مسئولان از آن روز بترسند که انفجار رخ دهد و یك «ایام الله» باز پیدا شود
چکیده :یك حسابی در كارباشد، كه خودتان از خودتان حساب بكشید كه من امروز می خواهم چه بكنم ، می خواهم همه مملكت ایران را به هم بزنم برای اینكه من باشم و هیچ كس نباشد ،همه روی قانون عمل بكنید قانون اساسی راباز كنید؛باید به حسب واقع ، به حسب انصاف ، به حسب وجدان ، این مردمی كه شماها را روی كار آورده اند، این مردم زاغه نشین كه شماها راروی مسند نشانده اند ملاحظه آنها را بكنید، و این جمهوری را تضعیفش نكنید. بترسیداز آن روزی كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست ، و یك انفجار حاصل...
کلمه:نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 6 خرداد 1360 در حسینیه جماران به دیدار معمار کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) نائل شدند، در آن دیدار امام توصیههای بسیار مهمی را خطاب به مسئولان و نمایندگان ایراد فرمودند و به آنها هشدار دادند که اگر جمهوری تضعیف شود و مردم به باطن آنها در آن روز پی ببرند یک انفجار و ایامالله دیگر رخ خواهد داد.سایت پارلمان نیوز فرازهایی از فرمایشات امام خمینی در آن جلسه را به مناسبت روز مجلس منتشر کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
من یك كلمه راجع به مجلس و محیط مجلس عرض دارم . و یك كلمه هم راجع به كشور و كسانی كه در این كشور مشغول به خدمت هستند.من می خواستم كه این مجلس یك معلم باشد از برای همه كشور، و برای مجلسهای بعد و نسلهای آینده ، كه كیفیت مشاوره وكلا باید این نحو باشد.آن نحوی كه در مجالس سابق ، و خصوصا این مجالس آخر پنجاه ساله ، آن طور نباشد.
انتقاد آزاد است ، به اندازه ای كه نخواهند یك كسی را خفیف كنند، یا یك گروهی را خفیف كنند و از صحنه خارج كنند؛ انتقاد برای ساختن ، برای اصلاح امور، لازم است ؛ هرمجلسی باید این انتقادات را داشته باشد؛ لكن اگر [در] این انتقادات آن كه انتقاد می كندبا آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بكند، این كه جواب می دهد هم اگر با نظر صحیح وبدون اینكه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است . و اگر با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یك مسئله را حل بكنید، و هر كسی درنظر داشته باشد كه طرف مقابل خودش را مثل یك دشمن بكوبد، عقلها كنار می رود وقوه غضبیه ، كه بدترین قوه هاست اگر مهار نشود، در كار می افتد؛ و مسائل را علاوه براینكه حل نمی كنند، مشكلتر می كنند.
نظر بیطرف بسیار كم است . یعنی “نظر” بیطرف باشد؛ خودآدم هیچ وقت نمی تواند بیطرف بیطرف باشد. لكن در نظر دادن حق را ببیند. تحت تاثیرحق واقع بشود؛ این حق چنانچه از دشمن من هم صادر شد، من او را تمجید كنم به عنوان اینكه حق است . و باطل اگر از دوست من هم صادر شد، آن را تكذیب كنم به عنوان اینكه باطل است . ولو در باطن فرض كنید یكی یك روشی را دوست دارد، یكی روش دیگر را؛ لكن در مقام نظر دادن ، در مقام مصلحت اندیشی برای كشور یا برای اشخاص ،آن نظر حب و بغض خودش را كنار بگذارد، برود دنبال حق و باطل .
حق هر جا هست باید دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذیرفت ، ولو برخلاف نظرخود من هست . و باطل را هر چه هست و از هر كس صادر بشود باید نپذیرفت به عنوان اینكه باطل است . اشخاص و گروهها و اینها را باید كنار گذاشت ، حق و باطل را ملاحظه كرد. آن وقت هم برای اثبات حق و ابطال باطل اگر انسان گرفتار بشود به عصبانیت وعرض می كنم غیظ و غضب كردن ، نه می تواند حق را به دست بیاورد؛ و نه می تواند باطل را ردش كند.
