سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

فقرا جمع شويد تا برويم پيش خدا

چکیده :فقراجمع شويد تا برويم پيش خدا. به خدا بگوئيم که ما بنده بي نواي توايم که روزگار ما را دچار اين معضل کرده است. در اغلب موارد ما در مملکتي زندگي مي کنيم که هر چه بيشتر مي رويم کمتر به نتيجه مي رسيم. از صبح زود تا پاسي از شب کار مي کنيم زحمت مي کشيم، عرق مي ريزيم و تازه بيستم ماه که مي شود کفگيرمان محکم به ته ديگر خالي مي خورد. به دستي گرفتن مي افتيم خجالت بقالي محل، صاحبخانه عزيز، شهريه هاي مدرسه و دانشگاه،کرايه هاي تاکسي، لباس هاي پاره که نياز به نو شدن دارند، بيماري هايي که مخارج آنها را بيمه نمي پذيرد، بيچاره مان مي...


کلمه: روزنامه مردمسالاری در یادداشتی با عنوان «فقرا جمع شوید تا برویم پیش خدا» به بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه ها پرداخته است. در این یادداشت با بررسی انتقادی به لایحه دولت در نهایت چاره کار با این شرایط واگذار کردن تمام امور به خدا عنوان شده است!

نویسنده در بخشی از این یادداشت نوشته است : «به خدا بگوئيم که ما بنده بي نواي توايم که روزگار ما را دچار اين معضل کرده است. در اغلب موارد ما در مملکتي زندگي مي کنيم که هر چه بيشتر مي رويم کمتر به نتيجه مي رسيم. از صبح زود تا پاسي از شب کار مي کنيم زحمت مي کشيم، عرق مي ريزيم و تازه بيستم ماه که مي شود کفگيرمان محکم به ته ديگر خالي مي خورد.»

متن کامل این یادداشت پیش روی شماست:

مردمسالاری- محسن جاويد:

به بهانه لا يحه هدفمند کردن يارانه ها اين روزها جلسات متعددي در سطح وزرا، وکالا ، دست اندرکاران ، منتقدين و حتي محافل دوستان و آشنايان و خانواده ها بر پا مي گردد.

بحث معيشت مردم و اينکه منابع و ثروتهاي حاصل از فعاليت جمعي اجتماع، بايد چگونه و با چه مکانيزمي توزيع شود، همواره ازدغدغه هاي دولتمردان در طول تاريخ اجتماعي و اقتصادي بشري بوده است، حتي پدر يک خانواده نيز به نسبت جمع کوچک تحت تکفل خود و آن درآمد اندکش، اين دغدغه را دارد.

ثروت عظيم، نفت، گاز، اورانيوم، طلا ، منابع مهم کشاورزي، وجود آبراههاي مهم بين المللي همچون خليج فارس، گستردگي منابع مهم کاني همچون مس، روي، آلومينيوم، ذخاير مهمتري چون سنگ آهن و بسياري از فلزات عناصر تشکيل دهنده اين جهان مادي در کشور وسيع ايران، همواره مردم نيمه فقير ما را از دولتمردان خود متوقع ساخته است. اين توقع با توجه به وجود منابع پرشمار ياد شده چندان هم غير منطقي نيست! يادمان نرفته است که يکي از ميثاق هاي تجميع مردم در اعتراضات و تظاهرات منتج به انقلا ب اسلا مي ما، رفع محروميت ها و ساماندهي سازکارهاي مربوط به تقسيم عادلا نه منابع و امکانات بوده است تاجايي که بحث محرومين و مستضعفين از مباحثي چون فساد وفسق و فجور و فحشا پيشي گرفت فقر، چون اختاپوسي است که علا وه بر آبرو، دين محرومين را نيز نشانه مي رود. التهابات و اشتياق براي محروميت زدايي کار را در ابتداي انقلا ب تا جايي پيش برد که بحث آب و برق مجاني به علا وه مسکن ارزان نقل محافل ديني، مذهبي و اقتصادي آن زمان در بين مسوولين ارشد کشور شده بود.

مردم عامه در شهرها و روستا ها خوش خيالا نه خود را فارغ از دغدغه مي ديدند و اين يعني خوش باوري مردمي که با اعتراض به خفقان ساواک و فحشاي موجود در سطح شهرها و رسانه هاي ديداري و شنيداري حالا چوب را برداشته و به پنبه فقر نيز مي زدند.

به واسطه عدم تمايل و حرص کاذب براي خريد، تا مدتي نيز اين نزول قيمت و ايستادگي تورم در نقطه اي ثابت، دوام و قوام داشت. پسر از التهابات اوليه ديگر کم کم رشد جمعيت و گسترش ارتباطات جهاني، افزايش ثروت عمومي و شروع سازندگي و رسيدن به استانداردهاي جهاني اين ابر خوش خيالي را کنار زد و مسابقه اي جهنمي براي رسيدن به ثروت، مکنت، ماشين هاي مدل به مدل، برج سازي و تفاخر، در بين طبقه متوسط به بالا درگرفت.

بايد اعتراف و اقرار کنيم که برنامه مدوني براي نگاه کلا ن و دراز مدت در طي سي سال گذشته نداشته ايم و جمعيت محرومين و مستمندان، مستضعفين همواره روبه تزايد بوده اند. بنابر اعلا م مسوولين دولتي، خط فقر در جامعه ما حدود 800 هزار تومان است و چنانچه همين عدد کاملا دولتي را نيز بپذيريم، بايد ادغان کنيم که حداقل 60 درصد از جامعه هفتاد ميليوني ما زير خط فقر قرار دارند و اين يعني اين که در مباحث کلي جامعه نتوانسته ايم به صورت متوازن پيش برويم.

