آقاي احمدي نژاد آيا به ياد داريد؟
چکیده :ورود ناگهاني احمدي نژاد به حوزه مسئوليت شهرداري و تاكيدبر دخالت مستقيم دولت در احداث مترو و پافشاري او بر راهاندازي قطار هوايي است. قطار هوايي ، همان پروژهاي است كه احمدي نژاد روز 23 اسفندماه 82 آن را كليد زد و معاون او – وزيرفعلي راه– به مردم تهران وعده داد پس از 18 ماه بر آن سوار خواهند شد. اين وعده، روز 21 اسفند 82 در روزنامهاي درج شد كه نام محمود احمدي نژاد به عنوان مدير مسئول در صفحه آخر آن به چشم...
آفتاب یزد- مجتبی واحدی:«شهرداري و شوراي شهر تهران به عنوان مجموعه واحد مديريت شهري،در انجام وظايف خود، هيچ قيمي ندارد.»
عبارت فوق را محمود احمدي نژاد روز 17 آذرماه 82 مستقيما و از فاصله 1 تا 2 متري از زبان عاليترين مقام نظام شنيد. او درآن روز، با وزير كشور و استاندار اصلاحطلب تهران در دولت خاتمي اختلافنظر داشت ولذا عبارت فوقالذكر را غنيمت شمرد تا از دخالت عالي ترين مقامات دولت اصلاحطلب در فعاليتهاي شهرداري تهران جلوگيري نمايد. 6 سال پس از اين ماجرا، اينك همكاران شهردار تهران، از كوتاهي دولت در اجراي وظايف قانوني خود نسبت به شهرداري و سازمانهاي تابعه آن به تنگ آمدهاند وگلايه خود را به سطح رسانهها كشاندهاند. 6 سال پيش كه احمدي نژاد و همكارانش، مدعي دخالت دولت خاتمي در حوزه مسئوليت شهرداري بودند،اولا هيچ نشانه آشكاري از دخالت ها وجود نداشت و ثانيا جز همفكران شهردار اصولگراي تهران– احمدي نژاد– كسي برادعاهاي او صحه نميگذاشت. اما امروز كه بحث تعلل «دولت اصولگرا» در انجام وظايف قانوني خود در برابر شهرداري و خدمات شهري مطرح است، هم «شهردار اصولگرا»ي تهران – قاليباف– از اين كوتاهيها ابراز دلتنگي ميكند و هم «نمايندگان اصولگرا»ي مجلس نسبت به سوءاستفاده بعضي مديران دولتي از اختيارات خود براي عدم استيفاي حقوق قانوني شهرداري و سازمانهاي تابعه آن– به ويژه ناوگان حمل ونقل عمومي– هشدار ميدهند.
البته نگارنده توقع ندارد كه سران دولت دهم، سخن 6 سال پيش رهبري را به ياد بياورند وآن را نصبالعين خود قرار دهند. آنها ولايتپذيري خويش را در ماجراي لغو حكم معاون اول و داستانهاي بعدي آن به نمايش گذاشتند. از خبرگزاريهاي حامي دولت هم توقع نميرود كه به تكاپو بيفتند و علت سهلانگاري در پرداخت به موقع اعتبارات مصوب شهرداري تهران را كشف كنند. زيرا اين خبرگزاريها، كارهاي مهمتري دارند. آنها بايستي در وصف رئيسدفتر احمدي نژاد، داستان سرايي كنند و او را «مردي براي تمام فصول» بنامند. در اين شرايط، چه اهميتي دارد كه از پاييز 85 تاكنون يعني 12 فصل تمام، سران اصولگراي شهرداري تهران و مديران مترو تهران، بارها فغان آورده باشند كه «مجلس اعتباراتي براي مترو تصويب كرده اما دولت از پرداخت به موقع و كامل آن، خودداري ميكند.» حتي چه اهميتي دارد كه يك نماينده اصولگراي مجلس، زيان هر روز تاخير در پرداخت اعتبارات مصوب را حدود يك ميليارد تومان بداند و نسبت به آن، هشدار دهد. اما يك موضوع، به هيچ وجه قابل تحمل نيست.
