سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » واکنش رییس ستاد انتخابات کشور دولت احمدی نژاد به تشکیل کمیته صیانت از آرا در قوه قضاییه...

واکنش رییس ستاد انتخابات کشور دولت احمدی نژاد به تشکیل کمیته صیانت از آرا در قوه قضاییه

چکیده :همزمان با اظهار نظر سید صولت مرتضوی رییس ستاد انتخابات کشور که به نمایندگی از دولت در مقام پاسخ به اقدام قوه قضاییه در تشکیل تیم های نظارتی انتخاباتی بر آمده و در واکنش به آن گفته است: "احدی غیر از مجری و ناظر حق دخالت در انتخابات را ندارد." آملی لاریجانی نیز عزم دستگاه قضایی را در این دوره از انتخابات عمل دقیق و سریع به وظایف قانونی خود و رسیدگی به جرایم انتخاباتی و پیشگیری از وقوع جرم توصیف کرد. ...


با گذشت تنها چند روز از اعلام تشکیل تیم های نظارتی انتخاباتی از سوی رییس حفاظت کل اطلاعات قوه قضاییه، مساله انتخابات و نظارت بر آن و تلاش برای سهم خواهی بیشتر، چالش میان اقتدارگرایان را وارد فاز جدیدی کرده است.

همزمان با اظهار نظر سید صولت مرتضوی رییس ستاد انتخابات کشور که به نمایندگی از دولت در مقام پاسخ به اقدام قوه قضاییه در تشکیل تیم های نظارتی انتخاباتی بر آمده و در واکنش به آن گفته است: “احدی غیر از مجری و ناظر حق دخالت در انتخابات را ندارد.” آملی لاریجانی نیز عزم دستگاه قضایی را در این دوره از انتخابات عمل دقیق و سریع به وظایف قانونی خود و رسیدگی به جرایم انتخاباتی و پیشگیری از وقوع جرم توصیف کرد و گفت: عزم دستگاه قضایی در این دوره از انتخابات برجسته کردن کار قوه‌قضاییه و انجام وظایف در وقت خود است، چرا که مطابق قانون، جرایم انتخاباتی مشخص و مجازات‌های آن نیز معین شده است و در جرایم مشهود نیازی به اعلام مجریان نداریم و اگر جرمی برای ضابطان قضایی و یا قضات مشهود باشد منتظر نمی‌مانیم که از ناحیه ناظران یا مجریان انتخابات به ما گزارش شود.

رییس قوه قضاییه اگر چه برای کمرنگ جلوه دادن دعواها و نگرانی ها و اختلافات میان خود سعی کرده رسانه ها را متهم سازد و از آنچه نقل قول‌های نادرست مندرج در رسانه‌ها مبنی بر برنامه دستگاه قضایی به دخالت در روند انتخابات و شیطنت‌آمیز خواندن این اطلاع‌رسانی خوانده گله کرده و تاکید داشته “وظیفه نظارت بر انتخابات تنها برعهده شورای نگهبان و وظیفه اجرا بر عهده هیات‌های اجرایی و وزارت کشور است و دستگاه‌های دیگر از جمله قوه‌قضاییه حق ورود در روند نظارت و اجرا را ندارند.” اما ضمن آن افزوده است: “عزم دستگاه قضایی در این دوره از انتخابات برجسته کردن کار قوه‌قضاییه و انجام وظایف در وقت خود است و اگر جرمی برای ظابطان قضایی و یا قضات مشهود باشد منتظر نمی‌مانیم که از ناحیه ناظران یا مجریان انتخابات به ما گزارش شود.”

او اما توضیحی نداده است که تیم رهبری و اصولگرایان که همواره مدافع برگزاری انتخابات قانونی در سه دهه عمر جمهوری اسلامی ایران بوده اند، دلیل این همه نگرانی شان در انتخابات مجلس نهم چیست که درصدد برجسته کردن کار قوه قضاییه برآمده اند. آنان که مدعی بودند انتخابات ریاست جمهوری زیر نظر وزیر کشور احمدی نژاد ”سالمترین” انتخابات کشور بوده است، اینک چرا نگران برگزاری انتخابات مجلس توسط تیم ”نزدیکترین فرد به رهبری” هستند و می خواهند از آرای اصولگرایان در برابر تیم احمدی نژاد صیانت کنند.

پیشتر نیز گفته شده بود: ستاد ویژه و هیات های نظارت می خواهد که با توجیه، ارشاد و اقناع با هدف همسو سازی، بازدارندگی و ترویج قانونمداری از طریق تشریح و توضیح مفاد قانون، جرایم انتخاباتی و مجازات‌های آن برای اشخاص حقیقی، حقوقی، تشکل‌ها، کاندیداهای احتمالی و قطعی، مدیران دستگاه‌های اجرایی، روسای ستادهای انتخاباتی و افکار عمومی قطعا نقش موثری در کاهش و پیشگیری از بروز جرایم انتخاباتی داشته و ان‌شاالله موجب افزایش مشارکت حداکثری و ارتقای امنیت عمومی در سه مقطع قبل، حین و بعد از انتخابات خواهد شد.

با این وجود صولت مرتضوی هم هشدار داده که “باید مراقب چالش های پیش روی انتخابات باشیم.” اظهارنظری که حکایت از عمق چالش میان اقتدارگرایان دارد.

به گزارش کلمه، واکنش صولت مرتضوی پس از آن صورت می گیرد که رییس حفاظت کل اطلاعات قوه قضاییه موضوع تشکیل تیم‌های نظارتی انتخاباتی را برای بازرسی از شعبات اخذ رای رسانه ای کرده بود و پیش از او نیز صادق لاریجانی رییس دستگاه قضا از تشکیل ستاد ویژه رسیدگی به جرایم انتخاباتی خبر داده و مسئولیت آن را به عهده محسنی اژه ای وزیر اخراجی وزرات اطلاعات و سردار ذوالقدر سپاهی رانده شده از دولت نهم سپرده بود.

