سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

یکی اینجا افتاده و کمک می طلبد !

چکیده :من موجودی را می شناسم که سخت محتاج کمک است . زخمی است . خونچکان است . دوستان مدعی ، چهره آرام و متبسم و خواستنی اش را آلوده اند . حقش را خورده و ادا نکرده اند . سخت بیمار است . نشاط ندارد . افسرده است . کمرش از جفای همان دوستان مدعی خم است . دوست دارد سربرآورد . فریاد بکشد . همه داشته های خوب خود را ابراز کند . دوست دارد لبخند بزند . و نقاب عصبیتی را که به چهره اش بسته اند ، بشکند . آیا کمکش می فرمایید...


محمد نوری زاد: من موجودی را می شناسم که سخت محتاج کمک است . زخمی است . خونچکان است . دوستان مدعی ، چهره آرام و متبسم و خواستنی اش را آلوده اند . حقش را خورده و ادا نکرده اند . سخت بیمار است . نشاط ندارد . افسرده است . کمرش از جفای همان دوستان مدعی خم است . دوست دارد سربرآورد . فریاد بکشد . همه داشته های خوب خود را ابراز کند . دوست دارد لبخند بزند . و نقاب عصبیتی را که به چهره اش بسته اند ، بشکند . آیا کمکش می فرمایید ؟

این بیمار محتضر ، این برکت متراکمی که نگذاشتند برکاتش را بر ما ببارد ، این تبسم روح نواز ، این خیری که دیگران ، شر خود بپای او گذارده اند ، این همراه ، این دلسوز ، این افتاده ، این گرفتار در چمبره دوستان مدعی ، سخت محتاج یاوری شماست .

کشور ما ، عزیزان ، امروز ، یاوری ما را می طلبد . برای مداوای دردهای او باید هزینه ها پرداخت . باید درد کشید و دردها را به دور دست ها تاراند .

دوستان من ، همت کنید و با الفاظی شدنی ، و نه خشماگین و ناشدنی ، راه برون رفت از این همه گرفتاری کشورمان را یک به یک شماره کنید . راه نشان بدهید . از ناسزا گفتن و روی ترش کردن ، در نابجای خود ، بهره ای نصیب ما نمی شود . تصور کنید صاحب اختیار کشور شما یید . تصور کنید ریسمان اداره آن را به دست مبارک شما سپرده اند . اداره اش کنید . به راهش بیاورید . یا تصور کنید هم اکنون نشسته اید در برابر صاحب منصبان این کشور . و آنان از شما چاره جویی می کنند . و سخن شما برای آنان اعتبار دارد . با آنان در کمال ادب سخن بگویید . نقد را بگذاریم برای فرصتی دیگر . فعلا به بیمار محتضر خود بیندیشیم .

تصور کنید مسئولان برتر کشور ، یک یک پیشنهادهای شما را می شنوند و بهترین هایش را عملی می کنند .

ما تا کنون ، بر همه ، برخود ، سخت تاخته ایم . و صد البته در این سخت تاختن ، گاه محق نیز بوده ایم . اما اگر خودمان برمصدر کارها بودیم ، چه می کرده ایم ؟ با احتساب افق های متصور ؟

کشور خود را از تنگنا بدر آوریم . با پیشنهاد های خیرخواهانه و نه براندازانه . که براندازی را ، در این مقال جایی نیست . دوستان ، بیایید برای برون رفت از گردونه ای که بظاهر جز به نابودی کشور مان نمی انجامد ، راه چاره ای بیندیشیم . من اطمینان دارم مسئولینی که برسرکارند ، سطح سوادشان ، به شدت از معدل هوشمندی نخبگان کشور پایین تر است . پس ای هوشمندان برکنار ، برای کشور خود ، برای مردم خود ، دست بکار شوید .

من خود صمیمانه و خیرخواهانه ، چند پیشنهاد ابتدایی را که بسیار ضروری و شدنی است از باب شروع بحث ، می نگارم . و از همه مسئولین کشورمان تقاضا دارم فراتر از مراودات رسمی ، به این مراوده دوستانه اعتنا کنند . باورم براین است که مسئولین ما ، گاه آنقدر خود را گرفتار هیچ کرده اند که فرصتی برای عبور از گرفتاری های مسلم پیش پا ، ندارند .

ما ، آنچه شرط بلاغ است ، با بزرگان کشور می گوییم . و در این ارائه راه ، خدای خوب را بر درستی نیت خود گواه می گیریم . ما برانداز نیستیم . ما خارجی نیستیم . گناه ما این است که سرزمین و فرهنگ سرزمین خود را بسیار دوست می داریم .

