اخراجی ها، جدایی نادر از سیمین؛ بازی در زمین دیگری
چکیده :به نظر میرسد شکلگیری رقابتی جدی برای جذب تماشاگر و فروش بالای فیلم، در خلال اکران نوروزی، اگرچه امری آگاهانه و هدفمند نبوده است، مخالفان ناخواسته در زمینی بازی کردهاند که قواعد آن از پیش تعیین شده بود. در نتیجه آنچه که توسط برخی مخالفان و منتقدان "رفراندوم" تلقی میشد، در بهترین حالت، حادثهای عادی بیش نبوده است. توضیح آنکه رقابت میان فیلمها و فیلمسازان همواره وجود داشته است و امری تازه و غریب به شمار...
کلمه-رضا نبویان: تعطیلات نوروز امسال با رقابت شدید میان دو فیلم “اخراجیها-3” (به کارگردانی مسعود دهنمکی) و “جدایی نادر از سیمین” (به کارگردانی اصغر فرهادی) همراه بود. از همان روزهای نخست نمایش، خبرها و پیامکهایی منتشر و ارسال شد که عموم را به تماشای یک فیلم یا تحریم فیلم دیگر دعوت میکرد، و البته بازار مباحثات و اظهارنظرهای اینترنتی نیز داغ بود؛ مباحثات و اظهارنظرهایی که از رویدادهای یکسال و نیم گذشته یا سوابق سیاسی و هنري دو فیلمساز و بازیگران فیلم، مبنایی برای نتیجهگیری میساختند و تماشای یکی و تحریم دیگری را بخشی از مبارزه مدنی میدانستند. اخبار میزان فروش دو فیلم، که در پایان تعطیلات اعلام شد، نشان میداد اتفاقا رقابت در خلال اکران نوروزی، به ویژه اگر با میزان فروش سه فیلم دیگر سنجیده شود، جدی و واقعی بوده است. بر اساس این خبرها، تا پايان روز 13 فروردين، فروش فیلم “اخراجیها-3” حدود دومیلیارد و پانصدمیلیون تومان (یکمیلیارد و دویستمیلیون تومان در تهران)، و فروش فیلم “جدایی نادر از سیمین” نیز در حدود یکمیلیارد و دویستوپنجاهمیلیون تومان (هشتصدوپنجاهمیلیون تومان در تهران) بوده است. در این میان، خبرهای حاشیهساز فراوانی هم منتشر شد، از جمله اینکه نابرابری در تعداد سینماهای نمایشدهنده دو فیلم (100 سالن در برابر 45 سالن) امری عمدی بوده است، سی دی قاچاق فیلم “اخراجیها-3” به بازار آمده است، یا اینکه نسخه کامل فیلم “جدایی نادر از سیمین” در اینترنت قابل دسترسی است.
واقعیت آن است که رقابت میان دو فیلم “جدایی نادر از سیمین” و “اخراجیها-3” به جشنواره فیلم فجر (1389) برمیگردد. در حالی که اولی به مدد کارگردانی برجسته، بازیگرانی نامدار و داستانی برگرفته از مسائل و مصائب طبقه متوسط در ایران ارزشهایش را به رخ میکشید، دیگری میکوشید با استناد به داستانی سرراست و طنزآمیز – که به حوادث یکسال و نیم گذشته کشور هم اشاره داشت – و بهرهگیری از بازیگرانی شناختهشده و معروف جایگاه برتر خود را ثابت کند. در این میان، دهنمکی میخواهد سهگانه خود را با دفاع مقدس پیوند بزند؛ یعنی بخشی از تاریخ ایران پس از انقلاب که در تغییرات سیاسی و فرهنگی کشور بسیار موثر بوده و البته همواره برای مردم مهم و جذاب است.
استقبال عمومی از فیلمهای هر دو فیلمساز نیز سابقه داشت. فیلمهای پیشین فرهادی، موجب اطمینان تماشاگران و علاقمندان جدی به هنر سینما شده بود، به ویژه فروش فیلم “درباره الی” نشانگر آن بود که وی جایگاه بیبدیلی در بین سینمادوستان یافته است. در مقابل، دهنمکی نیز بر همواره بر فروش خیرهکننده فیلمهایش تاکید دارد و آن را دستمایه تداوم کارش میداند؛ فروشی که از استقبالی بینظیر در تاریخ سینمای ایران حکایت میکند.
