سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه تاجزاده به رهبری و پرسش‌های بی‌پاسخ...
» در سومین سالگرد کودتای انتخاباتی ۸۸

نامه تاجزاده به رهبری و پرسش‌های بی‌پاسخ

چکیده :سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، به تشریح چند نمونه از ابهام های بی پاسخ در عملکرد حاکمیت پس از کودتای انتخاباتی 88 پرداخت و با اشاره به اینکه شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است، خواستار پاسخگویی آیت الله خامنه ای درباره این ابهام ها شد....


سید مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی سبز، در نامه ای سرگشاده به رهبری با عنوان «ابهام های بی پاسخ» خواستار پاسخگویی آیت الله خامنه ای درباره تناقض های متعدد موجود در ادعا و عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در سه سال اخیر شد.

به گزارش کلمه، تاجزاده در این نامه که به مناسبت سومین سالگرد کودتای انتخاباتی ۸۸ نگاشته، به تشریح هفت مورد از ابهام های بی پاسخ در گفتار و رفتار حاکمیت پس از انتخابات دهم پرداخته و با تاکید بر اینکه به خاطر شرایط زندان و وضعیت نامساعد جسمی ازجمله مشکل چشم نمی تواند بیشتر از این بنویسد وگرنه فهرست این ابهام ها را تا چند برابر می توان افزایش داد؛ خاطرنشان کرده که هزاران ساعت میزگرد در صدا و سیما و سخنرانی در تریبون های رسمی و غیر رسمی از نماز جمعه و جماعات گرفته تا وعظ بر منابر و تا مراسم دولتی و … که در محکوم کردن آن اعتراضات و متهم کردن معترضان به براندازی برگزار شده، کمترین تأثیری در رفع ابهام های واقعی موجود در این ماجرا نداشته است.

وی با یادآوری مواضع رهبری در نمازجمعه ۲۹ خرداد و سرکوب ها و خون ریزی های پس از آن، به یادآوری تجمعات غیر قانونی انصار حزب الله در طول دوران رهبری آیت الله خامنه ای پرداخته که مورد اعتراض ایشان قرار نگرفته، و سپس پرسیده است: آیا اردوکشی خیابانی -اگر بتوان نام تظاهرات اعتراضی را اردوکشی خیابانی گذاشت-، مطلقاً خلاف قانون و ناپسند است و یا فقط برای معترضان به عملکرد ما خلاف قانون و ناپسند است؟

این عضو زندانی جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب در بخش دیگری از این نامه، به شکایت خود و شش فعال سیاسی دیگر از سردار مشفق اشاره کرده که به دخالت نظامیان در انتخابات اعتراف و تقریباً تمامی ادعاهای معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات را تأیید کرده بود؛ و پس از تشریح ماجرا، در آخر پرسیده است: امروز حدود دو سال و نیم از آن شکایت می گذرد نتیجه آن شکایت تا کنون تشکیل پرونده ای جدید برای برخی از آن هفت شاکی است. یکی از اتهامات آنها در این پرونده شکایت از سردار مشفق است. آنها در بازجویی ها باید پاسخ دهند چرا و به چه انگیزه ای علیه سردار مشفق شکایت کرده و با این اقدام خود در جهت تضعیف نظام گام برداشته اند!!

وی همچنین با یادآوری حمله به ستاد قیطریه در عصر روز انتخابات، صدور حکم بازداشت فعالان ستاد موسوی در روزهای قبل از انتخابات و چندین مورد دیگر، تصریح کرده است: سخنرانان و مبلغان رسمی بهتر از من و شما می دانند که تحلیل هایشان در باره این ماجرا که عمدتاً بر محور توطئه براندازی و ارتباط معترضان با سرویس های امنیتی دور می زند، هیچ اساسی ندارد. آنها حتی اگر خود جزو بازی نبوده باشند هم چاره ای جز دفاع از این گونه تحلیل ها ندارند زیرا اگر معترضان را به براندازی و رابطه با بیگانه متهم نکنند، چگونه می توانند خشونتی را که اعمال شد و خون هایی را که بر زمین ریخت، قوانین و معیارهای انسانی که به راحتی زیرپا گذاشته شد و لطمات و آسیب هایی را که عملکرد و تصمیمات مسئولان عالی کشور در این ماجرا به جامعه و کشور و نظام زد، توجیه کنند؟ و از همه مهم تر چگونه می توانند توجیه گر خفقان و استبدادی باشند که اکنون آن را تجربه می کنیم؟

تاجزاده در پایان نامه خود، به مسئولیت مستقیم آیت الله خامنه ای در رسیدن کشور به شرایط امروز اشاره کرده و یادآور شده است: امروز همگان چه طرفداران و وابستگان به حاکمیت و ارادتمندان به رهبری و چه منتقدان و مخالفان در این نکته اتفاق نظر دارند که تغییر شرایط موجود و تغییر نحوه برخورد با ناراضیان به تصمیم رهبری بستگی دارد و نه هیچ کس دیگر. این اعتراف و اتفاق نظر به نوبه خود گویای حقیقت دیگری نیز هست و آن این که شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است. بنابراین می توان مخاطب این ابهام ها را رهبری دانست و از ایشان خواهان رفع ابهام شد.

متن کامل نامه سید مصطفی تاجزاده به رهبری که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

 

به نام خدا

حضور آیت الله خامنه ای
رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام

سه سال پیش برگزاری یکی از پرابهام ترین و ناسالم ترین انتخابات تاریخ ایران به اعتراضی گسترده در سطح ملی انجامید. حدود یک هفته پس از شروع اعتراضات ، در نماز جمعه تظاهرات معترضان را اردوکشی خیابانی خوانده، مسئولیت خون هایی را که ریخته خواهد شد، متوجه خود آنان دانستید. آن اعتراضات با شدیدترین و سخت ترین شیوه های سرکوب مواجه شد. خون بسیاری از مردم بی گناه ریخته شد، عده زیادی معلول شدند و ساکت در خانه ها ماندند تا تنها همین معلولیت تاوان اعتراضشان به عدم سلامت انتخابات باشد و رنج سال ها حبس بر آن افزون نگردد. خانواده های بسیاری داغدار شدند، خوش نام ترین و محترم ترین چهره های جامعه و مدیرانی که سالها در بالاترین سطوح به این مردم خدمت کرده بودند، حتی پیش از اولین راهپیمایی های اعتراضی دستگیر و به اتهام هایی نظیر انقلاب مخملی، رابطه با بیگانه، تلاش برای سرنگونی نظام و … که البته هرگز در دادگاه های فرمایشی کوچکترین سندی دال بر صحت آن ارائه نشد، به حبس های طولانی محکوم شدند.

در طول این مدت هزاران ساعت میزگرد در صدا و سیما و سخنرانی در تریبون های رسمی و غیر رسمی از نماز جمعه و جماعات گرفته تا وعظ بر منابر و تا مراسم دولتی و … در محکوم کردن آن اعتراضات و متهم کردن معترضان به براندازی برگزار شده است بدون این که کمترین تأثیری در رفع ابهام های واقعی موجود در این ماجرا داشته باشند و یا حتی به یکی از ده ها سؤال مطرح در باره این ماجرا پاسخ داده شده باشد. ابهام ها و سؤال هایی که اگر به خوبی در آن تأمل شود حقایق بسیاری را که آقایان به هیچ وجه تمایلی به طرح آن ندارند، آشکار میکند، از جمله این که انتخابات خرداد سال ۸۸ و تخلفات آن کاملاً سازماندهی شده بود، موج دستگیری ها براساس طرحی از پیش آماده شده صورت گرفت و مقامات عالی کشور هیچ عزم و اراده ای در رسیدگی به اعتراضات و شکایات کاندیداهای رقیب مدعی تقلب و طرفداران آنها نداشتند و … . من در این فرصت قصد پرداختن به اصل ماجرا و نقد و ارزیابی تحلیل های محافل نظامی- امنیتی در باره انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن را ندارم. در زندان و درجریان بازجویی ها در این باره مفصل با بازجویانم سخن گفته ام. به اعتقاد من سخنرانان و مبلغان رسمی خود بهتر از من و شما می دانند که تحلیل هایشان در باره این ماجرا که عمدتاً بر محور توطئه براندازی و ارتباط معترضان با سرویس های امنیتی دور می زند، هیچ اساسی ندارد. آنها حتی اگر خود جزو بازی نبوده باشند هم چاره ای جز دفاع از این گونه تحلیل ها ندارند زیرا اگر معترضان را به براندازی و رابطه با بیگانه متهم نکنند، چگونه می توانند خشونتی را که اعمال شد و خون هایی را که بر زمین ریخت، قوانین و معیارهای انسانی که به راحتی زیرپا گذاشته شد و لطمات و آسیب هایی را که عملکرد و تصمیمات مسئولان عالی کشور در این ماجرا به جامعه و کشور و نظام زد، توجیه کنند؟ و از همه مهم تر چگونه می توانند توجیه گر خفقان و استبدادی باشند که اکنون آن را تجربه می کنیم؟

رهبر محترم جمهوری اسلامی!