و اما من شخصا برای برون رفت از این مخمصه هولناک ، مخمصه ای که دوستان برسرکار ، اصرار برنادیده گرفتنش دارند ، پیشنهاد می کنم :

– به دلیل این که در دنیای عقلای امروز ، هیچ کشوری پیدا نمی شود که این همه شبکه صدایی و سیمایی دولتی داشته باشد و در تامین پولی و محتوایی آن نیز سخت به مضیقه بیفتد ، پیشنهاد می کنم : بجز یک یا دو شبکه رادیویی و تلویزیونی ، ما بقی شبکه ها را به رقابتی از دوستان خودی حتی ، بسپریم . این عمل ما باعث می شود ما به شمار کشورهایی بپیوندیم که به عقل جمعی مردمشان احترام می گذارند . و حتما نیز از برکات این رفتار درست خود بهره ها خواهیم برد .

– پیشنهاد می کنم : طیف جدیدی از امامان جمعه جوان برسرکار بیایند . روحانیانی که به انصاف و درایت و هوشمندی و قانون اشراف داشته باشند و بدانند : مردم یعنی چه ! امثال عزیزانی چون جنتی و امامی کاشانی را اجازه بدهیم استراحت کنند .

– پیشنهاد می کنم : رهبر عزیزمان ، بخشی از مسئولیت های قانونی خود را که بسیار نیز هستند ، به مجلس یا به هردستگاه قانونی دیگر واگذارند . مثلا هیچ ایرادی ندارد مسئولیت آستان قدس رضوی را بعهده مجلس بسپریم و از او انتظار مراقبت از این دستگاه ماورایی داشته باشیم . که اگر این اتفاق مبارک بیفتد ، ایشان فرصت ناب تری برای احیای مداوای زخم های این نظام خواهند داشت . و همچنین مسئولیت های دیگری که برشانه ایشان گذارده شده .

– پیشنهاد می کنم : فرزندان نظامی این سرزمین ، به سرکار خود باز روند و کار های اقتصادی کشور را به مردم واگذارند . و مثلا به این سئوال پاسخ دهند که آیا اگر سپاه ، به این درجه از هوش اقتصادی دست نمی یافت اما در عوض داستان رقت بار اعتیاد و قاچاق را ریشه کن می کرد بهتر و مفید تر و مردمی تر و صالح تر و بایسته تر و خدایی تر نبود ؟ بچه درد می خورد بدست آوردن یک چیز معمولی و از کف دادن صد چیز ارزشی !؟

– پیشنهاد می کنم : از مردم آسیب دیده در جریان این روزهای پس از انتخابات دلجویی شود . مردم آنقدر انسانند که مقصرین این وقایع را ببخشایند .

– پیشنهاد می کنم : نشان بدهیم که به آزادی عقیده معتقدیم و شعارش را نمی دهیم . و نشان دهیم این ابراز عقیده فرد مخالف ، از مسلمات اسلام است . راه بستن بر ابراز عقیده و نظر مخالفان ، راه بستن به خود خداوند است . راه بستن بر بشارت الهی است . آنجا که خدای خوب به رسول گرامی اش می فرماید : به بندگان من بشارت ده . آنانی که اقوال گوناگون را می شنوند و بهترین ها را بر می گزینند . رفتار جمهوری اسلامی در منع ابراز عقیده های گوناگون ، آیا علنا سد کردن مسیر تحقق این آیه از احکام الهی نیست ؟

– پیشنهاد می کنم : از سر مدارا و همراهی ، زندانیان سیاسی اخیر را که عمدتا جز ابراز عقیده مخالف جرمی نداشته اند ، که البته عقاید آنان به ذات عقیده ما بسیار نزدیک است ، آزاد کنیم و از آنان بخاطر ماهها زندانی شدن و بخاطر بدخلقی هایمان پوزش بخواهیم . اینان آنقدر مرد هستند که به چهره های عبوس ما لبخند بزنند و برای عاقبت بخیری ما دعا نیز بکنند .

– پیشنهاد می کنم : یک فکر اساسی برای اقدامات آقای احمدی نژاد بکنیم . در یک قلم به این سئوال پاسخ بدهیم که سفرهای استانی ایشان ، چه اندازه در رکود آن استان ها – به قدر تعطیلی مردم در روزهای استقبال – و چه اندازه در عملی شدن وعده هایی که می توانست بی سروصدا صورت گیرد ، و البته جزو وظایف بدیهی دولت ها ست ، سهم داشته است .

