از فرهنگ غیر دولتی و دولت فرهنگی تا فرهنگ دولت و دولت غیر فرهنگی
چکیده :سالهاى گذشته فرهنگستان هنر توانسته بود با ارائه برنامهها و کارگاههاى تخصصى و پژوهشي،نقش قابل توجهى را در معادلات فرهنگى و هنرى کشور ايفا نمايد و بسيارى نيز به اعتبار شخص مهندس موسوي،اعتبارى را براى فرهنگستان قائل شده بودند که ساير فرهنگستانها به هيچ روى از يک چنين اعتبارى برخوردار...
کلمه: شايد آنانى که در ايام انتخابات با اين شعار محورى مهندس موسوى مبنى بر «دولت فرهنگى و فرهنگ غير دولتى » چندان ارتباط معنادارى برقرار نکرده بودند،اين روزها با تمام وجود اين شعار را درک کرده اند؛روزهايى که دولت حتى به نهادهاى مادر فرهنگى چون فرهنگستان هنر نيز رحم نمىکند و در صدد است تا ماهيت انتخابى آن را هم قلب نموده و آن را به نهادى انتصابى بدل نمايد.
فرهنگستان هنر جمهورى اسلامى ايران در نخستين سال رياست جمهورى سيد محمد خاتمى با اهدافى مانند سياستگذارى در زمينه ارتباط جوامع هنرى داخلى باجهان ،سياستگذارى جهت گسترش نقد هنرى و مباحث زيباشناختي، تعيين شاخصهاى توسعه هنر، ارزيابى سالانه شاخصهاى هنرى در کشور، بررسى کاستىهاى نظام آموزشى کشور در زمينه هنر و پيشنهاد به مراجع ذى ربط، مطالعه ارتباط بين رشتهاى پژوهش در زمينه هنر و ساير علوم وحمايت از تأليف و ترجمه منابع هنرى تشکيل شد و تا به امروز توانسته است گامهاى بلندى را در جهت بسط هنرهاى بومى و جهانى و کاناليزه کردن پژوهشهاى تخصصى در اين حوزه بردارد.
اين روند ادامه داشت تا انتخابات پرحاشيه رياست جمهورى برگزار شد و ميرحسين موسوى مواضعى را در حوادث پس از انتخابات ايراد کرد که چندان به مذاق برخى خوش نيامد و هم اينان درصدد برآمدند تا فرهنگستانى که تمام زندگى و آمال ميرحسين بود را به نحوى از چتر مديريتى وى خارج کرده و انتخاب رياست آن را به رييس دولت واگذار نمايند.اينگونه شد که در روزهاى گذشته اهالى فرهنگ و هنر با خبرى مواجه شدند که بسيار کوتاه بود:«اساسنامه فرهنگستانها اصلاح شد».
طبق اين اصلاحيه که البته تمام فرهنگستانها را نيز شامل مىشد،انتخاب رييس فرهنگستان که تا پيش از اين از وظايف مجمع عمومى شمرده مىشد به رييس دولت سپرده شد تا افکار عمومى بار ديگر حذف يک نهاد انتخابى و برآمدن يک نهاد انتصابى را شاهد باشد.تا به امروز و مطابق اساسنامه فرهنگستان، رييس فرهنگستان از ميان سه نفر از صاحب نظران برجسته کشور به پيشنهاد مجمع عمومى و حکم رياست عاليه فرهنگستان براى 4 سال منصوب مىشد و انتخاب مجدد وى نيز بلامانع بود.
در همين اساسنامه وظايفى چون پيشنهاد سازمان اداري، بودجه و حسابهاى سالانه به هيئت امنا براى تصويب، پيشنهاد عضويت فرهنگستان در مجامع بينالمللي،انتصاب رؤساى گروههاى تخصصي، پى گيرى و نظارت بر حسن اجراى تصميمات مجمع عمومى و شوراى تخصصى و دعوت از اعضاى هيئت امنا، مجمع عمومى و شوراى تخصصى براى تشکيل جلسه از وظايف اصلى رياست عالى فرهنگستان محسوب مىشد و البته اين به غير از شأنيتى بود که ميرحسين موسوى با وجود خود به فرهنگستان هنر اعطا کرده بود.فرهنگستان هنر داراى اعضاى پيوسته و وابسته و افتخارى است که به پيشنهاد رئيس فرهنگستان يا حداقل پنج تن از اعضاى مجمع عمومى و تصويب اين مجمع، با حکم رئيس فرهنگستان به عضويت فرهنگستان پذيرفته مىشوند و عضويت اعضاى پيوسته مادامالعمر خواهد بود. طبق ماده 16 اساسنامه فرهنگستان هنر، اين فرهنگستان داراى 30 عضو پيوسته از ميان صاحبنظران و هنرمندان رشتههاى مختلف است که 20 نفر به پيشنهاد شوراى هنر و تاييد شوراى عالى انقلاب فرهنگى و 10 نفر نيز توسط آن 20 نفر انتخاب شدهاند.
