سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مروری بر سفر دوره‌ای حامیان احمدی‌نژاد به دانشگاه‌ها...

مروری بر سفر دوره‌ای حامیان احمدی‌نژاد به دانشگاه‌ها

چکیده :این سوال را پیش می آورد که سفیران دولت در دانشگاه ها امروز مبلغند یا محرک؟ البته این یک سوی قضیه است و آن سوی میدان هم سخنرانان و هم رسانه های دولتی تاکید دارند چون محمود احمدی نژاد برعکس روسای جمهور گذشته از دانشگاه و نه از حوزه برآمده با جامعه دانشگاهی آشنا است و در سفرهای استانی نیز با دانشجویان زیادی دیدار کرده و دانشجویان معترض به مبلغان و حامیان او «قلیل» اند و در یک کلام معتقدند این رابطه اصلاً مشکلی...


اعتماد،فرناز حسنعلی زاده: دانشگاه های کشور امسال در شرایطی به استقبال 16 آذر، روزی که برای تکریم و بزرگداشت دانشجویان در تقویم های ایران ثبت شده می روند که دو سه ماه گذشته میهمانانی که گویا چندان «حبیب» نبودند منجر به بروز سلسله حوادث و رویدادهایی در محیط دانشگاه شده اند. رویدادهایی که بعید نیست اگر همین گونه ادامه بیابد هم کام «میهمانان» را تلخ کند و هم برای میزبان دردسرساز شود. اگرچه حضور و سخنرانی مسوولان دولتی، نمایندگان و چهره های سیاسی به مناسبت های مختلف در دانشگاه ها سنتی معمول بود اما پس از برخی حوادث که بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر روی داد این رسم معهود با اعتراض هایی روبه رو شد که به آن شکل و شمایل دیگری داد و بعضاً برخی سخنرانان را بر آن داشت که «عطا»ی دانشجویان را به «لقا»ی شعارها و اعتراض ها ببخشند.

چنان که غلامعلی حدادعادل و محمدجواد لاریجانی چنین کردند و خود کامران دانشجو که حالا سکاندار وزارتخانه دانشجویان است پس از بروز پاره یی اعتراض ها دم فرو بست و ترجیح داد کمتر گرد حضور در دانشگاه ها حداقل به صورت علنی بگردد. اگرچه وی در روزهای نخست وزارت نشان داد قصد دارد از این دانشگاه به آن دانشگاه برود و کارهای وزارتخانه تحت امرش را خارج از ساختمان وزارت علوم هدایت کند اما او هم ناچار شد به تبعیت از سلفش به دفتر کارش بازگردد و از اتاق فرمان آنجا به رتق و فتق امور بپردازد. اما برخی چون محمدحسین صفارهرندی و حمید رسایی گویا حالا حالاها قصد کوتاه آمدن ندارند و اگرچه در هر جلسه برخوردی تندتر از جلسه قبلی را تجربه می کنند به گونه یی که دیگر جلسات سخنرانی شان به محفل مناظره با شعار آن هم با ادبیاتی نه چندان ملایم از هر دو سو تغییر ماهیت داده باز هم بر طبل «حضور» می کوبند و شال و کلاه کرده به سفرهای دانشگاهی خود ادامه می دهند.

حضور چهره های سیاسی، مسوولان و دولتمردان در دانشگاه ها اغلب با دعوت یکی از مسوولان دانشگاه یا تشکل های دانشجویی و به بهانه روزی یا همایشی صورت می گیرد که مدعوین اگر موضوع را باب طبع خود ببینند یا حرفی برای گفتن داشته باشند این فرصت ها و تریبون ها را غنیمت می شمرند تا هم مواضع خود و جناح متبوع شان را روشن کنند و هم از این رهگذر بخشی از بدنه دانشجویی را که یکی از وزنه های حمایتی هر گروه است با خود یار و همراه کنند. بدنه یی که به اعتراف نزدیکان دولت و چهره های اصولگرا در انتخابات های گذشته علی الخصوص انتخابات ریاست جمهوری چندان با اصولگرایان همسو نبود و در انتخابات اخیر نیز بیش از آنکه بر حمایت شان از کاندیدایی خاص اصرار کنند بر عدم حمایت شان از «نامزد در قدرت» تاکید ورزیدند و از این رهگذر بود که محمدرضا باهنر در گفت وگو با «اعتماد» تاکید کرد رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد توانست علاوه بر جذب آرای نخبگان سیاسی و روشنفکران حمایت بدنه دانشجویی را پشت خود داشته باشد و به گفته او «13 میلیون» رای کیفی را به سبد خود هدایت کند.