حال، به نظر میرسد سه عامل موجب شد حساسیت و توجه عمومی در خلال اکران نوروزی برانگیخته شود، میزان فروش به مبنایی برای شناخت رفتارهای سیاسی تبدیل گردد، و در نهایت تلاش شود دلالتهای این پدیده استخراج و تحلیل شود.
نخست، پیوندخوردن و حاشیههای این دو فیلم با مسائل سیاسی جاری است، به خصوص که داستان فیلم “اخراجیها-3” آشکارا مبتنی بر رویدادهای انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 است.
فیلم “اخراجیها-3” با نگاه طنزآمیز به چگونگی تبلیغات، عملکرد دو نامزد انتخاباتی را به پرسش میکشد و شعارهای آنان را در برابر سخنان و رفتار ساده و معمولی یکی از نامزدها قرار میدهد. در حالی که دو نامزد نخست میخواهند از ابزارهای موجود به هر نحوی سود ببرند، به ویژه خود را همراه با گرایش و مطالبات نسل جدید نشان دهند، نامزد سوم نگرشی تکلیفگرایانه به مسائل دارد و تسلیم روند و فشارهای موجود نمیشود. از سوی دیگر، دو نامزد نخست میخواهند از جبهه و جنگ برای افزایش رای استفاده کنند، ولی نامزد سوم که خود رزمنده بوده و هویتش به راستی با جنگ گره خورده است، ادعایی در این زمینه ندارد. مساله اینجاست که به رغم تلاش دهنمکی برای تکذیب مشابهت این فیلم با انتخابات سال 1388، داستان فیلم به گونهای است که به سرعت شعارها و رفتارهای انتخاباتی دوره گذشته وسالهای گذشته را به یاد میآورد. همچنین وی، در این فیلم، در برابر جریانهای سیاسی موضعی شفاف دارد و نسبت به برخی نخبگان حاکم و فعالان سیاسی ادای دین میکند.
در مقابل، آنچه تماشای فیلم فرهادی را در این مقطع برای بخشی از سینمادوستان مهم ساخت، نه داستان فیلم، که فشارها و حاشیههای یکسال گذشته علیه وی بوده است. مهمترین رویداد در این زمینه، توقف مقطعی فیلمبرداری همین فیلم توسط وزارت ارشاد بود که ظاهرا از مواضع فرهادی ناشی میشد. به عبارت دیگر، وی در میان این بخش از علاقمندان به عنوان هنرمندی صاحبسبک و سینماگری مستقل محسوب میشود که از هیچ رانتی بهرهمند نیست. البته فیلم وی میتواند حاوی دلالتهای سیاسی باشد، و هست، اما محتوای پیامکها و مباحثات اینترنتی نشانگر تمرکز بر این وجه نبوده است. در واقع، این رویکرد در درجه اول به حمایت از یک فیلمساز مستقل و موضعگیری علیه جریان سیاسی و فرهنگی حاکم بر سینمای ایران نظر داشته است.
دوم، برخورد صدا و سیما با این مساله به افزایش توجه و حساسیت عمومی کمک کرد. نمایش چندباره دو فیلم سابق دهنمکی، مصاحبه با وی در برنامه ویژه تحویل سال و پخش مکرر تیزر تبلیغاتی فیلم، از جمله اقداماتی بود که حمایت این رسانه را از این کارگردان نشان میداد. چنین عملکردی سبب شد مخالفان و منتقدان وضعیت سیاسی و فرهنگی موجود برای ابراز مخالفت برانگیخته شوند و بهترین روش ابراز مخالفت را تحریم این فیلم، و در عوض تماشای فیلم فرهادی، بدانند. مهم آنکه با توجه به سرکوبهای گسترده پس از انتخابات سال 1388، چنین روشی هزینهای ندارد و نوعی تقابل با رسانه رسمی هم به شمار میآید.