تدریجی بودن فساد و تباهی
مهم در همه افراد، و خصوصا شما آقایان كه در مجلس هستید، و مجلس مبداء همه چیزهایی است كه در كشور واقع می شود، مهم این است كه در مقام بیان مسائل وردمسائل ، انتقاد و تكذیب ، به آنجا نرسد كه قوه عقلیه كنار، و با قوه غضبیه انسان وارد میدان بشود. اگر یك كسی هم فرض كنید از زبانش یك مطلبی بر خلاف شما صادر شد، شمابروید و مطلب را منطقی صحبت كنید، با داد و فریاد و – خدای نخواسته – حرف زشت زدن كار درست نمی شود. جز اینكه اگر – خدای نخواسته – این امور تكرار بشود درمجلس ، كم كم – هیچ امر فاسدی یكدفعه سراغ آدم نمی آید. شیطان باطنی انسان بسیاراستاد است .. همه اینهایی كه می بینید فاسد شدند این طور نبودند كه اینها از اول به این درجه از فساد بودند؛ بلكه كل مولود یولد علی الفطره (2) و این طور هم نبودند كه یكدفعه جهش كرده باشند از یك مرتبه ای به مرتبه بالای فساد. این طور هیچ وقت نبوده است . این بتدریج واقع شده است . اینهایی كه دیكتاتور شدند این طور نبوده است كه از اول دیكتاتور زاییده شده باشند. آنها هم مثل سایر مردم [بودند. ] بعد هم وقتی كه به مقامی رسیدند ، این طور نبوده است كه ازاول دیكتاتوری كرده باشند.
لكن قدم بقدم ، ذره به ذره ، رو به دیكتاتوری رفتند، یك وقت هیتلر از كار درآمدند؛ یك وقت استالین از كار درآمدند. شیطانی كه در باطن انسان است با كمال استادی انسان را به تباهی می كشد. اگر از اول بگوید كه تو بیا برو یك آدمی را بكش ، هرگز نخواهد رفت . از اول انسان را وادار می كند كه این آدم چه طور است ،یك غیظی به او بكن . بعد یك قدری زیادتر. تا كم كم مهیا می كند انسان را از برای اینكه آدم هم می كشد! همه اینهایی كه فاسد هستند بتدریج فاسد شدند؛ هیچ كس یكدفعه فاسد نشده است . و هیچیك از ماها هم تصور نكنیم كه مامون از این هستیم كه فاسدبشویم . همه در معرض فساد هستیم . همه ما دست به گریبان شیطان [هستیم . ] و خصوصاشیطان نفس ، همه گریبانمان به دست اوست .
لزوم وجود كمال تفاهم در مجلس
یك طوری نباشد كه وقتی این محیط در منظر مردم واقع شد، مردم از اینكه این وكیل را انتخاب كرده اند پشیمان بشوند.یك طوری نباشد كه از آن راهی كه همه مردم دنبال آن راه هستند كنار برود.
مجلس باید یك محیطی باشد كه با كمال تفاهم و خیرخواهی برای ملت و كشور،مسائل را پیش بیاورند. انتقاد می كنند، انتقاد خیرخواهانه باشد. جواب انتقاد می دهند، آن هم خیرخواهانه باشد. و منظره مجلس یك منظره صالح باشد، كه مردم وقتی كه این منظره را دیدند بگویند چه كار خوبی كردیم كه یك همچو اشخاص صحیح را درمجلس بردیم . و یك وقت – خدای نخواسته – طوری نباشد كه مردم پشیمان بشوند از رایی كه داده اند.
