مهدی خزعلی: روزی خواهد آمد که آنها را محاکمه کنیم اما عادلانه
چکیده :روزی می آید که ما همه ی این افراد را محاکمه می کنیم. ان شاالله آن روز با قوت و با عدالت با آنها برخورد خواهیم کرد. بدی آنها باعث نمیشود که ما هم مثل خودشان رفتار کنیم و به آنها بدی کنیم. من در زندان برای آن ها نوشتم که به زودی ما آنهایی را که مرتکب این اعمال می شوند، محاکمه می کنیم، اما ابزار ما چشم بند و سلول انفرادی نیست. ما تمام حقوق زندانیان را رعایت خواهیم کرد. ما به آن ها فرصت خواهیم داد که وکیل داشته باشند و از خود دفاع کنند. مطمئن باشید که ما استوار تا آخر ایستاده ایم. تا روز پیروزی....
کلمه- زهرا صدر: چند ساعت پس از آزادیش از زندان با او تماس گرفتم. صدای گرم و مومنانه اش مرا یاد حدیثی انداخت که از امام صادق(ع) بر روی وبسایتش در لحظات اول آزادی نقل کرده بود؛ «مومن از پاره های آهن سخت تر و استوارتر است، آهن را چون در کوره آتش بری تغییر می کند، اما مومن اگر کشته شود و زنده شود و باز کشته شود، هرگز تغییری در باور استوارش پدید ناید!».
آری! محکم و استوار بود و بسیار خوش روحیه. بر این باور استوار است که می خواهد در حد وسع خود تلاش کند تا ارزش های مهجور مانده را احیا و از حقوق مظلومان دفاع کند. در این راه کشته شدن را نیز شهادت می داند. از بند ۳۵۰ اوین یا به تعبیر خودش «آزاد ترین نقطه ی ایران» گفت؛ مرا یاد آرمانشهرها انداخت. از روزی گفت که خواهد رسید و در آن متهمان را به زندان انفردای نمی افکنند و حقوق او را پاس خواهند داشت. گفت ای کاش لا اقل به اندازه شاه ظاهر را در حفظ حقوق متهم رعایت می کردند؛ مرا یاد آرمانهای خاک خورده ی یک انقلاب انداخت. از روز پیروزی هم گفت؛ گفت تا آخر ایستاده ایم.
خلاصه اینکه، گفت و گوی کلمه با مهدی خزعلی خواندنی از آب در آمد:
آزادیتون رو تبریک می گم. در اولین لحظه های آزادیتان سایت خود را با حدیث امام صادق به روز کردید، جالب بود.
این روایتی است که من از زمان جبهه همیشه به آن عشق می ورزیدم و در ایام زندان به آن فکر کردم. به گمانم جایش همان دیشب بود.
بازداشت غیر منتظره ای بود، نهایتا دلیل واقعی آن برخوردها و در آخر بازداشت را به شما اعلام کردند؟
بازداشت من با حکم منقضی صورت گرفته بود و خود قاضی هم گفت که حکم ملغی شده بوده. آقایان وزارت اطلاعات مرا دعوت کرده بودند تا گفتگویی داشته باشیم و وسایل من را پس دهند. به جای گفتگو و استرداد وسایل شخصیِ من که دو سال و اندی در دستشان بود، در مقابل در اصلی وزارتخانه با آن وضعی که حتما شنیده اید من را بازداشت کردند. اگر حکم قضایی معتبری وجود داشته باشد که جلب است ولی اگر بدون حکم قضایی کسی را بگیرند به آن می گویند آدم ربایی. برای من دقیقا همین اتفاق افتاد. من قطعا از وزارت اطلاعات شکایت خواهم کرد و به طور جدی پیگیر شکایتم هستم. آقایان گفتند ما می خواستیم با تو حرف بزنیم اما چون روز قبلش در سایتت نوشته بودی که به وزارت اطلاعات احضار شدی ما کفرمان در آمد. من سوالی دارم از همه. آیا اگر کسی کفرش دربیاید توجیه شرعی و قانونی دارد که فردی را بازداشت کند به انفرادی بیندازد؟ آقایان اطلاعات فکر نمی کنند که این یعنی سوء استفاده از هوای نفسشان؟ دلیل بازداشت را در بسته میگذارم. به مصلحتی فعلا از اینکه چرا بازداشت شدم چیزی نمی گویم. اما بعدا خواهم گفت.