سوم، زماني كه فضاهاي سياسي و فرهنگي تحت كنترل درميآيد و برخي از سطوح بازي بسته يا محدود ميشود، رقابتها و اختلافات موجود ضمن آنكه تشديد ميگردد، به سطوح ديگري كشيده شده و ادامه مييابد. ويژگي اين جابجايي در آن است كه فضاها و سطوح جديد بازي احتمالا كمتر قابل كنترل است و هزينه كمتري نيز براي معترضان دارد. با توجه به محدوديتهاي موجود، اثربخشي اين فضاها و سطوح جديد به طور طبيعي فوري نخواهد بود، اما ميتواند به شدت مشروعيتزدا باشد. پس از انتخابات سال 1388 و اقدامات سركوبگرانه متعاقب آن، بسياري از سطوح بازي و ابزارهاي ابراز نظر تحت كنترل قرار گرفت و امكان مخالفت مسالمتآميز، اگر نگوئيم از بين رفت، به شكل معناداري كاهش يافت. در نتيجه، فعالان سياسي و فرهنگي بازي خود را در سطوح نمادين و مجازي شدت بخشيدند؛ يعني عرصهاي كه كمتر قابل دستاندازي و مانعتراشي بود. بحثهاي موجود در عرصه مجازي نشان ميدهد كه در پشت سكوت جامعه، اراده و تلاشي جدي براي برونرفت از وضعيت حاكم جريان دارد و از هر فرصتي، ولو كوچك، براي ابراز نارضايتي استفاده ميشود، حتي اگر اين فرصت در حد تحريم/حمايت از يك فيلم باشد.
با این مقدمات، و اینک که قدری از تب و تاب مساله کاسته شده است، میتوان به رقابت يادشده، از زاویه دیگری، توجه کرد.
به نظر میرسد شکلگیری رقابتی جدی برای جذب تماشاگر و فروش بالای فیلم، در خلال اکران نوروزی، اگرچه امری آگاهانه و هدفمند نبوده است، مخالفان ناخواسته در زمینی بازی کردهاند که قواعد آن از پیش تعیین شده بود. در نتیجه آنچه که توسط برخی مخالفان و منتقدان “رفراندوم” تلقی میشد، در بهترین حالت، حادثهای عادی بیش نبوده است. توضیح آنکه رقابت میان فیلمها و فیلمسازان همواره وجود داشته است و امری تازه و غریب به شمار نمیآید، چرااینکه ورود به هر جشنوارهای، در داخل یا خارج از کشور، به معنای ورود به یک مسابقه با سایر فیلمها و فیلمسازان است. همچنین تداوم این رقابت، در مطبوعات و یا میان تماشاگران و علاقمندان به فیلمسازان و هنرپیشگان، نیز عجیب و بیسابقه نیست. بنابراین صرف رقابت میان دو یا چند فیلم و در شرایط عادی پیام خاصی در بر ندارد. حمایت صدا و سیما از یک جریان یا فکر و موضعگیری علیه یک جریان یا فکر دیگر نیز اتفاق جدیدی نیست، و برای همگان عادی شده است. در واقع، امروزه کمتر کسی این رسانه را ملی و همگانی میداند و برنامههای آن را، از جمله در حوزه هنر، بیطرفانه ارزیابی میکند. پس حمایت آشکار و پنهان صدا و سیما از فیلمهای دهنمکی، و کسانی چون وی، همواره قابل انتظار است. از سوی دیگر، ابراز مخالفت با فیلم “پاياننامه” (به کارگردانی حامد کلاهداری)، در جشنواره فیلم فجر، نشان داده بود که پرداختن به موضوعات سیاسی واکنشزاست، به خصوص هر فیلمی که بخواهد مساله انتخابات سال 1388 و رویدادهای پس از آن را محور قرار دهد.
نکته اینجاست که صدا و سیما با پررنگکردن حاشیههای فیلم دهنمکی، به رقابتی دامن زد، که اولا: نتیجه آن (فروش بالاتر فیلم دهنمکی) از ابتدا مشخص بود، به این دلیل ساده که برد در اکران نوروزی و سینماهای شهرستانها اغلب با فیلمهایی است که مخاطب عام و مایه طنز دارند؛ و ثانیا: مخالفتها و سرخوردگیهای موجود را به عرصهای خنثی هدایت کرد که اگر نتیجه غیرمنتظرهای (فروش بالاتر فیلم فرهادی) هم پدید آمد هیچ اتفاقی نمیافتد. به عبارت بهتر، هر نتیجهای از این رقابت به دست میآمد، به نفع جریان سیاسی و فرهنگی حاکم است، چون بخشی از توان مخالفت موجود را در وضعیتی برنامهریزیشده قرار داده، آن را مهارپذیر میکند، و از سوی دیگر فروش هرچه بالاتر فیلمها در مقاطع مهمی چون اکران نوروزی، اتهام ناکارآمدی مدیریتی و در نتیجه ورشکستگی و آسیبدیدن صنعت سینما از سیاستهای مدیران فعلی را برطرف میسازد.