قصد من از نگارش این نامه تنها طرح ساده و در عین حال صریح برخی از همان ابهام هایی است که هزاران ساعت میزگرد و سخنرانی و وعظ و خطابه عمداً از پاسخ به آنها و تبیین آنها طفره رفته اند. تا تأکیدی باشد بر صحت ارزیابی و تحلیل ما از آن کودتای انتخاباتی و حقانیت راهی که رفته ایم و نیز فرصتی باشد برای آنان که نه به ضرورت حفظ قدرت و موقعیت بلکه به انگیزه پای بندی به دیانت و وطن دوستی از عملکرد حاکمیت دفاع می کنند. خوشحال خواهم شد اگر مدعیان و متظاهران به پای بندی به قانون و آزادی و اصول که در قبال مفاسد و بی قانونی های غیر قابل انکار حاکمیت، تنزه طلبی پیشه می کنند تا بی قانونی ها و بی عدالتی های پنهان را توجیه کنند، به این سؤال ها پاسخ دهند:

۱- شما در خطبه نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ تظاهرات اعتراضی به نتایج آن انتخابات پرابهام و پر مسئله را اردوکشی خیابانی خواندید و از معترضان خواستید اعتراض خود را از مجاری رسمی قانونی دنبال کنند. و گفتید راه اعتراض به نتایج انتخابات اردوکشی خیابانی نیست و بی قانونی و زورگویی را از هیچ کس تحمل نمی کنید و با کسانی که چنین شیوه ای برای دستیابی به خواسته های خود در پیش می گیرند شدیداً برخورد می کنید. آن خطبه تقریباً در تمامی سخنرانی ها و میزگردهای برگزار شده در رسانه ملی راجع به حوادث پس از انتخابات ۸۸ مورد استناد قرار گرفته است، اما به یک پرسش هرگز پاسخ داده نشد و آن این که در سراسر سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۸ همواره گروه هایی تحت عنوان انصار حزب الله به کمترین بهانه ای از درج مقاله ای در نشریه ای دانشجویی با تیراژ پانصد عدد گرفته تا عبارتی در یک کتاب و تا اعتراض به یک مراسم قانونی و … آزادانه در خیابان ها به تظاهرات پرداختند، به مراسم مختلف حمله بردند و به ضرب و شتم مخالفان پرداختند و بعضاً دفاتر روزنامه ها را به آتش کشیدند. کتابفروشی ها و سینماها را سوزاندند، اما در طول این ۱۸ سال حتی یک بار شما به این اردوکشی و تهدید جان و مال شهروندان اعتراض نکردید و از دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و قضائی نخواستید دست اندرکاران این اجتماعات غیرقانونی را شناسایی و مجازات کنند. آیا اردوکشی خیابانی -اگر بتوان نام تظاهرات اعتراضی را اردوکشی خیابانی گذاشت-، مطلقاً خلاف قانون و ناپسند است و یا فقط برای معترضان به عملکرد ما خلاف قانون و ناپسند است؟

۲- پس از خرداد ۸۸ سخنرانان و مبلغان حاکمیت که به اعتراف سردار مشفق مأمور توجیه نخبگان و خواص شدند، آقایان مهندس موسوی و کروبی و فعالان سیاسی اصلاح طلب را متهم می کردند که برای طرح پیگیری شکایت خود به روش های غیر قانونی نظیر تظاهرات اعتراضی متوسل شده اند. اگرچه تظاهرات حق قانونی شهروندان است و دولت مطابق قانون اساسی موظف به تأمین امنیت برگزار کنندگان راهپیمایی های مسالمت آمیز است، اما آنها خود بهتر می دانند که تظاهرات چند میلیونی ۲۵ خرداد به دعوت موسوی و کروبی برگزار نشد، بلکه این خود مردم معترض و عصبانی بودند که به طور خودجوش به خیابان ها آمدند و موسوی و کروبی تنها به انگیزه همراهی با مردم و بنابر عهد خود با مردم که آنها را تنها نخواهند گذاشت در این راهپیمایی شرکت کردند، اما فرض را براین می گذاریم که قانوناً هرکس موظف است برای پیگیری مطالبات خود تنها از مجاری رسمی اقدام کرده و در کنار آن و یا حتی مستقل از آن حق برگزاری هیچ تجمع و راهپیمایی را ندارد، اما آیا مراجع و سازوکارهای رسمی و مقامات منصوب ایشان از جمله شورای نگهبان و قوه قضائیه در سال های گذشته به گونه ای عمل کرده بودند که کمترین اعتماد و امیدی به پیگیری شکایات و اعتراضات قانونی به تخلفات و تقلبات سیاسی در انتخابات وجود داشته باشد؟ در تمام دوران اصلاحات از انتخابات خرداد ۷۶ و ماجرای رسوای کارناوال عصر عاشورا گرفته تا انتخابات مجلس هفتم که شما در برابر رد صلاحیت های گسترده ضمن تأکید بر برگزاری انتخابات، رسیدگی به اعتراضات را به بعد از انتخابات موکول کردید و تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ که پرونده دخالت غیر قانونی برخی سرداران در آن انتخابات افشا شد و آقای هاشمی رفسنجانی از تخلفات و تقلبات به خداوند شکایت برد و رهبری وعده رسیدگی به تخلفات را دادند و تا انتخابات سراسر تخلف ریاست جمهوری ۸۸ که حتی شورای نگهبان نیز در گزارش خود آن را انکار نکرد اما تخلفات و اعمال نفوذها را مؤثر در تغییر نتایج انتخابات ندانست، همواره شکایت های فراوانی در شورای نگهبان و قوه قضائیه مطرح شده است، اما به آن شکایات نه از سوی شورای نگهبان و نه از سوی قوه قضائیه و نه از سوی هیچ مرجع دیگری هرگز رسیدگی نشد. با توجه به این سابقه درخشان چگونه از آقایان موسوی و کروبی انتظار می رفت، به امید احقاق حقوق خویش و میلیون ها شهروندی که رأیشان مصادره شده بود، سکوت پیشه کنند؟ ابهام و اعتراض و شکایت به نتایج انتخابات در هر کشوری از افغانستان گرفته تا ایران و تا امریکا می تواند اتفاق بیفتد، کما این که اتفاق افتاده است. اگر در افغانستان این اعتراضات به بحران و کشتار نینجامید، علت را باید در درایت مسئولان آن کشور در پیگری شکایات از طریق مرجعی قابل اعتماد عمومی به نام کمیته تحقیق و حقیقت یاب جست و جو کرد و اگر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که منجر به انتخاب جرج بوش شد اختلاف و ابهام در نتیجه انتخابات به بحران نینجامید علت آن بود که دادگاه فدرال این کشور به گونه ای عمل نکرده بود که اعتماد عمومی از آن سلب شود، بنابراین وقتی دادگاه فدرال صحت انتخابات را تأیید کرد همگی به آن گردن نهادند. ریشه سلب اعتماد عمومی به مراجع و سازوکارهای قانونی پیگیری مطالبات مردم را باید در عملکرد آن مراجع و سازوکارها و وعده های عمل نشده جست و جو کرد.

۳ – ساعت شش بعد از ظهر روز انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ به ستاد انتخابات موسوی در قیطریه حمله شد، تعدادی از لباس شخصی های مهاجم که بعدا معلوم شد وابسته به یکی از نهادهای امنیتی نظامی بودند، توسط کارکنان ستاد دستگیر شدند و آقایان محسن امین زاده و عبدالله رمضان زاده مسئولان ستاد، آنها را به پلیس که در محل حاضر شده بود تحویل دادند که البته پلیس نیز بلافاصله آنان را آزاد کرد. نیمه های شب درحالی که هنوز هیچ تظاهراتی صورت نگرفته بود و هیچ یک از احزاب حامی موسوی و کروبی موضعی اعلام نکرده بودند، نیروهای امنیتی به خانه های برخی فعالان سیاسی و مسئولان ستادهای انتخاباتی موسوی و کروبی هجوم بردند و آنها را دستگیر کردند. این درحالی بود که ماه ها بعد از دستگیری و بازداشت در سلول های انفرادی و تحمل شرایط و بازجویی های وحشتناکی که فعلاً قصد توصیف آن را ندارم وکلای ما به هنگام مطالعه پرونده ها، احکام دستگیری ما را که در روزهای قبل از ۲۲ خرداد صادر شده بود مشاهده کردند. اگر واقعاً بهانه آن دستگیری ها تظاهرات و به اغتشاش کشاندن جامعه و انقلاب مخملی در روزهای پس از انتخابات بود، چرا احکام دستگیری بازداشت شدگان در روزهای قبل از انتخابات صادر شده بود؟ در کدام کشور آزاد حکم بازداشت فعالان ستاد انتخاباتی نامزدهای رقیب (نامزد منتقد جناح حاکم) چند روز قبل از برپایی انتخابات صادر می شود و در روز برگزاری انتخابات به ستاد نامزدهای رقیب حمله می شود و روز بعد از انتخابات نیز مسئولان ستاد وی بازداشت می شوند؟! ساعت شش بعداز ظهر روز رأی گیری کدام اعتراضی صورت گرفته بود که به ستاد موسوی حمله شد؟ این سؤالها پاسخی ندارند اما از یک واقعیت حکایت دارند و آن این که آن هجوم ها و دستگیری ها براساس سناریوی از پیش طراحی شده صورت گرفت. احتمالاً پیش بینی می شده که کودتای انتخاباتی واکنش هایی را برانگیزد در نتیجه باید برای برخورد با آن تمهیدات لازم از جمله احکام دستگیری ها اندیشیده می شده است.