مباحثي چون امور نظامي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، آموزشي، ديني هر يک به نوبه خود مهم هستند ولي هر دولتي بنابر سليقه خودش، يکي از آنها را سرلوحه امور خويش قرار داده است غافل از آن که برترين و مهمترين اصل در يک جامعه اعم از خانواده، شهر و اجتماع، تامين معيشت روزانه بوده و بدون آن ديگر امور تحت تاثر منفي قرار خواهد گرفت. کره شمالي يکي از کشورهايي است که پيشبرد امور نظامي را در اولويت قرار داده تا جائي که بمب اتم ساخته و موشک هاي دوربرد دارد ولي فقر همچون خوره جان مردم را در برگرفته است. همين طور مي توان به کشورهايي چون کوبا، سوريه، ونزوئلا و بوليوي، يمن، لهستان و حتي روسيه اشاره کرد که پيچيدگي خاص خود را داشته و بخش اعظمي از مردمشان در فقر به سر مي برند.

ملت افغانستان وعراق نيز که جاي خود دارند، اما ما چه؟ ما مردمي هستيم که دو هزار و پانصد سال پيش چاپارخانه داشتيم، داراي ارتش منظم بوديم، منشور حقوق بشر را اشاعه مي داديم، ماليات را با سيستمي تعريف شده دريافت مي کرديم، اولين شهرها و اجتماعات در کشور پهناور ايران بود، تقسيمات کشوري داشتيم و کشاورزي با روش هاي مدرن آن روز، احتياج مردم را برآورده مي کرد.

اما اکنون ما در ابتداي راه هستيم، هدفمند کردن يارانه را مي خواهيم انجام دهيم، دولت احمدي نژاد در اقدامي بي سابقه که تاکنون در هيچ يک از جوامع، مشابه آن ديده نشده است، از مردم درخواست کرد که بيايند، اعلام کنند چه کسي دارا و چه کسي فقير است؟ اين روش حتي در زمان قاجار نيز سابقه نداشت و اکنون متاسفانه دولت مي خواهد دهک هاي پايين تر را از ميان ميليون ها اوراق خود اظهاري، شناسائي کرده و يارانه بدهد! آيا اين خود اظهاري ها مبين تميز دادن بين فقرا و متمولين است؟ آيا اين درست است که ما به مردم بگوئيم که آيا تو فقيري و نياز به يارانه داري يا خير؟ چه کسي است که خود را محتاج نداند؟ آن سبو بشکست و آن پيمانه ريخت؟ در زماني که همه خود را مغموم مي دانند و هر که به نوبه خود فکر مي کند که در اين مسابقه ثروت اندوزي عقب افتاده است، اين گونه جمع آوري اطلاعات خنده دار نيست؟

در برنامه تلويزيوني وقتي از نماينده دولت مي پرسند که آيا همه اين خوداظهاري ها را قبول داريد؟ مي گويد خير البته موارد زيادي وجود دارد که ما بايد آن را تحقيق کنيم و چه انرژي عظيمي در اين ميان به هدر خواهد رفت و بيچاره محرومين که بايد نداري شان، بي پولي شان، فقرشان در بوته سوال جواب هاي مامورين دولتي راست آزمايي شود. و آنگاه کيست که زير بار اين سوال و جواب برود؟ چه رانت خواري هايي صورت خواهد پذيرفت که مامور مربوطه قبول کند چه کسي محروم است و چه کسي متمول و آن وقت مي شود اين بحث سهام عدالت که معلوم نيست که بر چه معياري به برخي تعلق گرفته و چه کسي مستحق دريافت اين سهم نيست و اينجاست که بحث خودي و غيرخودي ملموس تر مي شود.

فقط خدا مي تواند که مردم فقير را از اين تحقير در تقسيم ثروت خودشان نجات دهد.

فقراجمع شويد تا برويم پيش خدا. به خدا بگوئيم که ما بنده بي نواي توايم که روزگار ما را دچار اين معضل کرده است. در اغلب موارد ما در مملکتي زندگي مي کنيم که هر چه بيشتر مي رويم کمتر به نتيجه مي رسيم. از صبح زود تا پاسي از شب کار مي کنيم زحمت مي کشيم، عرق مي ريزيم و تازه بيستم ماه که مي شود کفگيرمان محکم به ته ديگر خالي مي خورد. به دستي گرفتن مي افتيم خجالت بقالي محل، صاحبخانه عزيز، شهريه هاي مدرسه و دانشگاه،کرايه هاي تاکسي، لباس هاي پاره که نياز به نو شدن دارند، بيماري هايي که مخارج آنها را بيمه نمي پذيرد، بيچاره مان مي کند.

هر نفر حدود بيست هزار تومان در ماه نقدا دريافت مي کند و بايد البته سي هزار تومان پول رفع يارانه را بدهد. خوش به حال آنکه اصولا فرمي براي اظهار ناداري پر نکرده است. فقر مردم را به رخ آنها کشيدن، البته روشي نيست که خداپسندانه باشد. نبايد اجازه دهيم اين اتفاق ناميمون به عنوان رويه اي دائم در آيد.


یک پاسخ به “فقرا جمع شويد تا برويم پيش خدا”

  1. غیر خودی ایرانی گفت:

    غیر خودی ایرانی هرکسی میتواند باشد ؛ کسانی که توی ایرانی با صداقت کامل کار میکنند زحمت میکشند هدفشان پیشرفت مملکت است (در یک جمله انسان های باشرفی هستند) اما خوب غیرخودی هستند.
    البته غیرخودی ها تعدادشان زیاد نیست حدود 70 میلیون نفر هستند.
    پس این 70 میلیون نفر میتونن مطالبشونو بفرستن تا توی این وبلاگ گذاشته بشه.
    http://gheirekhodi.blogspot.com/2009/10/blog-post.html#comments