طی دو سال اخیر در سیستم قضایی و زندان ها بی قانونی های زیادی شکل گرفته است، شما چقدر به پیگیری شکایت خود امید دارید؟
قرار بازداشت من غیر موجه بود. قاضی پیرعباسی هم رسما این را نوشت و بعد از پیگیری من و خانواده ام قرار را شکاند. اما خلاف دیگری که در این ماجرا رخ داد این بود که این شکسته شدن قرار تا مدتی از ما مخفی نگه داشته شد در واقع من باید زودتر آزاد می شدم. این هم خلاف دوم.
ما هر کدام وظیفه ی خود را داریم برای اصلاح. من به هر حال مصرانه پیگیر شکایتم خواهم بود. ضمنا کسی فکر نکند که اگر امروز قدرت دارد می تواند با اعمال نفوذ کاری کند بالاخره یک روز همه چیز تمام می شود.
منظورتان از اینکه یک روز همه چیز تمام می شود چیست؟
روزی می آید که ما همه ی این افراد را محاکمه می کنیم. ان شاالله آن روز با قوت و با عدالت با آنها برخورد خواهیم کرد. بدی آنها باعث نمیشود که ما هم مثل خودشان رفتار کنیم و به آنها بدی کنیم. من در زندان برای آن ها نوشتم که به زودی ما آنهایی را که مرتکب این اعمال می شوند، محاکمه می کنیم، اما ابزار ما چشم بند و سلول انفرادی نیست. ما تمام حقوق زندانیان را رعایت خواهیم کرد. ما به آن ها فرصت خواهیم داد که وکیل داشته باشند و از خود دفاع کنند. مطمئن باشید که ما استوار تا آخر ایستاده ایم. تا روز پیروزی. من متاسفم که این ها حتی قاعده ی بازی را صوری هم رعایت نمی کنند.
قاعده ی بازی؟ قاعده ی بازی چیست؟
درست است که کل پروسه ای که در حال وقوع است با تاکید بر جوانانی که من در بند 350 اوین دیدم، همه اش ظلم است، اما لااقل باید قاعده ی بازی را از نظر حقوقی رعایت کنند. مثال ساده ای می زنم، خسرو گلسرخی به ظلم اعدام شد، اما شما وقتی فیلم دادگاه را می بینید، کاملا متوجه می شوید که قاعده ی بازی رعایت شده است. دادگاه علنی تشکیل شد. گلسرخی فرصت دفاع پیدا کرد. از دادگاهی که علنی تشکیل شد فیلمبرداری کامل انجام شد. ای کاش لااقل به اندازه ی دادگاه شاه حقوق زندانیان را رعایت کنیم. گلسرخی توانست با اختیار کامل از خود دفاع کند. هر چند حکم ظالمانه ای برایش صادر شد.
شما از روز اول اعتصاب غذا کردید. این چند وقت اعتصاب های زیادی دیدیم و متاسفانه بی توجهی مسئولان قابل توجه است. به نظر شما آسیب رساندن به بدن در این شرایط بهترین تصمیم است؟
اگر اعتصاب کردم برای این بود که ظلمی را که به همه می رود اعلام کنم. من علیرغم اینکه پاسخ کافی برای اعتصاب غذا داشتم اما قبل از آن از 4 مرجع تقلید تایید گرفتم. برای آرمان و اهداف الهی اگر ضرورت داشته باشد که با اعتصاب غذا اعتراض خود را فریاد کنیم و اگر این کار را برای اصلاح جامعه انجام دهیم جایز است. حتی نقل شده که در این مسیر کشته شدن هم شهادت محسوب شده و جایز است.
ما میخواهیم ارزش های اسلامی را احیا و از حقوق مظلومان دفاع کنیم. حقوقی که مدتی است فوت شده، چه در زندان و چه خارج از آن بیرون. ما گاهی برای احقاق حقوقمان حتی لازم است با جان خود جلو بیاییم و آن را وسط بگذاریم. کسی در این شک نکند.