۴- در انتخابات ریاست جمهوری اخیر روسیه که به پیروزی پوتین انجامید، بخش وسیعی از رأی دهندگان و نیز نامزدهای رقیب دولت را متهم به اعمال نفوذ و تقلب در انتخابات کردند. وزیر اطلاعات ایران همچون دیگر مقامات که علاقه زیادی به بیان ادعاهای بزرگ دارند، گفت، ما به روسها اطلاع دادیم که آمریکایی ها و غربیها به بهانه تقلب در انتخابات قصد بحران سازی و توطئه در کشور شما را دارند. لابد وزیر محترم اطلاعات تجارب دستگاههای امنیتی و نظامی ایران در برخورد با اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ایران را در اختیار برادران روس و شخص پوتین قرار داده! اما ظاهراً پوتین و پریماکف علاقه ای به استفاده از این تجربه نداشتند. آنها به رغم برخورداری ازتجارب خشن ترین شیوه های سرکوب در شوروی کمونیستی و برخلاف مسئولان ایران به جای سرکوب، به معترضان نتایج انتخابات و مدعیان تقلب در انتخابات اجازه تظاهرات دادند و با درایت و تدبیر و به رسمیت شناختن حق مردم در برگزاری تظاهرات، از تبدیل شدن آن ماجرا به بحرانی در سطح ملی جلوگیری کردند و با این عملکرد خود به وزیر اطلاعات و دیگر مقامات عالی ایران فهماندند که حتی اگر توطئه بیگانگان هم در کار باشد این هنر مسئولان یک کشور است که میتواند از بروز فاجعه جلوگیری کند. به راستی چرا جناح حاکم در ایران مانند حاکمان کرملین به معترضان نتایج انتخابات رسما اجازه برپایی تظاهرات نمی دهد؟ و در حد پوتین نمی کوشند به جای سرکوب معترضان، برحقوق شهروندی بیش از گذشته تکیه کنند؟ مگر اعتراض به رفتار حکومت نیز مانند حق حکومت منتخبان یک حق شناخته شده دموکراتیک نیست و مگر براساس همین حق نیست که حکومت ایران از اعتراضات مخالفان در بسیاری از کشورهای جهان حمایت می کند؟ من واقعاً نمی دانم در انتخابات روسیه تقلبی صورت گرفته و اگر صورت گرفته در چه حدی بوده است، اما یک چیز را یقین دارم و آن این که حاکمان این کشور حتی اگر تقلب در انتخابات را طراحی کرده باشند، هیچ طرح و برنامه ای برای استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری برای کودتا علیه مخالفان و منتقدان و حذف آنها از عرصه رقابت سیاسی نداشته اند، به همین دلیل هیچ طرح از پیش تدوین شده برای دستگیری معترضان نداشتند و بی اعتنا به هشدارهای وزیر اطلاعات ایران، ضرورتی برای برخورد خشن و دستگیری های سراسری علیه منتقدان حکومت خود ندیده اند.

۵- شما در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) در دفاع از مردم بحرین گفتید، «در حوادث منطقه، مردم بحرین در مظلومیت مضاعف به سر می برند، حقیقتا مظلوم هستند و به وسیله رژیم مستبد و دیکتاتوری بی جهت سرکوب می شوند، اعتراض آنها با خشن ترین وضعیت پاسخ داده می شود. در حالی که چیز زیادی نمی خواهند، آنها ابتدایی ترین نیازهای انسانی یک کشور مردم سالار را طلب می کنند.» این سخن درستی است. مردم بحرین چیزی بیش از این نمی خواهند که حکومتشان با ملت خود براساس معیارهای دوگانه عمل نکند. برخی را به عنوان شیعه از حق مشارکت در قدرت و حق تعیین سرنوشت محروم نکند. شهروندان را درجه بندی نکند، بحرین را متعلق به همه بحرینی ها بداند. از امکانات و تجارب قدرت بزرگ همسایه یعنی عربستان علیه مردم خود استفاده نکند. مردم خود را از قدرت بزرگ همسایه محرم تر بداند. باور کند منتقدان و مخالفان شیعه اش عامل و مزدور ایران نیستند، بلکه به عزت و سربلندی بحرین می اندیشند. باور کند آنها میکروب سیاسی نیستند، آنها را به بی بصیرتی، ساده لوحی و وابستگی متهم نکند، باور کند که منتقدان و مخالفانش خطراتی را که در این دنیای بزرگ، کشور کوچک و میکروسکوپی بحرین را تهدید می کند، کاملاً درک می کنند و هر انتقاد و اعتراض آنها را به معنای نوکری و وابستگی به ایران تحلیل نکند. آنها فقط از حکومت خود می خواهند که وجودشان را به عنوان بحرینی به رسمیت بشناسد و از حقوق اساسی و مسلمشان محروم نسازد و اعتقاد به مقام الهی امیر بحرین را شرط برخورداری از حقوق اساسی نداند.

ای کاش رهبری نظام با جریان های منتقد و معترض ایران، با برجسته ترین و باسابقه ترین چهره های انقلاب و نظام، با خیل عظیم کسانی که سال ها برای پیروزی انقلاب مبارزه کردند و یا در دفاع از کیان کشور در جبهه ها شجاعانه جنگیده اند، با کسانی که به رغم مخالفت و انتقاد به ایشان، قلبشان برای عزت و سربلندی و تمامیت ارضی این کشور چنان می تپد که از یاوه های وزیر اماراتی در باره جزایر سه گانه برمی آشوبند، آری ای کاش با این منتقدان و مخالفان براساس همین توصیه ها عمل می کردند.

حکومت آل خلیفه بحرین شیعیان این کشور را شهروندان درجه دوم می داند و معترضان شیعه را متهم به رابطه با ایران می کند، در عین حال این نگاه ناعادلانه و بدبینانه و توطئه نگر موجب نشده است تا برای رسیدگی به بدرفتاری با معترضان و ریشه یابی حوادث اخیر این کشور کمیته حقیقت یاب به ریاست شخصیتی بی طرف و مورد تأیید و احترام همگان تشکیل ندهد. امیر بحرین چنین کرد و حتی براساس گزارش و توصیه های کمیته مذکور دست به اصلاحاتی نیز زد که البته کمتر از حد انتظار و خواسته های بحق منتقدان بود، اما چرا در ایران اعتراضات بخش عظیمی از ملت و به قول آقایان اعتراضات ۱۳ میلیون نفر ایرانی به نتایج انتخابات، در این حد ارزش نداشت که به جای شورای نگهبان به ریاست آقای جنتی که خود متهم به اعمال نفوذ و تغییر نتایج انتخابات است، کمیته حقیقت یابی متشکل از افراد بی طرف تشکیل شود و آرای مردم یک بار دیگر زیر نظر این کمیته بازشماری شود؟

در بحرین گزارش کمیته حقیقت یاب در مراسمی علنی که از رسانه ها پخش شد، در برابر امیر بحرین قرائت شد و وی اعلام کرد براساس نتایج این گزارش عمل خواهد کرد، اما در ایران حتی به مجلس دراختیار هشتم نیز اجازه داده نشد گزارش حمله به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان در صحن علنی قرائت شود، چه برسد که به آن عمل شود. البته کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم که اعضای آن از مخالفان سرسخت مهندس موسوی و کروبی و اصلاح طلبان هستند گزارشی در باره قتل های کهریزک تهیه کردند. آن گزارش به رغم همه پنهان کاری ها از جمله کاهش تعداد قربانیان آن ماجرا و حملات شدید به منتقدان و مخالفان، از گوشه هایی از تنها یکی از فجایعی که پس از انتخابات رخ داد پرده برداشت و از افرادی از جمله قاضی مرتضوی به عنوان مقصران ردیف اول به صراحت نام برد. اما نه تنها هرگز برای رسیدگی به آن گزارش قولی داده نشد بلکه قاضی مرتضوی ارتقاء مقام یافت و به ریاست سازمان رفاه و تأمین اجتماعی منصوب شد.