اهمیت مجلس و مصوبات آن
و من تكرار می كنم مجلس بالاترین مقام است در این مملكت . مجلس اگر رای داد وشورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت ، هیچ كس حق ندارد یك كلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگربخواهد فساد كند، به مردم بگوید كه این شورای نگهبان كذا و این مجلس كذا، این فساداست ، و مفسد است یك همچو آدمی ، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.این مجلس ما حصل خون یك جمعیتی است كه وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است ؛ این مجلس فراهم آمده از”الله اكبر”های مردم است ؛ اگر بنا باشد كه این مجلس فراهم آمده از “الله اكبر” مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود كه برخلاف مسیرمسلمین عمل كرده . با تمام قدرت ، بدون اینكه ملاحظه از احدی و از مقامی بشود،مجلس باید مسائل را طرح بكند. و رد و بدل و انتقاد صحیح ، بدون جار و جنجال ، بدون هیاهو، مسائل را بگویندو اما مطلبی كه به طور كلی می خواهم عرض بكنم ؛ این ملت ما، كه از اول قیام كرد و به ما منت گذاشت و وارد شد در صحنه و مقابل همه قدرتها ایستاد و رای داد به این جمهوری و تا آخر و شكست داد طرفهای مقابل را یك كسی اینجا فرشش را انداخته ، یكی هم اینجا فرشش را؛ اگر این روی فرش خودش بنشیند و آن هم روی فرش خودش بنشیند دعوا ندارد. اما اگر این پایش را درازكرد روی فرش او، او پایش را كنار می زند. و او هم می خواهد پایش را دراز كند اینجا؛دعوا اینجا پیدا می شود.
هوای نفس ، منشاء تمام دعواها
دعواهای ما دعوایی نیست كه برای خدا باشد. این را همه از گوشتان بیرون كنید!همه تان همه ما، از گوشمان بیرون كنیم كه دعوای ما برای خدا است ، ما برای مصالح اسلام دعوا می كنیم . خیر! مسئله این حرفها نیست . من را نمی شود بازی داد! دعوای خودمن و شما و همه كسانی كه دعوا می كنند همه برای خودشان است . همه می گویند پیش بده برای ما! همه می خواهند تمام این قدرت چی چی . آخر من نمی فهمم چه قدرتی الان دركار هست ! خوب ، محمدرضا اگر دنبال این مسائل می رفت مطلبی بود، برای اینكه یك قدرتی بود – قدرت شیطانی بود – كسی حق نداشت یك كلمه بگوید؛ اما امروز كه بقال سرمحله می آید و می گوید كه برادر نخست وزیر اینجا این كار درست نیست ، برادررئیس جمهور این كار درست نیست ، این دیگر قدرتی نیست . یك برادری است ، یك دسته برادرند، یك دسته شان شانسشان آورده است آنجا نشسته اند؛ یك دسته بیچاره هم برای اینها سینه می زنند! قدرت نیست كه ما حالا برای یك قدرتی بیاییم . اینهاتلبیسات ابلیس است كه بر ما غلبه كرده است .
این تلبیسات ابلیسی را چنانچه مسامحه كنید، شما را به جهنم می فرستد! در همین دنیا هم به تباهی می كشد. در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس ایستاده است تا آنجایی كه همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد. هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود، و خودش در آن قدرت همان آلمان باقی باشد. آن نژاد بالاتر و این چیزی كه در مغز هیتلر بود در مغز همه شما هست ! خودتان غفلت كرده اید. در مغز همه این مطلب هست كه همه بروند و من [باشم ]! تا نروید سراغ اینكه یك انصافی در كار باشد، یك توجهی به خدا در كار باشد. یك حسابی در كارباشد، كه خودتان از خودتان حساب بكشید كه من امروز می خواهم چه بكنم ، می خواهم همه مملكت ایران را به هم بزنم برای اینكه من باشم و هیچ كس نباشد نه ، همه باشید، وهمه هم حفظ كنید مملكت را. همه باشید، و همه روی قانون عمل بكنید قانون اساسی راباز كنید، و هر كس مرز و حد خودش را تعیین كند. به ملت هم بگویند كه قانون اساسی مابرای دولت این را وظیفه كرده است ؛ برای رئیس جمهور این را؛ برای مجلس این را؛برای فرض كنید فلان كار برای ارتش این را. برای همه وظیفه معین كرده است . به مردم بگویند در قانون اساسی كه شما رای دادید برایش ، وظیفه ما این است .
