سرمقاله آفتاب یزد؛طنز صداو سیمایی يا عقدهگشايي
چکیده :حقيقت آن است كه آفتاب يزد، هيچگاه «هجو» همكاران رسانهاي خود را مجاز نشمرده و اين تحفظ شامل حال دستاندركاران صدا و سيما نيز ميگردد. اما آنچه ما را به اعتراض امروز تشويق كرد تجويز صريح قرآن كريم است كه «لايحب الله الجهر بالسوء من القول الامن ظلم» خداوند درشتگويي را جز از كسي كه بر او ظلم شده،...
کلمه: مجتبی واحدی در سرمقاله روزنامه آفتاب یزد نوشت: قبل از آغاز بحث اصلي، لازم است به اين نـكـتـه اشـاره كـنم كـه مـعـمولا فرصت ندارمبـرنـامـههـاي تلـويزيون را ببينم و البته از اين «كم فرصتي» احساس زيان نميكنم.
اما معمولا آوازه برنامههاي صدا و سيما آنقدر بلند است كه كمتر كسي از آن بيخبر ميماند. دو روز قبل، سايت اصولگراي تابناك، گزارشي از يك سريال تلويزيوني منتشر نمود. بر اساس اين گزارش، در بخشي از اين سريال، نسبت به رسانهها و روزنامهها عقدهگشايي شده و اينگونه القا شده كه اگـر رشـوه مورد درخواست بعضي از رسانهها پـرداخـت نـشـود، آنـهـا بـا خبر رساني دروغ، به كسي كه از رشوه دادن پرهيز كرده، خسارات سنگين وارد ميكنند.
البته اين نخستين بار نيست كـه تـشـكـلهاي اثرگذار، هدفعقدهگشاييها قرار مي گيرند. چند سال قبل هم كه همه تلاشها براي بدنام كردن مردميترين مجلس پس از انقلاب- مجلس ششم- به نتيجه نرسيد، سران صداوسيما دست به دامان طنزپردازان شدند تا انتخابات و منتخبان آن را «هجو» كنند. آنها از اين تلاش خود نتيجهاي نگرفتند و نهايتا براي حذف نمايندگان مجلس ششم، تدابير ديگري انديشيده شد. ظاهرا اكنون هم كه تمامي راهها براي بيخاصيت كردن نقش رسانههاي مستقلبينتيجه مانده است، بار ديگر برنامهاي كه بهترين نام براي آن «تهمت طنز» است به كار گرفته ميشود تا رسانهها را بد نام كنند.كسي نميتواند وجود هرگونه مفسده در رسانهها – از جمله رسانه ملي- را منتفي بداند اما برنامهسازيها معمولا مبتني بر يك جريان غالب است.
آيا برنامهسازان بيسوژه صدا و سيما، معتقدند كه جريان غالب و حتي جريان قابل اعتنا در رسانهها، اينچنين است؟ البته تهمت زدن آسان است. مثلا روزنامهنگاران هم ميتوانند در برابر رفتار رسانه موسوم به ملي در موضوع برنجهاي آلوده، علامت سوال بزرگي بگذارند و تبليغات اوليه پيرامون آلودگي برنجها و عقبنشيني ناگهاني ازآن و تاكيد بر پاك بودن و عدم آلودگي برنجها را ناشي از همان روندي بدانند كه طنزپردازان نه چندان شيرين زبان صدا و سيما، آن را متوجه مطبوعات ميدانند!
آيا صدا و سيما اينگونه قضاوت را ميپسندد؟ در ضمن اگر قرار باشد كه فعالان اقتصادي و سـيـاسـي كـشـور به «رشوهدهي» و مطبوعاتبه «رشوهگيري» متهم شوند اذهان مردم به جايي سوق پيدا خواهد كرد كه به هيچ وجه مطلوب مديران شيفته دولت در صدا و سيما نميباشد. مطمئنا هيچ يك از گروههاي سياسي شناسنامهدار كشور- اعم از اصلاحطلب و اصولگرا- به منابع مازاد مالي دسترسي ندارند تا بتوانند از آن، به رسانهها نيز بذل و بخشش كنند. البته اگر بنابر بـدبيني و اتهامافكني باشد ميتوان گروهها و مديراني را پيدا كرد كه قادرند صدها ميليارد تومان، هزينه فاقد سند انجام دهند؛ شايد بخشي از همان صدها ميليارد تومان- كه ظاهرا سندياز روش هزينهشدن آنها وجود ندارد- صرف هـمـيـن كـارهـايي شده باشد كه اكنون سوژه طـنزپردازي بيمحتواي رسانه موسوم به ملي اسـت!
هـمـچنين مديراني ميتوانند پولهاي بيحساب را خرج اينگونه امور كنند كه پرونده بلاتكليفي ميلياردها دلار درآمد نفتي، به نام آنان در ديوان محاسبات ثبت شده است. از سوي ديگر، اگر ادعا كنند كه سوژه موردنظر، متوجه بعضي فعالان اقتصادي بوده است در واقع مديران دولتي را به فساد متهم كردهاند زيرا نهايتا آنچه قرار است به كمك «مطبوعات رشوهگير»انجام شود فضاسازي رسانهاي براي اقدامات غيرقانوني اسـت كه يك طرف آنها، سازمانهاي دولتي هستند. آيا كساني كه قافيه آنها در طنزنويسيبه تنگ آمده اما قافيهسازي آنها براي تمجيد از دولت هنوز فعال است به اين مفهوم از اقدام خود توجه دارند؟
حقيقت آن است كه آفتاب يزد، هيچگاه «هجو» همكاران رسانهاي خود را مجاز نشمرده و اين تحفظ شامل حال دستاندركاران صدا و سيما نيز ميگردد. اما آنچه ما را به اعتراض امروز تشويق كرد تجويز صريح قرآن كريم است كه «لايحب الله الجهر بالسوء من القول الامن ظلم» خداوند درشتگويي را جز از كسي كه بر او ظلم شده، نميپسندد. نگارنده اميدوار است ساير همكاران رسانهاي نيز بدون توجه به گرايشهاي سياسي، در اين اعتراض همراهي كنند زيرا يقين داريم سـاحـت همه رسانههاي ايران به ويژه خبرنگاران زحمتكش روزنامهها و خبرگزاريها، از اتهامات عقدهگشايانه، پاك است.














به نظر من کسانی مثل مهران مدیری ( همان سازنده باصطلاح طنز در باره مجلس ششم ) تنها زمانی به مردم احترام می گذارند که برایش کف بزنند و هورا بکشند .
نتیجه این همه حمله به اصلاح طلبها چه شد؟آیا مردم از آنها رویگردان شدند یا بالعکس؟