چقدر باید تاسف خورد و اشک غم ریخت از اینکه با وجود چنین روایات روشنی در سیره نورانی علوی و محمدی، عده ای بخواهند سلیقه خود را به دین تحمیل کنند و راهی غیر از راه علی و محمد در حکومتداری بروند و اسلام را نزد مسلمین و غیر مسلمین بدنام کنند. خدا از آنها نگذرد و نخواهد گذشت.
» کلمه
برای زادروز بانوی انتخابگر رهنورد
کاش می شد به حصرگاه تو راه یابیم تا شاید بوی گل همیشه بهار یا مریم و یاس و رازقی و محبوبه شب را از آن کوی مهربانی استشمام کنیم. اگر بیرون بودی هر روز با هم راهی خانه مادری بودیم که راهزنان دلبندش را از او ربوده اند… اما نه این روایت خطاست تو اگر بیرون بودی دیگر تاب تحمل این همه ستم بر فرزندان و خواهرانت را نداشتی و ناله هایت دل شب را می شکست و صبح را می هراساند.
آقایان اقتدارگرا، شما حتما حق انتقاد دارید، پشتوانه آن را هم دارید و نهایتا با هر زبانی که دلتان بخواهد از طریق تریبون های متعدد متعلق به بیت المال بیان می کنید. همچنان نیز جلوی اظهار نظر غیر از خود را می گیرید و خواهید گرفت اما واقعا به این جبروت موحش تان، مظلوم نمایی نمی آید. حالا یکی هم مانند رئیس جمهور از این همه تخریب و مانع تراشی تان به ستوه آمد و اعتراضی کرد، زیاد به دل نگیرید.
اگر قطار انقلاب به ریل خود بازگشته و کسی درصدد است خانه ویران وطن را آبادانی بخشد، همه مرهون روشنگری های مردی است که امروز در حصر است، او که به جای رفتن به کاخ ریاست جمهوری کمی آن طرف تر در همان خیابان پاستور در بن بستی به نام اختر، حصر را برگزید تا بزرگی حضور مردم را به نمایش بگذارد و از حق مردم صیانت کرده باشد. همو که به روشنی همه آن روزهای تاریک آن “مرد رفته” را پیش بینی کرده و انذار داده بود.
چرا محسنی اژهای و دوستانش بیشتر از قبل میترسند
مردم در چند سال گذشته آرمان های خود را نه مبارزه، که زندگی کردند، و این آن نوآوری بزرگی بود که مخالفانشان را سردرگم کرد. این گونه زیستن شیوه ای بود که آنها نمی شناختند، لذا بی فایده دست و پا زدند و پی در پی غافلگیر شدند. در انتخابات ۹۲ جامعه مدنی ظرف ۴۸ ساعت تمامی آرایش خود را تغییر داد. مردم این همه چالاکی را در کجا، در کدام صحنه، در جریان کدامین تجربه های مکرر اجتماعی تمرین کرده بودند که به این همه هماهنگی رسیدند؟ در جریان زندگی.
حكومت داري محمد(ص) و حكومت داري ما
امسال درشیرازهم عده ای که انسان نمی داند برآنها چه نامی را بنهد ودنائت را به اوج رساندند تصویرجناب مهندس موسوی وکروبی عزیزوخاتمی دوست داشتنی را برپرده ای کشیدند تا بعضی که نادان ترازآنان بودند با تفنگ بادی به سوی این پرده شلیک کنند وصدعجب که تاکنون هیچ اقدام حقوقی وقانونی ازسوی مدعیان عدالت درباره مرتکبان این عمل زشت تراز زشت با تخریب شخصیت چهره های محبوب مردم که درگذشته ای نه چندان دورمهمترین مناصب نظام را دراختیارداشتند بعمل نیامده است ونخواهدآمد!