به گمان من علت این تفاوت ها در آن است که بحران بحرین و ایران تفاوتی آشکار با یکدیگر دارند. در بحرین انقلابی علیه سلطنت رخ نداده و این کشور گامی به سوی نظام جمهوریت برنداشته است. حکومت بحرین از بقا و تداوم سنت سیاسی حاکم بر این کشور که براساس قدرت مطلقه فردی سامان یافته است، دفاع می کند، اما بحران ایران از جنس دیگری است. در ایران انقلابی علیه رژیم شاهنشاهی رخ داده است، نظام جمهوری شکل گرفته است، لوازم جمهوریت نظیر قانون اساسی، تفکیک قوا، مجلس و انتخابات و …. شکل گرفته اند. مضمون اختلافات و رقابت های سیاسی در ایران طی سی سال گذشته برخلاف بحرین تداوم یا عدم تداوم جمهوریت بوده است و نه تداوم و عدم تداوم سلطنت مطلقه فردی. بحران بحرین از آنجا آغاز شده است که اکثریت بحرینی ها خواهان پایان دادن به روش حکومت مطلقه فردی و عبور از این مرحله شده اند و حکومت این کشور در برابر آن ایستادگی میکند و بحران کنونی ایران از آنجا آغاز شده است که اقلیتی خواهان احیای روش حکومت مطلقه فردی و بازگشت به شرایط گذشته هستند و اکثریت مردم در برابر آن مقاومت می کنند.

۶- در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ معترضان به نتایج انتخابات و حاکمیت علیه یکدیگر ادعاهایی را مطرح کردند. موسوی و کروبی و احزاب و گروه های حامی آنها در انتخابات سال ۸۸ مدعی تخلف گسترده در انتخابات و دخالت سپاه و دولت و نیروهای امنیتی در انتخابات بودند، و در مقابل حکومت ضمن تکذیب این اتهامات مدعی بود معترضان با بیگانگان ارتباط داشته و قصد انقلاب مخملی و به آشوب کشیدن کشور را داشتند. حوادث ماه های پس از انتخابات معیار خوبی برای ارزیابی میزان صحت ادعاهای و صداقت هریک از دو طرف بود. تا آنجا که به اتهامات حاکمیت علیه معترضان مربوط می شد، تمامی امکانات تبلیغاتی، اطلاعاتی و امینی به کار گرفته شد تا آن ادعاها به اثبات برسد. بلافاصله به دفاتر احزاب و منازل معترضان حمله شد، همه اسناد و مدارک موجود حتی دفاتر پس انداز و دسته چک بانکی دستگیر شدگان ضبط شد، متهمان در سلول های انفرادی ماهها تحت فشار قرار گرفتند، در شهریور همان سال دادگاه فرمایشی رسیدگی به اتهامات متهمان تشکیل شد. اولین جلسات آن دادگاه که به قرائت ادعانامه دادستان اختصاص داشت، از رسانه ملی پخش شد. در آن ادعانامه تمامی اتهاماتی که طی ماه های قبل از آن در رسانه ها و تریبون های وابسته علیه معترضان مطرح می شد، آمده بود. از رابطه با سرویس های امیتی تا گرفتن پول از بیگانگان و تا قصد براندازی و انقلاب مخملی و … اما نهایتاً هیچ یک از آن اتهامات به اثبات نرسید و هیچ یک از متهمان به آن اتهامات محکوم نشدند. دست دادگاه برای محکوم کردن متهمان چنان خالی بود که ناگزیر برخی متهمان نظیر بهزاد نبوی به دلایل مضحکی نظیر ایجاد اختلال در ترافیک در روز ۲۵ خرداد به شش سال زندان محکوم شدند.

در طرف مقابل اما شرایط کاملاً برعکس پیش رفت. چند ماه بعد از انتخابات، سخنرانی سردار مشفق از مسئولان قرارگاه ثارالله در پایگاه های خبری وابسته و طرفدار حکومت منتشر شد. سردار مشفق در سخنان خود تقریباً تمامی ادعاهای معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات را تأیید کرد و با افتخار از نقش سپاه و سربازان گمنان در انتخابات گفت. او اعتراف کرد که سپاه صحنه انتخابات را مدیریت کرده است، او اعتراف کرد که سپاه مانع کاندیداتوری کسانی شده است که حضورشان به شکسته شدن رأی احمدی نژاد می انجامید. او اعتراف کرد که سیستم کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی را سپاه تخریب کرده و قطع سیستم پیام کوتاه در روز انتخابات کار نیروهای امنیتی نظامی بوده تا مانع اطلاع ستاد موسوی و کروبی از اتفاقاتی شوند که در شعب اخذ رأی رخ داده است. او اعتراف کرد او و همکارانش در سپاه درعملیات روانی رسانه ای علیه موسوی نقش مؤثر داشته اند، او اعتراف کرد… متعاقب انتشار این سخنرانی هفتتن از محکومان دادگاه های پس از انتخابات ۸۸ با استناد به سخنرانی سردار مشفق و اعتراف او به دخالت در انتخابات شکایتی را به قوه قضائیه تقدیم کردند. امروز حدود دو سال و نیم از آن شکایت می گذرد نتیجه آن شکایت تا کنون تشکیل پرونده ای جدید برای برخی از آن هفت شاکی است. یکی از اتهامات آنها در این پرونده شکایت از سردار مشفق است. آنها در بازجویی ها باید پاسخ دهند چرا و به چه انگیزه ای علیه سردار مشفق شکایت کرده و با این اقدام خود در جهت تضعیف نظام گام برداشته اند!!

۷- شکایت علیه مشفق تنها شکایتی نبود که طی این مدت نتیجه عکس داد و شاکیان به خاطر آن تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. برخی دیگر از محکومان پس از انتخابات در این مدت با ارسال نامه هایی به مقامات عالی کشور از جمله مقام رهبری از شکنجه ها و ضرب و شتم ها در سلولهای انفرادی گفتند. و از صدمات و لطماتی که در جریان این شکنجه ها بدان دچار شده اند. تا آنجا که من درجریان هستم با اصرار کسانی چون آقای هاشمی رفسنجانی مقام رهبری در مورد یکی از این نامه ها دستور رسیدگی داده اند. نتیجه رسیدگی، تأیید ادعای شکنجه و ضرب و شتم در سلول های انفرادی بوده است. اما سرنوشت آن نامه ها و نویسندگانش بهتر از سرنوشت شکایت و شاکیان علیه سردار مشفق نبوده است.

رهبری جمهوری اسلامی ایران!

شرایط زندان و وضعیت نامساعد جسمی ازجمله مشکل چشم اجازه نمی دهد بیشتر از این بنویسم وگرنه فهرست این ابهام ها را تا چند برابر می توان افزایش داد. بنابراین سخن را کوتاه می کنم. امروز همگان چه طرفداران و وابستگان به حاکمیت و ارادتمندان به رهبری و چه منتقدان و مخالفان در این نکته اتفاق نظر دارند که تغییر شرایط موجود و تغییر نحوه برخورد با ناراضیان به تصمیم رهبری بستگی دارد و نه هیچ کس دیگر. این اعتراف و اتفاق نظر به نوبه خود گویای حقیقت دیگری نیز هست و آن این که شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است. بنابراین می توان مخاطب این ابهام ها را رهبری دانست و از ایشان خواهان رفع ابهام شد.

سید مصطفی تاجزاده
اوین
۲۱/۳/۱۳۹۱

 


  • هادی

    الفتنه اشد من القتل ! واقعا جای تامل و شگفتی است , هنوز پس از سه سال از فتنه سال ۸۸ و رو شدن دست منافقین و عوامل بیگانگان و فتنه گران درجریان براندازی که اظهر من الشمس است کسانی مطالبه حقوق ! از دست رفته خودشان را میکنند و با نامه نگاری های سراسر کذب و دروغ و ادعاهای باطل و تشویش اذهان عمومی و تحریک مردم و مظلوم نمائی و فریب ملت قصد بازگردان وجاهت از دست رفته خویش را مینمایند اینها هیچ راهی پس و پیش خود ندارند مگر تن دادن به قانون و عذرخواهی از پیشگاه ملت ! به فرموده حضرت امام (ره) انان که خوابند خدا بیدارشان کند ! چقدر زیبا قران کریم می فرماید:قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً(۱۰۳)
    الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُُمْ فىِ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحَْسَبُونَ أَنهَُّمْ یحُْسِنُونَ صُنْعًا(۱۰۴)بگو شما را اگاه کنیم که کردار چه کسانی بیش از همه به زیانشان بود انها که کوششان در زندگی دنیا تباه شد و میپنداشتند که کاری نیکو میکنند!

