سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیا ضاربان کروبی با شعبان بی مخ ها و لمپن های دهه 20 متفاوتند؟...

آیا ضاربان کروبی با شعبان بی مخ ها و لمپن های دهه 20 متفاوتند؟

چکیده :نمى‌توان کنش آکنده از عصبانيت جماعتى متشکل از افراد ناشناس را مصداق رفتار قابل قبول از منظر اخلاق فضيلت‌محور دانست. مگر اينکه گفته شود حمله به مهدى کروبى در نمايشگاه مطبوعات، ناشى از دستور برخى افراد صاحب فضيلت بوده است يا اينکه حمله‌کنندگان به کروبى با علم به رضايت اين افراد نسبت به چنين فعلي، کروبى را آماج حمله خويش...


کلمه : روزنامه حیات نو در یادداشتی با عنوان  «ملاحظاتى اخلاقى درباره حمله به کروبي» به موضوع حمله عده ای به «مهدی کروبی» در نمایشگاه مطبوعات پرداخته است. نویسنده در این یادداشت به دنبال جواب به این پرسش است که آيا هويت‌ها و شخصيت‌ها توجيه‌کننده روش‌ها هستند؟ به عبارت ديگر آيا روش الف ( کتک‌زدن مخالفان سياسى ) بسته به هويت و شخصيت فاعل آن، گاهى مقبول و گاهى نيز نامقبول است؟

حیات نو-هومان دورانديش:«کتک‌کارى سياسي»، سنت سيئه‌اى است که از سالها پيش در جامعه ايران وجود داشته و در دوران پس از انقلاب نيز بارها و بارها در فضاى سياسى ايران به وقوع پيوسته است. چه در روزها و سالهاى پرالتهاب آغاز انقلاب و چه در سالهاى پس از جنگ، که گروهى مدعى ارزش‌ها در فضاى سياسى کشور نقش‌آفرين شد، جامعه ايران همواره شاهد بوده است که عرصه سياست، که بنا بر تعريف بايد عرصه تدبير و عقلانيت باشد، به محل خشنونت و درگيرى فيزيکى بدل شده است.

حمله به برخى روشنفکران و روحانيان منتقد، ترجيع‌بند شعر سياست در اين ديار در طول‌سال‌ها بوده است. حافظه تاريخى ايرانيان ديگر اکنون آکنده از اخبار چنين حملاتى است. حملات دنباله‌دار گروه‌هاى فشار بدون ترديد نشانه عقب‌ماندگى برخى جريان‌هاى سياسى کشور است؛ چه سنت حمله به مخالفان سياسى و يا مطبوعات مخالف، رويه غيرقابل دفاعى است که در دهه 1320 بارها و بارها آزموده شد؛ رويه‌اى که امروزه از سوى مورخين رسمى انقلاب اسلامى نيز به عنوان لکه ننگى در تاريخ قلمداد مى‌شود. با اين حال ظاهراً آنچه که در گذشته لکه ننگ قلمداد مى‌شود، براى يک جريان سياسى در نظام جمهورى اسلامي، کنشى قابل قبول محسوب مى‌شود…

مثلاً يکى از چهره‌هاى تندرو جريان راست افراطي، پس از ضرب و شتم مهدى کروبى در نمايشگاه مطبوعات، به جاى محکوم‌کردن اين اقدام، که در تمامى کشورهاى پيشرفته و دموکراتيک جهان اقدامى خلاف عرف در فضاى سياسى محسوب مى‌‌شود، حمله به کروبى را نشانه «هوشيارى ملت» دانست. جا دارد که از تحسين‌کنندگان حمله به کروبى بپرسيم که اگر چنين کنش سياسى بدوى و خارج از نزاکتى متوجه يکى از شخصيتهاى سياسى مقبول آنان شده بود، آيا باز هم حمله مردم حامى جناح مخالف به شخصيت سياسى جناح خودشان را نشانه هوشيارى ملت مى‌دانستند؟

بحث در باب مقبوليت يا محکوميت ضرب وشتم فيزيکى مهدى کروبى يا هر شخصيت سياسى ديگري، زمانى به نتيجه مى‌رسد که پاسخ اين سوال اساسى روشن شده باشد که آيا هويت‌ها و شخصيت‌ها توجيه‌کننده روش‌ها هستند؟ به عبارت ديگر آيا روش الف ( کتک‌زدن مخالفان سياسى ) بسته به هويت و شخصيت فاعل آن، گاهى مقبول و گاهى نيز نامقبول است؟ پاسخ اين سئوال در گرو آن است که فلسفه اخلاق فرد پاسخ‌دهنده چه باشد. مثلاً اگر فرد پاسخ‌دهنده به اين سوال قائل به اخلاق وظيفه‌گرا يا نتيجه‌گرا باشد، قطعاً به سئوال فوق پاسخ منفى مى‌دهد. چرا که از منظر اخلاق‌وظيفه‌گرا، «انسان دشوارى وظيفه است» و يکى از وظايف آدمي، حفظ جان و امنيت ديگران است. بنابراين خشم و نفرت سياسى به هيچ وجه نمى‌تواند توجيه کتک‌زدن ديگران باشد. وظيفه عدم تعرض به امنيت ديگران هر اندازه هم که به لحاظ روانى دشوار باشد، وظيفه‌اى چنان گرانسنگ است که سرپيچيدن از آن عين درافتادن به ورطه بى‌اخلاقى است.