آیا استدلال بالا بدین معناست که حمایت از یک فیلم یا تحریم فیلمی دیگر نباید مورد توجه منتقدان به وضعیت فعلی قرار گیرد؟ آیا مخالفان برای ابراز مخالفت بایستی یا شورش کنند یا سکوت کنند و منفعل بمانند؟ آیا هیچ راه میانهای برای موضعگیری و اثرگذاری نیست؟ پاسخ پرسشهایی از این دست، بیتردید، منفی است؛ اتفاقا شورش و انفعال، به مثابه دو تیغه، ثمره هر حرکت اجتماعی مسالمتآمیزی را از بین میبرد. استدلال بالا در پی بیان چهار نکته است:
نخست آنکه، منتقدان وضعیت فعلی در زمین خود، و طبق قواعد خود، بازی کنند و به سادگی تن به جهتدهی یا تغییر قواعد بازی توسط رسانههای رسمی ندهند، زیرا ورود ناآگاهانه به زمین حریف دستکم این خطر را دارد که توان موجود به هدر برود. پس، پیش از هر چیز، بهترین راه آن است که الگوی مناسب، انعطافپذیر و واقع بینانهای برای بازی طراحی و در آن چارچوب عمل شود. پیام این نکته آن است که اگر قرار باشد اعلام مخالفت با یک جریان فکری یا عملکردی از طریق مخالفت با/ حمایت از یک فیلم به نمایش گذاشته شود، این امر بایستی آگاهانه و فعالانه باشد و حریف ناچار به دنبالهروی گردد. همچنین آغاز و روند مسابقه به گونهای طی شود، که حریف امکان کمتری برای استفاده از ابزارهای خود داشته باشد و نتواند قواعد بازی را برهم بزند. بازی در زمین خود و حتیالامکان طبق قواعد خود، هرچند محدود و کمدامنه باشد، اثربخشی خواهد داشت. در شرایط فعلی روشن است که صدا و سیما از توان و ابزارهای بیشتری برای تعیین سمت و سوی این گونه رقابتها برخوردار است.
دوم آنکه، منتقدان برای هر حرکت و عملکردی ارزشی به اندازه خود آن عمل قائل شوند، نه بیشتر. بنابراین ابراز مخالفت با/ حمایت از یک نوشته یا فیلم مهم است، اما کامیابی یا ناکامی در این مسیر پیامد اندک و محدودی دارد و به معنای پایانیافتن راه نیست. بنابراین، نباید سادهانگارانه پنداشت اقداماتی مانند ابراز نظر درباره آثار هنری به معناي تعیین نتیجه قطعی یک مبارزه است و نخبگان حاكم به سرعت كنار خواهند رفت. نتيجه چنين سادهانگاريهايي آن است كه با نخستين ناكامي، خستگي حكمفرما ميشود و با طولاني شدن روند مبارزه نيز افسردگي بلافاصله جايگزين پشتكار خواهد شد. به عبارت بهتر، چنين اقداماتي بايد به عنوان بخشي كوچك از يك پازل بزرگ محسوب شود و در همان حد مورد اعتنا واقع قرار گيرد؛ اقداماتي كه زمينهساز فعاليتهاي جدیتر، گستردهتر و البته کمتر احساساتی است.
