سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گناه از ما نبود که اندیشه را از آغاز به رنگ سبزی و خرمی یافتیم...
» یادداشتی از برادر همسر شهاب طباطبایی خطاب به خواهرش:

گناه از ما نبود که اندیشه را از آغاز به رنگ سبزی و خرمی یافتیم

چکیده :امروز که زلال آب گرد و غبار از آن خانه زدوده، تو خود خورشید کوچک آن سرای خاموش شو که خانه آرزوهایتان امروز خانه امید همه ما است.خورشید کوچک آن سرا هماره فروزان و گرمابخش و آغوش گرم آن کاشانه همچنان در انتظار بازگشت آن شهریار گشوده...


کلمه: در پی صدور حکم دادگاه بدوی مبنی بر محکومیت سیدشهاب‌الدین طباطبایی، رئیس ستاد88 به پنج سال حبس تعزیری، ایمان میراب‌زاده برادر مهرک میراب‌زاده، همسر عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در یاداشتی به پنج سال پیش‌رو و توصیه‌هایی برادرانه برای گذران این پنج‌سال پرداخته است.

به گزارش کلمه ، متن این یادداشت بدین شرح است:

دیشب که مهرک عزیز از پنج سال جدایی گفت، چه ناگفته‌‌ها این گوشه و آن کنار، از حکایت‌های چشمان خیس شنیدیم.

لحظه‌های بارانی را می‌توان در کنجی خلوت مدفون کرد، اما دلتنگی‌های سپهر بی‌قرار را نمی‌توان در هیچ گوشه‌ای در بند کشید.

آن روز که با زلال آب، گرد و غبار از این گوشه و آن کنار خانه کوچکشان می‌زدودیم در هر گوشه صدها گل خاطره چیدیم و در دل هزار امید پروراندیم که روزی نه چندان دور درهای این سرای خاموش به روی آن شهریار آغوش خواهد گشود و زندگی دوباره نغمه‌ای دلنشین در آن سرا ساز خواهد کرد و آن دم دیگر زنگاری بر دل غم زده خواهر دلبندم باقی نخواهد ماند تا به زلال اشک بشویدش؛ که اشکی هم اگر باشد اشک شوق وصال است و جوانه‌های امید و زندگانی سخت تشنه نوشیدن آن و دیشب شب مرگ آرزویی دیگر بود …

گناه از ما نبود که اندیشه را از آغاز به رنگ سبزی و خرمی یافتیم.

گناه از ما نبود که هم آوایی دلنشینمان در گوش نامردمان آهنگ زوال داشت.

گناه از ما نبود که سکوتمان ناگفته فریادها در دل داشت.

و گناه از ما نیست که امروز لحظه‌های بارانی هم با سکوتمان هم صدا شده‌اند؛

چشمان منتظر سپهر، دست‌های بی‌تاب مهرک و سجاده سبز مادرم ناگفته فریادها سر می‌دهند …

خواهر دلبندم، مهرک عزیز

امروز که زلال آب گرد و غبار از آن خانه زدوده، تو خود خورشید کوچک آن سرای خاموش شو که خانه آرزوهایتان امروز خانه امید همه ما است.

خورشید کوچک آن سرا هماره فروزان و گرمابخش و آغوش گرم آن کاشانه همچنان در انتظار بازگشت آن شهریار گشوده باد.

عزیزتر از جانم

دل قوی‌دار که بنیاد بقا محکم از اوست


یک پاسخ به “گناه از ما نبود که اندیشه را از آغاز به رنگ سبزی و خرمی یافتیم”

  1. مجید گفت:

    مردی به ریش نیست به ریشه هستش مهرک جان تو تنها نیستی نمی گذاریم اب تو دلت تکون بخوره
    این است عدالت اقایون…