هم غزه و هم تهران؛ حصرها باید شکسته شود
جناب روحانی چند روز پیش به درستی جنایات رژیم اسرائیل در غزه را محکوم کردند و از شکسته شدن حصر غزه و رهایی مردم بیگناه غزه سخن گفتند. افزون بر مردم بیگناه غزه، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی نیز بیش از ۳.۵ سال است که در حصرند؛ باید شکسته شدن این حصر را نیز طلب کرد و از خاطر نبرد.
عیدفطر که عید بزرگ مسلمانان است نشانگر این امتیاز بزرگ فرهنگ اسلامی است که در هر عصری قادر است میراث انبیا که همان دعوت به توحید است را احیا نموده و بر اساس آن تحولی اجتماعی به وجود آورد و ارزشهای توحیدی را به جهانیان ارزانی دارد. مکتب اسلام به مقتضای فرهنگ یکتاپرستی با هرگونه سلطه الحادی و شرک آمیز مخالف است و جنبش های سیاسی و اجتماعی بسیاری را با انگیزه توحید علیه نظامهای مشرک و مستکبر سازمان داده است.
هر گاه که بنیان های یک صلح در حال شکل گیری بوده اسرائیلی ها ابتدا با توسل به تبلیغات رسانه ای در صدد تخریب آن بر آمده اند و اگر در این مرحله ناموفق شده اند بی درنگ به سراغ آتش افروزی و کشتار حرکت کرده اند ، پس از اعلام تشکیل دولت وحدت وملی توسط حماس و فتح اسرائیلی ها عنان اختیار را در چند ماه گذشته از دست دادند و با تمام قوای رسانه ای به روند وحدت بین فلسطینی ها حمله ور شدند و پس از ناکامی ناگزیر جنگ خانمان سوز را علیه مردم بی پناه غزه آغاز کردند و در حقیقت اسرائیل آرمان صلح را گلوله باران کرد
روز قدس روزی است که ما را یک قدم به انسان و اسلام نزدیکتر می سازد و ما را در دفاع از حقانیت یکی از مظلومترین ملل معاصر قرار می دهد. بیایید اینجا که جبهه ظالم و مظلوم آشکار است، این یادگاز امام عظیم الشان را صرف نظر از همه تفاوتهایمان گرامی بداریم و دفاع از مظلومان فلسطین را مصروف تسویه حساب های جناحی و داخلی نکنیم. غزه نماد است. نماد یورش ظلم. غزه پرچم است. پرچم تمامی مظلومین جهان. به همین دلیل است که تنها هنگامی که در جایگاه ستم دیده گان باشید می توانید آنان را درک کنید.
علی کریمی نه فقه خوانده و نه عمامه ای به سر دارد، نه حقی از مردم خورده و نه با آبروی کسی بازی کرده و مهمتر خونی بر زمین نریخته اما به واسطه باور به آخرت و انسانیت از کم کاری احتمالی اش در تیم ملی از مردم حلالیت می طلبد. بر خلاف علی، اما جناب جنتی نه تنها همچنان ماشین اتهام زنی و دین فروشی اش فعال است و نیازی به طلب عفو و بخشش از مردم نمی بیند بلکه میشود “دموکرات ترین”.