اين موضوع، ورود ناگهاني احمدي نژاد به حوزه مسئوليت شهرداري و تاكيدبر دخالت مستقيم دولت در احداث مترو و پافشاري او بر راهاندازي قطار هوايي است. قطار هوايي ، همان پروژهاي است كه احمدي نژاد روز 23 اسفندماه 82 آن را كليد زد و معاون او – وزيرفعلي راه– به مردم تهران وعده داد پس از 18 ماه بر آن سوار خواهند شد. اين وعده، روز 21 اسفند 82 در روزنامهاي درج شد كه نام محمود احمدي نژاد به عنوان مدير مسئول در صفحه آخر آن به چشم ميخورد. تا 17 ماه پس از آن روز، احمدينژاد با اختيارات گسترده و به دور از هر گونه دخالت سران دولت خاتمي، بر صندلي شهرداري تهران تكيه زده بود و تا پايان 18 ماهِ وعده داده شده، حميد بهبهاني، جايگاه خود در شهرداري تهران راحفظ كرده بود. اما از قطار هوايي، تنها چند <پايه> نصيب مردم شد. اكنون شهردار وقت تهران و معاون او– احمدي نژاد و بهبهاني – به جاي آنكه به مردم توضيح دهند چرا عليرغم اختيارات گسترده، وعده 18 ماهه خود را اجرا نكردهاند، مدعي شوراي شهر و شهردار فعلي تهران شدهاند و ميخواهند پروژهاي كه در زمان مسئوليت قانوني، انجام ندادهاند را با دخالت فراقانوني، بر شهرداري و مردم تهران تحميل كنند؛ همان پروژهاي كه يك اصولگراي سرشناس –مهندس ميرسليم –آن را به اسباب بازي تشبيه كرده است. احمدي نژاد همچنين به جاي اينكه به صورت صريح و مستند به ادعاهاي قاليباف و همكاران او پاسخ دهد و براي تعلل دولتيها در اختصاص اعتبارات مصوب مترو، دليل قانع كننده ارائه نمايد، سخني ميگويد كه هم در تطابق آن با احكام قانوني و اختيارات نهاد مردمي شوراي شهر، ترديد وجود دارد و هم تقويتكننده شائبههايي است كه سه روز قبل توسط نماينده اصولگراي تهران بيان شد. علي مطهري روز چهارشنبه در نطق ميان دستور خود اظهار داشت: <خدا كند اين خبرِ راست، دروغ باشد كــــه برخي مقامات دولتي گفتهاند هرچه به مترو كمك كنيمبه نام هاشمي تمام خواهد شد.> ضمن آنكه اين دخالت، نقضكننده ديدگاه صريح رهبري نظام است كه 6 سال پيش، احمدي نژاد آن را بلاواسطه شنيد.
البته تاكيد احمدي نژاد بر اينكه <دولت، مديريت مترو را به دست خواهد گرفت> از يك زاويه ديگر نيز قابل تامل است و ميتوان آن را طنزي تلخ دانست. اين طنز، تا حدودي روحيه احمدينژاد را نيز به نمايش ميگذارد. 6 سال پيش، احمدينژاد از پشت صندلي شهرداري تهران، دولت خاتمي را تحت فشار ميگذاشت كه <نمايشگاه بينالمللي تهران، مزاحم آسايش مردم تهران است و بايد به خارج از شهر، منتقل شود.>
او اكنون 50 ماه است كه با اختيارات گسترده، مديريت اجرايي كشور را به عهده دارد اما حتي يك كلام در مورد سلب آسايش مردم تهران به خاطر وجود نمايشگاه بينالمللي سخن نميگويد و به جاي آن، در حوزه مسئوليت يك نهاد مردمي – شوراي شهر تهران – وارد ميشود تا براي تهرانيها، مونوريل بسازد يا مترو را تكميل كند. آيا فشار 6 سال پيش شهردار تهران بردولت و فشار امروز رئيس دولت برشهرداري، نشان نميدهد كه احمدينژاد، ورود به حوزه مسئوليت ساير نهادهاي حكومتي و مردمي را براجراي وظايف خود ترجيح ميدهد؟ آيا احمدينژاد كه هماكنون رياست دولت را برعهده دارد توقع 6 سال قبل خود از دولت – انتقال نمايشگاه– را انجام داده كه اكنون، ميخواهد به جاي شهردار تهران بنشيند و براي <مترو> تصميم بگيرد؟ آيا دولت احمدي نژاد، احكام قانوني مصوب مجلس در خصوص تخصيص اعتبارات <مترو > را به درستي انجام داده كه امروز بدون توجه به حوزه اختيارات دولت و شهرداري، ميخواهد برخلاف نظر شهرداري و شوراي شهر، پروژه قطار هوايي را برتهران تحميل كند؟آيا احمدي نژاد تاكنون، به خاطر كوتاهيها در تامين حمل ونقل ايمن هوايي و زميني براي مردم – كه وظيفه مستقيم دولت ميباشد– گوش زير دستان خود را پيچانده است كه اكنون ميخواهد به جاي شهردار تهران بنشيند واقدامات اجرايي مرتبط با حمل ونقل درون شهري را شخصا مديريت كند؟ راستي چه كسي بايد احمدي نژاد و بهبهاني را به خاطر عدم اجراي وعده 18 ماهه در خصوص مونوريل و اصرار امروز آنها براي اجراي پروژهاي كه در دوره مسئوليت خود در شهرداري قادر به انجام آن نبودهاند مورد سوال قرار دهد؟