برخورد مسوولان با اعتصاب غذای شما چه بود؟
آقای مقیسه می گفت تو متشرع هستی ضرر زدن به بدنت حرام است. اما من گفتم انتحار استشهادی ضرر زدن به بدن نیست؟ آیا آنجا هم می گویید حرام است؟ به او گفتم که ما در تهران به نام بابی ساندز یک خیابان داریم. او هم بر اثر اعتصاب غذا جانش را از دست داد. اما شما او را تکریم میکنید؟ حالا که به ما رسید حرام شد؟
اعتصاب غذا شرایط خاصی باید داشته باشد، درست است؟
بله اعتصاب غذا باید هدف مشخص داشته باشد. لازم هم نیست دنبال اهداف کلان و بزرگ گشت. اتفاقا باید هدف ها ریز و کوچک باشند که برای دسترسی به اهداف بزرگتر موانع را بر میدارند. اعتصاب غذا مشکل شرعی ندارد. و اگر هدفمند باشد یکی از راه های مجاز اعتراض است.
در صحبت هایتان به جوانان بند 350 اوین اشاره کردید، روحیه ی بچه ها آنجا چطور است؟
من آنجا برای خیلی از جوان ها یادگاری نوشتم. هر چه هم که یادداشت کردم ذیل امضایم برایشان نوشتم “بند 350 آزادترین جای ایران است.” بچه ها آنجا آزادانه صحبت می کنند. خط قرمز ندارند. و با اینکه اختلاف فکری و سیاسی زیادی وجود دارد، گرایش های مختلف به راحتی یکدیگر را تحمل می کنند. در یک اتاق ممکن است 5 گرایش فکری وجود داشته باشد اما همه آنجا خیلی دوستانه با هم مکالمه می کنند و با احترام با دیدگاه های یکدیگر برخورد می کنند. من دویست و دومین زندانی آن بند بودم و با جرات می گویم در نگاه و اعتقاد یک نفر هم ذره ای تزلزل و تردید ندیدم.
اعتراض هایی از جنس اعتراض های خود را چقدر در تحقق مطالبات مردم، موثر و مفید می دانید؟
من فکر می کنم ما تکلیفی داریم. اندیشه ها و گرایش های مختلف برای من ارزشمند است. به همه ی اندیشه ها هم احترام می گذارم. از طرفی همه هم می دانند که من فردی مذهبی هستم و به دنبال دفاع از آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی هستم. من تلاشم را می کنم و مطمئنم پیروز می شویم. ما الان در مسیری هستیم که نهایت آن رسیدن به آزادی و دموکراسی است. با هر تفکری در این قطار یا کشتی همسفریم. اندیشه ها ممکن است متفاوت باشد اما هدف یکی است و نفس حرکت مهم است. هر کس با کاری که در توان دارد. من با نوشتن، کسی دیگر با صحبت کردن. اما نهایتا ما به نتیجه می رسیم. زیاد دور نیست آن روز.
همه ی افراد توان شما را در نوشتن ندارند و یا اگر هم دارند ممکن است برد خبری و تاثیر گذاری شما را نداشته باشند.
هر کس باید در هر زمان به تکلیفی که بر گردن دارد فکر کند. هر کس باید در حد وسعش روشنگری کند. ممکن است کسی با 5 نفر تاثیر گذاری حرکت کند، کسی با صد هزار نفر. مهم برد نیست، مهم این است که آگاهی بخشی و روشنگری کامل انجام شود.
شما معتقد هستید که به زودی آن روز می آید و مردم در مسیر آزادی پیروز خواهند شد. اما گاهی نا امیدی از رسیدن در مردم دیده می شود. با این چه برخوردی باید کرد؟
تاخیر در رسیدن به اهداف و جامعه ی مطلوب نباید ما را نگران کند. چون ما نباید پیروزی زود هنگام داشته باشیم. ما و مردم ما هنوز آماده نیستیم. ما تمرین دموکراسی نکردیم. ما با پیروزی های زودرس به ایده آل نمیرسیم.
آماده نیستیم یعنی چی؟ چطور می توانیم آماده شویم؟
اولین مشکل این است که در ذهن ما بت سازی هست که باید آن را از خود دور کنیم. ببینید جامعه ی ما عادت کرده به تملق و دست بوسی و چاپلوسی. ما در مرحله ی اول باید بتوانیم این مشکل را حل کنیم و از آن فاصله بگیریم.