– و در همین ارتباط ارزیابی کنیم ببینیم رجزهای ایشان چه میزان از سرمایه های کشور را به خارج از کشور انتقال داده است .

– و باز پاسخ دهیم داستان هسته ای ، آنهم با حاشیه ها و مختصاتی که در این سالها مرتکب شده ایم ، چه دستاورد ممتاز و چه ضایعاتی داشته است . و از ارائه آمار درست به مردم پرهیز نکنیم .

– پیشنهاد می کنم مهلکه خودی و غیر خودی را به دره ای عمیق اندازیم و به مردم خود اعتماد کنیم و متعمدانه یک آدم بی نماز و بی ریش را که به کارهای تخصصی وزارت نیرو اشراف دارد ، برسرکار این وزارتخانه گذاریم . وزارت نیرو را کاملا از باب مثال آوردم .

– به مردم ، به ارتشی ها ، به کارمندان ، به مدیران خود بگوییم : آّهای ای همه شما ، از همین فردا بیایید و خودتان باشید . ما نه از شما ریش می خواهیم نه حدیث بلد بودن نه نماز . ما از شما می خواهیم برسرهر کاری که هستید درستکار باشید . همین . دروغگو و دزد نباشید .

– در کار مجلس مطلقا دخالت نکنیم . و داستان نظارت استصوابی و اینجور قضایای غیر اسلامی و غیر عقلانی را حذف کنیم .

– دستگاه قضایی خود را که از اسلام فاصله اساسی دارد ، فعلا با مقدرات موفق دیگران – حتی غربی ها – پیش ببریم تا یک فرصتی که بتوانیم باز تعریف عدالت علوی را به انجامی درست برسانیم .

– در گماردن مدیران لایقی که مخالف ما هستند تردید نکنیم . و بهمین روند : از برکناری مدیران همگنی که چیزی بارشان نیست شرم نداشته باشیم . انجام این مهم ، عین خداخواهی است . و عکس آن ، عین شرک است . اگر که دوست داریم همه چیز را به خدا و شرک بند کنیم .

حالا این شما و این پیشنهادات شما . تقاضا دارم از ناسزا و از پیشنهادهای نشدنی پرهیز کنیم . من به برکت این نوشته اطمینان دارم . اطمینان دارم راهکارهای پیشنهادی ما ، چه بسا روزی روزگاری ، سنگی از پیش پا بردارد . آنجا که نامی از ما نیست اما اندیشه ما و آن راهکار ما حیات داشته و راهگشایی می کند . پیشنهاد های ما ، اگر اقبالی نیز در توجه و پذیرش مسئولانمان نداشته باشد ، حداقل در پیشگاه خدای متعال و مردم شریفمان ثبت می گردد . یاعلی مدد !

منبع: گاه نوشت محمد نوری زاد


10 پاسخ به “یکی اینجا افتاده و کمک می طلبد !”

  1. شايق گفت:

    طيب الله نظرات و پيشنهادات ارزشمندي است واقعا” بايد تك تك ايرانيان در اين خصوص كاري بكنندو نگويند ما كه كاره اي نيستيم و به حرف ما كسي توجه نمي كند؟نگوئيم مملكت فعلا” در دست احمدي نژاد و ياران اوست؟چه بسا اگر همين حالا جلو بسياري از كارهاي حاكمان فعلي گرفته نشود شايد شايد ديگر هيچ وقت قابل جبران نباشد؟بي تعارف و بدون غرض و بدون توهين عرض مي كنم و همگان نيز بهتر از من مي دانند قد و قواره ،افكار و توانمندي،شايستگي و…دولتمردان فعلي بسيار كوچكتر از قد و اندازه ايران و ايراني ،تمدن ايراني، فرهنگ ايراني، منابع و امكانات و ضرورتها و بايدهاي ايراني است ولي با همه اين اوصاف مع الاسف خود را بزرگ ديده و علامه دهر مي پندارند و همه مشكلات نيز از همين امر نشات گرفته و مي گيرد؟اگر رهبر انقلاب بي طرفانه و پدرانه عمل كنند و از افراد شايسته و توانمند (بدون توجه به سلايق سياسي آنان)استفاده كنند و مقدرات نهادهاي تاثير گذاري چون صدا وسيما در دست سردارن نظامي و كار نابلد نباشدو اگر مجلس مردمي و متشكل از تمام طيف ها و سليقه ها و تخصص ها و بدون دخالت سليقه اي شوراي نگهبان و برخوردار از استقلال و اراده داشتيم و داشته باشيم و جلو كارهاي نامعقول و متضاد و مخل منفع ملي دولت را مي گرفت و بگيرد،آن وقت آبروي ايران و ايراني و اسلام وتشيع همه مظلوم را نمي برديم و نمي بريم و پيش ملت خود و جهانيان و در پيشگاه خداوند متعال سر بلند مي شديم؟ما به كجا مي رويم فاين تذهبون؟.

