آقای خاتمی شرط نگذاشته، شرایط انتخابات سالم و منصفانه را مطرح کرده است
چکیده :شروطي كه آقاي خاتمي مطرح كردند به هيچوجه خواستهها و مطالبات آقاي خاتمي نيست. اساسا شرط هم نيست. در جايي ديدم كه برخي سخنان آقاي خاتمي را كف مطالبات اصلاحطلبان مطرح كردهاند. به نظر من چنين برداشتي صحيح نيست. آنچه آقاي خاتمي مطرح كرده است شرايط و لوازم منطقي يك انتخابات سالم و منصفانه است. شرايط و لوازمي كه بدون آنها مشكل بتوان آنچه را كه برگزار ميشود انتخابات ناميد....
محسن آرمین فعال سیاسی و نایب رئیس مجلس ششم معتقد است که آنچه آقای خاتمی برای حضور در انتخابات مطرح کرده است شرایط و لوازم منطقی یک انتخابات سالم و منصفانه است که بدون آن، هر آنچه که برگزار شود مشکل بتوان انتخابات نامید. وی معتقد است که مخالفت با اين شرايط به معناي عدم اعتقاد و فقدان اراده لازم براي برگزاري يك انتخابات سالم و منصفانه است.
وی که با روزنامه اعتماد گفت و گو می کرد درباره آنچه رئیس جمهور سابق کشورمان درباره انتخابات مطرح می کند گفت:شروطي كه آقاي خاتمي مطرح كردند به هيچوجه خواستهها و مطالبات آقاي خاتمي نيست. اساسا شرط هم نيست. در جايي ديدم كه برخي سخنان آقاي خاتمي را كف مطالبات اصلاحطلبان مطرح كردهاند. به نظر من چنين برداشتي صحيح نيست. آنچه آقاي خاتمي مطرح كرده است شرايط و لوازم منطقي يك انتخابات سالم و منصفانه است. شرايط و لوازمي كه بدون آنها مشكل بتوان آنچه را كه برگزار ميشود انتخابات ناميد.
مخالفت با خواسته های خاتمی به معنای برگزاری یک انتخابات ناسالم و غیر منصفانه است
وی با تکرار این خواسته ها گفت: پايان دادن به فضاي امنيتي نظامي، آزادي مطبوعات و احزاب منتقد، بيطرف بودن مرجع نظارت برانتخابات كه آقاي خاتمي مطرح كردهاند لازمه يك انتخابات واقعي است. از اين رو مخالفت با اين شرايط به معناي عدم اعتقاد و فقدان اراده لازم براي برگزاري يك انتخابات سالم و منصفانه است.
آرمین معتقد است که جريان حاكم در تبليغات خود نكات مطرح شده از سوي آقاي خاتمي را به عنوان پيششرطهاي سياسي اصلاحطلبان براي شركت در انتخابات معرفي ميكند. هدف از اين وارونهنمايي هم روشن است. آنها نميتوانند صريحا بگويند ما حاضر به دادن آزادي به احزاب و مطبوعات نيستيم. نميتوانند بگويند شرايط امنيتي- نظامي بايد ادامه يابد. نميتوانند صريحا بگويند انتخابات بايد زيرنظر مرجع ناظر وابسته و غيرمستقل برگزار شود، از اين رو نكات مطرحشده از سوي آقاي خاتمي را پيششرط معرفي ميكنند تا بتوانند صورت مساله را تغيير داده و در پاسخ بگويند ما هيچ پيششرطي را نميپذيريم.
در دوره های قبل هیچگاه یک مقام نظامی برای سیاسیون تعیین تکلیف نمی کرد
مساله امروز اصلاحطلبان اصل انتخابات است
وی با اشاره غیر مستقیم به تعیین تکلیف فرمانده سپاه برای حضور خاتمی و اصلاح طلبان در انتخابات گفت: يك نكته روشن است و آن اينكه در دورههاي گذشته هيچگاه يك مقام نظامي براي سياسيون تعيين تكليف نميكرد و مدعي دادن مجوز ورود به انتخابات به اين و آن نميشد. بنابراين بايد پذيرفت شرايط امروز ما ماهيتا با شرايط گذشته متفاوت است. مساله امروز اصلاحطلبان اصل انتخابات است درحالي كه در گذشته چنين اصلي كمابيش مفروض گرفته ميشد و تنها نسبت به مخدوش شدن آن ابراز نگراني ميشد.