من در بند 350 زیر دست جوانی بودم که سرم را اصلاح کند. این جوان به اتهام واهی نفاق به سه سال حبس محکوم شده بود. به او ظلمی شده بود که آزارش می داد.
از همان اول که شروع کرد به کوتاه کردن موهای من، به تندی انتقاداتش را آغاز کرد که شماها با ما چنین کردید و این بلاها را امثال شما بر سر ما و مردم آوردید. شماها در آینده ی کشور جایی ندارید و از این دست انتقادات. در انتها گفت که همه ی شماها را باید تیرباران کرد. حسابی درددل کرد. من هم آرام آرام صحبت کردم و توضیحاتی به او دادم. پسر شوخی بود در آخر حتی با شوخی گفت: تو آدم خوبی هستی بقیه را که تیرباران کردیم تو را دار می زنیم چون تو آدم خوبی هستی. این تفکر یواش یواش باید اصلاح شود و ما به این خواهیم رسید که همه چیز را باید به قانون بسپاریم و به هر کس در محکمه ی عادلانه در حد جرایمش رسیدگی و او را مجازات کرد. از این فضای احساسی هم باید دور شد. آن جوان به من گفت شما کار را به جایی رساندید که من در خیابان یک آدم با ریش می بینم حالم بد می شود.
جوان برای کاری از اتاق رفت بیرون من به دکتر شعله سعدی گفتم این فحش ها حق ماست حتی اگر کاری نکرده باشیم برای ظلمی که بر خیلی ها رفت و ما سکوت کردیم حقمان است. این جوان هر چه می خواهد باید بتواند فحش دهد. البته بعد از حرف زدن و اینکه دید من به تفکراتش احترام می گذارم و مثل کسانی که به او ظلم کرده بودند نیستم، با من رفیق شد. اما این جوان نمونه ی یک واقعیت است که در جامعه ی ما از آن کم نیست هر کس در حد توانش باید روشنگری کرده و مردم را آگاه کند. حتی اگر یک نفر را روشن کند. این وظیفه ی اوست. در این صورت ما آماده می شویم برای ساختن یک جامعه ی ایده آل.
کمی از هم بندان بپرسیم. از آقای شعله سعدی گفتید. در خبرها شنیده ایم که دکتر شعله سعدی حال جسمانی مساعدی ندارند شما خبری از وضعیت ایشان دارید؟
من پرونده ی دکتر شعله سعدی را دیدم ام آر آی ایشان را هم دیدم. وضعیت ایشان و نخاع و مهره ها بسیار خطرناک است و باید زودتر تحت عمل جراحی قرار بگیرند. اصلا شرایط خوبی ندارند. نمیدانم چرا مخالفت می کنند چون وضعیتشان بسیار بد است. حس در قسمتی از دست ها از بین رفته و تحت فشار است از ناحیه ی مهره های گردنی و باید سریعا عمل شود.
درباره ی حسین رونقی وبلاگ نویس سبز هم خبرهای نگران کننده ای شنیدیم از ایشان هم خبری دارید؟
این جوان آنقدر با روحیه و با انرژی است که من از او انرژی می گرفتم به جای به او روحیه بدهم. اما درباره ی مسائل پزشکیش به من چیزی نگفت. البته ما در یک طبقه نبودیم و من خبر نداشتم از احوالش. دیدار ما محدود شد به یک ملاقات در کتابخانه و گفتگوی کوتاهی که در آنجا با هم داشتیم و یادگاری هایی که برای هم نوشتیم.
متشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
خبر مرتبط:














سلام
سلام به تمام مبارزان راه ازادی و شرف و تکریم انسانیت،سلام به تمام انهایی که به خاطر عقیده ی خود در زندان ها به سر میبرند،درود بر انسانهای ازاده ی وطنم،درود بر انسانهای سخت تر از فولاد و استوار تر از کوه ها،
اقای دکتر نوید پیروزی از زبان شما شوری دگر در جان ما افکنده است ،افرین بر شما و بر تمام ازادگان جهان
همیشه در مرامتان پیروز باشید
چه می شد ما ایرانی ها همه مثل شما فکر می کردیم و دست به دست هم می دادیم وبا سعه صدر و تساهل برادرانه هم دیگر را تحمل می کردیم. بی تردید آن جوان از ابتدا چنین خشن نبوده است. رفتاری که با او شده اورا به کسی تبدیل کرده که می خواهد انتقام بگیرد. آخه وقتی از صبح تا شب از هر رسانه ومنبر ومسجدی از انتقام از دشمن وداغ ودرفش صحبت می شود وبا کوچکترین خطایی ادم ها محاکمه و مجازات می شوند دیگر چه جایی برای رحمانیت آدمی باقی می ماند. ما به کیسه ای از نفرت تبدیل شده ایم. فقط رفتارهایی مثل رفتار دکتر خزعلی و نظیر ان می تواند از این نفرت وخشونت بکاهد.
