سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مظلوميتي بزرگ تر از شهادت

چکیده :نگاه يک روحاني مانند دکتر بهشتي به اسلام و احکام دين يک نگاه عارفانه و عاشقانه است. دکتر بهشتي با وجود اينکه در ميان روحانيت رشد يافته بود و خود از روحانيون سرشناس بود اما با مکاتب فلسفي امروز در حد بسيار بالايي آشنا بود و بيشتر مکاتب فلسفي غرب را درنورديده بود و با عبور از تمام اين مکاتب به اسلام حقيقي دست يافته بود....


محمدتقي فاضل ميبدي

شايد آن طور که بايد و شايد از نزديک با مرحوم دکتر بهشتي آشنا نبودم اما به عظمت و شخصيت والاي اين مرد از زبان آيت الله موسوي اردبيلي که سال ها با ايشان در مسند قضا همکاري داشته پي بردم. آنچه مرحوم شهيد بهشتي را علاوه بر ابعاد علمي در سطح حوزه و دانشگاه در حد اجتهاد و آگاهي هاي اجتماعي، در جامعه سرآمد مي کرد علم و بردباري او و نحوه برخورد او با مخالفان بود. سخنراني هاي ايشان و جلساتي که ايشان در صدا و سيما با مخالفان فکري خود در اوايل انقلاب داشت گوياي اين مدعاست و شايد اين خصلت وجودي که او مديريت بخش مهمي را در انقلاب بر عهده داشت ايشان را از برخي ممتاز و جدا مي کرد.مرحوم شهيد بهشتي اين طور نبودند.شهيد دکتر بهشتي با اينکه از لايحه قصاص دفاع مي کرد و تيغ قصاص را بالاي سر مجرم لازم مي دانست ولي سايه رحمت را بر قتل و قصاص مقدم مي داشت.

آن گونه که من از سنت مرحوم بهشتي مي دانم ايشان به دنبال گسترش رحمت در انقلاب اسلامي و کند کردن تيغ قانون مجازات بود. من فکر مي کنم آن چيزي که به عنوان اجراي حکم قصاص امروز مطرح است و دنيا به خاطر پاره يي از اين احکام ما را ناقض حقوق بشر مي داند برخي مسائل قضايي است و اگر دکتر بهشتي در دنياي امروز بود شايد برخي بحث هاي قضايي به گونه ديگري مطرح مي شد. درست است که ما در قرآن آيه يي در مورد قصاص داريم اما در کنار مساله قصاص دو مساله مهم ديگر نيز مطرح است که معمولاً به اين دو مساله کم توجهي مي شود. اول اينکه از يک سو خداوند در قرآن مي فرمايد اولياي مقتول حق قصاص را دارند ولي اجراي اين حق واجب نيست و هرگز اين يک حکم الزامي نيست و اگر خانواده مقتول بخواهند مي توانند ببخشند و خون بها بگيرند و البته از سوي ديگر در قرآن آمده است نبايد براي پرداخت ديه قاتل را در فشار بگذارند و البته قاتل و خانواده اش نيز در پرداخت ديه کوتاهي نکنند. بنابراين مرحوم بهشتي در مسند قضا به اين مسائل قرآني توجه داشت و سعي او در اين بود که در عين اينکه قانون قصاص بايد باشد ولي عفو قرآني را در حد امکان بر قصاص مقدم بدارد. من اين آيه را در پاره يي از سخنان ايشان يافتم.

در جاي ديگر ايشان اين مساله را مطرح کردند که آيا بريدن دست دزد در اسلام موضوعيت دارد يا طريقت؟ يعني اگر ما براي از بين بردن دزدي در جامعه روش هاي تربيتي بهتري را در اين روزگار داشتيم مي توانيم از آن روش ها به جاي قطع کردن دست استفاده کنيم. دکتر بهشتي اين مساله را به صورت سوال مطرح مي کند اما اين نکته نشان دهنده بينش وسيعي است که ايشان نسبت به احکام حقوقي و جزايي اسلام داشته و ما شاهد بوديم که در اوايل کار که ايشان در مسند قضا قرار گرفتند دو گروه در برابر ايشان مانند دو لبه قيچي ايستادند؛ گروهي که از اساس با اسلام مشکل داشتند و گروه ديگر دينداران متعصب و تنگ نظراني که با بينش شهيد دکتر بهشتي مشکل داشتند.