این در حالی است که مرتضوی رییس ستاد انتخابات کشور با اظهارنظر جدید خود با قوه قضاییه اتمام حجت کرده و مدعی شده “ما باید در مقام اجرا ‌مواظب باشم” و این اطمینان را داده که “امانت مردم را مانند شیره جانمان نگه داریم و اجازه ندهیم اعتماد عمومی مخدوش شود.”

قوه قضاییه نیز که پیشتر به آنها اعلام کرده است: “اگر همکاران از نواحی درونی و بیرونی تحت فشار قرار گیرند مجموعه حفاظت اطلاعات با آن فشارها مقابله لازم را صورت می‌دهند.” امروز با اعلام نظر آملی لاریجانی هم چنان بر مواضع اعلام شده ایستادگی کرد.

رئیس‌ قوه‌قضاییه که در جلسه مسئولان عالی قضایی سخن می گفت، هم چنین ماده 17 قانون انتخابات و وظایف دستگاه قضایی در این زمینه را مورد اشاره قرار داده و گفته است: در ماده 17 قانون انتخابات و خارج از بحث نظارت بر انتخابات و اجرای آن که هرکدام مسئول خاص خود را دارد، به وظایف دستگاه قضایی در انتخابات اشاره شده و آمده است که محاکم صالحه قضایی موظفند به تخلفات و جرایم انتخاباتی به صورت فوری و خارج از نوبت رسیدگی کنند. او اضافه کرده است: در این انتخابات نیز به سبب حساسیت‌های موجود و نیز جریان بیداری اسلامی حضور مردم بسیار پررنگ خواهد بود و امیدواریم نهادهای نظارتی و امنیتی نیز به وظایف خود عمل کنند تا انتخاباتی سالم و باشکوه برگزار شود.

به گزارش کلمه، قوه قضاییه پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری چشم بر اسناد و مدارک و شهود قانونی مبنی بر تقلب و تخلف متعدد در جابجایی آرا بسته بود و در بازداشت و مجازات غیر قانونی فعالان سیاسی، دانشجویان و شهروندان معترض به نتیجه انتخابات از هیچ کوششی دریغ نکرد، حالا طبق آنچه رییس دستگاه قضا عزمش را در این دوره از انتخابات برای برجسته کردن کار قوه‌قضاییه و انجام وظایف در وقت خود جزم کرده است.عزمی که ترسیم کننده نگرانی از دور زدن قانون و تقلب در انتخابات میان به اصطلاح اصولگرایان است که حالا بر سر سهم خواهی از آنچه قرار است از صندوق ها بیرون بیاورند برای هم شاخ و شانه می کشند. رییس دستگاه قضاء، بدون اشاره به روند مشکوک انتخابات ریاست جمهوری دهم و مبرا کردن خود و هم چنین توضیح در مورد کمیته صیانت از آرای انتخاباتی که سال 88 از سوی داوطلبان اصلاح طلب نامزدی تشکیل شد، معترضان را دشمن و اعتراضات به نتایج انتخابات را “تلاش‌ مذبوحانه دشمنان در فتنه 88” نامیده و آن را “از نمونه‌های برجسته تلاش در زیر سوال بردن انتخابات ایران” دانسته و افزوده است: “دشمنان همواره در تلاش بوده‌اند با ایجاد فتنه و آشوب مردم را نسبت به انتخابات بی‌توجه کنند.”

براساس این گزارش، طرح تشکیل کمیته صیانت از آرای انتخاباتی از طرف داوطلبان اصلاح طلب نامزدی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در اردیبهشت ماه ۱۳۸۸مطرح شد، اما شورای نگهبان و وزارت کشور با آن مخالفت کردند. مقامات شورای نگهبان و وزارت کشور ادعا کردند نظارت بر انتخابات به عهده شورای نگهبان است و تشکیل کمیته صیانت، غیر قانونی است.

علی اکبر محتشمی پور که سابقه وزارت کشور را در پرونده خود دارد، در واکنش به اظهارات مقامات وزارت کشور و شورای نگهبان که تشکیل کمیته صیانت از آرای انتخابات را غیر قانونی توصیف کردند این اقدام را قانونی و در راستا نظارت کاندیداها بر صندوق های رای اعلام کرده بود. رییس کمیته صیانت از آرا پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری به دلیل تخلفات گسترده ناظران و مجریان در مراحل مختلف رای گیری و شمارش آرا، خواستار ابطال انتخابات ۲۲ خرداد شد.


17 پاسخ به “واکنش رییس ستاد انتخابات کشور دولت احمدی نژاد به تشکیل کمیته صیانت از آرا در قوه قضاییه”

  1. ناشناس گفت:

    ماهم که پیش از انتخابات 88 همین را گفتیم که گروهی بی طرف انتخاب شوند و به انتخابات نظارت کنند، که آقای رهبری با تعجب اظهار کردند تقلب؟ آنهم در جمهوری اسلامی؟ مثل آنکه برای اولین بار در عمرش واژه تقلب را شنیده است. درحالیکه از ابتدای انقلاب تا کنون هرگز انتخاباتی بدون تقلب انجام نشده است. منتها در سالهای اولیه چون مردم علاقه ای به رژیم داشتند، نسبت تقلب نسبت به کسانی که واقعا رای داده بودند قابل اهمیت نبود. اما رفته رفته که مردم از این رژیم بریدند، میزان تقلب از تعداد آرای واقعی به مراتب بیشتر شد و همین امر بود که مردم را به آتش کشید و آنگونه میلیونی به خیابانها ریختند و به حق پرسیدند رای ما چه شد؟

  2. narahat گفت:

    آخدا نوکرتم.عجب بزن بزنی بشه این انتخابات.بقول ننم خدا جای حق نشسته

  3. جواد گفت:

    چون اقایان در سال 88 باهم بودن صیانت را قبول نداشتن چون می خواستن تقلب کنند ولی حالا چون رودر روی هم قرار گرفتن ومی دانند که تقلب می شود بهم دیگر اعتماد ندارن درست مثل دزدان که بهم اعتماد نمی کنند

  4. ایرانی گفت:

    زهی خیال باطل.دلتان را بیخودی خوش نکنید. در انتخابات حالی ازشما بگیریم که درتاریخ ثبت شود.مردم دیگه گول شماهارا نخواهند خورد.فقط اینو بدانید که مردم ازاصلاح طلبان هم عبور کرده اند.