سوم آنكه، فعاليت در فضاي مجازي نقطه قوت مخالفت با وضعيت موجود، و در شرايط فعلي يكي از معدود فضاهاي باقيمانده براي ابراز نظر، است. بنابراين اين نقطه قوت بايستي همواره حفظ و تقويت گردد و موضوعات روز به نحوي واقعبينانه و مداوم مورد بحث قرار گيرد. با اين حال، به نظر ميرسد باقيماندن در اين وضعيت، اگرچه دستاوردهاي مهم و غيرقابل انكاري دارد، نوعي فرسايندگي هم به دنبال ميآورد، زيرا تمام بازي به يك وجه تقليل مييابد و در طول زمان از توان اثرگذاري آن كاسته ميشود. بنابراين و با توجه به دو نكته پيشگفته، لازم است اين گونه فعاليتها به عنوان مقدمه اقدامات ديگر درآيد و همزمان شناسايي فضاهاي جديد مورد توجه واقع شود. شناسايي فضاهاي جديد موجب گسترش سطوح بازي و طراحي الگوهاي جديدي براي اثرگذاري ميشود. يادآوري اين مساله مهم است كه شكلگيري و رشد چنين فضاها و الگوهايي يكي از بزرگترين نقاط ضعف حكومتهاي سركوبگر بوده است، زيرا از آن هيچگونه شناختي ندارند. در اين فضاي جديد، چنان كه پيشتر گفته شد، حریف امکان کمتری برای استفاده از ابزارهای خود و برهم زدن قواعد بازی دارد و همچنين به دليل وسعت يافتن سطوح بازي، ناچار است كه توان خود را در چند سطح تقسيم كند.














از ابتدا ابتکار بچه گانه ای بنظر می رسید
خودت شورش کردی ما اعتراض مسلمت امیز کردیم که دوستان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!…
یک پیشنهاد برای بازی در زمین خودمان: در هر محله یا مجتمع مسکونی جوانان متکفل جمع آوری قبوض گاز و برق و آب شوند و همه را تشویق به عدم پرداخت قبوض کنند! عدم پرداخت قبوض یک نافرمانی موثر و کارساز است!
به نظر من اكثر مطالب اين مقاله صددرصد اشتباهه و روند هم فرسايشي نخواهد شد. زيرا در اين، مورد حركت از درون جامعه و خود مردم بود. فرسايش معمولا براي حركتهاي سيستماتيكه كه از يك جا دستور ميكيرن نه براي حركتهاي خودجوش. اتفاقا در اين مورد اين صدا و سيماست كه در معرض فرسايش قرار دارد.
ابتکار عالی بود
در نوشته بالا این تناقضات وجود دارد:
در جایی آمده:
*برخورد صدا و سیما با این مساله به افزایش توجه و حساسیت عمومی کمک کرد. نمایش چندباره دو فیلم سابق دهنمکی، مصاحبه با وی در برنامه ویژه تحویل سال و پخش مکرر تیزر تبلیغاتی فیلم،…
*حمایت صدا و سیما از یک جریان یا فکر و موضعگیری علیه یک جریان یا فکر دیگر نیز اتفاق جدیدی نیست، و برای همگان عادی شده است. در واقع، امروزه کمتر کسی این رسانه را ملی و همگانی میداند و برنامههای آن را، از جمله در حوزه هنر، بیطرفانه ارزیابی میکند. پس حمایت آشکار و پنهان صدا و سیما از فیلمهای دهنمکی، و کسانی چون وی، همواره قابل انتظار است
در مطلب اول تبلیغ صدا و سیما را یکطرفه و موثر دانسته در جامعه ومتن مردم و از طرفی در مطلب دوم بیان کرده که کمتر کسی….
——————————————————————————–
و نتیجه اینکه متاسفانه ماآن بخش از مردم را که نظر مخالف با ما را دارند را می بینیم (طبق مطلب 1)اما آنها را به حساب نمی آوریم و نادان و دهاتی وغیرتحصیلکرده و…حساب می کنیم
افسوس ……..و مردم این را درک می کنند……
1- زمان اجرای یک طرح از سیاست گذاری درباره آن جدا نیست. اعتراض مسالمت آمیز که پیش کش، در تعطیلات عید نوروز شما راه بهتری برای گرم نگه داشتن اخبار مربوط به جنبش سراغ داشتید؟ حذف مساله زمان که جزوی از بافت اتفاق است ساختار تحلیلی شما را بی زمان و مخدوش کرده است!
2- ورود به عرصه بازی آنها، جنبش سبز را وارد فاز دیگری از حرکت می کند. مساله ای که می توان در حوزه های دیگر نیز جستجو کرد. شاه جمله نویسنده در این متن”بازی نکردن در زمین دولت” است اما ایشان هیچ مثالی در این باره ارائه نکرده اند که جالب است!