با این پیشنهاد دکتر خزعلی موافقم که هر کس هرچقدر که می تواند به جامعه آگاهی دهد.برای همسایگان و آشنایان حتی نامه بنویسد و مواضع جنبش و مظالمی را که به مردم و جوانان می شود بیان کند و از آنان بخواهد از سکوت و بی مسئولیتی خارج گردند و به روزی بیاندیشیند که در پیشگاه خداوند هر یکرا نگاه می داریند و می گویند شما مسئول بودید. و حتی می توان این آسلاع رسانی را به همسایگان نییز منتقل کرد بدون اینکه نیاز به معرفی خود باشد. و از سود جویی ها و تخلفات آشکار مالی و تجاوزات به حقوق مردم که مشخص و غیر قابل تردید است نیز باید نوشت. به امید روزی که مردم یکپارچه و با آگاهی تمام به استیفای حقوق یکدیگر قیام کنند . و مطالبه ضروری و به روز امروز ما آزادی رهبران جنبش از اسارت طاغوت باشد. یخوابیم که پس از بیدار ی اندوه ما بسیار خواهد بود
ضمن تبريك به آقاي دكتر خزعلي بخاطر عقيده به دموكراسي و آزادي وپدر مجتهد ومحترمشان براي تربيت چنين فرزندخلفي حال اگر بنا است اسلام حكومت كنند آيا مراچع تقليد بايد حكومت كنند يا مردمي كه بقول كتاب خدا اكثراآنها جاهل هستند و فاقد عقل آقاي دكتر عقيده شما چيست؟!
واقعا اگر نظرات مخالف حذف می کنید یعنی که دارین به همون روش اقتدار گراها عمل میکنید من اصلا آدم مذهبی نیستم ولی در فردای پیروزی ایران اگر بخواهند افراد مذهبی رو تحت فشار بزارن یا اجازه فعالیت های سیاسی و اجتماعی کمتر بهشون بدن یعنی که ایران دوباره مثل امروزش راه ویرانیرو طی خواهد کرد و چند سال بعد از گذشتن از زمان پیروزی باید شاهد حضور دیکتاتور جدیدی باشیم اما مثلا لاییک که شایید از دیکتاتوری مذهبی یه کمی بهتر باشه ولی در نهایت دیکتاتوری همون دیکتاتوریه
واقیعیت این است آنهای که به ظاهردربندهستند آزادگانی هستندکه باایثارگری برای نجات مردمی که دربند هستند وخیال میکنند آزاد هستند مبارزه میکنند
رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید, زندانیان بی گناه سیاسی مردم ایران را ازاد کنید.
مهمترین ویژگی دکتر خزعلی حر بودن ایشان است . در حالیکه می توانست امارت و صدارت حکومتی بگیرد به جبهه حق پیوست ما امیدواریم همه ی کسانی که از سر غفلت در جبهه مقابل مردم عمر گرانمایه را سپری می کنند هرچه زودتر بیدار شوند تا عاقبت به خیر گردند.یا حسین میرحسین
فایل صوتی مصاحبه هم اگه باشه بهتره اینطوری بهتر می تونیم صدای مومنانه ی ایشونو درک کنیم …
درود بر تو مهدی جان و درود بر ازادی
دوست دارم دکتر
سلام. میدونی مشکل اصلی مملکت ما اینه که دنبال نامها می دویم. بت سازی ما رو به اینجا رسونده
مشکل اصول گرایان این بوده که فکر می کردند خیلی مومن و خداپرستند بعدا خودشان فهمیدند که اشتباه می کردند.
آن ناشناسی که خودش را خیلی مومن میداند و بقیه را کافر باید بداند که تنها خداست که می داند چه کسی باتقواست و چه کسی ظاهرا مومن و شارلاتان است.
