سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آقای حداد! قرار این نبود

چکیده :قرار اين نبود ميرحسينى که از شور و سرمستى به اسلام و ايران «بسيج» را «مدرسه عشق» ناميد با هتاکى روبه‌رو شود. مدرسه عشق ميرحسين، مدرسه ايثار و محبت به مردم و باورهاى مردمى است، مدرسه عشق ميرحسين مالامال از پارسايى و راستگويى و پرهيز از چاپلوسى و رياکارى است. آيا سزاوار است که شجاعت او به لجاجت و عشق او به مردم، خيانت خوانده...


کلمه-ناصرالدين قاضى‌زاده:تجربه شش سال گذشته، فرصت کمى نبود که افکار عمومى عملکرد حداد عادل رئيس مجلس هفتم و رئيس کميسيون فرهنگى مجلس هشتم را در بوته نقد قضاوت گذارد. سخنان آقاى حداد عادل در مورخ 9/9/88 مجلس شوراى اسلامى يادآور اين گزارش معروف است که دستگاه هاضمه سياست، آنچنان تيزابى دارد که هيچ يک از عرصه‌هاى زيست جمعى ياراى مقابله در برابر آن را ندارد. از همين‌روست که برخى از اهل فرهنگ و فلسفه به هر آب و آتشى مى‌زنند که ميرحسين موسوى را با ترفند تهديد يا تاکتيک تطميع وادار به کوتاه آمدن از حقوق مردم کنند. مدح شبيه به ذم آقاى حداد عادل خطاب به ميرحسين و اصلاح‌طلبان پيش از آنکه کارکرد وفاق‌آميز و مسالمت‌جويانه داشته باشد به مانيفست عليه عقلانيت انتقادى شباهت داشت. بى‌گمان استحاله برخى از اهالى فرهنگ از اين جهت ناگوار است که نسل امروز به وعده‌هاى پدرانش بيش‌از پيش ترديد خواهد کرد و اخلاقى‌زيستن سياستمداران را با ابهام مى‌بيند.

آقاى حداد عادل اگر قرار بود در فضاى آرمانى و انقلابى سال 58، افکار عمومى در مورد درستى يا نادرستى مسطح بودن کره زمين و هتک حرمت ياران امام در دهه 80 قضاوت کند، قطعا باورپذيرى گزاره اولى سهل‌تر از پيش‌بينى دوم بود. زيرا در آن روزها قرار نبود که برخى وقايع و حوادثى که امروز نسخه‌بندى مى‌شود، با سرنوشت انقلاب و مردم عجيبن گردد.از اين رو قرار اين نبود که دانشجويان هيچ خواسته‌اى نداشته باشند و اگر مطالبه‌اى را از سر آگاهى و عشق به ميهن و ديانت ابراز کنند به تهديد پاسخ داده شوند!

قرار اين نبود که سيدمحمد خاتمي، فرزند فاضل امام و يکى از گرانقدرترين سرمايه‌هاى انقلاب، سياست و فرهنگ در سه دهه اخير، به اتهام قرائت عقلانى از دين و جامعه، آماج حمله قرار گيرد، بدون آنکه فرصتى براى دفاع از باورهايش پيدا کند و سهمى هر چند اندک از خوان پرهياهوى اطلاع‌رسانى داشته باشد.

اگر قرار بود فقيه و فيلسوف مستقل از قدرت، خانه‌نشين شود و عاشقان معرفت و معنويت محروم از درس و بحث، ديگر چه غرضى بر اثبات اين مدعاست که خود را تافته جدا بافته از مناسبات يک سويه بدانيم و فقر قانون‌گرايى خود را کتمان کنيم. در واقع هنگامى که نمى‌توانيم صداى احزاب و رسانه‌هاى خودمان را تحمل کنيم و حق آزادى مخالف را در چارچوب قانون برنتابيم چگونه مى‌خواهيم کرامت، آزادى و حقوق پايمال شده مظلومان فلسطيني، لبنان و صعده و… را مدافع شويم و صداقت کلام خود را به کرسى اثبات بنشانيم!

قرار اين نبود ميرحسينى که از شور و سرمستى به اسلام و ايران «بسيج» را «مدرسه عشق» ناميد با هتاکى روبه‌رو شود. مدرسه عشق ميرحسين، مدرسه ايثار و محبت به مردم و باورهاى مردمى است، مدرسه عشق ميرحسين مالامال از پارسايى و راستگويى و پرهيز از چاپلوسى و رياکارى است. آيا سزاوار است که شجاعت او به لجاجت و عشق او به مردم، خيانت خوانده شود؟قرار اين نبود که سقف مطالبات آرمانى امام و انقلاب از جامعه و انسان تقليل يابد و فضاى آزادانديشى که بيش از هر پديدارى به رسانه‌اى مستقل و نقادى در دانشگاه و محافل آکادميک نياز دارد تا به آزادانديشى دانشجويان، روزنامه‌نگاران و اساتيد حوزه دانشگاه منجر شود. قرار اين نبود که حمله به خودى‌ها حلال شمرده شود! و انديشه، نقد و پرسش در دانشگاه، حوزه و روزنامه‌ها اقدام عليه امنيت ملى قلمداد شود.

به راستى اگر هر صدا و سخنى که در کام ايرانى زمزمه مى‌شود، در پژواک نارسا و ناصواب به انگليس نسبت داده شود و هر ديدگاه و نظرى را به دليل زاويه داشتن با قرائت رسمى از دين و سياست کفر و زندقه خوانده شود، ديگر چه دليلى بر فعاليت مستقل نهادهاى اجتماعى مى‌ماند؟ حقيقتى که شما از آن دم مى‌زنيد در انحصار تک سويه هيچ يک از جناح‌هاى موجود متبلور نمى‌شود و اگر قرائتى بر اين مسير گام بردارد، به جاى آنکه به سوى کعبه رهسپار شود، فرجامى بهتر از گام نهادن در بيراهه ترکستان نخواهد يافت. به راستى آقاى حداد عادل در سخنان 9/9/88 مجلس، با کدام استدلال و قسم دادن ميرحسين و کروبى را به آشتى و تفاهم فرامى‌خواند در حالى که آخرين ترکش تيرهاى اختلاف‌انگيز در مراسم 13 آبان ديده شده بود. آقاى حداد اگرچه مردم و بخش عمده افکار عمومى به حوادث مرتبط با انتخابات معترضند، اما مگر مطالبات مردم ايران تنها به انتخابات محدود مى‌شود که انحرافات پيش آمده را ماله مى‌کشيد! اگر قرار بود تنها با وعده بهشت، مردم را از حقوق خود اغماض کنيد ديگر چه نياز داريد براى پنهان کردن دم‌خروسى بر آمده از ضعف مديريت برخى مسئولان، قسم حضرت عباس سردهيد.

منبع: حیات نو


یک پاسخ به “آقای حداد! قرار این نبود”

  1. امير گفت:

    لعنت بر من كه يكبار به حداد در انتخابات مجلس راي دادم