  5. ناشناس گفت:

    ما هم میشینیم ناخون میزنیم تا به امید خدا بر سر شیره جانتون همون بیاد که بر سر آرا مردم در کودتای انتخاباتی آوردید

  6. سبز امید گفت:

    متحجرین مستبدین و فر مانده هان سپاهی و بسیجی فربه شده از بیت المال و اصول گرایان اختلاس کننده و شاگرد مصباح و الت دست متحجر و بی سوادی مانند جنتی و احمد خاتمی و شیخ یزدی دزد و چند متحجر دیگر مانند اعلم الهدی های بی سواد و احمد خاتمی ها و شکنجه گر معروف شریعت مداری و تهمت زن کیهان دست به دست هم دادند.در سال 88 پاک ترین فر زندان کشور وانقلاب را سر کوب کردند و نابود کردند به بند و زندان کشیدند و به انزوا بردند تا توانستند دروغ و تهمت بر انها از صدا سیمای عوام فریب و مصادره شده زدند که همه این ها در زرو زور تزویر و تحجر خلاصه می شوند که مردم این همه خون دادند تا این جماعت نباشند امروز باز به دست همان ها گرفتار شده اند . اما مکرشان را خدا وند به خودشان بر گرداند به جان هم افتادند و هر روز رسوا تر می گردند
    و همدیگر را برای قدرت و شوکت و ثروت تکه پاره می کنند

  7. حبیب تبریزیان گفت:

    روزی گوسفندی بر سر چشمه ایی آب میخورد، گرگی نیز برای آب خوردن به چشمه آمد و با دیدن گوسفند گفت: فلان فلان شده داری بالای چشمه ایی که منهم آب میخورم ایستاده ایی آب میخوری؟! الان میخورمت! گوسفند به ناله افتاد و گفت ای آقا گرگه این دفعه ببخش و نخور دفعه دیگر از پائین چشمه آب میخورم. و گرگه که سیر بود از خوردن گوسفند خود داری کرد. دفعه دیگر قضیه تکرار شد و اینبار آقا گرگه گفت: فلان فلان شده از پائین چشمه ایی که من آب میخورم داری آب میخوری؟! میخورمت! گوسفند گفت دفعه قبل گفتی از بالای چشمه نخورم! گرگه گفت اصلاً میدونی چیه؟ چه از بالای چشمه آب بخوری چه از پائین میخورمت چون گرسنه ام.
    در مسئله پیشنهاد تشکیل هیئت صیانت و.. ، از طرف اصلاح طلبان و تیم آقای موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، مسئله مسئله حذف کلیت این جریان از گردونه قدرت بود و فرستادن آنها نزد سایر حذف شدگان قبل از انها. حالا دیگر نوبت خود گرگها است که تعین کنند کی از سر چشمه آب بخورد و کی از پائین چشمه! موازنه قدرت هنوز چنان نیست که گله ایی گله ی دیگر را پاره پاره کرده بخورد. لذا هرکس میخواهد حریم و حدودش حفظ شود. این واقعیت را باید پذیرفت که آن میلیونهای پشت سر کروبی و موسوی، چه آنها را سبز بنامیم چه اصلاح طلاب از جنس این گله گرگان نبوده و نیستند و فقط باید دریده و خورده میشدند. حال باید در انتظار نشست تا این گرگها از فرط گرسنگی بجان همدیگر بیفتند.
    بنظر من؛ بعلت موازنه حساس قدرت و این احتمال که بعلت ترس از جنگ تمام عیار سیاسی که هیچ بعید نیست به جنگ نظامی هم بکشد، در این دوره انتخاباتی مجلس شاید سالمترین و بی تقلب ترین انتخابات در طول عمر این ناجمهورِ نا اسلامی بر گزار شود. بخشی از اقتدار گرایان وابسته ویا نزدیکتر به بیت رهبری چون میدانند که در این دوره با احمدی روبر هستند و او آدمی نیست که به این سادگی خورده شده یا جا بزند و صد ها هزار برگ مدارک فساد و تقلب و دزدی از آقایان و حتی خانمها دارد، لذا تنها چاره را در این میدانند که با به میدان کشاندن اصلاح طلبان در یک روند سالم و طبیعی انتخاباتی خطر باند احمدی را از کسب اکثریت قاطع در انتخابات از خود دور کنند. این توضیح نیز لازم است که چون اکثریت مخاطبین اجتماعی سبزها و اصلاح طلبان، حتی اگر موسوی و کروبی هم بگویند، و حتی اگر شهدای سبز هم از گور خود در آمده توصیه کنند که مردم بروید در انتخابات شرکت کنید، مردم گوش نداده و به پای صندوقهای بی اعتبار برای مجلسی بی اعتبارتر نمیروند و رای نمی دهند، لذا رأس نظام میخواهد که هر طور شده اصلاح طلبان به روند رقابت انتخاباتی بکشاند . چون میداند که فقط عده قلیلی و بی خطر و بی اثر ترینشان ممکن است به این گردونه کشیده شوند. و این بخش قلیل پایگاه اجتماعی سیاسی اصلاح طلبان، نه تنها هیچ برای نظام ایجاد نمیکنند بلکه به روند انتخاباتی هم یک وجاهت دموکراتیک میدهند. اما از طرف همین اقلیت احتمالی آرای بالقوه ی باند احمدی را میخورد و نه آرای لیست مورد نظر رهبری را. باید انتظار داشت که در این دوره انتخاباتی تیم احمدی با چنان شعارهایی انتخاباتی طبقه 3 پسند ی به میدان آید که فاصله خود را با دستگاه رهبر ی و حتی کلیت نظام نشان دهد. مردم هم بعلت نفرت زیاد از کل دم و دستگاه و بویژه مقام معظم رهبری، به باند احمدی رأی خواهند داد. نکته بسیار قابل توجه اینست که فراموش نباید کرد بسیاری از مردم هم فقط ممکن است به صرف ابراز نفرت خود از نظام با آرای صلبی خود به زیان لیست رهبری و بنفع باند احمدی درانتخابات شرکت کنند . این احتمال را هم دست کم نباید گرفت.
    و اما نکته آخر! این مقام نیروی قضایی در بین صحبت های خود با اطمینان از شرکت وسیع مردم سخن گفته است. باید روی این نکته دقت کرد. آیا این فقط یک بلوف معمولی است یا برانامه ایی در کار است؟