  • ساغر

    متاسفم که امثال تاجزاده تو زندانن و امثال من وبیلیاقت ایام خوش زندگانی رو می گذرونیم. خودمون هم زندانیی هستیم ولی نمی فهمیم،که اگر می فهمیدیم ساکت نمی نشستیم

  • ناشناس

    وقتی دیکتاتور پوستش کلفت شد دیگه هیچ چیز چاره ساز نیست و تنها به زور و خون پا بر جاست

  • حسین

    اینکه بگوییم آقای خامنه ای نمیداند دارد جنایت میکند خطاست ،ایشان بدرستی میداند ومیفهمد که آدم کشی ظلم است ،بیخودی به زندان انداختن ظلم است ،دزدی کردن ودستبرد به بیت المال بردن و…و…ظلم است .مسله بی پاسخ ونانوشته اینست که ایشان معتقد است باید آنقدر ظلم بکند تا امام زمان ظهور کنند وکله ظالمان را از بدن جدا کند وخود را آماده گیوتین امام میکنند .

  • مادر سبز

    امام جعفر صادق:” دو گرو کمر مرا شکستند عالم فاسد و جاهل مقدس ماب ” براستی هر ضربه ای که می خوریم از این دو گروه است جاهلی که شعور و آگاهی ندارد چطور چشم و گوش بسته یک انسان غیر معصوم را می پرستد بار ها و بارها در ایات قران امده است که کجایند آن بت هایی که شما می پرستیدید به ان ها بگویید که شفاعت شما را بکنند ! حالا اقاای خامنه ی اجازه ی شفاعت دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • ناشناس

    بنظر من آقای خامنه ای در سال ۸۸ بر سر دوراهی باخت- باخت ( که ناشی از ائتلاف گروههای به اصطلاح اصولگرا در سال ۸۴ برای کسب قدرت و خارج کردن اصلاح طلبان به هرقیمتی از فضای سیاسی ایران و لذا اجماع بر سر ریاست جمهوری احمدی نژاد بود) قرار گرفت. اگر به رای واقعی آقای موسوی تن می داد و برنده شدن ایشان در انتخابات را می پذیرفت ایران را به سوی یک جنگ داخلی هدایت می کرد. کودتاچیان خود را برای یک درگیری تمام عیار آماده کرده بودند. به همین دلیل شخص خودش را سپر بلای کشور کرد تا جان عده زیادی از مردم را نجات دهد. فعلا تیرها را به جان خریده تا آگاهی مردم در مورد این گروه فاسد کودتاگر افزایش یابد و آنچه در پرده بود بیرون بیفتد. شاید هم که این روش بهتری بود. البته وظیفه ما بعنوان شهروند ایرانی برای تحقق حقوقمان و مبارزه با عمال کودتا همچنان به قوت خود باقی است. انشاالله بتوانیم هم عزیزان در حصر و بندمان را نجان دهیم و هم آقای خامنه ای را که در نماز جمعه خود را به دست حضرت بقیه الله(عج) سپرد.

  • علی

    علی

    در کامنت ام نوشته بودم:
    “بالاخره پیش بینی سعید جلیلی درست از آب درآمد! (قداست رهبری با نامه نگاری قدیانی به رهبری می شکند)

    و راهی را که شش ماه پیش قدیانی بت شکن آغاز کرد، توسط دیگر عزیزان دربند ادامه یافت.

    و انشاءالله به زودی توسط دیگران و از جمله رهبران جنبش ادامه پیدا کند….”

    شخصی به نام mehran با ادب ولایی خود پاسخ داده:
    “نه تاجزاده نه قدیانی و نه دیگر همزادان آنها در مقامی نیستند که با هرزه نگاریهای آنها قداست رهبری شکسته شود.”!!!

    در پاسخ ایشان:

    اشتباه نکن! سعید جلیلی ادعای شکستن قداست آقایتان را کرده!

    مگر این آقا قداست هم دارد که بخواهد بشکند!

    اصلا ببین درون ضریح امامزاده ای دفن است که به آن دخیل می بندی؟!

  • ملت

    سناریوی این ناشناس اخر خیلی باحاله. یعنی تا چه حد ساده لوحی. شما متوجه تغییر قیافه رهبر نشدید؟

  • ناشناس

    خداوند رحمت کند ایت حق منتظری را میگفت حسد انسان نسبت به دیگری تا جایی میرساند که طرف خود را بر روی پشت بام همسایه میکشد تا همسایه اش گرفتار شود و البته بنظر من حسد اقای خامنه ای هم از این نوع است او میداند راهش کج است اما حسدش نسبت به محبوبین خمینی امثال موسوی خاتمی عبدااله نوری و خوئینی ها و کروبی بحدی است که مجبور شده به هر … سیاسی چون احمدی نزاد و منحرفی چون مصباح خود را مقربتر بداند نا مخالفانش سرکوب شوند الم تر الی الذین بدلوا نعمت اله کفرا و احلوا قومهم دار البوار جهنم یصلونها و سرنوشت عامل به انکر منکرات که همان استبداد است همان جهنم است و خدایا هر چه زودتر ظالم اول ایرا را رسوا کن و مظلوم اول ایران را یاری ده

  • محمد

    درود خداوند بر مولایم سید علی.ملعون باد دروغگویان وطن فروش را

  • ناشناس

    خامنه ای گوشش را پنبه گذاشته و خود را به کوچه علی چپ زده و کشور را به نابودی کشانده با این همه در امد نفت.. اما توان به سر کشیدن جام زهر را ندارد. پس باید سوار بر خر جهل و استبداد به پیش برود تا روزگارش مانند صدام قذافی و همی بشار اسد بشود

  • ایمان

    بردار من، فرمودید: “اقلیتی خواهان احیای روش حکومت مطلقه فردی و بازگشت به شرایط گذشته هستند و اکثریت مردم در برابر آن مقاومت می کنند.”
    میشه بپرسم این ۶۵ درصدی که توی انتخابات مجلس به رغم تحریم انتخابات از جانب شما و دعوت طرفدارانتان به رای ندادن، توی انتخابات شرکت کردند (حتی اون رفیقتون آقای خاتمی) شامل کدوم دسته هستند. اقلیت یا اکثریت؟
    بابا دیگه فکر نکنین با دسته کورها طرفید، یه ذره تحلیل و شعور هم واسه مخاطبتون قائل باشید

  • ناشناس

    مصطفی تاجزاده … افتخاری برای ایران … بهترین تحلیلهایی که میتوان خواند

  • زهرا

    جناب آقای “مجاهد” نظر دهنده اوّل

    در ابتدا از شما از صمیم قالب تشکر می‌کنم چرا که اگر امثال شما دست به قلم نشوند ملت از اوج عقب افتادگی و بی‌ منطقیتان مطلع نخواهد شد. و اما پاسخ شما:

    ۱ – اتهامات مالی سران اصلاحات و آقای تاج زده و اینکه هنوز این اتهامات بی‌ پاسخ مانده اند. آقای محترم در کجای دنیا متهم باید بیگناهی خود را ثابت کند؟؟ این اتهام زننده است که باید اتهام خود را ثابت کند و این رسم دیرینه بشری بوده و هست. تا آنجائی که من از قوانین تعزیرات اسلام اطلاع دارم اگر زننده اتهام نتواند ادعای خود را ثابت کند ۷۰ ضربه شلاق باید بر او جاری شود.

    ۲ – اعلام پیروزی در ساعت ۱۱ شب. این هم از آن حرفهای هوایی جناح فرصت طلب و ماکیاولیست راست است. اگر هم واقعیات داشته باشد باز هم بلا اشکال است. در تمامی‌ دنیا رقبای انتخاباتی, خود را پیروز می‌دانند. مگر آقای رهبر خطاب به تحفه‌ٔ شما نفرموده بودند کارهایتان را بر این مبنا انجام دهید که انگار ۵ ساله دیگر رئیس جمهورید و نه یک ساله دیگر؟؟ (۱ ساله قبل از انتخابات). آیا کسی‌ در جناح محترم اصول گرا به ایشان ایراد گرفت که چرا پیروز انتخابات را ۱ سال قبل از برگزاری انتخابات معرفی‌ کردید؟؟

    ۳ – مردمی که به مقدسات در عاشورا توهین کردند کسی‌ نبودند بجز اوباش جیره خوار حکومت . در ایران همه دنیا می‌دانند که حتی یهودیان و مسیحیان هم به سید الشهدا احترام میگذارند. برنامه عاشورا کلا تحت طراحی و اجرای ماکیاولیستهای فوق الذکر بود. همان کفن پوشان کثیف و نامسلمان مصباحی که از هیچ کثافت کاری برای به قدرت رساندن ریسشان کوتاهی نکرده اند.