در لفظ فقط نباشد، و در واقع خلاف . واقعا سر فرود بیاورید به قانون ؛ و واقعا سر فرود بیاورید به اسلام . لفظ را همه می گویند. شاید شیطان را هم ازش بپرسند، می گوید من انقلابی هستم !امروز همه انقلابی هستند! امروز همه دلسوز برای ملت هستند! امروز دعوای اینكه ماهمه جنگ هم رفته ایم – و شما دیدید كه یك دسته نوشته اند كه ما از اول در جنگ چه بودیم – گفته اند. خوب ، من هم می توانم بگویم من در صف اول جنگ دارم جنگ می كنم ، ولی اینجا افتادم همینطور. باید به حسب واقع ، به حسب انصاف ، به حسب وجدان ، این مردمی كه شماها را روی كار آورده اند، این مردم زاغه نشین كه شماها راروی مسند نشانده اند ملاحظه آنها را بكنید، و این جمهوری را تضعیفش نكنید. بترسیداز آن روزی كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست ، و یك انفجار حاصل بشود.
ازآن روز بترسید كه ممكن است یكی از “ایام الله ” – خدای نخواسته – باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست كه برگردیم به 22 بهمن . قضیه [این ] است كه فاتحه همه ما رامی خوانند! من از خدای تبارك و تعالی امید این را دارم كه به ما عنایت بفرماید و ما راهدایت كند به یك راهی كه مرضی اوست ؛ و قلمهای ما را هدایت كند به یك نوشته هایی كه مورد رضای اوست . و بر زبانهای ما جاری كند یك چیزهایی را كه موردرضای اوست .
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته














اگر امام خمینی هم امروز زنده بود الان یا زندانی بود یا مجبور بود در صدا و سیمای دولتی غیر ملی اعتراف کند که انقلاب مخملی به راه انداخته و اقدام ضد امنیت ملی و از این اراجیف .
باید خطاب به… بگویم : ” وای اگر از پس امروز بود فردایی “
چه قدر زیبا و دلنشین بود.
به امید آنروزی که همه به این سخنان عمل کنند.
حیف که چنین شخصیتی زود از میان ما رفت و این انقلاب بعد از ایشان روهای بسیار سختی را گذراند که اگر او بود مطمئنا اوضاع به این روز نبود.
از کسانیکه به اسم اسلام و امام کارهای خلاف نظرات ایشان انجام می دهند خواهش می کنم که این رفتارهای دیکتاری را به آبروی حضرت زهرا به نسل پاک ایشان نسبت ندهند و حداقل شجاعت داشته باشند بگویند که ما خود اینگونه صلاح می دانیم.
یک انقلابی سبز
اگر اماتم خمینی بود توی دهن این مجلس می زد که مدام چاپلوسیش را بگویند.
امام خمینمی با این حرف ها به دنبال انقلاب رنگی و براندازی بوده و اگر آن زمان آقایان مرتضوی محسنی حداد عادل جعفری و … بر سر قدرت بودند حتما امام در زندان بود.
اگه امام امروز حضور داشت خدا میدونه امثال اقای رسایی چه تعابیری در موردش استفاده میکرد.
درود بر امام خمینی (س) عزیز و نخست وزیر مورد تایید ایشان و ملت فهیم “مهندس میرحسین موسوی”
واقعا زیبا و جالب بود و حقیقتا “خط امامی” بودن چقدر سخت است. فقط لطفا آنجا هایی را که به نفع خودتان است درشت نکنید که برای خواننده بایاس ایجاد شود. اجازه بدهید خواننده مجموعه کلام را یکدست و بدون تاکید و استرس ببیند و بخواند. این تاکیدی که ناشی از ذهن شماست -و نه خود گوینده- مفهوم کلام و تاثیر ذهنی آنرا دچار تحریف می کند و خواننده را به آن سو می برد تا برداشت دلخواه ما را بکند. مخصوصا اینکه در این تاکید ها اغلب، تأویل به مسائل روز مدنظر است. در کل خواننده را با نوشته تنها بگذارید و با ریز و درشت کردن قلم مدام به او سقلمه نزنید. اینطوری تاثیرش بسیار بسیار بیشتر خواهد بود.