مشکل کشور فقدان مناسبات دموکراتیک در قدرت است
وی معتقد است که مشكلات كشور ناشي از اين يا آن شخص نيست و با رفتن اين يا آن شخص هم حل نميشود.
به اعتقاد آرمین ، مشكلات كشور ناشي از نگاه به مقوله قدرت و مناسبات موجود در عرصه قدرت است. مشكل كشور فقدان مناسبات دموكراتيك در حوزه قدرت و روابط ميان حكومت و جامعه است.
وی افزود: نقطه عزيمت حركت به سوي حل ريشهيي مشكلات كشور برگزاري انتخاباتي آزاد و مشروعيتآفرين است. متقابلا هرچه بر وضع موجود لجوجانه تاكيد شود و به سمت مناسبات غير دموكراتيكتر حركت شود مشكلات پيچيدهتر و اوضاع بحرانيتر ميشود.
دولت فعلي معلول مناسبات ناسالم حاكم بر عرصه قدرت است
وی حذف اصلاحطلبان و تن ندادن به انتخاباتي آزاد و منصفانه بويژه با توجه به شرايط داخلي و خارجي كنوني باعث کور تر شدن گره بحران ها عنوان کرد و گفت :برخي بويژه اصولگرايان سنتي تصور ميكنند با تغيير دولت و رفتن اين و آمدن آن مشكل حل ميشود. آنها از اين حقيقت غفلت ميكنند كه دولت فعلي خود معلول مناسبات ناسالم حاكم بر عرصه قدرت است و نه عامل آن. بنابراين تا چنين نگاه و ساختار معيوبي وجود دارد، اميد به اينكه با آمدن فرد يا گروه جديد مشكلات كاهش مييابد، اميدي واهي است و در صورت تغيير اين نگاه خواسته و مطلوب اصلاحطلبان محقق خواهد شد و ديگر مهم نيست كه آنها در قدرت باشند يا نباشند.
جامعه نامساعدترين شرايط را در سي سال گذشته تجربه ميكند
آرمین از سوی دیگر به وضع فعلی جامعه نگاهی انداخت و گفت: گمان نميكنم هيچ ناظر منصف و بيطرفي در اين واقعيت ترديد داشته باشد كه در حال حاضر جامعه ما نامساعدترين شرايط را در سي سال گذشته تجربه ميكند.
وی تشریح کرد: در حال حاضر يكي از بالاترين نرخهاي تورم و گراني و بيكاري را تجربه ميكنيم. آمارهاي رسمي از كمترين ميزان ايجاد اشتغال سالانه در دو دهه اخير خبر ميدهند. نرخ رشد اقتصادي و توسعه و آباداني كشور با وجود درآمدهاي نفتي سرشار در سالهاي اخير به حد يك يا دو درصد رسيده و براي سال جاري نرخ رشد صفر يا منفي پيشبيني ميشود. آمارها و شاخصهاي اقتصادي چنان نااميد كننده هستند كه بانك مركزي اكنون چند سالي است از ارايه آمار تورم و بيكاري و نرخ رشد اقتصادي خودداري ميكند. امكان برخورداري و استفاده از درآمد حاصل از فروش نفت هر روز مشكلتر ميشود. مطالبات چهل ميليارد دلاري از چين و هند و كرهجنوبي و… بابت فروش نفت و عدم امكان دريافت ارز آن اكنون به يك معضل بزرگ تبديل شده است.