    ۴ – کشته سازی!؟ اگر واقعا به این عبارت اعتقاد دارید باید پاسخ دهید که چرا اوباش حکومتی موبایل‌های مردم را (حتی آنهای که فیلم نگرفته بودند) را ضبط کردند تا نکند جنایت ایشان در همه دنیا منتشر شود. ضمنا پاسخ دهید چطور شد به یکبار این همه انسان جوان در خرداد و تیر ۸۸ در اثر بیماریهای ابتدایی مرده اند ولی‌ کماکان اوباش به خانواده آنها اجازه مراسم نمیدهد. آیا اگر شما به واسطه سرماخوردگی‌ بمیری پدر و مادر شما نباید بتوانند مراسم بگیرند؟! آخر اخوی خوابی‌ یا بیدار؟ این رئیس جمهور ضعیف النفس و نامسلمان شما ارزش اینهمه قلب واقعیات را دارد؟

    ۵ – تضعیف نظام را آن کسانی‌ کرده اند که در روز روشن به مرتضوی قاتل فاسد پست میدهند. وقتی‌ رهبر مملکت گوشش به هیچ چیز بدهکار نیست نامه نویسی تنها راه باز است. خودت هم می‌دانی لذا عاقل باش.

    ۶ – اینهم جواب شما اگر چه من رسما یک اصلاح طلب نیستم ولی‌ جوابت را دادم که فکر نکنی خیلی‌ فیلسوفی.

    ۷ – خیلی‌ رو دارید که مردم را در حبس انفرادی نگاه میدارید و تازه از آنها جواب هم میخواهید. تا هنگامی که ایران توسط اوباش مصباحی از جمله روح الله حسینیان و حمید رسائی اداره میشود باید هم فیلسوف نمایانی همچون شما در عرصه‌های مجازی شلنگ و تخته بیندازند و جلوی چشم ۷ میلیارد انسان ملق و بارفیکس بروند!!

  • Arash

    ایمان کوردل ! درصد مشارکت مردم درتهران ۱۵ % بود و دیگر شهرها حداکثر ۴۰% . انهم برای رقابت های قومی و منطقه ای بود نه علاقه به چشم سیاه کسی

  • Mohsen

    آقا هادی،

    اگر رهبرت واقعا به فتنه گر بودن موسوی و کروبی معتقد بود آنها را زنده نگاه نمی‌داشت. او بهتر می‌داند که فتنه گر کسی‌ نیست بجز شخص خودش. بله فتنه از قتل بدتر است. ولی‌ این را یادت باشد تا روز پیروزی ملت و شکست فتنه گر اصلی‌.

    و اما آقای ناشناس خوش خیال،

    واقعا ایشان اینقدر درایت دارد که در بازی بقول شما باخت – باخت چنین سیاستی را بکار گیرد؟ فکر کنم شما زیادی می‌خوابی و از لذت بیداری بهره کمتری داری.

  • ناشناس

    خداوند متعال رهبر عزیز و محبوب انقلاب اسلامی حضرت آیت ا…العظمی خامنه ای مدظلله العالی نایب برحق آن عزیز فاطمه زهرا (س) را از شر تمام بلیات داخلی و خارجی محفوظ بفرماید. ضمنا شاخص ما طرفداری کاخ سفید و صهیونیستهای جنایتکار از جنبش باصطلاح سبز معاویه ای بوده و این جنبش نجاستی را بهمراه خود دارد که پاک نشدنی است. سرنوشت رجوی که شریک صدام بود را رهبران این جنبش داشته اند. بیش از این خودرا فریب ندهید نوکری و سرسپردگی یا حداقل حماقت و جهالت طرفداران جنبش سبز بر هیچ انقلابی حقیقی در دنیای بیدار کنونی امت اسلامی پوشیده نیست.

  • http://-- سامان

    آقای تاج زاده منم سوالای زیادی دارم که میخوام از آقای خامنه ای بپرسم و دنبالش هستم که یجوری خودمو بهش برسونم و ازش بپرسم و اینم میدونم که به احتمال زیاد سرم میره زیره اب ولی مهم نیست چون با آرامش میمیرم و پیش خودم شرمنده نیستم . به قول امام حسین(ع) مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت فقط حیف که مردم ما جرات ایستادن پای حرفشونو ندارن و حاضرن هر ذلتیو تحمل کن

  • رضا

    آقای تاجزاده بنویس و ادامه بده. حداقل اینطوری متوجه می شویم شما خود را در زندان هم مبارز می دانی و این در شما احساس بهتری ایجاد می کند و در نتیجه ما را خوشحال. نمی دانم کسی به شما می رساند که ما چه می نویسیم ؟ ولی بدان نوشته های تو و تلاشها و اعتصابات همه شما زندانیان سیاسی را می خوانیم و پیگیری می کنیم و ای کاش به زودی دوباره ملت تکانی بخورد و ریشه جهل و تکبر و توهم را از راس این مملکت بکند. و انشالله ریشه ظلم حتما کندنی است

  • علی

    آقایان ارتش سایبری: نظرات مشعشع شماها باعث حیرت میشود که آقایان چه نیروهای فکوری دارند!!!!! نامه های نوریزاد – قدیانی – تاجزاده و… بد جوری اثر کرده ، به خیابان، مترو، نانوائی و… سری بزنید تا ببینید حرفهای تاجزاده و امثال ایشان با صراحت بیشتری از دهان مردم حتی با فحش و فریاد زده میشود و جالب آنکه احمدی نژاد اصلآ مورد توجه نیست و عامل اصلی مخاطب است در حدیکه امثال ما که کشور و دینمان را دوست داریم نگران میشویم که مطالبات مردم قابل مهار نباشد و میترسیم فردا دیگرانی امثال شما بیایند و با لباس دیگری موج سواری کنند.
    آقایان ارتش سایبری : بقول آقای احمد قابل “وقتی آدمی، خود را در جایگاه «جانشینی خدا» می‌بیند، از جایگاه طبیعی انسانیت «طغیان» کرده است” و به عبارتی به مقام خداوند دست درازی کرده (این رفتار شماها که یک انسان عادی را به درجه خدائی و یا نیابت خداوند در روی زمین می رسانید اگر برای روزی دنیائی باشد که لازم است بدانید اگر دزدیها و ندانم کاری در کشور کم شود شماها نیز از آن نفع خواهید برد )

  • نفیسه

    آقا یا خانم ناشناس

    نجس کسانی‌ هستند که با علی‌ فرض کردن خود بندگان مخلص خدا را طلحه و زبیر می‌نامند و از منبر مطهر پیامبر رحمت دستور قتل صادر میکنند. همانهایی که به مادران داغدار اجازه برگزاری هفت و چهله نمی‌دهند. همانهایی که مجاهد عزیز بهزاد نبوی را با لباس خواب و دمپایی بدون جوراب به دادگاه می‌آورند تا عقده‌های حقارت کهنه خود را تسلی‌ بخشند. نجس کسانی‌ هستند که در حرم مطهر امام به یادگار ایشان توهین میکنند. نجس کسانی‌ هستند که نزدیکترین فرد به خود را یک یهودی زاده مجهول الحال می‌داند تنها و تنها به این دلیل که این فرد به بهترین شکلی‌ میتواند از دشمنان آنها انتقام بگیرد. نجس آنهایی هستند که ثمره ۱۵۰ سال تلاش این ملت را به دست لاتهای چون احمدی‌نژاد و رحیمی داده‌اند و نزدیکان نجسشان می‌گویند “به هر حال ریاست جمهوری اینها را باید تا دوسال دیگر تحمل کنیم”. نجس کسانی‌ هستند که ….. جنبش سبز پاک و طاهر است همانطوری که رهبرش میر حسین پاک و طاهر است. درود بر خمینی، سلام بر موسوی، مرگ بر منافق

  • محسن

    خواندیم وگریه کردیم و نفرین کردیم دیکتاتور ها را زنده باد موسوی زنده باد کروبی

  • میثم

    این حضرات وقتی به نفعشون باشه ادعای وکیلشونومبنی بردیدن حکم جلب باتاریخ قبل از اغتشاشات رو که توی پرونده بوده !!!(توی همون پرونده ای که مدعی بودن دراختیاروکلای مدافع قرارنگرفته؟؟؟)سریع میپذیرن ولی تایید چندصدهزارمجری وناظر انتخاباتو قبول نمیکنن.

  • ناشناس

    تاجزاده شیره، اگر کل مجموعه به اصطلاح اصطلاح طلب یک صدم مصطفی تاجزاده و بسیاری از زندانیان در بند شهامت کار سیاسی داشتند کار مملکت از ۲ خرداد ۱۳۷۶ به چنین وضعیت اسفناکی هرگز گرفتار نمی شد !

    دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

    خدا حفظت کناد شیردلی چون مصطفی تاجزاده ، سالار خان !

