انتخاب رئیس جدید دانشگاه آزاد و انتخابات مجلس نهم
چکیده :خارج ساختن دانشگاه آزاد از نفوذ هاشمی رفسنجانی تنها تاوانی نیست که او به دلیل عدم برآوردن انتظارات رهبری در قبال انتخابات مجلس نهم میپردازد. محاکمه فائزه هاشمی و صدور سریع حکم وی و همچنین رسیدگی به پرونده نوه شانزده ساله اقای هاشمی در همین ایام، اتفاقاتی است که با توجه به وابستگی کامل قوه قضائیه به رهبری به هیچ و جه نمیتوان پذیرفت که بدون اشاره رهبری اتفاق افتاده باشد. به هر حال آن چه بر هاشمی رفسنجانی طی این دو سال گذشته است البته معانی بسیار میتواند داشته باشد مهمتر از همه این که از سطح آزادی در این کشور حکایت میکند. کسی که یکی از دو پایه نظام بود و نقش تعیین کنندهای در رهبری اقای خامنهای داشت، و روزی هیچ کس نمیتوانست جای او را در قلب رهبری بگیرد تنها به خاطر نه یک انتقاد بلکه پیشنهادی دلسوزانه برای حل بحران کشور که البته مطابق خواست و اراده رهبری نبود، ابتدا در نظر رهبری نامحرمتر از کسی همچون احمدی نژاد میشود و سپس از ریاست مجلس خبرگان کنار گذاشته میشود و امروز هم باید ناظر محاکمه دختر و نوهاش باشد. به گمان ما مسیری را که آقای هاشمی طی این دو سال طی کرده است به...
کلمه- علیمحمد شمس
هفته گذشته رسانههای گروهی از انتخاب آقای فرهاد دانشجو به ریاست دانشگاه آزاد خبر دادند. این خبر البته از سوی دانشگاه آزاد تکذیب و اعلام شد رأی گیری در مورد پایان دادن به ریاست آقای جاسبی و انتخاب رئیس جدید قانونی نبوده و به تصویب رئیس مجمع یعنی اقای هاشمی رفسنجانی نرسیده است. به هر حال متن خبر خودگویای این واقعیت است که در هیئت امنای دانشگاه آزاد جناحبندی جدی وجود دارد. چیزی که در فعالیت سه دهه دانشگاه آزاد سابقه نداشت. ماجرا چیست؟ صف آرایی در هیئت امنای دانشگاه آزاد ریشه در کجا دارد؟ علت رودر رویی با آقای هاشمی در هیئت امنا به خصوص در این مقطع زمانی چیست؟ برنده این ماجرا کیست؟
احمدینژاد بلافاصله پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری حملات خود را علیه دانشگاه آزاد آغاز کرد. انگیزه او از وارد آوردن فشارهای تبلیغاتی و اداری بر دانشگاه آزاد، تنها دشمنی با آقای هاشمی رفسنجانی نبود بلکه او به دانشگاه آزاد به عنوان یک منبع عظیم رانت مالی، رانت تحصیلات برای جلب رأی و حمایت کانونهای قدرت، استفاده از رانت منزلت علمی و مدرک تحصیلی برای ارتقاء اطرافیان و جذب نیرو و … چشم دوخته بود و خواهان تسلط بر این دانشگاه بود. اساسا کانونهای بالقوه رانت قدرت و ثروت همواره مورد توجه احمدی نژاد بودهاند. به عنوان مثال با اندکی دقت میتوان دریافت بیشترین تغییرات مدیریتی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد در وزارتخانههای نفت، کشور، اطلاعات، سرپرستی بانکها ، مدیریت شرکت نفت، مدیریت شرکت بیمه ایران، سازمان تأمین اجتماعی رخ داده است. این مراکز همگی اصلیترین کانونهای بالقوه رانت مالی و سیاسی هستند و علت تغییرات گسترده در مدیریت این وزارتخانهها و مراکز حساسیت شدید وی و انتظاراتی بوده است که نوعاً مدیران معزول قادر به برآورده کردن آن نبودهاند از این رو باید جای خود را به افراد مطمئنتر و مطیعتر میدادند.
یکی از وزاری معزول وزارت نفت در جمعی خصوصی علت استعفا یا عزل خود را چنین تشریح کرده است: او صریحا از من می خواست چند کشتی نفت را به قیمتی که او میگوید و به طرفی که او میگوید بفروشم و پول آن را به حساب کسانی که او میگوید واریز کنم و وقتی مخالفت میکردم و از او میخواستم این موارد را به صورت مکتوب به من ابلاغ کند، میگفت تو وزیر همراهی نیستی!