امام در بيانيه يي که در رابطه با شهادت ايشان صادر فرمودند بيان کردند که مظلوميت بهشتي در برابر شهادت او خيلي بزرگ تر است و آن چيزي که هنوز وجود دارد بينش و فکر بهشتي در جامعه ما است و آن طور که بايد در بخش قضايي اين بينش را دنبال کنند دنبال نکرده اند. ما امروز دچار تنگنايي هستيم که همواره آمار جرائم ما را بالا مي برد و زندان ها را پر مي کند. در نگاه شهيد بهشتي حکومت اسلامي به اين معنا نبود که در آن تنها احکام جزايي اجرا شود مثلاً فردي را به خاطر خطايي که از او سر زده سنگسار کنند يا قاتل را اعدام کنند. جامعه اسلامي از ديدگاه ايشان جامعه يي بود که هرچه کمتر اين احکام اجرا شود و در عمل روش تربيتي به کار برده شود يعني کند کردن تيغ قانون و گسترش سايه رحمت و تربيت در جامعه. اي کاش امروز آن بينش به جامعه ما مخصوصاً بين روحانيون به ويژه در قوه قضائيه باز مي گشت. در يکي از سخنراني ها، ايشان درباره عشق و عقل، خطاب به انسان مي گويد؛ «اي انسان اگر مي خواهي راحت زندگي کني عشق را بر عقل حسابگر مادي حاکم کن.» اين همان چيزي است که عارفان ما روي آن تاکيد داشتند.

نگاه يک روحاني مانند دکتر بهشتي به اسلام و احکام دين يک نگاه عارفانه و عاشقانه است. دکتر بهشتي با وجود اينکه در ميان روحانيت رشد يافته بود و خود از روحانيون سرشناس بود اما با مکاتب فلسفي امروز در حد بسيار بالايي آشنا بود و بيشتر مکاتب فلسفي غرب را درنورديده بود و با عبور از تمام اين مکاتب به اسلام حقيقي دست يافته بود. به عقيده من مرحوم بهشتي يک روحاني نبود که فقط در حصار حوزه ها خود را حبس کرده باشد. او علاوه بر اينکه يک بينش اجتماعي و جهاني داشت مستقيم با دردهاي مردم نيز رابطه داشت و مانند يک روشنفکر متعهد به دنبال کاهش دردهاي اجتماعي بود. روش و منش امثال مرحوم دکتر بهشتي در جامعه ما تبديل به يک قاعده در ميان روحانيت نشد و اين تنها يک استثنا بود. البته معدود روحانيوني هستند که اين روش را پيش گرفتند ولي متاسفانه در بخشي از حاکميت امروز شاهد پاره يي از ادبيات هايي هستيم که روش سازش با مردم را پيش نگرفته است.

جامعه امروز به ويژه نسل جوان نياز به عالمان ديني دارد که علاوه بر دين شناسي، دنياشناسي و جامعه شناسي داشته باشند تا بتوانند با نسل امروز رابطه برقرار کنند. ولي با تاسف ديده مي شود امروز بين روحانيت و نسل جديد رابطه يي وجود ندارد. اين مساله يا به عملکرد برخي روحانيون يا به نوع ادبيات ديني بازمي گردد. در اينجا لازم مي دانم از شهيد دکتر مطهري نيز ياد کنم که همواره در تمام نوشته هايش سعي مي کرد دين اسلام را به گونه يي معرفي کند که نوعي رابطه فطري با نسل امروز داشته باشد و اي کاش امروز اين افراد در ميان ما بودند. در پايان اگر بخواهم بهشتي را با يکي از روشنفکران يا سياستمداران جهان مقايسه کنم مي توانم ايشان را با گاندي مقايسه کنم زيرا گاندي معتقد به مبارزه بدون خشونت بود. دقيقاً سنگ بناي فکري دکتر بهشتي نيز همين مبارزه بدون خشونت بود؛ يعني برخورد با مخالفان بدون اعلام خشونت. در هر صوت جاي اين شخصيت بزرگوار در جامعه ما خالي است.

مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ

کجاست فکر حکيمي و راي برهمني

منبع:ویژه نامه سالگرد تولد شهید بهشتی در روزنامه اعتماد


2 پاسخ به “مظلوميتي بزرگ تر از شهادت”

  1. کاش جناب آقای فاضل عزیز ما از امام موسی صدر نیز در این نوشته دردمندانه خود یاد میکرد. البته امام صدر مقصود جناب آقای فاضل را با جمله زیباتری بیان کرد. ایشان فرمود: ما نه پیرو هیتلر هستیم و نه پیرو گاندی؛ ما پیرو علی و حسن و حسنیم …

  2. mohammad hamze گفت:

    سلام
    شما که انقلاب رو دیدین ، شهید بهشتی رو دیدین ؛ اعضای حزب جمهوری رو رو دیدین .لطفا بازگو کنید(دروغ نگید فقط بازگو کنید) ماجرای کناره گیری آقای فارسی از انتخابات رو و تصمیم حزب برای کاندا و انتخاب رو

    لازمه بدونین که دروغ گویی شما تاثیری نخواهد داشت چون فایل های صوتی شهید بهشتی در رابطه با آن ماجرا موجود است.