شاید عریان شدن این حقیقت از پیش هویدا و اعتراف به آن باعث شد که مبلغان اصولگرا و حامیان محمود احمدی نژاد با عزمی جزم تر از گذشته در دانشگاه حضور یابند. حضوری که اگرچه در نگاه اول به نظر می رسید به قصد تلاش برای شکل دادن «حلقه مفقوده» ارتباط دولت با دانشجویان است اما امروز بی شباهت به سوهانی که بیش از پیش این تار نازک را می فرساید نیست و این سوال را پیش می آورد که سفیران دولت در دانشگاه ها امروز مبلغند یا محرک؟ البته این یک سوی قضیه است و آن سوی میدان هم سخنرانان و هم رسانه های دولتی تاکید دارند چون محمود احمدی نژاد برعکس روسای جمهور گذشته از دانشگاه و نه از حوزه برآمده با جامعه دانشگاهی آشنا است و در سفرهای استانی نیز با دانشجویان زیادی دیدار کرده و دانشجویان معترض به مبلغان و حامیان او «قلیل» اند و در یک کلام معتقدند این رابطه اصلاً مشکلی ندارد. اما مروری بر فصل گذشته این رابطه برای آنکه قضاوتی که به حقیقت نزدیک تر باشد صورت پذیرد چندان بیراه نیست؛ فصلی که کمی زودتر از پاییز و فصل شروع دانشگاه ها آغاز شد. مردادماه امسال در بحبوحه اعتراض ها ی خیابانی به نتیجه انتخابات و دعوای داخلی کابینه محمود احمدی نژاد که بر سر مشایی شکل گرفته بود نام محمدحسین صفارهرندی بر سر زبان ها افتاد. صفار از معدود چهره های نزدیک به دولتی بود که در آستانه سال 88 در ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران ارگان رسمی دولت تلویحاً پیش بینی کرده بود محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری رای نخواهد آورد. احمدی نژاد اگرچه در آن ایام به او پاسخ نداد اما چند ماه بعد در گفت وگوی تلویزیونی به صراحت اعلام کرد از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد،نهادی که چهار سال تحت مدیریت صفارهرندی بود رضایت ندارد؛ اظهاراتی که به منزله عدم تمدید حضور وی در کابینه جدید محسوب می شد. اما رئیس دولت امان نداد واپسین روزهای دولت نهم، او بر سر کار بماند و عزلش کرد. تصمیمی که اگر چه برای از هم نپاشیدن کابینه پس گرفته شد اما حکم همان کوزه شکسته و آب رفته را داشت؛ «با تاسف از قضایای اخیر که موجب وهن دولت محترم شد بی اعتنا به اخبار حاشیه یی ابلاغ نخست را جدی گرفته و خود را فارغ از مسوولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می دانم و از فردا در وزارتخانه حضور نخواهم یافت. با این همه در برابر این تقدیر که در هشت روز باقی مانده از عمر دولت نهم از نام و آبروی این بنده کوچک خدا و سرباز ولایت امر به قدر یک «عدد» بهره گرفته شود تسلیم و راضی ام.» نامه یی که صفارهرندی به رئیس دولت متبوعش نوشت و فردایش هم با همکارانش در وزارتخانه خداحافظی کرد و بعد از آن کفش آهنین به پا کرد تا با حضور در همایش «چگونه در یک روز منافق شویم» هم به بررسی مسائل پس از انتخابات بپردازد و هم سفرهای دانشگاهی اش را پیش از آغاز سال تحصیلی کلید بزند. کنگره جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم حدیث شهرری، همایش اساتید بسیجی دانشگاه های یزد، نشست مجمع جوامع اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور، دانشگاه تهران، خوابگاه امام علی و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مقصد سفرهای دانشگاهی او بود که می رفت تا در غیاب رقبایش زخم ناسور جناح راست از سوی دانشگاه ها را درمان کرده یا حداقل التیام بخشد. بنابر این برنامه بود که او ماموریت تازه یی پیش روی خود دید و ساعاتی که از کار در سپاه در اتاق مشاور فرمانده فارغ می شد به دانشگاه ها سر می زد تا در سخنرانی هایی که در روزها و جلسات نخست یک الگوی مشترک داشت به روایت تاریخ 30 ساله بپردازد و سعی کند دانشجویان را با احمدی نژاد و دولتش که با او «بد» کرده بودند خوب کند و آب رفته را به جوی بازگرداند اما این جلسات کم کم شکل و شمایل دیگری یافت. 28 مهرماه بود که صفارهرندی برای حضور در همایش «سوءتفاهم بزرگ» به دعوت بسیج دانشجویی دانشکده فنی راهی انقلاب شد. به گزارش «رجانیوز» صفارهرندی در شرایطی وارد سالن محل سخنرانی شد که پیش از او دانشجویان تصاویر تعدادی از بازداشت شدگان پس از انتخابات از جمله بهزاد نبوی، محسن میردامادی، عبدالله مومنی و احمد زیدآبادی را در دست داشتند که کنار تصاویر آنان جملاتی برای درخواست آزادی به چشم می خورد؛ «سوال من این است که شما به رغم شناخت طیف مقابل چطور به امثال ما لقب منافق و کافر می دهید؟» این سوال یکی از دانشجویان منتقد از صفار بود. سوالی که از سوی طیفی دیگر از دانشجویان که خود را حامی دولت معرفی می کردند پاسخ داده شد تا از رهگذر این پرسش و پاسخ ها که با شعار و اعتراض همراه بود نوبت به محمدحسین صفارهرندی برسد. آن هم در شرایطی که شعارها او را مخاطب قرار داده بودند؛ «این کار عادت تاریخی دوستان شماست و حتی به یاد داریم که شما خاتمی، محبوب خود را نیز در همین دانشگاه هو کردید.» اما بنا به گزارش رجانیوز در هنگامه سخنرانی صفار یکی از دانشجویان لنگه کفشی را به سوی او پرتاب می کند که نرسیده به وی به زمین می خورد و یکی از دانشجویان آن را به صفار می دهد؛ لنگه کفشی که در جلسات بعدی صفارهرندی به یک نماد برای اعتراض تبدیل شد و دانشجویان برای نشان دادن اعتراض خود آن را به دست می گرفتند؛ «علائم مدنی شما بر سر دستانتان جلوه گری می کند و اینکه شما پشت به بنده کرده اید و لنگه کفش پرت می کنید. لااقل از خبرنگار عراقی که جرات داشت و رودرروی بوش لنگه کفش پرت کرد، یاد بگیرید.» شنیدن این جملات از سوی صفارهرندی که در واقع نوعی هماوردطلبی بود کمی عجیب به نظر می رسید اما او در همایشی که به مناسبت 13 آبان در دانشگاه خواجه نصیر برگزار شده بود در واکنش به دانشجویانی که لنگه کفش هایی را بر سر دست گرفته بودند، اظهار کرد؛ «منطق شما لنگه کفش است و استدلال ندارید. در حالی که من به صورت منطقی در حال گفت وگو با شما هستم و شما حتی حاضر نیستید به اندازه یک لنگه کفش از عقده های شخصی خود بگذرید.»