وی افزود: وضع ناگوار حاكميت قانون در حال حاضر با هيچ دورهيي قابل مقايسه نيست. بيشترين ميزان تخلف از قانون بودجه در سالهاي گذشته از حد پانزده درصد تجاوز نميكرده است اما امروز مجلس تخلف 63 درصدي از قانون بودجه را گزارش ميكند. اين امر نوعي به هم ريختگي و بيضابطگي و عدم روالمندي را بر كشور حاكم كرده است. رييس كل بانك مركزي از وضع سختتر اقتصادي در آينده خبر ميدهد و مردم را به آمادگي براي شرايط شعب ابوطالب دعوت ميكند. از نظر اجتماعي نيز وقايع تاسفبار و نيز آمارهاي تكاندهنده رشد فساد و ناهنجاريهاي اجتماعي حكايت از آن دارد كه امنيت اجتماعي و اخلاقي جامعه به وضع هشداردهندهيي رسيده است.
به اعتقاد نایب رئیس مجلس ششم، مردم عادي عموما از طريق آثار ملموس سياستها و برنامهها بر زندگي روزمره خود داوري ميكنند. مادام كه آثار و نتايج برنامهها و رويكردهاي خطا و اشتباه در عرصههاي اقتصادي و اجتماعي و نيز سياست خارجي خود را در زندگي مردم نشان نداده بود، مقايسه ميان كارنامه اصلاحطلبان و اصولگرايان براي عموم مردم چندان كار سادهيي نبود اما امروز پس از شش سال كه آثار آن سياستها و برنامهها در زندگي روزمره مردم به خوبي خود را نشان ميدهد امكان چنين مقايسهيي را فراهم آورده است.
حامیان سابق دولت امروز حاضر نیستند مسئولیت وضع موجود را بپذیرند
وی به حامیان سابق دولت اشاره کرد و گفت: نتايج چنين مقايسهيي كاملا روشن و بيابهام است. آنچنان روشن كه حاميان و شركاي سابق كه همواره از روند امور دفاع كرده و مطلوبترين تصاوير را از وضع كشور براي مردم تصوير ميكردند، امروز حاضر نيستند مسووليت وضع موجود را بپذيرند و آن را به گردن يكديگر مياندازند. از اين رو ميتوان به يقين گفت مقبوليت اجتماعي اصلاحطلبان بسيار افزايش يافته است.
وی به اولویت های اصلاح طلبان در صورت در اختیار گرفتن قدرت نیز اشاره کرد و گفت: در اين شش سال تحولات شگرفي در عرصه سياست و اجتماع رخ داده و شرايط تغيير كرده است بنابراين طبعا اولويتهاي اصلاحطلبان در صورت به دست گرفتن قدرت نميتواند همان اولويتهاي گذشته باشد.
جامعه نیازمند یک بازسازی اجتماعی و اخلاقی است
وی معتقد است که به گمان من جامعه ما در حال حاضر پيش و بيش از بازسازي اقتصادي نيازمند يك بازسازي اجتماعي و اخلاقي است. مشكل ما در حال حاضر به مراتب فراتر از ساختارهاي اقتصادي منهدم شده نظير شوراهاي پولي و اقتصادي و سازمان برنامه و بودجه منحل شده يا كاهش ظرفيت توليد نفت به دليل استحصال بي رويه و عدم سرمايهگذاري براي صيانت از چاههاي نفت يا ركود و توقف پروژههاي عسلويه و عقبماندگي چند دهه از قطر در بهرهبرداري از ميدان گازي مشترك يا بيكاري و گراني و نرخ تورم بالا و نرخ رشد در حد صفر و… است.
با يك انحطاط اجتماعي و فروپاشي اخلاقي روبرو هستيم
وی افزود: ما در حال حاضر با يك انحطاط اجتماعي و فروپاشي اخلاقي روبرو هستيم كه آثار آن را ميتوان در گسترش فرهنگ خشونت، جامعه مشاهده كرد. دروغ و ريا و بياخلاقي و طي سالهاي اخير ضربات كاهنده و كاري خود را بر پيكره اخلاق و امنيت اجتماعي وارد ساخته است و خشونت به جامعه تزريق شده است.