    با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه

    بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد با من تنها تر از ستار خان بی سپاه

  • صدرا

    اگر مصطفی این نامه را ننویسد باید شک کرد مصطفی در دوره اصلاحات باین صداقت وصراحت وصلابت وصبوری وصمیمیت عمل می کرد درواقع رسم جوانمردی این است چه در بند باشد وچه در صدر به وظیفه انسانی خود عمل می کند مصطفی با ما بمان با توهستیم یه روز خوب میاد

  • مجاهد

    سلام به شما زهرا خانم
    بسیار جای خوشحالیست که شما اینگونه بحث میکنید و جای بسی ابراز تأسف است که از ادبیاتی با مضمون لجن پراکنی استفاده میکنید.اگر قائل به بحث سازنده هستید که نباید اینگونه سران مملکت را خطاب کنید.از شمایی که ژست روشنفکری میگیرید و سرتان را در برف فرو برده اید انتظاری بیش ازین نمیرود.آخر چه میشود که جرم های ثابت شده را ابهام آلود می انگارید وبه اصطلاح زیر همه اش میزنید؟؟؟
    خب برای همگان ثابت شده است ولی برای اینکه آبرویشان بیش ازین نرود و جایگاه متزلزلشان تخریب نگردد فاش نمیشود.
    اعلام پیروزی با داعیه ی پیروزی داشتن فرق میکند سرکار خانم.موسوی گفت:با توجه به آمار مستدل و قطعی من پیروز انتخاباتم!!!
    مفهوم شد؟
    سند گفته ی مقام عظمای ولایت را برایم بیاورید لطفا(گرچند میدانم شمادر زدن اتهامات واهی سررشته دارید)
    حرفی بس خنده آور میزنید.آخر چطور ممکن است کسانی که همیشه مدافع حریم ولایت بوده اند وجانشان را برای راه امامت در طبق اخلاص قرار داده اند بیایند و به عاشورای امام مظلوم بی حرمتی کنند؟
    اگر این را قبول ندارید پس لا اقل بطری های آب هواداران جنبش به اصطلاح سبز را در روز قدس به یاد بیاورید.آنها که دیگر واضح بودند!
    از آدم روزه خوار انتظار میرود که به عاشورا هتک حرمت کند!!! آخر کمی تفکر…
    آری کشته سازی .مگر شما ها نبودید که اقدام به همین کار میکردید؟ترانه موسوی را که در کانادا بود چه کسی به کشتن داد؟ مشت نمونه خروار است!
    به هر حال تمام استکبار چشم دوخته بودند به اوضاع نابسامان ایران.طبیعیست که برای جلوگیری از تنش بیشتر واعمال فشار ها علیه کشور(ونه برای جلوگیری از اتهامات واهی شما) این اقدام صورت بگیرد.
    خود رهبر معظم نیز بر این واقفند که نباید اقداماتی اینچنین صورت بگیرد و بر همین اساس نیز ایشان خود دستور رسیدگی فوری به قضیه ی کهریزک را دادند.
    من فیلسوف نیستم ولی دلم برای شما میسوزد که دست در دست کسانی داده اید که صلاح ایران را نمیخواهند.من نمیدانم که در ایران عزیزید یا در جایی دیگر ولی اینرا میدانم که همه و همه ی این اقداماتی که علیه نظام مقدس ج ا براه افتاد من و شما را از هدفمان که سربلندی و اعتلای ایران است دور کرده و میکند.اگر اهل تفکر هستید کمی راجع به حرف هایم فکر کنید.اقدامات امریکای جنایتکار را بخاطر آورید و عبرت بگیرید.
    فاعتبروا یا اولوالابصار.
    من هم مثل شما تمام وجودم برای ایران میتپد ومیخواهم که از ناموسم در برابر دشمنان مراقبت کنم.
    یا علی

  • ناشناس

    آقایون جنبش سبزی کجای مملکت ما بده؟
    ولکنین دیگه؟دنیا رو آب برده شما هنوز به فکر انتخاباتین؟
    بیاین کمک کنین مملکت آباد بشه نه اینکه با این صحبت ها خودتون و خسته کنین.
    اینم بگم نه واسه من جنبش سبز مهمه نه غیرش ,فقط برای من ایران مقتدر اسلامی مهمه.

    به امید آبادی وعظمت بیشتر ایران
    خدا پشت و پناه تمام ایرونیا

  • ولی

    ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
    بردام مانده باشد صیاد رفته باشد
    از بیستون نیاید دیگر صدای تیشه
    شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
    آن امام که همه درصید او اسیر شدند رفت و امروز اسیران او از یاد رفته اند
    برخی در زندان و برخی نیز تحت نظر تا نوبتشان شود
    آنها که میراث خوار امامند اما با راه امام و یاران امام دشمنی دیرینه دارند بدنبال عقده گشایی و گرفتن انتقام از آن عزیز از دست رفته هستند
    اگر از همین تاجزاده فقط یک چوب کبریت خطی در دست داشتند خیلی خوشحال میشدند .
    اما حیف که بی دینی بهانه نمیخواهد همینگه از او خوششان نیمی آید بس است
    سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند
    ان الله لب المرصاد
    وعده خداوند حق است او بر همه چیز آگاه است

  • ناشناس

    در گذشته وقتی تاریخ اسلام را مرور میکردیم با خود اینگونه میاندیشیدیم که چگونه شد و چگونه امکان داشت که پس از رحلت رسول اکرم علیرغم رخداد مهم و انکار ناشدنی روز غدیر حکومت در جای دیگری مستقر شود! بعد از این واقعه در تاریخ با اعجوبه دیگری بنام معاویه آشنا میشویم که وقتی حکومت به جایگاه اصلی اش برمیگردد با سیاست های فریبکارانه و عوام فریبانه اش در مقابل علی صف آرائی کرده و بالاخره و در نتیجه حوادث و رخدادهای بعدی موجبات شهادت علی فراهم می آید. همواره برای من این سئوال مطرح بود که چگونه نسلی که حضرت رسول را درک کرده بود پس از رحلتش دچار این فتنه شده و سردار بزرگ اسلام در مظلومیت مطلق ۲۵ سال خانه نشین و ۵ سال با فتنه و آشوب اموی و امویان دست وپنچه نرم کرد و د رنهایت مظلومانه شهید شد. مگر امکان دارد؟ اصلا قابل هضم نبود. تا اینکه ما نسل انقلاب کرده ۵۷ با رخدادهای معاصر مواجهه شدیم. اکنون نیک تجربه میکنیم که چگونه میشود که معاویه بر تخت حکومت تکیه بزند و مدعی خلافت پیامبری را داشته باشد و تاریخ را شگفت زده کند.
    تردید ندارم که جناب آقای خامنه ای با تاریخ نیک آشناست و از آنها درسها گرفته است و نیک آموخته است که چه سیاستی موجب توفیق معاویه برای حکومت گردید. بنابراین در یک نگاه خوشبینانه میتوان گفت که ایشان علی را در مقابله با معاویه بی سیاست و بی کفایت میداند و مصمم است تا حکومت را به هر قیمتی که لازم باشد در چنگ خود نگاه دارد. از اینرو خود را از علی لایق تر میداند. اما در یک نگاه واقع بینانه ایشان یعنی آقای خامنه ای نیک میداند که راهی که او امروز در آن گام برمیدارد هیچ مناسبتی با راه علی ندارد بلکه راهی است که فقط بر معاویه پیشی گرفته است. حال که این راه را رفته می باید تا انتهای آن برود. اما هیچ نیازی نیست که اینگونه بیاندیشد بلکه کافیست بداند که جرم و گناهش هرقدر هم که بزرگ باشد اولا خداوند بزرگ لطف و بخشندگی اش بزرگتر است بنابراین راه بازگشت را دارد و لازم نیست تا انتهای خط برود. ثانیا مردم نیز حاضرند چنانچه ایشان از راه رفته شان که مملکت را در سراشیبی سقوط و نیستی قرار داده بازگردند و به اصلاح اشتباهات خود بپردازند همین مردم حاضرند تا از بازخواست و انتقام از ایشان چشم بپوشند و راه نجات کشور را باز کنند. آقای خامنه ای چرا اصرار دارید تا گوی سبقت را از رذیلان تاریخ بربائید و نام خود را در تاریخ با ظلم و جنایت ثبت کنید؟ آیا واقعا دوست میدارید تا نام شما در کنار جنایتکاران تاریخ مانند معاویه و هیتلر و بدتر از محمد رضا ثبت گردد؟ مطئنو باشید بزودی مرگ به سراغ شما هم خواهد آمد. انگاه نه چماق بدستان سرکوبگرتان و نه نیروهای نوپو و سپاهی تان را انجا خواهید داشت تا به حمایت آنان دلگرم باشید. تک و تنها بی هیچ قدرت و حشم و خدمه و جان نثاری لحظه ای بیاندیشید پاسخ شما در محکمه اللهی چه خواهد بود. اگر هنوز چراغ وجدانتان روشن است و یا سو سوئی میزند به قضاوت آن توجه کنید شاید این آخرین فرصت شما باشد.