  8. ناشناس گفت:

    جالبه دزد میخواد مچ دزدو بگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  9. حبیب تبریزیان گفت:

    دوستان کلمه! هیچ ایرادی به غربال کردن کامنتها نیست! این حق شماست که چهار چوب و خطوط این سایت را حفظ کنید و هیچ کس هم انتظار ندارد. و نباید داشته باشد که هرچه مینوسد درج شود. ولی خوبست دلیل غربال یا سانسور کردن را توضیح دهید تا کامنت گذارنده بداند چرا کامنتش درج نشده است و بعداً یا کامنت نگذارد یا موازین و معیار های سایت را رعایت کند.
    به هر حال من هم یکی از آنهایی هستم که چند درمیان سانسور میشوم.
    دوستان! اتفاقاتی که در پس انتخابات روسیه افتاده است ادامه خواهد داشت و بهار روسیه را «جدی» بگیرید! من یک یادداشت تحلیلی راجع به اوضاع روسیه نوشته ام که ممکن است همه آن درست نباشد ولی تا حد زیادی میتواند گشاینده یک بحث پیرامون قضیه باشد. اگر بهار روسیه انطور که من درک و پیش بینی کرده ام پیش رود با وزیدن این نسیم بهاری،جهره جهان تغیر خواهد کرد. جا دارد قدری به این مسئله پر اهمیت بپردازید . امید وارم یاداشت مرا حداقل بعنوان یک کامنت ذیل این پست درج نمائید. جای دیگری نیافتم تا انرا بگذارم.
    ……………..

