حجاريان و اعترافات زیرکانه اش
چکیده :شايد برخى از نقد حجاريان عليه خودش آنقدر ذوق زده شدند که فراموش کردهاند که اعترافات حجاريان قبل از آنکه يک سناريو عليه خودش و يارانش باشد، دفاعيهاى در مسير تائيد اصلاحات و بنمايههاى عقلانيت- پرسش، نقد و بازنگرى قلمداد...
کلمه:ناصرالدین قاضی زاده طی یادداشتی در روزنامه حیات نو به بررسی آنچه سعید حجاریان از تئورسین های اصلاحات تحت عنوان اعتراف مطرح کرد پرداخته و معتقد است:سعيد حجاريان به همراه خيل اصلاحطلبان و توده ميليونى حاميان جنبش سبز هيچ پديده انسانى را مصون از خطا نمىپندارند و در اين مسير عقلانى تلاش مىکنند تا روش مناسبترى را براى چالشهاى پيش رو ارائه دهند.این نویسنده معتقد است حجاریان پیش از آنکه اعتراف به امری کرده باشد که بخواهد موجب ذوق زدگی مخالفانش شود به نقد علوم انسانی پرداخته است.
حیات نو-ناصرالدين قاضى زاده:پس از آنکه گردوغبار برآمده از اتهامات فکرى و سياسى اصلاحطلبان فروکش کرد و قيل و قالهاى رسانهاى خشونتطلب هيچگاه از ادعاهاى اثبات نشده فراتر نرفت شايد بتوان گويههاى حجاريان را با معيار «عقل نقاد» و نه سنجههاى پيش داورانه و مغرضانه قضاوت کرد.انتشار سخنان در زندان حجاريان بازتاب متفاوتى در افکار عمومى داشت. برخى اين سخنان را دلالتى بر انحراف اصلاحات دانستند و برخى ديگر آن را دليلى بر شرايط حبس و… تفسير نمودند.
هر دو تفسير متعارض بخشى از ماجرا را منعکس مىسازد. ولى آنچه مورد غفلت و حتى تغافل واقع شده است حول اين پرسش شکل مىگيرد که اگر فرآيند اصلاحات و اصلاحطلبان و از جمله سعيد حجاريان خطاپذيرى معرفت انسانى را به منزله يکى از گزارههاى معرفتشناسانه و متدولوژى خود لحاظ کردهاند، بازنگرى و نقد از انديشه و روشهاى گذشته، چه تعارضى با فرآيند اصلاحى دارد؟ مگر روند اصلاحات که ادعايى بيشتر از نقد از وضع موجود و پويايى به شرايط مطلوب ندارد با نقد سعيد حجاريان از خودش و شرايط سياسى حاکم چه تعارضى داشته است؟
از اين رو سعيد حجاريان به همراه خيل اصلاحطلبان و توده ميليونى حاميان جنبش سبز هيچ پديده انسانى را مصون از خطا نمىپندارند و در اين مسير عقلانى تلاش مىکنند تا روش مناسبترى را براى چالشهاى پيش رو ارائه دهند.
به زبان روشنتر هنگامى که اصلاحطلبان حداقل حقوق قانونى خود و شهروندان را در واقعيتهاى حاکم مفقود مىبينند و انباشت مطالبات برآورده نشده در عرصههاى اجتماعي، سياسى و فرهنگى موجود مىبينند، چه واکنشى بايد نشان بدهند؟…
آيا سياست «احاله به سکوت» و «وعدههاى غير قابل باور» و ترفندهايى از اين دست مىتواند اعتماد افکار عمومى را جلب کند و مرهمى بر زخمهاى جامعه ايرانى باشد؟
حجاريان چه در قامت حزب مشارکت ظاهر شود يا نشود در معرض خطاى معرفتى قرار دارد، همانگونه که ديگر نحلههاى فکرى و سياسى اصولگرا و حتى جزمانديشان طالبان در معرض خطا و انحراف هستند از ياد نبريم، علوم نظرى در ذات خود و مواجهه بشر پرسشگر با پديدههاى اطرافش همواره با تکثر آرا و تعدد برداشتها روبهرو بوده است.علوم نظرى در گوهر خود با پرسشگرى و نقد زاده شد و در تکاپوى عقلانيت انتقادى ميراثى را بر جا گذاشته است که هر شهروندى و با هر گرايش فکرى و سياسى از خوان بىهمتاى آن بهرهمند است.بشر امروز بنابر مقتضيات علوم نظرى مىتواند نقد را در دستگاه خرد جمعى به کار بندد و راه و روش پدرانش را در قضاوت نسل جديد قرار دهد. اگر انديشههاى ماکس وبر نقدى عالمانه بر دستگاه فکرى و اجتماعى مارکس تلقى شود، هيچکس و از جمله ماکس وبر و شاگردانش را ملزم نمىسازد که از پرسشگرى و چالشگرى دست بشويند. زيرا تعدد آرا و تجديدنظر در علوم انسانى موج مىزند و کسى نمىتواند مدعى شود که قرائت او از جهان و آدمي، پاسخ نهايى را داده است و ديگر هيچ کس حق ندارد پرسش کند، سياست ورزد، روزنامه داشته باشد و قلم زند و…
از آنجايى که اعترافات حجاريان در جرگه علوم انسانى جاى دارند، سزاوار است تا گويههاى او محل بحث، نقد و بازانديشى بيشتر واقع شود. شايد برخى از نقد حجاريان عليه خودش آنقدر ذوق زده شدند که فراموش کردهاند که اعترافات حجاريان قبل از آنکه يک سناريو عليه خودش و يارانش باشد، دفاعيهاى در مسير تائيد اصلاحات و بنمايههاى عقلانيت- پرسش، نقد و بازنگرى قلمداد مىشود.
جان کلام در پيام سعيد حجاريان در اعترافات آن بود که هر نظريه و قرائت فکرى و سياسى نقصهايى دارد که در فرآيند اجرايى شدن امکان عيارسنجى مىيابند. چه بسا ايدههاى بلندپروازانهاى داعيه حل مشکلات جهانى دارند، اما دريغ از آنکه گرهاى از هزاران گرههاى کور کنونى بازگشايد. تجربه سه دهه انقلاب اسلامى سنگ محک مناسبى براى رويارويى دو قرائت از دين، انسان و حکومت بود. قرائت اصلاحات با اعتراف به اشتباهات فردى و جمعي، امکان بازانديشى و اصلاح را پيش رو دارد و قرائت ديگر بدون گوش شنوا، دشمنى را مىجويد که در انديشه و جان خود تنيده است و از بيان جهل خود عاجز به تجاهل نسبت به حب دانايى در گوهر انسانى و پاک نمودن صورت مسئله دل خوش داشته است.














با سلام
اگر صحبتهای آقای حجاریان وبه قول نااهلان وبی خردان اعترافات ایشان را تفسیر نمی کردید باز ایشان در نزد مردم سبز ایران عزیزهستند چرا که ما فریاد زینب خانم (دختر عزیزحجاریان)را شنیدیم که در نوشته هایش بافریاداز پدرش خواسته بود که صحبت کنند تا از دربند بودن حاسدان ودشمنان ایران که همان می دانیم چه کسانی هستند آزاد شود پس به آقای حجاریان و ابطحی و عطریانفر ودیگر عزیزان دربند می گوییم همچنان دوستتان داریم وبرای سلامتی وآزادی شما از خداوند مطلق که همتایی ندارد ،کمک می خواهیم .به امید پیروزی مردم سبز ایران .