  2. مسعود گفت:

    کو گوش شنوا

  3. کامران گفت:

    با سلام
    آنچه که در این نوشته است، بوی خدایی می دهد! نشان دادی که هنوز می توان بوی اخلاق، ادب، تقوا و انسانیت را بر اساس آنچه که خدا، رسول و ائمه گفته اند را در این جامعه یافت.پیشنهاد می شود، یک سایت برای ارائه پیشنهاد ها برای ایران فردا یا جمع آوری خرد جمعی ایجاد شود. در آن پیشنهاد ها مطرح و مورد بحث و بررسی از دیدگاه افراد شکل گیرد. به یاد داشته باشیم که انتظار که دوران سخت و جانکاه بشری برای آن است که همه مردم و امت اسلامی به بلوغی برسند که آن حجت خدا را پذیرش نموده و آنرا درک نمایند. راه جامعه آرمانی ما از این مسیر عبور می کند.

  4. علی رضا گفت:

    شجاعت و صراحت آقای نوری زاد قابل ستایش است.در این باره نوشته جالب زیر را در سایت موج بخوانید.
    http://www.mowjcamp.com/article/id/66827

  5. راه سبز اميد گفت:

    با آقاي نوري زاد كاملا موافقم كه يكي اينجا افتاده و كمك مي طلبد و اما آن كه افتاده و كمك مي خواهد ايران ماست و مردم ايران كه كمي فقط كمي آزادي را جستجو مي كنند

  6. آمیتیس از اهواز گفت:

    در میخانه ببستند خدایا مپسند ///// که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند
    ممنون خیلی قشنگ بود
    خدایا مپسند که دین حسین تو از بین بره و اسلام یزیدی پا بگیره.
    خدایا مپسند که ایران عزیز ماااااااااااااااااااااا ویران بشه مپسند مپسند تورو به مولا علی مپسند

  7. حمید گفت:

    جناب آقای نوری زاد : الان که ما سواره هستیم و شما پیاده. اگر شما سواره بودید، باز هم اینگونه حرف میزدی و نظر میدادی؟؟!!
    چرا شماها از خوتان شروع نمیکنید و به جای بیانیه دادنها(موسوی و کروبی) ، با طرفداران احمدی نژاد صلح نکرده و در محیطی آرام به حل مسائل نمی پردازید؟
    چرا دائم مردم را بر علیه احمدی نژاد تحریک میکنید؟
    اگر شما جای احمدی نژاد بودید با دو دستی پست قانونی ریاست جمهوری خودت رو (که با اکثریت آرا بدست اومده و همون شورای نگهبانی که موسوی رو برای نامزد انتخابات شدن تایید صلاحیت کرد، صحت انتخاباتو هم تایید کرده) به موسوی میدادی؟
    پس اگر میخواهید حرفها و انتقادهای شما طرفداران موسوی رو گوش ما طرفدارهای احمدی نژاد گوش بدیم ، باید اول تن به قانون بدید و بدانید که احمدی نژاد رییس جمهوری قانونی کشور عزیزمان ایران شده ، و بعد بیایید در یک محیط کاملا دوستانه نظراتمونو با هم تبادل کنیم و خوبهاشو استفاده کنیم. اینو مطمئن باشید ، دشمنی کنید تا آخرش هستیم. ما بیشماریم نه شما.

  8. zebra گفت:

    مطالبي كه گفته شده همه درست است و به نظرم خيلي از آنها ويژه ايران نيست و در دسته‌بندي اعمال شر موجودي به نام بشر وجود دارد. اما برخي از موارد گفته شده فقط و فقط مختص اين نقطه از كره زمين و تنها در اين مقطع زماني در حال انجام است (مانند دخالت يك ارگان نظامي در تمامي امور اقتصادي، سياسي و خارجي). به نظر من برخي از مشكلات ذكر شده جنبه كلي‌تري دارند كه با برطرف شدن آن بقية مشكلات به صورت خودكار حل شدني هستند. مشكل اصلي ايران، قرار گرفتن افراد نالايق و خطرناك در پست‌هاي كليدي است.