بازسازی اقتصادی در گرو بازسازی اخلاقی جامعه است
به اعتقاد آرمین، بازسازي اقتصادي و جبران عقبماندگيهاي ايجاد شده در گرو بازسازي اخلاقي و اجتماعي و احياي اعتماد از دست رفته اجتماعي است. به گمان من اصلاحطلبان اگر به قدرت برسند، فراتر از شعارهايي نظير اجراي بي تنازل قانون اساسي بايد بازسازي اخلاقي اجتماعي و احياي اعتماد عمومي را كانون اهتمام خود قرار دهند.
برای گروهی از اصولگرایان انتخابات نتیجه اش معین و تضمین شده است
وی همچنین اصولگرایان را به دو دسته تقسیم کرد: یکی اصولگرايان افراطي و غيرواقعبين بيش از مشاركت فراگير مردم به حفظ قدرت و نتيجهگيري از هزينههايي كه تاكنون كردهاند، ميانديشند. آنان حتي به لطمه ديدن امنيت ملي در انديشه حفظ قدرت خويشند. از اين رو بهترين انتخابات از نظر ايشان انتخاباتي با نتايج معين و تضمين شده است. اينها همانها هستند كه براي اصلاحطلبان تعيين تكليف ميكنند و آنان را به توبه ميخوانند و ادعا ميكنند هيچ نيازي به حضور اصلاحطلبان در انتخابات ندارند. تكليف آنها با ديگران روشن است. از نظر ايشان در هر ايستگاه بايد گروهي از قطار انقلاب پياده شوند و انقلاب خالصتر شود. مساله آنها فقط اصلاحطلبان نيستند، آنها با هر جريان متفاوت با خود و نه لزوما ضد خود مشكل دارند. بعد از پياده شدن هر گروه در ايستگاه بعد نوبت به گروهي ديگر خواهد رسيد.
وی درباره گروه دوم گفت: اما گروه دوم كه واقعبينتر هستند و نگاهي مصلحتانديشانهتر دارند، با توجه به شرايط بحراني داخلي و خارجي معنا و اهميت انتخابات پرشور را ميفهمند و ميدانند برگزاري چنين انتخاباتي بدون حضور اصلاحطلبان ممكن نيست.
او درباره اصولگرایان افزود: شش سال از تمام عملكردها و سياستها و مواضع مخرببخش افراطي حمايت كردند ولي به خاطر حفظ قدرت و موقعيت آگاهانه بر آن سرپوش گذاشتند و در ماههاي اخير كه از يك سو نتايج آن سياستها و عملكردها آشكار شده و از سوي ديگر بر اثر يك اشتباه تصادفا موضع افراطيون تضعيف شده است، از آن تبري ميجويند و همان انتقادهاي اصلاحطلبان در اين شش سال گذشته را تكرار ميكنند.
اصولگرایان یک روز یکصد امضا برای سوال و استیضاح جمع می کنند روز دیگر فراموش می کنند
آرمین در عین حال معتقد است که اصولگرایان در همين انتقادها و مخالفتها نيز جدي نيستند زيرا ميبينيم در اين انتقادها برخلاف نامشان همچنان عملگرايانه رفتار ميكنند و به تناسب شرايط روز گاه تند و هيجاني عمل ميكنند و گاه كند و گاه حتي ابراز اتحاد و همسويي ميكنند. نمونه آن هم اينكه گاه از دروازه تو نميروند و به هيچ كانديداي پيشنهادي براي وزارتخانهها حتي اگر صلاحيتهاي لازم را داشته باشد راي اعتماد نميدهند و يكصد امضا براي سوال و استيضاح جمع ميكنند و روزي ديگر كه مصلحت اقتضا ميكند از سوراخ سوزن تو ميروند و بدون در نظر گرفتن صلاحيتها به كانديداهاي وزارت راي ميدهند آن يكصد امضا نيز به فراموشي سپرده ميشود. گويي كه اصلا سوال در ميان نبوده است.