این گونه بود که سخنرانی صفارهرندی در دانشگاه گیلان با اعتراض دانشجویان و ادبیات تند و تیز او نیز به پایان رسید. صفارهرندی پس از این جلسه تاکنون در دانشگاه دیگری حاضر نشده اما گویا رسالت او را حمید رسایی نماینده حامی دولت پی گرفته است. حمید رسایی یکی از روحانیون حامی دولت و از نمایندگان مجلس هشتم است که گهگاهی به خاطر نطق های تند و تیزش علیه اصلاح طلبان نگاه دوربین ها و رسانه ها را به خود جلب می کرد اما او نیز این روزها شال و کلاه کرده است و در کنار نمایندگی ملت، می رود در دانشگاه ها و حمایتش از دولت را به اثبات می رساند و دانشجویان را با خود یار می سازد. اما او حتی از اقبال صفارهرندی هم برخوردار نبوده، چرا که وزیر سابق فرهنگ و ارشاد حداقل در نخستین جلسات از تیغ شعارهای تند در امان بود اما حمید رسایی از نخستین حضورش که یک ماه پیش بود، تاکنون به هر جا پا گذاشته با اعتراض روبه رو شده و اغلب سخنرانی هایش را ناتمام رها کرده است. هفته پایانی مهرماه بود که اعلام شد حمید رسایی چهارم آبان ماه به دانشگاه پیام نور مشهد می رود تا با اجابت دعوت بسیج دانشجویی این دانشگاه در جلسه یی با موضوع «تبیین نقش خواص در جنگ نرم» سخنرانی داشته باشد. به گزارش فارس در این جلسه علاوه بر طرح شعارهای اعتراضی کار به درگیری فیزیکی بین دو طیف از دانشجویان کشید. اما رسایی از پا ننشست و فردای همان روز از مشهد به اهواز رفت. اما دانشجویان هنگامی که او شخصیت های اصلاح طلب را هدف انتقاد خود قرار داد با شعار به او اعتراض کردند.

