سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

هیچ کس مثل میرحسین نیست

چکیده :اگر قطار انقلاب به ریل خود بازگشته و کسی درصدد است خانه ویران وطن را آبادانی بخشد، همه مرهون روشنگری های مردی است که امروز در حصر است، او که به جای رفتن به کاخ ریاست جمهوری کمی آن طرف تر در همان خیابان پاستور در بن بستی به نام اختر، حصر را برگزید تا بزرگی حضور مردم را به نمایش بگذارد و از حق مردم صیانت کرده باشد. همو که به روشنی همه آن روزهای تاریک آن "مرد رفته" را پیش بینی کرده و انذار داده بود. ...


کلمه – سیدحامد آرین:

پنج سال از مناظره تاریخی و مبارزه انتخاباتی میرحسین موسوی گذشته و هر روز از هر تریبونی سخن و تحلیلی از رویدادهای سال هشتاد و هشت می شود. در حالی که یک طرف این ماجرا از حق سخن گفتن و دفاع محروم است هر کسی به خود اجازه می دهد که یک جانبه به قاضی برود و به ظن خود به تحلیل و سخنوری بپردازد و با اگر و اماها سناریوهایی را طراحی کند. گاه رویا پردازی ها تا آنجا پیش می رود که سیاسیون و اهل قلم فراموش می کنند در سال هایی که گذشت حزب پادگانی با چه منابعی به میدان آمده بود تا برای همیشه تکلیف رای مردم مشخص کند و بر این گمانند که اگر به جای موسوی در آن روز شاید کس دیگری بود، سرنوشت به گونه دیگری رقم می خورد و …

در اینجا شاید لازم نباشد که به بررسی عوامل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که منجر به پیروزی روحانی در انتخابات سال 92 شد، پرداخته شود، اما ذکر این نکته کفایت می کند آنچه خرداد 92 را از سایر انتخابات متمایز کرد، بستری بود که در سایه استقامت و پایداری بزرگمردانی چون مهدی کروبی و میرحسین موسوی ایجاد شده بود. وجه ممیزه این انتخابات با رای حداقلی حسن روحانی چیزی نبود جز پاسخ به پرسش بزرگ “رای من کجاست؟” در سال 88. اگر نبود آن تجمع بی نظیر سکوت و آن مرد با آن بلندگوی دستی اش قول می داد که از رای آنان محافظت می کند و تا در توان دارد پیگیر شکایت مردم باشد. کسی که در آن هنگامه فریاد و هیاهو می گوید که “رای مردم” مهمتر از موسوی و یا هر کس دیگری است. او پیمان می بندد که “هر گونه هزینه ای را برای تحقق آرمان های ملت” بپردازد.

تفاوت میرحسین موسوی با سایر سیاستمداران این بوده که در پی قدرت نبوده و نیست. او هم مثل خیلی دیگر می توانست در سال 88 سکوت کند و به وعده هایی که گاه اصولگرایان از آن پرده برمی دارند که به او داده می شد، دل خوش باشد و حزب تاسیس کند و چهار سال بعد رییس جمهور شود! اما آنچه او را سایر همقطارانش جدا کرد، همین ویژگی است که فقط میرحسین به آن اشاره می کند: او یک فرد “انقلابی” است. در پی تغییر و تحول است. هنوز به باورها و ارزش های انقلاب باور دارد. کسی است که سحر ساحران نمی تواند مرعوبش کند و برای همین است که نامش و آن انگشت نهیبش در تاریخ سیاسی ایران ماندگار می شود.

در میانه مناظره، آنجا که هر کسی در تلاش است تا از تریبونی که در اختیارش گذاشته برای صندلی قدرت پله ای بسازد، این میرحسین موسوی است که به دور از بازی قدرت و سکوت مصلحتی و سیاسی کاری های معمول انگشت حقانیت خود را بالا می گیرد و خطاب به همه می گوید که ” بنده یک فرد انقلابی هستم”. او نمی گوید آمده تا بعد از بیست سال خانه نشینی رییس جمهوری شود، بلکه از آنچه در این بیست سال سکوت و نظاره گری کسب کرده خشنود است و از “کارهای فرهنگی” اش رضایت دارد، اما حس مسئولیت و خطری که احساس می کند، باز این نخست وزیر دوران دفاع مقدس را به صحنه آورده است. میرحسین به صراحت می گوید “بنده چرا حرف نزنم”. او می خواهد از این تریبون که در اختیارش هست نه برای خود رایی بخرد و نه خودی نشان دهد، بلکه هشدار می دهد که “مردم! این منحنی ها را بالا پایین می کنند نقشه خط مار می کشند تا شما را به بیراهه ببرند.” همان منحنی هایی که این روزها دارد خودنمایی می کند در ارزهایی که به ناحق از بیت المال ربودند و رانت هایی که به خویشان و کسان خود دادند و ….