  • ارمین

    خداوند متعال رهبر عزیز و محبوب انقلاب اسلامی حضرت آیت ا…العظمی خامنه ای مدظلله العالی نایب برحق آن عزیز فاطمه زهرا (س) را از شر تمام بلیات داخلی و خارجی محفوظ بفرماید. ضمنا شاخص ما طرفداری کاخ سفید و صهیونیستهای جنایتکار از جنبش باصطلاح سبز معاویه ای بوده و این جنبش نجاستی را بهمراه خود دارد که پاک نشدنی است. سرنوشت رجوی که شریک صدام بود را رهبران این جنبش داشته اند. بیش از این خودرا فریب ندهید نوکری و سرسپردگی یا حداقل حماقت و جهالت طرفداران جنبش سبز بر هیچ انقلابی حقیقی در دنیای بیدار کنونی امت اسلامی پوشیده نیست.
    ——————————————————————————————————————————————————————
    نویسنده اکاذیب ولاتائلات فوق به یاد داشته باشد که به زودی رهبر دیکتاتور وجنایتکارش سرنگون خواهد شد وبه دار مجازات سپرده میشود!!!
    شما از هرنجسی نجس ترید چون پول میگیرید که مردمو بکشید وشکنجه کنید ومزدور وبی وطن باشید!!!
    شاخص شما طرفداری چین وروسیه زالو از دیکتاتورها وجنایتکارهاست که با غالب کردن بنجولهاشون اقتصاد مملکت مارو نابود کردن ونفت مارو به یغما میبرن صهیونیست شرف داره به چین زالو که اربابان جنایتکار تو غلام حلقه به گوش ونوکر اونهان.

  • صولت

    قداست رهبر………؟؟؟؟ۀ.ۀۀ این لطیفه چقدر خنده دار است.

  • جادوی سبز

    دیکتاتورها مردم را به دو دسته تقسیم می کنند:

    ۱٫ ابزار

    ۲٫ دشمن

  • amin

    جالب بود

  • پور امین

    آقایان فدایی رهبر، ای آنهایی که بی شرمانه خود را شیفته ولی فقیه میدانید. وای بر شما. چرا دست از بت پرستی برنمیدارید؟ واقعاً آیا چشمتان نمی بیند؟ کور شده اید؟ از آن روز بترسید که شرمنده فرزندانتان شوید. چه فرقی بین شما و بت پرستان اهل جاهلیت است. چرا نمیخواهید از پیله ای که به دور خود تنیده اید برهید؟ تا کی میخواهید مملکت را به خاطر جهل سیاهتان به ورطه نابودی بکشید؟ این یک حقیقت بزرگ است ،بیشمارند آنهایی که نظرشان با شما بسیار متفاوت است. بیشمارند بیشمارند و بسیار بیشمارند. مزدوری دیگر بس است. چوب و چماقتان را قبل از آنکه به خشن ترین وجه از شما بگیرند خود بر زمین بگذارید.

  • ناشناس

    اقایانی که بیرون هستن این نوشته هارا جعم اوری کنند تاکتابی برای اینده گان شود واقعا حیف است که از بین برود

  • حمید رضا

    آقای مثلا مجاهد

    جدا که از فرط پر رویی سنگ پای قزوین را به خاک سیاه نشانده ای. در حالی‌ که اصلاح طلبان را روسای بی‌ خرد و پر کینه شما به جاسوسی اسرائیل متهم میکنند میفرمائید:
    “خب برای همگان ثابت شده است ولی برای اینکه آبرویشان بیش ازین نرود و جایگاه متزلزلشان تخریب نگردد فاش نمیشود.”؟؟!
    چطور است که متهم کردن نخست وزیر امام به جاسوسی برای اسرائیل تضعیف نظام نیست ولی‌ افشای پول گرفتن او از اسرائیل تضعیف نظام است! به قول خانم رهنورد عزیز از این افاضات شما مرغ پخته هم روده بر میشود.
    استادتان حضرت مصباح (لعنت الله) یک جو منطق به شما یاد نداده یا هاله نور جهود زده آرانی چشمهایتان را کور کرده؟ سند گفته مقام عظمایت را هم خودت برو پیدا کن مگر ملت بیکارند که بگردند میان …
    در نهایت, چه اعتباری برای اهل خرد بالاتر از این که یک جا و در یک صحنه زنده معاویه، یزید، ابوسفیان، ابوجهل، چنگیز، هیتلر، استالین، و تمامی‌ زباله‌های تاریخ بشر را در یک جریان که خود را اصول گرا می‌داند و به هیچ اصلی‌ بجز کفر اعتقاد ندارد مشاهده میکنند.
    یا حسین میر حسین. مرگ بر منافقین مصباحی.

  • حسین

    زنده باد تاج زاده

  • ایرانی

    یه نفرتون تا همین حالا که سه سال از همون برگزاری یکی از پرابهام ترین و ناسالم ترین انتخابات تاریخ ایران (به قول آقای تاجزاده ) گذشته سندی مبنی بر تقلب رو کردید یا نه؟ البته ملاک ترک بودن میرحسین و داماد لرستان خیلی قوی بود ولی ملاک قوی تر تر تر نداشید؟
    خودتونو چی فرض کردین ؟
    خودتون می نویسین خودتونم میاین نظر میذارین کلی کیف میکنین؟
    خیلی براتون متاسفم که یه مشت وطن فروش مثل نوری زاده و سازگارا و … اون طرف نشستن چرت و پرت میگن شما هم فکر میکنین اونا به فکر وطن و مردم هستن؟
    نه بابا! ای این خبرا نیس
    حداقل کاشکی چند تا آدم بالغ و به اصطلاح اپوزیسیون داشتین که یه چیزایی هم حالیشون بود نه مثل اینا که هر روز یکی داخلشون نفوذ میکنه و بعد صداش درمیاد و آقای نوریزاد آتیش میگیره(مثل سردار مدحی و…)
    واقعا براتون متاسفم.

  • تصویر سبز

    ار درد سخن گفتن و از درد شنیدن
    با مردم بی درد ندانی که چه دردیست

    نه افتاب همیشه پشت ابر میماند و تاریکی تمام روز را میپوشاند
    سحر و طلوع افتاب نزدیکتر از هر زمان دیگرست دوستان
    نمدانم چرا وقتی انسان عقل دارد از ان استفاده نمنماید و به ولایت پوشالی فقیهب ناعادل می نازد
    روزی میرسد که باور اشتباهتان به مرگتان خواهد انجامید
    پس ازین لحضه خودتان را اصلاح کنید نه بعد از مرگتان
    …….. زمستان است……در گرمای تابستان

  • معاویه

    ——————————
    تاجزاده : چرا حکم دستگیری پیش از انتخابات صادر شده بود ؟
    تاجزاده : چرا حکم دستگیری پیش از انتخابات صادر شده بود ؟
    تاجزاده : چرا حکم دستگیری پیش از انتخابات صادر شده بود ؟
    تاجزاده : چرا حکم دستگیری پیش از انتخابات صادر شده بود ؟

  • ابوبکر

    ——————————
    تاجزاده : چرا پیامکها روز انتخابات قطع شد ؟
    تاجزاده : چرا پیامکها روز انتخابات قطع شد ؟
    تاجزاده : چرا پیامکها روز انتخابات قطع شد ؟
    تاجزاده : چرا پیامکها روز انتخابات قطع شد ؟

  • عمو یادگار

    طرفداران ومزدوران استبداد حاکم بدانند وآگاه باشند دار مجازات سرنوشت اربابشان است!!!!!!!

  • محسن جون

    اوس ممد،

    “ملعون باد دروغ گویان وطن فروش را”(!!!؟). این دیگر چه جمله‌ای است؟ حداقل می‌دادی حداد عادل فعل و فأعلش را برایت درست کند. اون بابا که کار دیگری بلد نیست بجز مجیز گویی بی‌ کفایت‌ترین رهبر تاریخ ایران.

  • ناشناس

    باسلام وعرض ارادت به سید بزرگوار؛
    شمادر زندان, در سایه زور وارعاب وسلول انفرادی و….با اون دل وجرات حرف حق(حرف دل اکثر ملت ایران)رو میزنی ولی ما…………..!!!!!!!!!!!!!!
    تا کی باید منتظر بمانیم,یکی بیاد بیفه جلو ماپشت سرش حرکت کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    الَُِلهم فک کل اسیر………اللَُهم اصلح کل فاسق من امور المسلمین……….

  • ناشناس

    خودتان که ساعت ۱۰ شب اکثر صندوق های رای را تعطیل کردید و مردم را سرگردان
    در ضمن ساعت ۱۱:۳۰ خودتان پیروزی احمدی نژاد را اعلام کردید

    http://www.picvalley.net/v.php?p=u/2138/1199706426181340317913397533512ia8Jq0kYO6DGwvx6KPa.JPG

  • ناشناس

    حاج آقا “ایرانی”

    افاضات مستدام!
    آقای نوریزاد اتفاقا همین طرف نشسته نه اون طرف. وقتی‌ توی اینترنت پشتک میزنی‌ حداقل هوای راه پلّه را هم داشته باش.
    ضمنا پیشنهاد میشود که شما برای خودت متاسف باش که سرنوشتت را کارخانه ساندیس تعیین می‌کند.

  • seyd sasan

    سلام و دورد بر آقای تاج زاده عزیز به امیده آزادیه این عزیز و بهبودی ایشان