وی امكان ائتلاف اصلاحطلبان با چنين نيروهایی را منتفي دانست و گفت: در عين حال بايد بر اين نكته نيز تاكيد كنم كه ائتلاف غير از گفتوگو و مذاكره براي تبيين ديدگاهها و درك همدلانهتر مواضع است. به گمان من اصلاحطلبان همواره ميتوانند و بايد با هدف روشنگري و درك صحيحتر ريشه مشكلات كشور با اصولگرايان غيرافراطي بويژه عناصر منصفتر و فهيمتر ايشان رابطه و گفتوگو داشته باشند.
مشکلات کشور در چارچوب مناسبات درون نخبه ای حل نمی شود
آرمین معتقد است که از نظر اصلاحطلبان مشكلات كشور در چارچوب مناسبات درون نخبهيي حل نميشود، بلكه حل مشكلات در گرو تغيير نگاه به مقوله قدرت و مناسبات ميان حكومت و جامعه و مشاركت نهادينه و تضمين شده مردم در قدرت است.














بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بودهایم
تحلیل بسیار درستی ایشان انجام دادند (دولت فعلی معلول مناسبات ناسالم حاکم بر عرصه قدرت است)
بی عرضگان نا آگاه! چرا که بی عرضگی معلول ناآگاهی است.
حداقل اونای که از اقای احمدی نژاد حمایت کردن،جوونای مردمو کشتن،دم از اسلام میزنن این غلطی که کردنو بپذیرن
بایدها و بیان مسئله مشکلی را حل نمیکند. مسائل و راه حلها روشنند. الآن وقت عمل است… الآن وقت عمل است… بسم الله…!
همه این شرایط هم که فراهم بشه، تا وقتی یک شخص خاصی هست که رأی دادن رو مصادره به مطلوب خودش میکنه ما رأی نخواهیم داد.
با سلام و درود فراوان،
تحلیل فوق به نکات درستی در رابطه با مناسبات قدرت و تاثیر پایهای و اساسی آن بر نا بسامانیها و انحطاط کشور ، اشاره نموده. تحلیل فوق همچنین به درستی میگوید که مشکل کشور، تاکتیک اصلاح طلبان در شرط گذاری برای شرکت در انتخابات نیست. `شرکت مشروط ` ، تاکتیک و راه حل است. مشکل و یا صورت مساله مناسبات و ساختار قدرت است. پس اصول گرایان و یا حکومت بایستی در مورد مساله جوابگو باشند نه حمله کننده به تاکتیک یا راه حل اصلاح طلبان.شگفت انگیز است که کسی که قدرت را در دست دارد به جای حل مشکل به کسانی که قدرت را در دست ندارند میتازد.
قسمت دیگر تحلیل آقای ارمین، در واقع، یکم گام به عقب بردن کلّ جریان است. ایشان با تعریف دوباره صورت مساله ، روشنایی و توجه را از راه حل برداشته اند و خود نیز راه حلی ارائه نداده اند. راه حلی که ارائه میشود بایستی با توجه به کلّ نیروهای روی زمین و گرایشات آنان ، و ساختار قدرت در نظام و رابطه اصولگرایان با آن ساختار قدرت و محاسبه احتمال رفتار آنان در هر آلترناتیو , احتمال و مدت زمان تقریبی و هزینه رسیدن به نتیجه را محاسبه نماید. تنها در آن صورت میتواند در مورد مزیت یک روش و یا تاکتیک بر دیگری سخن بگوید. ( در مورد هزینه بایستی هزینه کلی تحمیل شده بر کشور در نظر گرفته شود)
ظاهرا آقایان هنوز از ایستادن تمام قد در برابر زیاده خواهی و دیکتاتور منشی حاکمان پرهیز دارند.