ضرب و شتم فيزيکى ديگران از منظر اخلاق نتيجه‌گرايانه نيز عملى غير اخلاقى است؛ زيرا ما حتى اگر ارزشهاى دموکراتيک را هم قبول نداشته باشيم و صرفاً در پى تحقق ارزشهاى اسلامى باشيم، باز هم ناگزيريم که امنيت ديگران را پاس بداريم چرا که تعرض به فردى که در هيچ محکمه‌اى محکوم نشده است، کنشى کاملاً ناسازگار با آموزه‌هاى اسلامى است. مهدى کروبى حتى اگر در دادگاه هم محکوم شده بود، باز شهروندان عادى مستقر در نمايشگاه مطبوعات حق نداشتند که راساً در پى اجراى حکم مجازات وى باشند.

تحسين‌کنندگان حمله به کروبي، در صورتى که بخواهند کماکان بر موضع مويدانه‌شان نسبت به کنش پياده‌نظام جناح سياسى خويش باقى بمانند و در عين حال سخن قابل تامل نيز بگويند، ممکن است از منظر اخلاق فضيلت‌محور به سئوال مذکور پاسخ دهند. در اخلاق فضيلت‌محور بيش از آنکه فعل شخص مد نظر قرار گيرد، هويت و شخصيت او لحاظ مى‌شود. از اين منظر چه بسيار امورى که اگر عموم افراد مرتکب شوند غيراخلاقى‌اند اما اگر فردى خاص با فضائل شخصيتى ويژه مرتکب شود، به پشتوانه شخصيت پر فضيلت او، اعمالى اخلاقى محسوب مى‌شوند. بنابراين ممکن است مدافعان و مويدين حمله به کروبى بگويند ميان ضرب و شتم فيزيکى کروبى با ضرب و شتم فعالان سياسى و مطبوعاتى در دهه 1320، تفاوت از زمين تا آسمان است؛ چه ضاربان روزنامه‌نگاران دهه 1320، اهدافى پليد داشتند ولى ضاربان مهدى کروبى در نمايشگاه مطبوعات، خاستگاه و خواسته‌هاى ديگرى داشتند. آنها انسانهايى ديندارند که با کتک‌زدن مهدى کروبى در پى تحکيم نظام جمهورى اسلامى بودند.

بنابراين فضائل ضاربان کروبى موجب مى‌شود که حساب آنها را از حساب شعبان بى‌مخ‌ها و لمپن‌هاى دهه 1320 جدا کنيم و فضائل اين افراد را مبناى اخلاقى‌بودن رفتار آنان در نمايشگاه مطبوعات بدانيم. اما از آنجايى که در اخلاق‌ فضيلت‌محور عموماً از «فرد صاحب فضيلت» بحث مى‌شود، على‌القاعده نمى‌توان کنش آکنده از عصبانيت جماعتى متشکل از افراد ناشناس را مصداق رفتار قابل قبول از منظر اخلاق فضيلت‌محور دانست. مگر اينکه گفته شود حمله به مهدى کروبى در نمايشگاه مطبوعات، ناشى از دستور برخى افراد صاحب فضيلت بوده است يا اينکه حمله‌کنندگان به کروبى با علم به رضايت اين افراد نسبت به چنين فعلي، کروبى را آماج حمله خويش ساختند. بنابراين در اين جا چنين فعلى با توجه به شخصيت افراد آمر فعل توجيه مى‌شود نه شخصيت عاملان آن. يعنى اين افراد کتک‌زدن کروبى را در شرايط کنونى به مصلحت کشور ( و چه بسا به نفع مصالح اخروى خود کروبى ) ديده‌اند و نکته مهم در اين ميان اين است که آنها ( يعنى چنان افراد فاضلى ) دستور حمله به کروبى را داده اند.

هر چند که مطابق پاره‌اى از قرائتهاى نخبه‌گرايانه از اخلاق فضيلت‌محور، مى‌توان حمله به مهدى کروبى يا هر رجل سياسى ديگرى را بدين شکل توجيه کرد اما نبايد فراموش کرد که شخصيتهاى واجد فضيلت در هر سوى جبهه جمهوريت و اسلاميت نظام قرار دارند. به عبارت ديگر «آزاديخواهان واجد شخصيت پرفضيلت» نيز در جامعه ايران بسيارند و در صورت پذيرش چنين قرائتى از اخلاق نخبه‌گرايانه، شخصيت آنان نيز مى‌تواند دستمايه توليد و توجيه خشونت سياسى در اين کشور باشد. بنابراين اگر بنا بر اين باشد که فضائل شخصى و اخلاقى فلان شخصيت‌هاى سياسى يا مذهبى مبناى صدور مجوز ضرب و شتم فيزيکى مخالفان سياسى باشد، در حقيقت زينى را تدارک ديده‌ايم که گاهى به پشت است و گاهى نيز پشت بر او. اين ملاحظات مى‌تواند مبناى صدور اين حکم باشد که اخلاق فضيلت‌محور، اخلاقى نيست که به کار حوزه سياست بيايد؛ چه اين اخلاق کاملاً استعداد آن را دارد که خشونت سياسى را تئوريزه کند و با نخ و سوزن تبيين خويش قباى توجيه را بر قامت کنش پرخشونت آمران و عاملان سياسى بيفکند.


یک پاسخ به “آیا ضاربان کروبی با شعبان بی مخ ها و لمپن های دهه 20 متفاوتند؟”

  1. حسين گفت:

    مرگ بر كروبي و موسوي و خاتمي