پنج سال پیش، میر حسین موسوی در برابر دروغ های سازمان یافته انگشت خود را بالا گرفت و به آنان نهیب زد و هشدار داد. پنج سال از آن مناظره تاریخی گذشته، مناظره ای که شاید هر یک از ما بارها مرور کرده ایم و در محفل ها و جمع های خانوادگی و دوستانه بارها از آن سخن گفته ایم. از دروغ هایی که در آن مناظره تاریخی آشکار کرد تا آنجا که فریاد بر آورد که ما با کج روی ها و دروغ گویی ها رو به رو هستیم و خواست که بازگرداند آنان را به راه اصلاح و درستی و گفت که در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.

میرحسین آمده بود تا بگوید مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بود تا بگوید عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بود تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کند. اما کسی فریادهای خیرخواهانه اش را نشنید.

حالا پنج سال گذشته و هنوز داغ شهیدان جنبش سبز بر دل مادرانش است و بی گناهان در حبس های طولانی در مهمانی اوین هستند و بر این قافله هر روز رهرویی افزوده می شود، برخی می خواهند قیاس کنند و با اما و اگر گمان دارند که آن حزب پادگانی در آن سال به حسن روحانی مجال می داد به پاستور راه یابد.

پیروزی روحانی و تشکیل دولت تدبیر و امید مرهون ایستادگی مردان و زنانی است که امروز کسی نامی از آنان نمی برد که نکند شادی پیروزی شان منقص نشود. همان کسانی که در وعده های انتخاباتی ” شاه بیت ” همه سخنرانی و مصاحبه ها بودند. 24 خرداد مرهون آن سکوت معنا دار مردم در 25 خرداد 88 است. نتیجه آن پرسشگری است. اگر امروز ” صدا ” یی شنیده می شود، نتیجه فریادهای حق طلبی است که خفه شد و خون های پاکی که بر سنگفرش همین خیابان ها ماندگاری رای مردم را در 24 خرداد نمایان کرد.

اگر امروز خشنودیم که قطار انقلاب به ریل خود بازگشته و کسی درصدد است عقلانیت را به جایگاه ریاست جمهوری برگرداند و خانه ویران وطن را آبادانی بخشد، فراموش نکنیم که همه مرهون روشنگری های مردی است که امروز در حصر است، او که به جای رفتن به کاخ ریاست جمهوری کمی آن طرف تر در نزدیکی همان کاخ در خیابان پاستور در بن بستی به نام اختر، حصر را برگزید تا بزرگی حضور مردم را به نمایش بگذارد و از حق مردم صیانت کرده باشد. همو که به روشنی همه آن روزهای تاریک آن “مرد رفته” را پیش بینی کرده و انذار داده بود.

آنچه امروز سیاستمداران در آمار و ارقام می بینند، ستاره اختر در خشت خام دیده بود که سزایش از همه آن کاخ های قدرت حصر شد. میرحسین پیش بینی کرده بود که آنها برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور تلاش می کنند. همان چیزی که امروز هم نشانه های آن را می بینیم.

انگشت نهیب میرحسین در آن مناظره تاریخی ماندگار تاریخ می شود و شاید نسل ما نتوانست به درستی از آن همه بزرگی و صداقت قدردانی کند اما فرزندان ایران زمین آن را سمبل مبارزه مدنی مردمی می دانند که در برابر همه ظلمی که به آنان شد، از صراط ادب و اخلاق خارج نشد و نشان داد که هنوز هم می توان در میدان سیاست بود و تنها برای کسب قدرت مبارزه نکرد بلکه با پشتوانه اخلاق و مردم برای همیشه ماندگار شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.