    مقدمه ایی طولانی بر متنی کوتاه!
    یکی از تظاهر کنندگان اخیر ضد پوتین به مخبر گاردین(12 دسامبر) میگوید؛ این؛ یک انقلاب است این؛ یک تظاهرات معمولی نیست! در روسیه امروزِ پوتین، راه افتادنِ تظاهرات 40 ـ 50 هزار نفری در اعتراض به رژیم، یعنی شروع یک انقلاب.
    در اظهار نظر آن تظاهر کننده فوق با گاردین کمترین ایرادی نیست و آنچه در روسیه امروز جریان دارد، بی هیچ تردیدی آغاز یک انقلاب است.
    خواندن اخبار جامعه روس بدون داشتن یک نگاه نیمه جامعه شناسانه و آگاهی نسبی از چند وچون ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روسیه پس از فروپاشی کمونیسم، انسان را ناخودگاه به همسان گیری اهمیت رخدادهای سیاسی بظاهر مشابه در این کشوربا سایر نقاط جهان و بویژه کشورهای نوع دمکراسی غربی سوق میدهد. مثلاً هنگامی که از کمپانی بزرگی مثل ژنرال موتور، جنرال الکتریک، یا سلاطین صنعتی و مالی در غرب مثل خانواده مورگان، روکفلر، روچیلد، مایکروسافت و اَپل و بیل گیت و.. صحبت میکنیم، بحث از سرمایه ایست (و نه الزاماً ثروت چون ایندو مفهوم همسان نیستند)، که طی تقریباً یک حتی 2 قرن تلاش فن آورانه و مدیریت آفرینانه انباشت شده، از کوران مبارزه کارگری و بحرانهایی مثل بحران دهه 30 گذشته است. و هنگامی که از تازه و یکشبه میلیاردر شده هایی نظیر آنتونف؛ خودروفسکی، میخائیل پروکوف و علیشیر عثمانوف: سلاطین معروف نفت، آهن و مدیای روسیه سخن میگوئیم نا دیده گرفتن تفاوت آنها ماهوی آنها با بیل گیت یا راکفلر یا مورگان و..، مثل نادیده گرفتن تفاوت دانه فلفل ولب یار است؛ این کجا و آن کجا؟
    نظم «راهزن اکونومی» یا «اقتصاد بچاپ بچاپ» و راهزنانه در روسیه پس از فرو پاشی کمونیسم را باید از انباشت سرمایه ی نوع سرمایه داری آن در غرب کاملاً متمایز کرد. در عرصه سیاسی نیز درست همین رابطه و تعریف و تحلیل با همین مشخصات معتبر است.
    اشرافیت* اقتصادی و سیاسی شکل گرفته درغرب و سایر جوامعِ با مدل غربی، حاصل یک دوره طولانی بازارآزاد و رقابتی درعرصه های مختلف با ریشه های چند صد ساله ی اندیشه آفرینی، پیکارسیاسی ـ پارلمانی و غیر پارلمانی ـ و تربیت یافتگی در محیطی تحزبی در فضای رقابت آمیز سیاسی است. در این جوامع به نخست وزیری رسیدن فلان سیاستمدار مثل سرپاسبان شدن یک پاسبان در ایران ماست که این ارتقاء مقام در آن «نوسرپاسبان» شده ی فرضی، ایجاد مستی و از خود بیخود شدگی نمیکند. ولی پاسبان شدن یک حمال و یا یک عمله توسری خور و یا از آن بدتر یک جیب بُر یا کف زن یا خال باز خیابانی یا گدای یک محله میتواند اوضاع یک شهر را بهم بریزد همچنان که آیت الله شدن یک شبه یک رمال یا روضه خوان چند صد تومنی میتواند اغتشاش فقهی و تقلیدی ایجاد کند.
    آنچه در روسیه پس از فروپای کمونیسم رخ داد در حقیقت فرو پاشی «نوعی» سرمایه داری سترون دولتی درعرصه اقتصادی بود و متوازیاً، فروپاشی یک دستگاه دیکتاتوری بورکراتیکی که کاملاً قدرت تطبیق خود را با زمانه از دست داده بود.
    نه درعرصه اقتصادی روسیه طی 70 سال حکومت کمونیستی مصالح سالمی برای باز سازی اقتصاد بجا مانده از آن کمونیسم ایجاد شده یا بجا مانده بود، نه مدیریتی برای خصوصی سازی سالم آن اقتصاد بوروکراتیک، حتی مدیریتی که بتواند یک مغازه یا یک ساندویچ فروشی را بصورت اِمرزی آن مدیریت کند. در نتیجه، روند خصوصی سازی ثروت هزاران هزار میلیارد دلاری روسیه، روسیه پسا سوسیالیسم، به روندِ بچاپ بچاپ ثروت و سرمایه دولتی تبدیل شد. بچاپ بچاپی که در تاریخ هیچ نمونه ایی برای آن وجود ندارد. زیرا در روسیه سوسیالیستی از سلمانی ها، تاکسیها، کیوسکهای سوسیس فروشی گرفته تا صنایع بزرگ معادن، منابع طبیعی، سرویسهای توریستی و… همه و همه در مالکیت سوسیالیستی بودند. بخش بزرگی از بهترین زمینهای زیر کشت به ساوخوزها یا مؤسسات کشاورزی دولتی تعلق داشت و بخش باقیمانده به کئوپراتیوهای کشاورزی یا روستایی. روند خصوصی سازی ثروت های سوسیالیستی در روسیه را میتوان، غارتی تاریخی، بزرگتر از مجموعه غارتهای تاریخ بحساب آورد. روندی که طی آن فاسد ترین و دزد ترین نیروهای درون حزب کمونیست، بورکراسی دولتی، ک. گ. ب، در ارتباطِ تنگا تنگ با باندهای مافیاییِ اقتصاد پنهان، آنرا مدیریت کردند.
    از درون این فرایند سرمایه دزدی ثروت ملی، در عرض چند سال قشری از نو میلیاردرها پیدا شدند که تمام هنر اقتصادی آنها زد وبند چی گری و سرمایه خواری بود و نه سرمایه داری. این اقشار نوکیسه نه فرهنگ سرمایه دار بودن را داشتند و نه آن ریشه اشرافی آنرا که مثل سرمایه داران سنتی و ریشه دار، در درون ثروت و نعمت، فن مداری و فرهنگ آفرینی پرورش یافته و با مزه قدرت مالی و اقتصادی دیر آشنا بوده و بدان عادت داشته باشند.
    آنچه امروز بر فرهنگ و اسلوب سرمایه داری نوع روسی حاکم شده است فرهنگ نوکیسگی قمار بازانه و لاتاری وار است که با روحِ دینامیسم سرمایه داری در تناقض میباشد.
    در عرصه سیاسی نیز فرو پاشی سیاسی دولت شوروی موجب شد که پاسبانان و سرجوخگان در این سرزمین انقلاب زده یک شبه به ژنرالی برسند و در یک فضای پو پولیستی، گوی را از آن بخش از دستگاه حاکمه که با مسئولیت به سرنوشت مملکت برخورد میکرد بگیرد. شخصی مثل گورباچف که ابتکار و مسئولیت بزرگترین رفرم تاریخ، در بزرگترین کشور دنیا را بعهده گرفته بود، جای خود را به شخصی الکلی و لومپن واره داد که فقط به تخریب نظامی می اندیشید که آنرا ـ البته بحق ـ مسئول پس ماندگی امپراطوری پهناور روسیه میدانست.
    مافیاکراسی سیاسی با رویای احیای تزاریسم
    ظهوراشرافیت سیاسی و یا نظامی در هر سرزمین، آهنگ تکاملی خود را دارد و پرش و جهش از روی سکانسهایی این آهنگ به ظهور رئیس جمهورهایی از قبیل سرهنگ پوتین، سرهنگ قذافی و گروهبان گارسیای خودمان احمدی منجر میشود که در ذهن دیکتاتور زده و تربیتِ تو سری خورده آنان« روابط دموکراتیک» بین ساختار قدرت و مردم مطلقاً قابل درک نیست. این امر بیش آنکه یک مسئله معرفتی، ادارکی و عقلی باشد یک مسئله تربیتی است.