به هر حال دانشگاه آزاد برای احمدینژاد به دلایلی که برشمردیم اهمیتی فراوان داشت. اما این دانشگاه مؤسسهای دولتی همچون بانکها و شرکتهای دولتی و … نبود و او بدون حمایت رهبری نمی توانست بر آن تسلط یابد. آن زمان که تلاش احمدی نژاد برای تسلط بر دانشگاه آزاد با اراده رهبری برای تضعیف هرچه بیشتر هاشمی منطبق شد، راه برای تحقق خواسته رئیس دولت هموارتر گشت. ورود رهبری به ماجرای وقف دانشگاه آزاد از این همراهی و حمایت حکایت میکرد. به این ترتیب تلاش هاشمی برای ثبت وقف دانشگاه آزاد و خارج ساختن آن از دسترس احمدی نژاد با مانع رهبری برخورد کرد و رهبری به بهانه این که وقف دانشگاه اشکال شرعی دارد با آن مخالفت نمود. در آن ماجرا رهبری کوشیده امتیازی نیز به هاشمی بدهد تا مخالفت وی با وقف دانشگاه به معنای همراهی با احمدی نژاد تلقی نشود. این امتیاز آرام کردن موقت احمدی نژاد و توقف ادامه فشار علیه دانشگاه آزاد بود. اما این امتیاز اهمیت چندانی نداشت زیرا فشارهای احمدی نژاد هر زمانی میتوانست مجددا از سر گرفته شود. در ادامه ماجرا هاشمی رفسنجانی مجبور شد تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد را زیر نظر رهبری بپذیرد. نتیجه تغییرات به عمل آمده تغییر ترکیب هیئت امنای دانشگاه آزاد بود. این تغییر عملا به ضرر هاشمی و به نفع احمدی نژاد رقم خورد و از نفوذ هاشمی در هیئت امنا کاست. در واقع هیئت امنا میان جناح دولت و جناح هاشمی به طور مساوی تقسیم شد. در میان این دو جناح یک نفر نیز وابسته به رهبری در نظر گرفته شده بود که در واقع نقش بالانسر را ایفا کند و در تحرکات دو جناح به تشخیص رهبری با رأی خود کفه یکی از دو طرف را سنگین کند.
فرارسیدن مراحل اجرایی انتخابات مجلس نهم و آغاز دوره ثبت نام کاندیداها شاید ظاهرا ربطی به ماجرای دانشگاه آزاد نداشته باشد اما در عالم سیاست و قدرت چه چیز است که به چیزی ربط نداشته باشد. انتظار رهبری آن بود که اقای هاشمی در انتخابات موضعی مثبت اتخاذ کرده و درمرحله ثبت نام همگان را به ثبت نام و مشارکت در انتخابات دعوت کند. ظاهرا در برخی دیدارهای اخیر نیز این خواسته را با آقای هاشمی مطرح کرده باشند. سکوت هاشمی در این ماجرا طبیعتاً خوشایند رهبری نبود و این بی اعتنایی به خواست رهبر نمی توانست بدون پاسخ بماند. تمایل عضو بالانسر و متعادل کننده هیئت امنای دانشگاه آزاد به سمت جناح دولت و صف آرایی علنی این جناح در برابر آقای هاشمی در جلسه اخیر هیئت امنا همان پاسخی بود که هاشمی باید دریافت می کرد. این چنین شد که به رغم مخالفت هاشمی و خروج وی از جلسه جناح دولت خود اقدام به رأی گیری میکند و به رغم عدم شرکت اعضای طرفدار آقای هاشمی، و به لطف همراهی عضو وابسته به بیت با پنج رأی که به لحاظ عددی اکثریت به شمار میآید اقای فرهاد دانشجو عامل احمدی نژاد را به ریاست دانشگاه انتخاب کرده و صورتجلسه را تنظیم و امضا میکنند. این رأی گیری البته به این دلیل که با اعلان رئیس هیئت امنا صورت نگرفته و به تأييد او نرسیده قانونی نیست اما واقعیت این است که رأی گیری بالاخره باید انجام شود و هر زمانی که اقای هاشمی در هیئت امنا اقدام به رأی گیری کند این اکثریت وجود خواهد داشت. بنابراین از هم اکنون میتوان پیش بینی کرد آقای فرهاد دانشجو رئیس آینده دانشگاه آزاد خواهد بود. ظاهراً برای جلوگیری از این نتیجه محتوم تنها یک راه وجود دارد و آن این که آقای هاشمی در مدت باقیمانده تا برگزاری انتخابات انتظارات رهبری را فراهم کند. اما خواستهها و انتظارات که به انتخابات مجلس نهم ختم نمیشود. صحنه پر التهاب و بحرانی سیاست ایران هر زمان شاهد موضوع حساسی است و انتظار و خواسته تازهای را رقم میزند که آقای هاشمی باید بدان پاسخ گوید و در صورت عدم پاسخ باید در انتظار همین گونه واکنشها باشد.