سکوت و مماشات با تخلفات مدیران موجب تجرّی بیشتر آنان بر انجام تخلف و زیرپانهادن قوانین و اتخاذ تصمیم های مبتنی بر میل و خواسته خود می شود. زمینه را همین افراد متملق، اهل مماشات، محافظه کار و دلبسته به مقام و موقعیت فراهم می کنند تا مدیران و صاحب منصبان مرتکب تخلف شوند. افکار عمومی هنوز تعریف ها و تمجیدهای غلوآمیز از رئیس دولت قبلی و سکوت در برابر انحرافات و تخلفات پنهان و آشکار را، حتی از تریبون های نماز جمعه فراموش نکرده است، آیا آنچه در دوره دهم ریاست جمهوری بروز و ظهور کرد، نتیجه همان تعریف ها و تمجیدهای غیر متعارف نبود؟! چرا فقط رئیس دولت دهم را متهم به انحراف کرده و رفتار خود را نادیده می گیریم؟
برای ساجده؛ در شبی به بلندی هزار شب
مادر شهیدان فتح الله و حجت الله عرب سرخی پیشتر گفته بود دل مادر تنها سلاحی است که تمام تاریخ دردهایش را به دوش کشیده و نگذارید که دل شکسته اش را راهی خانه خدا کند. یعنی امشب دل شکسته مادر بزرگ به همراه فرشتگانی که برای نزول قرآن به زمین آمده اند، به آسمان خواهد رفت؟
سه چهار سال پیش نیز هم او بود که اولین بار فرمان “فرمانده” و مکنونات قلبی “آمر” حبس خانگی را به دانشگاه تهران، محل برگزاری نماز جمعه کشاند و بی آن که دادگاهی تشکیل شده و حکمی برای مهدی کروبی و میرحسین موسوی صادر شده باشد، خبر از “حصر” داد و حبس خانگی کردن نخست وزیر دوران جنگ و نماینده ی آیت الله خمینی در نهادها و ارگان های مختلف.
آیا رهبری سخنگوی مناسبتری سراغ ندارد؟
باید از رهبری پرسید: آیا برای ابراز مواضع تند، خلاف عرف و ساختارشکنانه ای از نوع آنچه ذکر شد، سخنگوی بهتری نیافته اند؟ آیا نباید به عنوان شخص اول مملکت، کسی را به عنوان بلندگوی مواضع افراطی در نظر بگیرد که حداقل شأنیت اعلام موضع از سوی رهبری را داشته باشد و انگشت نشان افکار عمومی نباشد؟
رهبر فقید انقلاب در دو سال آخر حیات خویش فتاوای بی سابقه و ارتجاع سوزی در مورد شطرنج، موسیقی، تک خوانی زنان، پخش مسابقات ورزشی مانند کشتی از سیما، سریال های تلویزیونی و … صادر کرد و به افشاگری علیه آخوندهای متحجری پرداخت که نوشیدن آب از کوزه وی را به دلیل تدریس فلسفه حرام می دانستند. مؤسس جمهوری اسلامی خطر بزرگ تر را نه از سوی روشنفکران که از ناحیه مرتجعانی می دید که به باور او با اجرای دیدگاه هایشان ایرانیان و در سطح عام تر، بشریت به عصر ماقبل مدنیت جدید و دوره الاغ سواری بازمی گشتند.
میرحسین: با درماندگان همسفره شویم
بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه های درمانی فرزندانشان درمانده اند. چه بسیار که خود فروشی و اعتیاد، خانمانشان را برباد داده است. و بی شک وظیفه همه ماست که دست درماندگان را بگیریم، در سفره هایمان با آنها شریک شویم، سنت دیرینه ایرانی در اطعام و نذورات و انفاق را زنده نگه داریم، جلوه های زیبای اسلام رحمانی را به نمایش بگذاریم و از حال و روز یکدیگر با خبر شویم.
یک سال از روی کار آمدن دولت یازدهم گذشته اما گزارشی از پیگیری دولت در باب رفع حصر وجود ندارد، تا جایی که این ظن به وجود میآید که اساساً پیگیری وجود داشته؟ از جانب نمایندگان هم ظاهراً اولین بار است که کسی خود را به تقلا میاندازد و سخنی را با رهبری مطرح میکند… به زعم من کار پیگیری رفع حصر برای مطهری تمام نشده است، او تنها آنچه را که رسانهها پیشتر گمانهزنی کرده بودند، به صراحت گفته که البته هنوز ابتدای راه است.