چرا می ترسید بگویید ما برای شرکت در انتخابات شرط داریم؟
شرکت در انتخابات آینده بدون قید و شرط پایان عمر سیاسی اصلاح طلبان درون نظام خواهد بود
به اعتقاد ما راس هرم قدرت در کشور به هر نحو ممکن که شده باید در معرض “یک شوک جدی و غیر قابل چشم پوشی” قرار بگیرد به امید اینکه از خواب زدگی عمیقی که بدان معتاد شده خارج شده و از نتیجه بخش بودن سیاست های ایران ستیز و ضد مصلحانه خود نا امید گردد و منتقدین کارشناس و منصف خارج از دایره بسته حکومت را به چاپلوسان بی عرضه و بد اخلاقی که در لایه های متعدد گرد او جمع شده اند ترجیح بدهد. هر فرد و گروه سیاسی تحت هر نام و توجیهی حتی “صحبت” از شرکت در انتخابات بکند خواسته یا ناخواسته در گوش حمار قدرت در ایران لالائی درست بودن سیاست های خود و لاجرم افسار گسیختگی بیشتر او را خوانده است.
اگر نظا میان از عرصه اقتصادی و سیاسی کنار نروند و شورای نگهبان با این بینش تنگ نظرانه و متحجرانه بر کشور حکومت کند و بجای قانون ومردم چندسپاهی و روحانی متحجر در نماز جمعه ها برای مردم خط ونشان بکشند .کشور بر همین منوال پیش خواهد رفت تا در گردابی بزرگ فرو شود که دیگر ترو خشک را با خود خواهد برد خدا کند تا دیر نشده این مسئو لین سر عقل بیا یند
از كلمه تعجب ميكنم كه مطالب شرق و اعتماد را نقل ميكند. يعني تنها سايت ميرحسين اينقدر كفگيرش به ته ديك خورده و نميتواند مطالب دست اول توليد كند؟ آيا افرادي مثل همين آقاي آرمين لابد جرأت نميكنند با كلمه گفتگو كنند. خيلي تأسف آور است.
کلمه: دوست عزیز وظیفه کلمه آگاهی بخشی است. روزانه این سایت مصاحبه ها و اخبار تولیدی خود را دارد ضمن اینکه از مطالب ودیدگاه های دیگر رسانه ها نیز استفاده می کند تا مخاطبانی که احیانا به رسانه های دیگر سر نمی زنند همه این دیدگاه را در این سایت مشاهده کنند.
دیگر از این حکومت چیزی عاید مردم نمیشود. باید با یک رفراندوم ملی و ایجاد مجلس موسسان ملی معین نمود که آیا مردم این رژیم را میخواهند یا خیر؟ قانون اساسی فعلی سر منشا تمام مشکلات کشور است که قدرت مطلقه به یک فرد داده است.
Yek entekhabate Salemo Azad, mostalzeme dashtane sharayete DEMOKRATIK mibashad
va an sharayet behich vajh voujud nadarad,,,, HASR natijeye najvanmardane ghodrat parastan
MOUSAVI,,,,,,,,, faghat be onvane yek shahrvand na bishtar, kodam emkanate ejtemaei ra dar ekhtiyar dasht
دوستان خوش باور سلام
اگر آقای خاتمی از بیان مطالبی که گفته شد قصدشان شرط گذاری برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات نبوده حتما در یک فرایند مطقی جناب آرمین هم از مصاحبه با یک نشریه دوباره احیا شده داخلی، قصد تمرکز امواج پس از اظهارات برادران خاتمی و سازماندهی مجدد لشگر شکست خورده اصلاح طلبان را نداشته اند؟!
باشد ما نفهمیدیم شما چه نوشته اید؟! مردم همه که گوششان دراز نشده هر چه شما نوشته اید باور کنند
تا کی تزریق نا امیدی و تا کی از آب گل آلود ماهی گرفتن؟ بابا اگر خودتون وقت ندارید یک نفر را بفرستید ایران براتون بگه بین مردم چی میگذره و دغدغه های واقعی شون، مسائل اصلی شون خیلی فراتر از چهار تا زندانی و برانداز از دور و بر شماست!!! خدا همه مریضها را شفا دهد
سلام از ایرانم وبه این برادری که مدعی است کسی را بفرستید ایران تا بداند…….