خارج ساختن دانشگاه آزاد از نفوذ هاشمی رفسنجانی تنها تاوانی نیست که او به دلیل عدم برآوردن انتظارات رهبری در قبال انتخابات مجلس نهم میپردازد. محاکمه فائزه هاشمی و صدور سریع حکم وی و همچنین رسیدگی به پرونده نوه آقای هاشمی در همین ایام، اتفاقاتی است که با توجه به وابستگی کامل قوه قضائیه به رهبری به هیچ و جه نمیتوان پذیرفت که بدون اشاره رهبری اتفاق افتاده باشد. به هر حال آن چه بر هاشمی رفسنجانی طی این دو سال گذشته است البته معانی بسیار میتواند داشته باشد مهمتر از همه این که از سطح آزادی در این کشور حکایت میکند. کسی که یکی از دو پایه نظام بود و نقش تعیین کنندهای در رهبری اقای خامنهای داشت، و روزی هیچ کس نمیتوانست جای او را در قلب رهبری بگیرد تنها به خاطر نه یک انتقاد بلکه پیشنهادی دلسوزانه برای حل بحران کشور که البته مطابق خواست و اراده رهبری نبود، ابتدا در نظر رهبری نامحرمتر از کسی همچون احمدی نژاد میشود و سپس از ریاست مجلس خبرگان کنار گذاشته میشود و امروز هم باید ناظر محاکمه دختر و نوهاش باشد. به گمان ما مسیری را که آقای هاشمی طی این دو سال طی کرده است به نحوی نمادین اما بسیار گویا از نوع مردمسالاری دینی مورد نظر رهبری نظام حکایت میکند.
اما در مورد دانشگاه آزاد آن چه گفتیم تمام ماجرا نیست. بخش های نهفته و پنهان این ماجر بسیار بیش از آن چیزی است که ذکر شد. حقیقت ماجرا این است که برنده واقعی ماجرای دانشگاه آزاد احمدی نژاد نیست. او تصور میکند که توانسته است بر مرکزی دارای رانت های عظیم بالقوه تسلط پیدا کند. سناریویی که درباره دانشگاه آزاد درحال اجراست سناریوی احمدینژاد نیست. او تنها درحال بازی در سناریوی بزرگتری است. حقیقت این است که دانشگاه آزاد با وسعتی که یافته است و با امکانات وسیعی که در سراسر کشور دارد اکنون به یک ابزار قدرت تبدیل شده است. این ابزار قدرت نباید در دست کسی باشد که همواره یک رقیب تلقی میشود و قرار است از صحنه قدرت کنار گذاشه شود. همان گونه که ریاست مجلس خبرگان از هاشمی گرفته شد، این اهرم قدرت نیز باید از او گرفته شود. برای این منظور چه کسی بهتر از احمدی نژاد؟ در واقع احمدی نژاد در این ماجرا همان نقشی را بازی می کند که در سطح کلان کشور بازی کرد. او روی کار آورده شد تا اصلاح طلبان را از صحنه خارج کند و هاشمی به دست او زده شود. در انجام این مأموریت طی سال های گذشته شاهد بودهایم هرجا احمدی نژاد کم آورد و قدرت انجام ملموریت را نداشت یا مقاومت بیش از حد تصور بود، حمایت رهبری مشکل را حل کرده است. بهترین مثال در این زمینه ماجرای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود که با مقاوت و اعتراضات گسترده و بسیار بیش از حد انتظار مواجه شد اعتراضاتی که احمدی نژاد توان رویارویی با آن را نداشت. اما ورود سریع رهبری در حمایت از احمدی نژاد به میدان مشکل را حل کرد.