3- این طرح می توانست واجد تمرین برخی مسائل برای همه ما باشد البته اگر رسانه های سبز حمایت می کردند که نکردند! در چنین فضایی (بی عملی و رخوت رسانه ای- رسانه که چه عرض کنم چند وب سایت!) نه تنها طرح های این چنینی بلکه هیچ طرحی قابل اجرا به نظر نمی رسد.
4- لازمه اجرای این طرح شروع چانه زنی با سینماگران بود، کسی این کار را انجام نداد.
5- دوست گرامی، چه تحریمی، لطف می کردید نقض قانون کپی رایت را هم به خودمان نسبت می دادید تا برجک خودی کامل بیاید پایین.
6- فرموده اید فعالیت در فضای مجازی مزایای بسیاری دارد و نقص هایی. سپس به یک نقص عمده “امکان ایجاد فرسودگی” اشاره کرده اید. در باب مزایای بسیار، سخنی گفته نشده است! سپس به نتیجه گیری مطلبتان رسیده اید که باید فضاهای جدیدتری گشود. شما لطف کنید همین فضایی که هست بهینه کنید فضاهای جدید را حکومت از ما جلوتر است نگران نباشید.
6- این طرح موفق بود. ادامه این سخن طولانی را در بخش کامنت نمی توان جای داد کاش عمری باشد و مجالی که درباره آن بنویسیم!
باز طرح الکی ندین دوستان که بهانه دست این جماعت داده بشه واسه تبلیغات علیه ما.
یه ذره فکر و آینده نگری اصلا به کسی ضرری نمیزنه. همین الانشم که پول آب و برق و گاز سر به فلک کشیده مخ آدم سوت می کشه از این همه اسراف منابع به وسیله ی مردم.
احمدی نژاد رئیس جمهور من یکی نیست ولی دمش گرم که به مردم یاد داد این آب و برق و گاز بابتش داره هزینه میشه و ارث بابای من و شما نیست که هرچقدر و هرجوری که می خوایم هدرشون بدیم. تو بریتانیا با اون همه آب و بارون و سرسبزی هم مردم اندازه ی فلات خشک ایران آب مصرف نمی کنن. آخه بی فرهنگی تا کجا؟ جواب بچه هامونو چی می خوایم بدیم.
دمت گرم احمدی! دویست سیصد تومن واسه این مردم کمه. تا زور بالای سر ماها نباشه هیچیمون به هیچی نمیشه.
ای کاش دوستان در مورد اجباری های 3 هم کمی صحبت کنند
زیرا رکورد خوب آقای ده نمکی مدیون اجباری نمودن تماشای این فیلم برای ارگان های نظامی می باشد
و اصلا مسئله مالی برای این فیلم مطرح نیست
مهم کمیت است
باور ندارید تحقیق کنید
دوست عزیز
نوشته ات قابل تقدیر بود.
اما اکر نگاهی به آماری که خود ارائه دادی بیاندازی،متوجه میشوی که اخراجی ها3 در تهران نیز بیشتر از جدایی نادر… فروش داشته است.
پس این گفته که سینماهای شهرستان مخاطب عام دارند قابل تامل است.
(از ابتدا مشخص بود، به این دلیل ساده که برد در اکران نوروزی و سینماهای شهرستانها اغلب با فیلمهایی است که مخاطب عام و مایه طنز دارند؛)
همیشه از این دسته بندی واقعا غیر علمی متنفر بودم
تهران VS شهرستان
مگر ما همه ایرانی نیستیم.پس این دسته بندی چیست؟؟؟حتی در مسابقات تلفنی صداو سیما این دسته بندی وجود دارد.شماره تماس تهران!!!شماره تماس شهرستان.
هدف ما ازبین بردن تبعیض هاست.
موفق و سربلند باشید.
گفتم: شغالي وسط جنگل عربده مي كشيد و مي گفت؛ ببر تكه پاره مي كنيم! فيل از وسط نصف مي كنيم!… پلنگ مي خوريم!… ناگهان چشمش به يك شير افتاد و در حالي كه از ترس مي لرزيد گفت؛ البته بعضي وقت ها يك چيز زيادي هم مي خوريم!!