روی این رود بزرگ مقداری مطالعه کنید، رگه متعلق به خون دل بهشتی کجاست؟ این رود چند مزرعه را در مسیر خود سیراب میکند و از کنار چند قصبه میگذرد و به چند شعبه تبدیل میشود؟ این رود از کدام دهستان بلند سرچشمه گرفته و در کدام جلگه سرسبز خاطرهچینی کرده است و به کدام دریای بیانتها خواهد ریخت؟! این رود تاکنون چقدر راه رفته است؟ آیا خسته است؟ چقدر عمق دارد و از چه تاریخی در این دشت به دنبال مسیر خود میگشته؟
نگاهی به وضعیت رسانه های خبری دست بالای مخالفان را نشان می دهد. در دنیای مجازی کمتر از ۲۰٪ از خبرگزاری ها و سایت های خبری پربازدید طرفدار دولتند و سهم منتقدان و مخالفان ۸۰٪ است که ۷۰٪ آن ها مستقیم و غیرمستقیم به سپاه وابسته اند. جهت گیری صدا و سیمای سردار باغ دار، ضرغامی، نیز چنان یک سویه علیه دولت است که علاوه بر نمایندگان دولت اعتراض دیگر اعضای شورای نظارت بر آن سازمان را نیز برانگیخته است.
حمایت از دولت اعتدال تا آنجا که به گسترش دموکراتیزاسیون و تقویت جامعه مدنی بیانجامد (چه در مناسبات بینالمللی چه در حوزه اقتصاد چه در حمایت از توسعه فرهنگی و سیاسی) مفروض است. اما این همراهی نافی طرح مطالبات دموکراتیک و پیگیری تحقق حقوق مدنی و اساسی نیست. فهرستی اولویتدار از خواستهها، پیش چشم ما گشوده است. فهرستی که در صدر آن، آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز قرار دارد؛ آزادی و امنیت احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی نیز. راه درازی وجود دارد تا زمانی که بخواهیم «مدافع وضع موجود» شویم.
در دولت کریمه مهدوی مردم را به زور به بهشت نمیبرند. در دولت امام زمان(عج) اثری از ظلم دیده نمیشود. در دولت مهدوی نه تنها هیچ خونی بناحق ریخته نمیشود، بلکه در آن کسی را از خواب، بیدار نمیکنند. در دولت امام زمان، خداوند کذب و دروغ را از اساس برمیدارد. در دولت کریمه مهدوی اصلاح مردم از طریق اصلاح حاکمان انجام میشود. امام زمان(عج) در آغاز نهضت جهانی خود از یاران خود بیعت میگیرد که بعد از پیروزی، آرمانهای متعالی نهضت مهدوی را فراموش نکنند. امام زمان(عج) در آغاز نهضت متعهد میشود که به عدل و داد رفتار کند و حاجب و دربانی نگمارد. دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد.
جنبش سبز؛ حقبنیاد و شهروندمدار
700 میلیارد دلار پول کشور در بهترین شرایط جهانی برای کشورهایی مثل ما از بین رفت و به فلاکت اقتصادی افتادیم اما کسی پاسخ گو نیست. حداقل یک عذرخواهی به مردم بدهکار هستند. البته مردم محتاج عذرخواهی نیستند، همین که این سیاست ها را تغییر دهند و اجازه دهند مردم آرامش و آزادی و پیشرفت داشته باشند، کافی است.
خبرگان رهبری و دلواپسیهای جریان افراطی حاکم
آینده نزدیک روشن خواهد کرد کدامیک ازسناریوهای فوق تحقق خواهد یافت. هرچه باشد یک چیز مسلم است و آن این که مهدوی کنی چه بداند و چه نداند، با غیبت او از مجلس خبرگان و ریاست این نهاد، نظام جمهوری اسلامی ایران در آستانه ورود به یکی از حساسترین مراحل عمر خود قرار گرفته است. مانند آیت الله جنتی بپذیریم که نهاد مجلس خبرگان از این پس نقشی تعیین کننده خواهد داشت و به صحنه یکی از گستردهترین و سخت ترین رقابتهای پنهان مراکز قدرت تبدیل خواهد شد.