در اشلی کوچکتر دانشگاه آزاد نیز قرار بود به وسیله احمدی نژاد از حوزه نفوذ هاشمی خارج شود اما ظاهراً قدرت احمدی نژاد در حدی نبود که که این مأموریت را به تنهایی انجام دهد بنابراین رهبری ناگزیر شدند به میدان بیایند و با مخالفت با وقف دانشگاه، تغییر اساسنامه و ترکیب هیأت امنا راه را برای انجام موفقیت آمیز مأموریت احمدی نژاد باز کنند. اما آن چه احمدی نژاد انجام میدهد و یا خواهد داد چنان که گفتیم یک مأموریت است. ریاست جمهوری او دو سال دیگر پایان خواهد یافت. به این ترتیب نهاد قدرتمند دانشگاه آزاد که توسط او از دست هاشمی خارج شده مستقیما در اختیار قدرتی قرار خواهد گرفت که مادام العمر است نه چهار ساله و این پایان سناریوی دانشگاه آزاد است. اما آیا این اشتباه دیگری در ادامه اشتباهات گذشته قدرت مادام العمر نیست؟
یادداشتهایی دیگر از همین نویسنده:
آیا زمان کرنش در برابر بیگانگان فرا رسیده است؟!
باند سعید امامی و سه فرضیه درباره حمله به سفارت انگلستان
ارزیابی دیپلماسی هستهای رهبری پس از یک دهه
تخت پروکروستس و حذف ریاست جمهوری
نکاتی تأمل برانگیز در حاشیه اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران
چگونه اعتماد مردم و اعتبار انقلاب، فدای قدرت فردی شد؟
شیوه مدیریت بحران اقتدارگرایان؛ از سعید امامی تا بزرگترین فساد مالی
آقای ذوالنور به این سوال پاسخ دهد؛ کدام فرقه خطرناک تر است؟!
اینها نشانه بصیرت و تدبیر نیست
بحران جنگ قدرت کنونی و سرانجام آن
بیان متواضعانه ای از یک آسیب پذیری
مسئول قتل هاله سحابی و هدی صابر کیست؟














وقتی آقای دانشجو تقلب در اتخابات را انجام می دهد این کمترین پاداش اوست .! سه برادر یکی وزیر یکی شورای شهر یکی دانشگاه آزاد .آیا برادر دیگری هم دارند!؟
دولت به اقای دانشجو برای گل کاشتن در انتخابات قبلی دو بدهی داشت یعنی حق السکوت: یکی انتخاب وی به عنوان وزیر و دیگری انتخاب داداش به ریاست دانشگاه آزاد. دیگه بی حساب شدند. نوش جان اخوان دانشجو. خیلی زحمت کشیدید.
مملکت شده مثل سوهان فروشی قم. سوهان حاج حسین و برادران. لاریجانی و برادران. دانشجو و برادران …………
احسنت به آقای ناشناس شماره 2. واقعا گل گفتی. برادر بازی تا کجا؟ آیا قحط الرجال است.
چطور میتوانند به صورت هاشمی نگاه کنند ؟
هنوز مجمع تشخیص مونده که اونم حتماً در بهمن ماه از دست هاشمی خارج میشه
چرا کلمه برای رهبری از فعل جمع استفاده می کند(بنابراین رهبری ناگزیر شدند به میدان بیایند) ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درتایید سخن آقای علیرضا پرسش بنده نیز آن است که چرابرای یک نفر ازفعل جمع استفاده می فرمایید؟
خود كرده را تدبير نيست!
نهالي كه بيست و سه سال پيش كاشتند امروز بارور شده و اولين كسي كه از ثمره اش بايد به حق استفاده كنه باغبونش و خود ايشون هستند.
ايشون حالا حالاها بايد اين برداشتها داشته باشند
هاشمی باید نتیجه ی رفتارهایی رو که در گذشته داشته ببینه…
انشاءالله خواهیم دید انتخابات مجلس پر شور خواهد بود و چشم فتنه گران و منافقان کور خواهد شد و دشمنان بار دیگر خواهند دید که مردم باز هم رهبر عزیز تر از جانشان را هیچ وقت تنها نخواهند گذاشت …
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد امام خمینی (ره)
تا پدر شما فتنه گران بي همه چيز در بيايد
به به ولاتی ها !!!چی شد پای پول و رانت و دله دزدی وسط اومد پریدید وسط .پدر فتنه که همون پدر شماست نمیشه هم درش آورد چون فعلا با سریش چسبیده اما مهم نیست ، شما از پشت پشتیبانیتون رو بفرمایید به حول و قوه الهی شاخه که از بن برید شما و پدر با هم به سلامت.
هاشمی خودش بی تقصیر نیست. اون هم چوب کارهای خودشو میخوره مثل ما.