اما نكته مهمتر، زنگ خطري است كه برخي رفتارهاي احمدي نژاد به صدا درآورده است. او مصوبه مجلس را به شرطي قابل اجرا ميداند كه دقيقا مطابق خواسته حلقه مشاوران رئيس دولت باشد و اختيارات بزرگترين نهاد مردمي – شوراي شهر – را نيز ناديده ميگيرد. آيا او به اين مسئله انديشيده است كه پايان راهي كه او آغاز كرده به كجا ختم مي شود؟ آيا تلاش براي حاكمكردن نظر يك مقام اجرايي بر همه اركان كشور ، گام نهادن در راهي نيست كه در آيندهاي دور يا نزديك، روشهاي استبدادي را در عرصه مديريت كشور ، نهادينه ميكند؟














جالب اينجاست كه هنوزآقاي احمدي نژاد معني ديكتاتور را نمي داند. لطفا يكي از عزيزان ديكتاتور را معني كند.
دیکتاتور یعنی اینکه با 25 میلیون رای ازطرف مردم انتخاب شوی ولی با هزاران تهمت از طرف رقبا متقلب شناخته شده و نگذارند کار کنی. چون حکومت را منحصرا برای خود می خواهند و حاضرند همه را بکشتن بدهند و با شعارهای مردم فریبانه و جوان فریبانه بر اریکه قدرت جهت ارتباط با بیگانگان سوار شوند. و به آنها چراغ سبز نشان دهند چون معنی جنبششان هم چراغ سبز است.
آقا حمید به لحاظ منطقی و علمی شرط اول برای دیکتاتور شدن در راس قدرت بودن است
الان چه کسی در راس قدرت است و تمام قوا را در اختیار دارد؟
مگر اینکه شما اعتقاد داشته باشید آقای موسوی و جنبش سبز آنچنان قدرتی دارند که می توانند با دست خالی تمام اعمالی را که ذکر کردید انجام دهند و جلوی کار دولت را بگیرند …که این خودش اعترافی است به قدرت واقعی جنبش سبز!
متاسفانه وقتی رئیس تان تعریف درست و منطقی ار این واژه ندارد از شما انتظاری نیست.
دیکتاتور یعنی سیاهی یعنی تاریکی یعنی آنهایی که چنان تاریکانه میپندارند که به سبز ها اهانت کنند
ديكتاتور يعني اينكه راي ملت را به نفع يكي ديگر مصادره كنندو در پاسخ به سوال مردم با چوب و چماق جواب آنها را بدهند و در هر محفلي با راي مصادره شده پوز بدهند .
حمید عزیز گفتی 25میلیون خنده ام گرفت چون انچه در این جنبشها دیده شد ثابت کرد که 25 میلیون رای به آقای احمدی نژاد ندادند واگر دادند پس طرفدارانش غیر از لباس شخصی ها کجایند خودت خوب میدانی چه خبره و دیکتاتور این معنی را نمی دهد که گفتی دیکتاتور یعنی حرف مردم نشنیدند و اگر هم شنیدی با گلوله و باطوم جواب دادند یا حق مردم را دزدیدند و اینجا انجا جزیره خریدند و هزار دلیل دیگه ………………………………………………………………………………………………..
دیکتاتور یعنی اینکه ساعت 1 شب ( 2 ساعت بعد از بستن درب مراکز رائ گیری) همه رائ ها رو بشموری چه تهران چه شهرستانها. دیکتاتور یعنی یه سال مونده به انتخابات اعلام کنی که این دولت تا پنج سال دیگه میمونه.بازم بگم.
حمید جان بازم بگم،بگم، می گم ها
دیکتاتور یعنی حقوق حقه ی مردم بیچاره رو شب انتخابات بدی و بعد انتخابات دوباره ازشون بگیری این اگه دزدی رای نباشه دزدی از حق مردم که هست. دیکتاتور بعنی برای منافع خودت و خودنمایی آبرو و اعتبار مردم 1 کشور رو از بین ببری(افتضاح ژنو و حالا ترکیه) حتما میخوای بگی پولایی که قبل از انتخابات به 15000000 روستایی واجد شرایط رای دادن تبرک بوده ها؟؟؟؟؟