نه نماز نه روزه و نه جای مهر بر پیشانی؛ هیچکدام نشانه ایمان نیست زیرا مومن کسی است که مردم از دست اعمال و رفتار او در امان باشند. آیا مسولین جمهوری اسلامی اینگونه اند؟
دوستت دارم دکتر خزعلی تو واقعا پیرو امام علی هستی و کشته شدن در راه حق را افتخار خود وحق میدانی انشا الله بزودی با لطف خدا پیروز خواهیم شد و عدالت را در ایران اجرا خواهیم کرد و دل پدر ومادران شهید داده در راه حق را شاد خواهیم کرد به امید خدا
درود و سلام بر تو.
آزادگیت را میستایم
ناشناس جان:
فکر نمی کنید این شیوه مطالب نوشتن خطاب به کسی که دارد با این رژیم مبارزه می کند سبب دلسردی دیگران می شود؟
قطره قطره مردن وشب جمع را به سحر آوردن
در باره بابی سنز
از صمیم قلب خوشحالم برادران عزیزمان آزاد میشوند.ولی برای من این معما شده که چرا تشکیلات جنبش سبز هیچ اقدامی برای آزادی مهندس میرحسین و شیخ کروبی قهرمان و همسران بزرگوارشان انجام نمیدهند و هیچ برنامه ای ندارند.این چه جنبشی هست که جندین ماه است از رهبران خود خبر ندارد.به امید آزادی این عزیزان و تمامی زندانیان سیاسی بابا ترا بخدا کاری ارائه بدهید.
تعجب چرا سایت های شما صدای مخالف دیده نمشه
درود بر خزعلی مومن که چون کوه استوار ایستاده است
درود به دکتر خزعلی این افتخار مسلمانان اگاه بمکتب مولا ، اندشمند پارسا و شجاع ( یکنفر از جیره خواران حکومتی نمیتواند یک بحث دینی و علمی با این انسان وارسته بکند و محکوم نشود !!!! ) .
خدايا سپاسگزارم/ خدايا خيلي سپاسگزارم
درود بر بابی سندز ایرلندی
و درود بر بابی سبز های ایرانی
امروز نه آغاز و نه انجامِ جهان است / اى بس غم و شادى كه پسِ پرده نهان است / گر مردِ رهى غم مخور از دورى و ديرى / دانى كه رسيدن هنرِ گامِ زمان است/
آقاي دکتر ! از آزادي تان خيلي خوشحالم. به اميد آزادي همه بي گناهان دربند.
به نام خدا يقينا هربار شخصيتي شاخصي مانند جناب اقاي خزعلي به زندان مي رود تيري بر پيكر جهالت خرافه وريا زده مي شود وبارقه ايي از اميد
دردل پيروان راستين حق وحقيقت تابيده مي شود ان تنصرالله ينصركم
دکتر! باورت نمی شه. از لحاظ وضع ظاهر اصلا با هم سنخیتی نداریم و تنها شباهتمون اینه که منم دکترم . البته مثل شما پارتی نداشتم که تخصص بگیرم اما شمارو و همه همکارانم که عازم جبهه ها شدند رو خیلی دوست دارم و هم خیلی ازشون ممنونم. به راستی که ما نیاز به یک کار فرهنگی دراز مدت داریم و هرچه زودتر شروع کنیم زودتر به اهداف خود می رسیم. مشکلات قضایی و سیاسی و اقتصادی ما چنانچه مشکل فرهنگی حل شود خیلی ساده تر حل خواهند شد.
درود بر بابی سندز های ایران
دسلام و درود بر دکتر خزعلی – آزادیتان مبارکباد- اون جوان هم از سر نفهمیش بود که باشما اونطور صحبت کرد- اگه یه کم درک سیاسیش عمیق بود می فهمید که با چه کسایی باید اونطور صحبت کنه
آخ که چقدر شجاعی. راستی چندتا از پزشک های ما اینطوریند؟
سلام امیدوارم هر چه زودتر امادگی کسب کنیم وبت پرستی را کنار بگذاریم و یادمان باشد که فرق نمی کند بت چه کسی باشد
درود بی پایان به آزاد اندیشان و آزادیخواهان کشور همیشه سبز ایران