حقیقت این است که مردم ایران اگرچه از شعور سیاسی خوبی برخوردارند ولی از ضعف فرهنگی و کمبود قدرت تفکر اجتماعی رنج می برند. من می پندارم در میان تماشاگران فیلم ده نمکی کم نیستند کسانی که در 25 خرداد به میدان آمده بودند . انقلاب 57 هم نتیجه تفکر سیاسی ما بدون داشتن یک زمینۀ اگاهانۀ کافی و قوی در تفکرات فرهنگی و اجتماعی بود . آری به نظر من این یک رفراندوم بود و نتیجه هم درست بود و آن ضعف فرهنگی ما است . پاینده باد ایران
11ارديبهشت
((((((((((((روز اتحاد كارگران و جنبش سبز))))))))))))
دکتر جون اگه تو قبضتو پرداخت نکنی قطع میکنن خلاص و تمام
از این فکرای احمقانه نکنید باید کاری اساسی کرد
ایول
اقای ده نمکی امدتلویزیون گفت کسانی که روزی می گفتنداگاهی حق مردم است فلمش راتحریم کرده اند-اقای ده نمکی شماکه میرحسین راحصرکردیدایشان چگونه این فیلم راتحریم کردند؟که اگرهم می بودندتحریم نمی کردند-اقای پناهی درزندان است ده نمکی فیلم می سازد-چرافقط به ده نمکی اجازه فیلم سازی می دهند؟-چراازادی فقط مال ده نمکی هست؟-ما باشمابدنیستیم فقط می گیم به ماهم حق فیلم سازی بدهید-همین کارهای شماست که به دفاع مقدس ضربه می زند-شما درفیلم تان به مردم توهین کردیدبه میرحسین توهین کردیدیانه ماکه بادفاع مقدس سر دشمنی نداریم-خیلی ازعوامل باعث می شوندکه باشما وفیلم تان مخالف شودوتحریم خودجوش شودونه با دفاع مقدس چون شما در18تیر78دانشجویان رو زدید-
خوب جالبه که همه می خوان ثابت کنن شهرستانی ها یه مشت آدم بی فرهنگ ِ بی سواد ِ بی شعورن.
یه نکته ای عرض می کنم حضورتون. فرض کنید تو شهرستانی مثل ایلام یا خیلی استانای دیگه که فقط یه سالن سینما دارن، تو ایام نوروز اخراجی ها اکران بشه. خوب مشخصه با توجه به اینکه هیچ انتخاب دیگه ای برای مردم وجود نداره و مناسبت های خاصی مثل نوروز هم فقط یه بار تو سال اتفاق می افتن باز هم در نهایت فروش فیلم اخراجی ها تو شهرستانا بالاتر میره چون اصولا فیلم دیگه ای اکران نشده.
تفکراتتون عین نژادپرستی و آپارتاید و تبعیضه. محض اطلاعتون منی که یه بار بیشتر پامو از ایلام بیرون نذاشتم هم می تونم اندازه ی شما ببینم و بشنوم و بخونم و بفهمم. نمونه اش کامنتی که اینجا میذارم. پس لطفا بدون توجه به واقعیت ها آمار ندین. مردم عقل و اندیشه دارن. می تونن فکر کنن. آخر سر رو سیاهیش به زغال می مونه جماعت بافرهنگ!
مردم خود داور هستند
همین که فروش اخراجیهای 3 (مثلا برسه به 3 میلیارد) نسبت به 2 حدودا کاهش 200% داشته باشه، کافیه! اصلا به سیاست کاری ندارم، باور کنید حداقل فیلم اخراجیهای 2 توهین به شعور مخاطب است فیلمی بی سر و ته بدون فیلم نامه مدون و بازی های بازیگران به دلخواه بدون هر گونه وجود نقش کارگردانی!