    ولادیمیرپوتین تربیت خود را در نظام نوکر پرور ک گ ب گرفته است و داشتن صرف خصوصیاتی که اجازه داده است آدمی به ک گ ب وارد شود خود کافیست که بدانیم این شخصیت چگونه شخصیتی میتواند باشد و ادعای نوسازی مدرن و دموکراتیک جامعه روسیه از طرف وی تا چه اندازه پارادوکسال میتواند باشد. احمدی نژاد ما نیز در فضای سر شار از اطاعت اقتدایی یا اطاعت صوری و دستمال ابریشمی وار به ناگهان از نردبان شاگرد سلمانی گری به سریر سلطانی رسیده است و یا رهبر ما از منبر روضه خوانی به ارک فرعونیِ «مقامِ معظمِ رهبری».
    یارب روا مدار که گدا معتبر شود ـ گرمعتبر شود زتوهم بی خبر شود
    جامعه اتمیزه شده روسیه پس از فروپاشی کمونیسم، بی شباهت به جامعه پس از قذافی نبود. در این دو کشور، در پس نظامهای فرو ریخته اشان نه یک حزب سیاسی بجا مانده یا وجود داشت و نه یک نهاد اتحادیه ایی و مدنی.
    در روسیه پس از انقلاب ضد کمونیستی، کلیسای ارتدوکس تنها نهادی بود که سالم از زیر خاکستر سرکوب دین ستیزی 70 ساله کمونیستی برخاست و در کشورهای اسلامی نیز، بشمول لیبی و تونس و مصر، و پیش از آنها در کشور خودمان، اسلام گرایی و متولی گری دینی یعنی روحانیت، آن جریانی بود که بعلت رسوب در ذهنیت دینی مردم، از تیغ تیز استبداد رهیده بود. استقبال مردم در روسیه از کلیسای ارتدوکس، پس از فرو پاشی کمونیسم و استقبال از اسلامگرایی و روحانیت در ایران پس از سقوط رژیم شاه، قبل از آنکه ناشی امتیاز مثبت این نهادها و گفتمانها یا پیام آنها بوده باشد، در حقیقت واکنش منفی مردم به نظام پیشین و فقدان آلتر ناتیوهای شناخته شده دیگردرعرصه سیاسی روز بوده است.
    در لیبی مدیرت مستقیم و غیر مستقیم غرب و ناتو، با تجربه اندوزی اشان از بچاپ بچاپ پس سقوط صدام درعراق؛ ذخایر مالی مصادره شده حکومت قذافی را خیلی قطره چکانی و با گزارش خواهی به دولت فعلی لیبی دادند و هنوز هم به این اِعمال مدیریت و کنترول مالی بطورغیر مستقیم ادامه میدهند.
    در عرصه سیاسی هم غرب و ناتو با مداخله و مدیریت غیر مستقیم نخست «شورا» سازی و سپس «دولت» سازی کردند. و با این مداخله سازنده خود مانع آنارشی و ریشه گیری بنیاد گرایی شدند. کم نیستند تحلیلگرانی که با مفهومسازیهای دوران جهان دو قطبی و دوران جنگ سرد، که این مداخلات ناتو و غرب در لیبی را با ادبیات رنگ باخته جمهوری اسلامی یا کهنه کمونیستی خود؛ آنرا تجاوزگری غرب دانسته و معرفی میکنند و البته در تبلیغات خود از کمک لوژیستکی تبلیغاتی حکومت اسلامی هم برخوردار میشوند. ولی مردم لیبی ممنون این« تجاوز گری!» هستند زیرا این مداخله« تجاوز گرانه!»، هم خطر قتل عام مردم توسط واحد های نظامی قذافی را از سر آنها دور کرد و هم خطر روی کار آمدن یک حکومت اسلامی را* و هم افق یک توسعه سیاسی را در آینده پیش رویشان گشود که در زیر سلطه حکومت قذافی خوابش را هم نمی دیدند.
    اما روسیه به لحاظ وضعیت آنروز خود و بلحاظ جایگاه جهانی اش لیبی نبود و نیست لذا تحولات آن به عملکرد خود نیروهای درون جامعه روس وانهاده شد که در نتیجه بعلت خلاء سیاسی و مدیریتی سرمایه دارانه؛ مافیای سیاسی اقتصادی ظهور کرد و قدرت سیاسی را تصاحب نمود بدون اینکه کمترین تمایل و یا توانی برای بکار گیری ساز و کار های دموکراتیک در آن وجود داشته باشد. بدنه این مافیاکراسی از درون لایه هایی از ساختارقدرت برآمده بودند که خود در زمان سلطه کمونیسم بزرگترین مانع دموکراسی در همان چهارچوب تنگ نظام کمونیستی بودند. این مافیا کراسی تازه به قدرت رسیده، نه تنها فاقد چشم انداز و برنامه کاربست موازین دمکراتیک بلکه از آن بمراتب بدتر، فاقد توان مدیریتی برای کشور و هنر «دولتمداری بود». نمونه چنین روندی در ایران پس از ما رخ داد. بقول بهزاد نبوی، نخود لوبیا فروشان بازار برای خرید واحد هایی مثل ایران ناسیونال آن موقع و ایران خود روی امروز صف کشیده بودند. در عرصه سیاسی مملکت هزینه سیاستمدار و سیاست ورز شدن طلبه هایی را داد که اکابر نرفته بودند و هزینه ژنرال شدن کسانی را که در رژیم شاه شانس سرجوخگی را هم نداشتند و هزینه سوپر میلیاردر شدن بازاریهایی که استفاده از ماشین حساب معمولی را هم نمی دانستند.
    و اما اصل موضوع:
    دیروز رسانه های دنیا خبر از ظهور یک کاندیدای رقیب برای ولادیمیر پوتین و حزب «روسیه متحد» او در انتخابات آیندهِ ریاست جمهوری دادند. این شخص یکی از ده میلیاردرعمده روسیه، 46 ساله و سلطان فولاد کشور است و همینطور صاحب یکی از کلوپ های ورزشی عمده آمریکا. او از نزدیکان پوتین و مدودیف بوده است و بروایتی هنوز هم هست. او میگوید:«باید به این پوپولیسم بازاری» در سیاست روس پایان داده شود. او برآنست تا با رئیس جمهور شدن به فساد ونا کارآمدی نظام فعلی خاتمه داده و خود را نماینده طبقه متوسط جامعه روسیه میداند. در نطقی شیوا، وی برنامه های زیبای خود را اعلام داشته و خبر از تصمیم خود برای ایجاد یک حزب جدید لیبرال داد. (درست کردن حزب در روسیه 150 میلیونی د رعرض 3 ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده!) برای شرکت و رقابت در انتخابات. به صحنه آمدن چنین شخصی خود بیانگر وضعیت سیاسی امروز روسیه است.
    بنوشته گاردین، تلویزیون دولتی کانال یک روسیه که کمترین پوشش را به تظاهرات اعتراضی سراسری و صد ها هزار نفری (در کل کشور) علیه انتخابات را داده بود، خبر کاندیداتوری این شخص را در آغاز اخبار ساعت 6 خود قرار داده و گزارش مفصل آنرا پخش کرد.
    رهبران اپوزیسون بلافاصله ظهوراین کاندیدای جدید پست ریاست جمهوری را دست پخت کرملین و ولادیمیر پوتین دانستند که به منظور رقیب تراشی برای اپوزیسیون سرهم بندی شده است.
    در همین احوال یکی از سردبیران یکی از روزنامه های معتبر روسیه توسط صاحب امتیاز میلیارد آن روزنامه بخاطر درج عکس یک شعار اعتراضی مردم از پست خود برکنار شد. سردبیردیگری نیز خود بعنوان اعتراض استعفا داد. قبل از اینها و پیش انتخابات، پلیس دبیر یک موسسه گزارشگر انتخاباتی را نیز بازداشت و کامپییوتر اورا ضبط کرده بوده است. از بگیر و ببند معترضین که تعدادشان به صد ها نفر میرسد چیزی نمیگویم. همه اینها از چه حکایت میکند؟ پاسخ ساده است از دیکتاتوری پوتین و اعتراض مردم! اینها بطور ساده نشان میدهد که پوتین و حاکمان کرملین راه سرکوب را پیش گرفته اند. راهی که اگر چند گام بیشتر در آن پیش روند، برگشت ناپذیر خواهد بود. اما همانطور که در مقدمه گفتم اخبار روسیه را به این ساده شدگی نمیتوان درک کرد.