هموطن خوبم همه مسائل برای ما مهمند .از حصر خانگی گرفته تا مردم بحرین وسومالی واز جنایات صهیونیست ها گرفته تا مردم مظللوم افغانستان وعراق …. خوب من بدان که همه مسائل برای شیعه مهم است اما زمانی در بغل گوشمان ظلمی شده و حصر خانگی وزندان سیاسی ومارا توان مقابله نیست بجز خبر رسانی که کمترین کار ممکن است راهی میماند. نباید دست بدامان دیدبان حقوق بشر شد ونباید واقعیات جامعه را دید .در سخنرانی دیشب هرچیزی هم نقطه قوت ها وهم نقطه ضعف ها بگفته رهبری باید دیده شود
همچنان که تلاشهای هشت ساله اصلاح طلبان دردولت ومجلس ششم نشان داد و ازقراین این دوره به سهولتی می توان استنباط کرد مشکل اصلی بافت وساخت قدرت درکشور نهاد و نظام ولایت فقیهی است . این نهاد اجازه می دهد تا نیروها و قدرتهایی که حقوق ویزه ای برای خود قائلند درچتر حمایت این نظام به بسط قدرت سیاسی واقتصادی خود بپردازند و تمام مراکز و مناطق قدرت را به نفع خود مصادره نمایند. تنها راه برون رفت ازاین مشکل به رفراندوم گذاشتن قانون اساسی و حذف ولایت فقیه بصورت مصداقی ومفهومی است
آقای آرمین اینها اگر چنین قولی را بدهند و پشت قرآن راهم امضاء کنند، من که به آنها اطمینان ندارم. مگر ندیدید؟ نمونه اش خود شما. تا قدری به حقیقت اشاره کردید فورا احضارتان کردند. اینها تاب و تحمل انتقاد را ندارند. اینها نشتسه اند که عده ای چاپلوس تعریف و تمجیدشان کنند. عده ای از خودی ها هم به صورت ظاهر انتقاد کنند. اگر از انتقاد واقعی وحشت ندارد چرا اجازه نمیدهند مقالات جاندار و کوبنده انتقادی که از آن بالا تا پایین را مورد نقادی قرار میدهند چاپ شود؟ البته نگویند ما اجازه میدهیم چاپ شود. مقصودم آزار و اذیت بعد از چاپ شدن است. عیسی سحرخیز چرا زندانی شد؟ به خاطر مقاله شفاهی اش با رادیو فرانسه ، بی بی سی صدای آمریکا رادیو فردا…. چرا ما مردم ایران حق مصاحبه با این رسانه ها را نداریم اما آقای احمدی نژآد حق دارد جون رئیس جمهور است؟ بابا حتی او حق ندارد به صورت زنده در رادیو تلویزیون نطق کند مبادا ناگفتنی ها را ناگهان بگوید. آقا از چه وحشت دارید. تمام دنیا ایراد و اشکالات و فساد دستگاه شما را میدانند. خودتان هم که بارها گفته اید رادیو های خارجی میگویند خوب بگویند. پس چرا وقتی ما می خواهیم با آنها مصاحبه کرده و اشکالات و ایرادات را بگوییم فورا سراغمان می آیید و ما را به شیوه های قرون وسطایی جریمه می کنید. گناه احمد زید آبادی چیست که حقیقت را گفته و او را به شش سال زندان، پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر از نوشتن و مصاحبه محکوم کرده اید. اصلا معنای این گونه تنبیه ها را میدانید؟ گفت یا تو آن کار را نکرده ای یا شمارش را بلد نیستی. ما مدرسته رفتیم و یاد گرفتیم فکر کنیم بنویسیم و انتقاد کنیم. مدرسه نرفتیم که چاپلوسی کنیم. شما خودتان وقتی سرکار نبودید و هروقت انتقاد می کردید و شما را زندانی می کردند هزار بد وبیراه به شاه و ساواکش می گفتید و آبرویش را می بردید پس حال چرا کاری کرده اید که مردم بگویند بابا صد رحمت به زمان شاه معقول حکومتی داشتیم. خوب چرا آن قول هایی را که آنموقع میدادید انجام نمیدهید.
باسلام ودرود برخاتمي و ميرحسين