  9. saba گفت:

    من هم تنها یک پیشنهاد دارم و آن اینکه آقای نوری زاد دست از نسخه پیجی بردارند و بحای آن دارو پیشنهاد کنند.نسخه پیجیدن و گفتن بایدها و نبایدها ویروسی مخرب تر از آنفولانزای خوکی است که جامعه ما را تماما فراگرفته است.ولی بقول امام اینها همه نسخه است کو دارو.؟ اینهمه را آقای نوزاد گفتند ولی فقط برای یکی از این نسخه ها بگویند چگونه باید این کار صورت گیرد و از همه مهم تر چه کسی و با اسم و رسم مشخص باید این کار را انجام دهد و اگر انجام دهد تبعات مثبت و منفی آن چه خواهد بود و هزینه های شخصی و عمومی آن چه خواهد شد.؟

  10. عبد خدا گفت:

    ضمن تشكر از آقاي نوري زاد،‌ميل داشتم پاسخي به آقا حميد بدهم. آقا حميد عزيز. آقاي نوري زاد كه در اردوي شما سوارها بود. چشم بستن سواران بر حقيقت را بر نتافت و محملي را كه سوار بود به شما واگذاشت. آخر عزيز من،‌ شما چرا خودتان را گول مي زنيد؟ اولا” كه آقاي احمدي نژاد بر اساس راي مردم برگزيده نشد. تقلب كه چه عرض كنم، بدون مراجعه به آراء و حتي بي نياز از شمارش آراء او را ابقاء كردند. چرا متوجه نيستيد كه هيچ مصلحتي، مجوز شرعي دروغ گويي نيست. آقاي احودي نژاد، صرفا”‌دروغ نمي گويد. او يك دروغ گوي حرفه اي است، اگر بدرستي به تفاوت ميان اين دو (گفتن چند دروغ و دروغ گو بودن ) توجه داشته باشيد. هيچ غير معصومي از سوي خداوند مجوز ندارد كه بنا بر آنچه مصلحت ميداند،‌حتي مصلحت اسلام! دروغ گويي را مباح كند. هيچ كس نمي تواند خون مسلمان را مباح كند و به آيه شريفه اي كه قتل يك مومن را قتل همه مومنان معرفي مي كند،‌دهان كجي كند و دستور كشتار مردم را بدهد. با اغتشاش گر خواندن، نمي توان خون مردم را حلال كرد. خدا مي داند كه اعضاي اين جنبش سبز،‌كسي جز برادران شما نيستند و عملكرد شما، از جمله كتك زدن زنان و كودكان بيگناه را جز به حساب گول خوردن شما نمي گذارد. آن لحظه كه به اين اشتباه اعتراف كنيد، بي درنگ از ما خواهيد بود و جنبش سبز مردم، تفاوتي ميان شما و سايرين قائل نخواهد بود. والله، خداوند متعال در روز حساب از شما نخواهد پذيرفت كه اين همه ستم را به فتواي اين و آن كردم. خداوند ما را مسئول خواهد دانست در قبال مراجعه نكردن به عقل سليم. مگر در قرآن به پيامبرش نمي فرمايد كه چرا از ايمان نياوردن مردم خود را چنين معذب مي كني؟‌اگر من اراده كنم، همگي ايمان خواهند آورد. خداوند متعال در چندين مورد به پيامبر يادآوري مي كند كه او فقط تذكر دهنده است. چرا من و شما بايد بپذيريم كه فلان روحاني تند رو كه دارنده هر قرائتي از دين، چز قرائت او را كافر مي داند، دانسته يا نادانسته ما را بفريبد تا منظور خداوند از آزاد آفريدن انسان را به صد سفسطه تفسيري ديگر كنيم و همه را كافر بناميم و خون اين و آن را مباح اعلام كنيم و كشته شدن در اين راه را شهادت و جزايش را بهشت بدانيم؟‌پس تفاوت ما كه شيعه علي هستيم (علي كه وقتي كافري در شرف هلاكت بدست اوست،‌چون بر روي مباركش تف مي اندازد، كشتن وي را به تاخير مي اندازد تا خشمش فروكش كند و آن خشم، تاثير اراده شخصي در قتل كه به فرمان خدا انجام مي شود نباشد)، با آن مفتيان وهابي كه پاداش قتل 7 شيعه را بهشت ميدانند چيست؟ كلام آخر اينكه ما كافر نيستيم و بر عكس،‌سخت به خداوند معتقديم و بر اين باوريم كه گرامي ترين امانت خداوند به انسان كه همانا عقل است، بدين جهت در اختيارمان قرار گرفته كه به حكم آن صراط مستقيم را بشناسيم و در آن گام زنيم و فتواي مفتيان ما را از عذاب الهي باز نخواهد داشت.