    هر دیکتاتوری و استبدادی نخست از خودکامگی و خود رایی در امور ساده آغاز میشود و به سطحی مثل استبداد تک صداییِ صدام، قذافی و یا مقام معظم رهبری ما فرا میروید. خیلی خلاصه تر بگویم، هر انقلاب توده ایی با اتکاء به توده ها آغاز میشود و بتدریج، به سوارشدن قشر تازه به دوران رسیده بر گرده همان توده ها، به کمک بوروکراسی بتونیزه شده نظامی دیوانی منتهی میشود. با آغاز فاصله گیری انقلاب از توده مردم تسمه های استبدادسیاسی ذره ذره سفت تر و سفت تر شده و، هم راه حکومتگران برای اصلاحات را می بندد و هم راه مردم را برای تحمل بیشتر و یافتن راهی برای اجتناب از اِعمال قهر.
    در روسیه امروز، رژیم مافیاکراسی حاکم، قریب بیست سال است که از محل ریخت و پاش و حراج هزاران هزار میلیارد دلار ثروت انباشته شده ملی، رفاهی موقتی، بی پشتوانه و گول زننده برای مردم روس تأمین کرده است. بمدت بیست سال مردم روسیه با این یارانه ی موقتی، پایان یافتنی و لالایی حکومتی به خواب خوش و انفعال سیاسی افتادند تا تسمه های اقتدار باند پوتین و الیگارشی حاکم تثبیت شود. ثروت به تارج داده شده ایی که حکومت پوتین و شرکاء، از محل مصرف آن توانستند مردم را بیست سال خواب کنند تا برای خود اقتدار تزارگونه دست و پا کنند. ثروتی که مردم روسیه طی نسلها، تا پیش از تزاریسم و کمونیسم برای انباشت آن صد ها سال جان کنده بودند. این تلخ ترین طنز تاریخ بود که ثروت و انباشتِ ناشی از استثمار دوران سرواژ، استثمار وحشیانه کاپیتالیسم حریص عصر تزاریسم و استثمار برده وار دوران کمونیسم، نه نصیب طبقه کارگر روس بعنوان آخرین سلسله تاریخی زحمتکشان در طول تاریخ این کشور، بلکه نصیب پااندازها، فاحشه خانه دارها، دلالها، قاچاقچی ها و دیگر اقشار پارازیتی جامعه شود و آنهم بدست و توسطِ مدعیان نمایندگی همان طبقه و برایگان.
    امروز دیگر همه مردم روسیه تقریباً بیدار شده اند، و هم ذخیره ها رو به ته کشیده شدن هستند و چیزی زیادی برای بخشیدن یا دزدیدن در ناجمهور نا فدراتیو روسیه باقی نمانده و از این روی، ماه عسل مردم با حکومتی که از درون انقلاب ضد کمونیستی فراروئید، به پایان خود نزدیک شده است.
    مردم میهن خودمان نیز چنین پایان ماه عسلی را بیش یک دهه پیش با عریان شدن استبداد و پایان تقسیم غنایم انقلاب بین مدعیان اسلامخواهی حکومتی، تجربه کردند. و امروز با خوردن کفگیر به ته دیگر حکومت، دولت احمد نژاد طرح مستقیم سازی یارانه ها را پیش کشیده است. این طرح که در شرایط کارآمد سازی و تأمین اشتغال میتوانست برای کشورمان، مثل یک رژیم غذایی برای یک بیمار نجات بخش باشد در شراط رکود وپس رفت اقتصاد، فقط ناشی از ضعف قدرت مالی دولت است و نه طرحی مهاجمانه برای فعال کردن فضای کار و کسب که تباً موفق نخواهد شد.
    لُبِّ کلام:
    امروزدولت پوتین و باند وی در برابریک دو راهی سرنوشت قرار گرفته اند: 1
    ـ بی درنگ انتخابات را ابطال و انتخابات جدیدی را برگزار کنند؛ همانطور که میخائیل گورباچوف همان روز اول توصیه کرد و، در صورت هر گونه تغیرمنفی در نتیجه انتخابات بعدی بزیان حزب «روسیه متحد» هم پوتین و هم مدودیف بی درنگ استعفاء دهند که این رفتار و واکنش، آینده سیاسی آنها را در صحنه روسیه یقیناً تضمین خواهد کرد گرچه نه در سطح و جایگاه تزارگونه امروز اما بصورت یک قدرت بزرگ و اثر گذار در صحنه سیاسی فردای روسیه.
    چنین رویکردی، هم پوتین و باند وی را از فاجعه افتادن به منجلاب اعمالِ یک استبداد خشن، عریان و بی آینده، خواهد رهانید، هم روسیه را از افتادن به تند باد یک انقلاب دیگر و هم توسعه سیاسی روسیه را بسوی یک دموکراسی واقعی تضمین کرده و موازنه ایی در ساختار حقیقی و حقوقی قدرت ایجاد خواهد کرد که انعکاس توزان واقعی نیروهای اجتماعی باشد و هم راه تعامل روسیه و همگرایی آنرا با غرب خواهد گشود.
    2 ـ گزینه عکس رویکرد فوق، تشدید تضیقات، فشار سیاسی، سرکوبگری که تبعاً با رشد اعتراضات و نارضایتی مردم، باید شدیدترو بیشتر شود تا روزیکه دیگر رمقی برای فشار استبداد باقی نمانده باشد. این راه به بسوی استبدادی از نوع قذافی و استبداد ولایی ما کشیده شده و دامنه آن به مقاومت و عصیان مردم خواهد انجامید.
    در فضای کنونی جهان اتخاذِ چنین رویکردی نه تنها زود به شکست کشیده میشود بلکه فضایی ایجاد میکند تا غرب به خاطر حمایت از جنبش دموکراسی خواهی مردم بیشتر و بیشتر در میان جامعه غرب ستیز روسیه جا باز کند. که البته این جنبه قضیه را منفی نباید تلقی کرد.
    روزهای آینده و بویژه روز 24 دسامبر، روز تظاهرات برنامه ریزی شده سراسری بعنوان اعتراض به تقلب در انتخابات، روشن خواهد کرد که کرملین کدام یک از دو راه پیش گفته را برخواهد گزید.
    ولی بر اساس تحلیل مقدماتی فوق خود و مثال به سلطنت رسیدن سرپاسبانانی که خیال ترک قدرت را به میل خود ندارند، تصور نمیکنم دولت پوتین راه نخست را انتخاب کند روی این اصل، کشیده شدن روسیه بسوی یک انقلاب جدید بسیار محتمل است.
    موازنه قدرت بین جنبش اعتراضی در روسیه با سوریه یکسان نیست. نه پوتین از آن قدرقدرتی رهبر ایران و بشار اسد برخوردار است و نه عرصه سیاسی روسیه از احزاب نیرومند خالی است. همانطور که در بخش اول بهار روسیه گفتم فکر میکنم حزب کمونیست روسیه میتواند و باید آوانگارد جنبش دموکراسی خواهانه مردم روسیه شود و اضافه میکنم حتی با برنامه سوسیالیستی! برای رسیدن به یک جامعه سرمایه سالار متعادل. مصادره ثروت های غارت شده طی این 20 سال جز با سوسیالیستی یا دولتی کردن مجدد این ثروت های از ملت دزدیده شده عملی نیست. این رسالت تاریخی فقط از عهده حزب کمونیست بر می آید و در بلند مدت هیچ مغایرتی با برگزیدن راه رشدِ اقتصاد سوسیال ـ لیبرالیستی ندارد.
    در پایان این یاداشت نمیتونم از ذکر این نکته خود داری کنم که بگمان من اگر لهستان، چکسلواکی و سایر اقمارسابق بلوک شوروی به سرنوشت روسیه دوچار نشدند دوعلت داشت:علت نخست اینکه دامنه سوسیالیزه کردن جامعه و اقتصاد در آنها به اندازه قدمت و دامنه سوسیالیزاسیون درشوروی نبود و دومین عامل و مهمتر از اولی پیوستن سریع این کشورها به ناتو که از نظر تثبیت دموکراسی در آنها تعین کننده بود و به لحاظ اقتصادی، جذب شدن در بازار اتحادیه اروپا. البته این نظر با روحیه و تفکر غرب ستیزان حرفه ایی که بخشاً نان و رانت همین غرب ستیزی خود را نیز میخورند، خوانایی ندارد