– …

– اتفاقاً هدف از این نشست نشان دادن چهره دیکتاتور است. باید بدانیم چه کسانی به فکر خفه کردن دیگرانند.

– …

– ما در این جلسه اجازه نظر دادن می دهیم. این یعنی اینکه ما به دیکتاتور اعتقاد نداریم.

– …

– رسایی اگر بی عرضه بود 40 میلیون سیلی به شما نمی زدند.

– …

– هیچ وقت امام حسین(ع) مورد حمایت یزید نبوده است. یا حسینی که رادیو امریکا تبلیغ می کند، از اسرائیل بدتر است.

– …

– ما رای تقلبی نمی دزدیم. رای شما مال خودتان. ما رای امریکایی نمی دزدیم.

– …

– ما به روسیه رای ندادیم.

– …

– حجاریان، ابطحی و عطریانفر اگر بر اثر شکنجه اعتراف کردند که لیاقت رهبری ندارند.

– …

-از کجا معلوم زمانی که می گفتند تقلب تقلب زیر فشار و شکنجه نبودند و آن حرف ها دروغ نبود.

اما در این هنگام به سوی وی فلفل سبز و بطری آب معدنی پرتاب شد که رسایی نیز برای اینکه این کار را بی پاسخ نگذارد، یکی از فلفل سبزهایی که روی میزش افتاده بود را خورد. اما نه شعارها و نه فلفل سبز هیچ کدام مانع از این نشد تا رسایی راهی قزوین نشود. او هفته گذشته برای سخنرانی به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه قزوین به سالن آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه رفت اما این بار هم حضور او به عرصه رویارویی موافقان و مخالفان احمدی نژاد تبدیل شد.

– …

– واقعاً مرگ بر این عده قلیل دیکتاتور.

– …

– این نمایندگان مجلس ششم هستند که باید خجالت بکشند نه من.

به هر روی آن گونه که پایگاه های خبری گزارش دادند حمید رسایی نتوانست سخنرانی خود در دانشگاه قزوین را به پایان برساند اما این به معنای پایان سفرهای دانشگاهی وی است؟ ولی در کنار این پرسش،پرسش های بزرگ تری نیز مطرح است. حال که حضور صفارهرندی در دانشگاه ها نقطه آغاز یک اعتراض است، و حال که حضور حمید رسایی سبب ساز درگیری دانشجویان موافق یا منتقد دولت، سفیران تازه آیا به سفرهای خود ادامه می دهند. آیا هدف شان روایت تاریخ در غیاب رقبای خود بود یا اینکه هدفی بزرگ تر را در دستور کار خود قرار داده اند؟ پرسش هایی که پاسخ خود را زودتر از سوال های چند ماه اخیر درمی یابد چرا که اصرار بر حضور یا قطع حضور در دانشگاه ها برای مبلغان تابلوداری که در یکی دو ماه گذشته رویدادهایی را در دانشگاه آفریدند، می تواند پاسخ درستی به این سوال باشد که سفیران دولت مبلغ اند یا محرک؟


یک پاسخ به “مروری بر سفر دوره‌ای حامیان احمدی‌نژاد به دانشگاه‌ها”

  1. علی گفت:

    اینطور که بنظر میاید محرکند نه مبلغ.