یک بام و دو هوای دلواپسان در دفاع از ارزش ها
اینک دستگاه قضایی ما و برخی از علمای بزرگ که در برابر کوچکترین اشتباهات و حتی بحثهای علمی خاص که خوشایند آنان نیست، واکنشهای تند نشان میدهند در معرض امتحانی سخت قرار گرفتهاند و ملت منتظر است که ببیند در قبال اهانت آشکار در یک مطلب خبرگزاری فارس که وابسته به برخی نهادهای قدرت و یک جریان مدعی اصولگرایی است به تمامی پیامبران الهی و ائمه اطهار(ع) چه واکنشی نشان میدهند؟!
امیدوارم این باریکهراهی که روحانی گشوده است باعث شود فقهای دلیری که هم دین را خوب میشناسند، هم از صمیم قلب به آن باور دارند و متلزم و عامل به دین محمد هستند، جسارت پیدا کنند و این لغزشهای فاحش روحانیون دینفروش را پیش چشمانشان بگذارند تا دستکم اگر دانش دینیشان عیاری ندارد، پروای پس از مرگ خود را داشته باشند که هیچ خط امانی برای بهشت رفتن خودشان وجود ندارد. کسانی که خود باید چو بید بر سر ایمانشان بلرزند، سزوار نیست خود را قسیم الجنة و النار بدانند. اندکی تقوا کافی است برای اینکه چنین به بیکارگی و گزافهگویی نیفتند.
در یک کلام اگر بخواهیم اولویت مطالبات جنبش اصلاحی سبز را که در امتداد یک جریان اصیل در تاریخ معاصر ماست، بشمریم “حاکمیت قانون” در صدر توجهات خواهد بود. اعتراضی اگر هست به بی قانونی است و خواسته ای اگر در میان است خیلی ساده و صریح تعهد مجریان و تصمیم گیران است به مساوات همگان در برابر قانون.
کلیدداران بهشت و جهنم نگران چه هستند؟
آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر در قرآن مجید واقعا همان است که فقیهان گذشته برای تحکیم سلطه سیاسی خلفای اموی و عباسی برای آن فریضه قائل شدند و این آقایان هم همان معنا را دنبال میکنند؟ آیا در عصر پیامبر اسلام هم در کوچهها یقۀ خانمها را میچسپیدند که چرا چنین یا چنان پوشیدهای؟! آیا پیامبر اسلام هم «محتسب» راه انداخته بود؟!
تنها زن محصور، محروم از حقوق ابتدایی یک زندانی
اهمال و بی توجهی به مشکلات به وجود آمده برای دکتر زهرا رهنورد در حصر همچنان ادامه دارد و وی از بیماری های جسمی که عمدتا پس از حصر عارض شده است رنج می برد، در حالی که پیگیری جدی برای درمان وی وجود ندارد… پس از دیدار اتفاقی جمعی از بانوان با مادر زهرا رهنورد که با ملاقات ایشان با مادرش همزمان شده بود، مادر کهنسال وی تا هفته ها ممنوع الملاقات! شده بود و پس از آن نیز این ملاقات ها همراه با اخلال و کاهش مدت زمان آن رو به رو بوده است.
در افشای سیاست یک بام و دو هوای ویژه خواران قدرت در ایران
رفتار و گفتار آقای مصباح یزدی و پیروانش مصداق بارز این تبعیض اخلاقی و حقوقی در میهن ماست. اثبات حقوق و آزادی های اساسی برای خود و انکار آن ها برای دیگران. به ویژه برای منتقدان و مخالفان تک صدایی. شیوه عملشان نیز به این شرح است: در صورت پیروزی در انتخابات می کوشند به نام اکثریت دیکتاتوری را در کشور حاکم کنند و هنگام شکست نیز مساعی ایشان معطوف به استقرار استبداد به اسم اسلام می شود. جمهوری اسلامی از نگاه این جریان تمامت خواه معنایی جز تحمیل سلیقه خویش به همه مردم ندارد. به نام جمهوریت اگر رأی اکثریت را کسب کنند و به اسم اسلام زمانی که معلوم می شود اقلیتی بیش نیستند.