  10. کوروش گفت:

    الان دیگه کسی اسم انتخابات رو میشنوه حالش بهم میخوره ……. بذار نزدیک انتخابات بشه اونوقته که میفهمن چه غلطی کردن .

    خدا جای حق نشسته و همه رو رسوا میکنه …….

  11. ناشناس گفت:

    آه ملت زود گرفت

  12. Erma گفت:

    بابا اي تقلب رو كن،اي تقليب،اي متقلب شناس، اي مصون،اي صيانت،اي راي حفظ كن، اي بي طرف ،اي حق مردم بگير، اي پر رنگ كننده نقش قوه قضائيه،اي…
    فقط از تلاش شبانه روزي و اين همه زحماتتان تشكر ميكنيم.
    شرمنده ديگه سانديس و كيك نبود بياريم.
    حاجي املي به خدا پر رنگ قوه قضائيه. اونم چه جور. ديگه بيشتر اين؟ ميخواين بدونين پررنگ چيجوريه؟
    “پس منتظر باشين ببينين خدا چي جوري پررنگتون ميكنه”

  13. ابرهیم گفت:

    «ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‏ى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند» – بیانات عظمای بصیرمان به نقل از سایت معظم له

    همین!

    …!

  14. ناشناس گفت:

    باید فکری برای آگاه کردن مردم شهرهای کوچک کرد. در این مناطق حاکمیت با استفاده از حربه هایی همچون رقابت دو طایفه در یک شهر یا رقابت دو شهر مجاور که یک نماینده مشترک دارد سعی می کند مسائل کلان کشور را کمرنگ کرده و با حاکم کردن جو تعصب و احساساتی مردم را به پای صندوق های رای بکشاند. هنر ما این است که با آگاه کردن آن ها جلوی طرفند حاکمیت را بگیریم تا فضاحت نمایش انتصاباتش بر همگان عیان شود

  15. ناشناس گفت:

    چوب خدا صدا ندارد اگر بزند دوا ندارد

  16. ناشناس گفت:

    با این جنگی که بین خودشان افتاده من درست مثل آنکه پس از مدتها تشنگی لیوانی آب خنک و گوارا را نوش جان می کنم. هرقدر بین این جناح ها اختلاف و جنگ بیفتد به نفع ماست که گفت ز هر طرف کشته شو سود اسلام است. امیدوارم آنقدر گلوی هم را بفشارید که صحنه خالی شده و خودمان بیائیم سر کار یک حکومتی به شما نشان دهیم که چهارشاخ بمانید. حال که چهارپاهستید آنوقت بشوید چهارپا

  17. علی گفت:

    اینو بهش میگن اجرای مر قانون!!!!!!چطور تشکیل کمیته صیانت از آرای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مورد مخالفت
    شورای نگهبان و وزارت کشور قرارگرفت؟وگفتند تشکیل کمیته صیانت، غیر قانونی است.ولی حالا که ترس برشون داشته این کار قانونی
    شده بنابراین یکبار دیگر حقانیت خواسته مردم مبنی برلزوم ابطال انتخابات دهمین دوره انتخاب رییس جمهوری به اثبات رسید.
    واقعا که اینجوربازی کردن باقانون شرم آوراست به خصوص ازطرف کسانی که دم ازدین زده وخودراپیرو حسین (ع)می دانند. اف برشما