاندیدا بطورنمونه برای احمدی نژاد1 یا11 -رضایی 2 یا22-کروبی 3 یا33و موسوی 4 یا 44 نوشته شده باشد چه اتفاقی می افتد؟
حالا اگر خدای ناکرده درهنگام شمارش رای بصورت رایانه ای درجلوی نام میرحسین کد 44 باشد و کاربر رایانه کد 44 را به کامپیوتر بدهد، چه اتفاقی افتاده؟ بله -رای هاجابجاشده آنهم بصورت قانونی
لحظه لحظه رخدادها و حوادث قبل وبعد انتخابات و روز انتخابات در ذهن همه آنهایی که به ایران علاقمندند باقی خواهد ماند و هیچگاه فراموش نمی شوند.
یاحسین میرحسین
دوستان عزیز به خصوص دانشجویان لطفا همگی به این بخش پیام میرحسین دقت کنید :”16 آذر را سرکوب میکنید؟17 آذر چه خواهید کرد؟18 آذر چه خواهید کرد؟” آنچه از این بخش برداشت میشود به روشنی معلوم است
لطفا سایر دوستان هم در مورد این بخش پیام میرحسین نظرات خود را بگویند تا در بحبوحه مراسم 16 آذر این بخش پیام مسکوت نماند.
dorood bar shoma aghaye moosavi aziz
dast shoma ra bea samimiat mifesharam
cheh ghadr in neveshteh shoma beh del man nazdik bood
sabz yani esteghamat ta Bahar
مرگ بر ضد ولايت فقيه . حالا 16آذرتون هم سوزونديم با اون افتظاحتون كه فكر كردين واسه لطمه به نظام ميتونين تروريست تربيت كنين بفرستين . بازم حزب الله پيروز شد و در آستانه ي 16آذز گروهك هاي ترور رو دستگير كرد حالا بريد هرچه قدر ميتونين توهم ما بيشماريم رو تو ذهن ناژاكتون مرور كنين . ديگه درس ترور و آشوب رو 30سال پيش نظام ازبر شده . واقعا چقدر احمقين كه فكر كردين ميتونين با ماها در بيوفتين . واقعا از ته مانده ي لجنهايي كه حرف اين سيد المنافقين رو باور ميكنن بايد از خنده مرد .
جانم فداي رهبـــــــــــــري كه خوار تو چشم منافقين هستش
واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد.
فان حزب الله هم الغالبون يادتون نره هميشه حزب الله پيروز است
جنبش سبز تلاشی است برای آنانی که آزاد می زیند و آزاد زیستن را برای همگان می پسندند.
من جوانی هستم از اهالی این سرزمین و اکنون بیشتر از همیشه به ایرانی بودن خویش افتخار میکنم.
دورود بر میرحسین.
سلام بر مبارزان راه آزادی
زنده باد دانشجویی که ذلت نمی پذیرد
بزرگترین سرمایه جنبش سبز مردم شمولی آن است و با در بر گرفتن همه اقشار و احزاب است که همه را به حرکت در می آورد و این مساله در جهت گیریهای رهبران جنبش دیده می شود.
متن بسیار جالبی بود
مرسی آقای موسوی
پیام نهفته ات را دریافتیم ای فرزند مومن به میثاق اهورایی وطن!
تا آخرین نفر و با هر آنچه در توان داریم برای رسیدن به آزادی و رهایی ایران از چنگال دروغگویان مذهب نما و دشمنان واقعی ملت مبارزه میکنیم
این یکی از زیباترین و مهمترین سندهای تاریخ سیاسی معاصر ماست.
درود بر موسوی و سلام بر مخالفی که گاهی مرا تهدید کرد گاهی مرا زد و گاهی هم مرا کشت…!!!!
اما من کاری نکردم…
تنها گفتم میان این همه رنگ…
سبز رنگ من باشد…
و این است که ایـــــــــــران همیشه زنــــده خواهد ماند.
توپ تانک …دیگر اثر ندارد
دوستان براستی که حرفی که از دل برآید بر دل نشیند
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم دردا و ندامتا که تا چشم زدیم نابوده به کام خویش نابوده شدیم………………به امید سرنگونی همه دشمنان وپیروزی سبزاندیشان
درود بر میرحسین موسوی
واقعاً بیانیه ی بسیار امیدبخشی بود،من که باز هم امید و روحیه ام را بدست آوردم
به امید پیروزی همه سبزها
همه ايران را سبز خواهيم كرد.
ممنون مهندس، ممنون كه همراه مان هستيد. فقط اگر امكان دارد لطفا مثل بيانيه هاي تابستان درباره كارهايي كه بايد بكنيم هم صحبت بكنيد.
بنا به آنچه از پیام دوستمان میرزاکوچک خان که در بالا نظر خود را آورده برمی آید :
ما دانشجویان از آنجا که دانشگاه را میعادگاه آزادی و آزادیخواهی میدانیم لذا آغاز اعتراضهای روزانه و مداوم هم به نظر باید از دانشگاه آغاز شود:16 آذر،17 آذر ،18 آذر و ….
(لطفا همگی نظر میرزاکوچک خان را بخوانید و سریعتر در مورد این بخش پیام میرحسین نظرات بیشتری بدهید تا دیر نشده است.)
به امید پیروزی حق بر باطل
یا حسین میر حسین
درود بر موسوی که همراه ملت ایران است
درود برخاتمی که یاور ملت ایران است
درود بر کروبی بت شکن
به امید پیروزی حق بر باطل
یا حسین میر حسین