اين موسسه طبق ماده 12 اساسنامه خود داراى هشت گروه تخصصى است که هر گروه متشکل از تعدادى عضو پيوسته يا وابسته فرهنگستان است که با توجه به نوع تخصص ايشان توسط رئيس فرهنگستان براى عضويت در گروه انتخاب شدهاند. وظيفه اين گروهها، تنظيم برنامههاى پژوهشى و ارائه آن به شوراى تخصصى است.
فارغ از اين مسائل تخصصي، در سالهاى گذشته فرهنگستان هنر توانسته بود با ارائه برنامهها و کارگاههاى تخصصى و پژوهشي،نقش قابل توجهى را در معادلات فرهنگى و هنرى کشور ايفا نمايد و بسيارى نيز به اعتبار شخص مهندس موسوي،اعتبارى را براى فرهنگستان قائل شده بودند که ساير فرهنگستانها به هيچ روى از يک چنين اعتبارى برخوردار نبودند.همه اين مسائل دست به دست هم داد تا روز پنج شنبه اعضاى پيوسته مجمع عمومى در ساختمان مرکزى فرهنگستان دور هم جمع شدند تا شايد بتوانند از رهگذر فکر جمعى به راه حلى قابل قبول در اين خصوص دست يابند.
على منتظرى عضو پيوسته فرهنگستان در حاشيه اين نشست به حيات نو گفت: اخيرا مطلع شديم که شوراى عالى انقلاب فرهنگى مصوبهاى را درباره عضويت افراد در فرهنگستانهاى کشور داشته است که مطابق آن شوراى عالى اين حق را براى خود قائل شده که ضمن اينکه تعداد ديگرى از افراد را به اعضاى فرهنگستان اضافه کند ،انتخاب رياست فرهنگستان را هم به «رييس جمهور»تفويض نمايد؛در واقع با اين مصوبه نقش مجمع عمومى در تعيين رييس فرهنگستان حذف شده است.
وى در ارزيابى خود از تبعات اين مصوبه هم گفت: از ديد من اين مصوبه مشکل ايجاد خواهد کرد و مطلوب نيست که همه مسائل را با عينک مسائل سياسى روزمره ببينيم زيرا فرهنگستانها محل تجمع فرهيختگان و دانشجويان پژوهشگر ماست و نبايد اين موضوع را با مسائل سياسى ممزوج نماييم.سيد محمد بهشتى رياست سابق سازمان ميراث فرهنگى هم در سخنان کوتاهى ارزيابى خود از اين مصوبه را اينچنين بيان کرد:اين يعنى همان تفاوت «فرهنگ غير دولتى و دولت فرهنگي» با «فرهنگ دولتى و دولت غير فرهنگي»…تلاش ما براى گفتوگو با ميرحسين موسوى و زهرا رهنورد هم در اين خصوص بى نتيجه ماند و مهندس موسوى تنها با لبخندى معنا دار جمع کوچک رسانهاى ما را با تعداد زيادى سوال بى پاسخ تنها گذاشت… برخى اعضاى مجمع عمومى در اين جلسه عبارت بودند از: على اصغر آقا غلامعلى شعرباف / حبيب ا… آيت اللهى / سيد محمد احصايى / غلامحسين اميرخانى / سيد محمد بهشتى شيرازى / محمود جوادى پور /سيد مهدى حسينى /سيد محمدرضا حسينى بهشتى /محمدعلى رجبى /منصوره حسينى /زهرا رهنورد /سيد جلال شباهنگى /حبيب ا… صادقى /منوچهر طياب /محمود عزيزى /محمود فرشچيان /شاهين فرهت /هندى عبدالمجيد کيانى /محمدعلى کى نژاد /مصطفى گودرزى /مجيد مجيدى /على اکبر مختار تجويدى /ميرحسين موسوى خامنه /على منتظرى /داريوش مهرجويى / سيد مرتضى نجومي…
منبع گزارش: حیات نو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()














«دولت فرهنگى و فرهنگ غیر دولتى » چه شعار با معنا و زیبایی! الحق که هنرمندی میر حسین عزیز!
صد افسوس اگر دولت بخواهد خود را بر فرهنگ مسلط کند.
عکس ها بسیار زیبا هستند دستتان درد نکند من که دلم برای روی ماه رئیس جمهورم خیلی تنگ شده بود.
عكسها بسيار زيبا هستند . جناب مهندس موسوي خيلي دلم مي خواهد شما را از نزديك زيارت كنم.
میرحسین عزیز، سلام
می دانیم که فرهنگسرای هنر چقدر برای تان با ارزش است و شما چقدر برای آن زحمت کشیدید. اما اشکال ندارد بگذارید اقتدارگران این را هم از شما بگیرند، در عوض شما چیزهای بسیار و باارزش تری را بدست آورده اید که هیچ کس قادر نیست با هیچ ترفندی آن ها را از شما بگیرد.
پس هیچ غم تان نباشد که این ترفندها سودی برای شان ندارد و این نیز بگذرد،
فردایی سبز در راه است.
ما پیروزیم. مگه تا الان غیر از این بوده؟ درود بر مهندس عزیز. من تا حالا زیاد به فرهنگستان می آمدم به امید شما. ولی این ها نمیتواند ما را از هم دور کند. و شما در دلها جای دارید.