Ghabele Tavajohe Baziha, Ke fekr Mikonand Namyandeh Khoda Hastano, Va baray khoda Adam Mikoshand
kojay emam?emam delam barat tangh shode bod khastam bato basham be mirhossein ray dadam ….ammma in namarda fagat kobidan mellatoo…khodaya khodet shahed bash
درود بر امام خمینی (س) عزیز و نخست وزیر مورد تایید ایشان و ملت فهیم “مهندس میرحسین موسوی”
روحش شاد
جانم فدای تو امام عزیز
باتشکر جانباز بی قدر انقلاب
احمد
هوادارن تیم تراکتور سازی تبریز ؛ یاوران شجاع و ثابت قدم میرحسین موسوی
|
اگر هر بار بازی تیم تراکتورسازی تبریز را مشاهده کرده باشید ، به وضوح خواهید دید که چطور دلاوران آذربایجانی در طول مسابقه با تعداد چندین ده هزار نفری شعار«آذربایجان اویاخدی، موسوی یه دایاخدی» را سر می دهند.
جالب اینجاست که علی رغم کنترل بسیار شدید دولت باز هم هواداران تیم تراکتور سازی یا بعبارتی تراختور سازی از میرحسین موسوی فرزند دلیر آذربایجان حمایت می کنند.
از این پس نیز شاهد خواهیم بود که هواداران 90هزار نفری تراکتور سازی تبریز هرچه بیشتر زمین را سبز خواهند کرد. آذربایجان اولمیپ **** اوز اوغلونی آت میپ
سلامبر آقای مهندس و دوستان ایشان و چند نکته:
۱- برخی از افراد نادان بر علیه شما حربههایی ساختهاند که در ذهن نسل جوان مومن و انقلابی شخصیت شما را گسسته از اسلام و انقلاب و دلبسته به خارج نشان دهند.چنین تلاشهایی هرچند با ابزارهای مالی و تزویر و نیرنگ و استفاده از رسانههای حاک باشد در قلب انسانهای آگاه رخنه ای ندارد لکن ممکن است برخی نوجوانان یا جوانان را با خیال غیرت دینی به جهتی نادرست سو دهد.
۲- خواهشمندیم جنابعالی و دوستان خالص و یاران صدیقتان فرصتهای نگارش و سخنرانی و مصاحبه را مغتنم بشمارید و تاکید کنید که آنچه شما و ما میخواهیم همان است که امام (س) میخواست.
۳- ما چه باشیم و چه برویم بایستی تمام تلاشمان را صرف کنیم تا امهات آرمانهای امام و انحرافات رخداده از مسیر آن بزرگوار را بیان کنیم. نتیجه فرع بر انجام تکلیف است. نسلی که امروز و فردا میاید ممکن است به غلط در بارهی آن بزرگمرد تاریخ ایران و تشیع قضاوتهایی مبتنی بر عملکردهای رسمی داشته باشد.
۴- آقای موسوی! مویمان سپید شد، دلمان رنجید، چشمانمان بارید، سینههامان چاک شد، خون به دل شدیم، نفسهایمان زمستانی است اما دل به نوبهاری داریم که از تابش کلمات شما که آپینهی کلمات پیر جماران است در دلهای مردمان این سرزمین بدمد.
۵- بر قوت ارتباط با بزرگان از علمای ربانی و آزاده بیفزاپید. خمینی شناسی و خمینیشناساندن را به عنوان رسالتی بزرگ بر خود و دیگران یادآوری کنید. ایران عزیز اسلامی و جهان پاک و فطرتهای آدمیان نیازمند و دلدادهی اسلام ناب محمدی خواهند ماند. شمعی که در گوشهی تابلوی مرحوم شهید چمران عاشقانه میسوزد میخواهد تفاوت نور از ظلمت را بیان کند و باک ندارد که ظلمت در ظاهر بزرگ و فراگیر بنماید و نور در چشم سر خرد و گوچک.
۶- آگاهی، آگاهی و باز آگاهی.
آرزومند آرزوهای امام خمینی(سلام الله علیه) و سربلندی جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران.
chi gofteh in bozorgvar vali koo goshe shevava.
جمله امام ره را تاکید می کنم.
“می خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد.همه روی قانون عمل بکنید .”
مملکت ایران را به هم نزنیم
قانون را عمل کنیم
یکطرفه به میدان نرویم!!!