Dorood bar raees jomhore azizeman,Mohandese azizeman,Mirhosseine khobeman
Tanat be naze tabiban niazmand mabad, Vojode nazokat azordeye gazand mabad
to shoja hasti vaghti az to migirand ,to aram hasti vaghti pirooz mishavi ,to darya hasti ,az darya agarche javaheratash,mahiyanash,ra begirand hargez az azemate darya nemikahad chon javaherate ensaniyat dar omghe daryaye vojoode to mirhoseyne aziz vojood darand va dozdane daryayi faghat mitavanand chand sabahi dar darya harkat konand .
من معماری دانشگاه ازاد میخونم!!!
وقتی شما در فیلم تبلیغاتیتون یه جایی تنها داشتین فکر میکردیم وسط یک دشت و وقتی توی بیمارستان به اقای عزیزی گفتین ایشالله خوب شین و من جلد کتاباتو واست طراحی میکنم،اوج احساس بود،احساس یک معمار،از وقتی شنیدم شما هم امسال جزو هیات امنای دانشگاه ازاد شدید،کلی امیدوارتر شد،اینکه یه جورایی شما تاثیر گذار اینده ام شدید بی نهایت حال کردم.
منم دلم مثل “راه سبز “واسه روه ماه ریس جمهورم تنگ شده،پیروز و بی نهایت باشین.
معمار ایران سبز سلام
جای شما تا ابد در قلب مردم این خاک سبز می ماند…
دردا در گنجینه به ماران بگشودند اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
اندکی صبر سحر نزدیک است…!
هر كه را با خط سبزت سر سـودا باشد * پای از این دایـره بیرون ننهد ار باشد
من چو ازخاک لحد لاله صفت بر خیزم * داغ سـودای تـوام سـرّ سـویـدا باشـد
تو خود ای گوهر یکدانه کجـایی آخر * کزغمت دیده ی مردم همه دریا باشد
به امید پیروزی حق علیه باطل
(((مهسا خانم)))
یه وقت زیادی احساساتی نشید ما قلبمون مگیره باشه؟
آقای میر حسین به حامیانت بگو شکست خوردی اخه توهم زدن رئیس جمهورشونی
باور کنید هر روز اینترنت رو چک می کنم یا بی بی سی رو نگاه می کنم به امید صحبت جدید از اقای موسوی – 30 ساله معمار از رشت
باز هم روشن شد شعلة نوشتن در مسيري سنگين تر از اوزان. پلك ميزنم آهسته آهسته و مي نگارم واژه گان را بر كاغذ بي خط. شايد اينجاست قلّة بي شائبه گي. شايد اينجاست فوران امواج ذهن و شايد انعكاسي سوي ارتباط با آدمها. دلم ميخواهد تا سكوتي فرياد صفت پابه پاي اجتماعات فروخورده، راز نوشتن را كشف كنم. دلم ميخواهد حيوانات وحشي سركوب گر را شرمسار كنم. پيامد دست چين شدن تا نگاهي كه وطن را سخت مي يابد در خويش و سخت مي پايد به پيش. پدران و مادراني كه از سر معاش تا سقوط رفته اند. در به در پي معاش، معاش و معاش. زندگي اين است؟ كجاست جمهوري اسلامي ايران ؟ وقتي مردمان کشوری در پي يافتن لايق ترين مرد است؛ اما اعتماد را نزول يافته مي شمارد ديگر جمهوري چيست؟ وقتي رنگ و بويي از آدميّت نيست. ابزارها سردر گريبانند. بغض ها از سر نيرنگ و كلاه هاي گشاد، پاره گي را سر مي كنند. وقتي دم از خدا مي زنند و خدا را مي شويند! ديگر اسلام چيست؟ وقتي مي دانيم سرزميني سرشار از ثروت داريم اما سهم مان هيچ است و هيچ، وقتي مبرهن و گوياست خداحافظي ثروت ها با مردم و سرريز آن بر ممالكت ديگر، اينجاست كه بايد گفت: ايران؟ وطني سرشار از هويّت و اقتدار، وطني كاشف تمدّن و ياريگر فرهنگ ها، امّا حال را چه مي شود؟ ايران من دلم مي سوزد از بي هويّتي امروزت … افسوس … كه حال را تشديد وار تا سكوت برده اند و مي فهميم خفقان يعني چه؟
میر حسین عزیزم
دوستت دارم
دوستت دارم
وطن سرشار از درد است برخیز
وطن محتاج یک مرد است برخیز
در این خیزش بیا با موسوی باش
چرا، چون بی هماورد است برخیز
یا حسین
میرحسین
به همین خیال باشید دوستان
سلام بر میر حسین عزیز
من در جواب بعضی از این دوستان که در کامنت های بالا اظهار فضل می کردند
باید بگم که لطف کنید نظرات سازندتون رو برای خودتون نگه دارید مزدوران بی وطن !
مخصوصا تو سجاد !
به امید ایرانی آباد و سبز
اندکی صبر سحر نزدیک است …