قضیه دقیقآ برعکس است بنظر بنده حاکمیت در هر چیز کوچکی وارد میشود و آنرا برای خود حیثیتی میکند فیلم توهین آمیز اخراجیها را با سازماندهی و ایجاد احساس تکلیف و یا تشویق آنرا یک امر مهم برای عوامل خود و یک بازی سرنوشت ساز معرفی میکنند بحدیکه من متوجه شدم حاکمیت اینقدر در صحنه های مختلف بازنده بوده که حتی در برد فروش این فیلم به نحوی همه اصولگرایان را بسیج کرده که در این رقابت بسیار مهم !! شرکت کنند حتی افرادی را میشناسم که اهل فیلم و سینما نبودند ولی دیدن اخراجیهای 3 را همچون تکلیف الهی قلمداد کرده و به دیدن آن شتافتند در حالیکه برای تماشای فیلم جدائی نادر از سیمین چنین احساس تکلیفی نه وجود داشت و نه منطقی بود که وجود داشته باشد و فقط علاقمندان واقعی سینما و فرهادی به دیدن آن رفتند ضمن آنکه تعداد بیننده اخراجیها که مخلوطی از همه اصولگراها به اضافه دیگر اقشار بوده معدل پائینی از تعداد طرفداران حاکمیت است که آنها همه توانشان و بسیج آدمهایشان کمتر از 10 درصد جمعیت تهران است (اگر فقط طرفداران دهنمکی به دیدن آن رفته باشند که میدانیم چنین نیست و مردم عادی گرسنه خنده هم به دیدن این فیلم رفته اند )
اتفاقآ نویسنده منصفانه تعداد تماشاگر اخراجیها در شهرستانها را علیرغم آنکه 85 درصد جمعیت کشور در شهرستانهاست برابر اعلام کرده یعنی اینکه در تهران حدود 5 درصد مردم و در شهرستانها کمتر از یک درصد مردم اخراجیها را دیده اند . در حالیکه شهرستانی ها با وجود نبود مراکز تفریحی و نبود چند سینما از تنها تفریحشان که دیدن فیلم اخراجیهای 3 در سینما بود گذشتند و کمتر از تهرانیها به دیدن اخراجیها رفتند هر چند هر دو آمار تهران و شهرستان در ایام نوروز برای اخراجیها که طرفداران دولت با ادای تکلیف همه به دیدن آن رفتن یک آمار مآیوس کننده است.
درسته كه مبارزه بايد مسالمت آميز و مدنى باشه، ولى بايد جاهايى وارد شيم كه هم ارزششو داره(ضريب نفوذ بالاست كه الان بالاست) وهم توانش رو تو اون زمينه داريم كه الان نداريم، هم الان سبز ها حوصله ى اين كارها رو نداشتن و هم بقول برادر يا خواهر ايلامى مون، خيلى از شهرستانها فقط إخراجيها در إكران بود، به اين مسائل، نابرابرى ها در سالن، حتى در تهران و مهمتر از همه صحت آمار اعلام شده رو إضافه كنيد!
سلام خدمت همه دوستان.
بدرستي ميتوان كفت كه اين ابتكار خوب بوده زيرا فروش اخراجي هاي3 را كمتر كرد به اين شكل كه اكر اين طرح نبود به شكل قابل ملاحظه اي فروش اخراجي هاي3بيشتر ميشد.
والبته عقلاء ميدانند كه استقبال از فيلمي يا عدم آن, نميتواند ملاك براي يك رفراندوم سياسي باشدو ابزار خودش را مي طلبد.@
دوستان عزیز چند نکته را ذکر میکنم اولا باید تهرانی ها را لایق تر بدونیم از لحاظ اینکه در شهر اونها اعتراضات شکل کاملا جدی تری داشته و داره اما بیشتر تظاهر کنندگان دانشجوهای شهرستانها هستند و احمدی نژاد هم شهردار اونها بوده و اول از همه سر اونها رو کلاه گذاشته . دوما با این تفکیک ها ما به جایی نمیرسیم چرا بیخیال مشکلات خودمان نمیشیم تا دشمنو شکست بدین. سوما ما باید اول خودمون شعارامونو باور کنیم ما بیشماریم یعنی چی هی دوباره می خواید خودتونو تست کنین . اخر هم اینکه یک نمکی هم نیست ده تا پیشکش . ….
با تشکر از نویسنده نکات مثبت و قابل توجهی در نوشته شما بود.
پیشنهادات جریان رادیکال هر جناحی در نهایت معمولا به شکست منجر می شود و نظر شخصی من این است که پیشنهاد تحریم این فیلم ایده رادیکال های موسوم به سبز بود.
چندتا شکست مفتضحانه دیگه باید تو کارنامه گهربارتون اضافه بشه و چندبار دیگه با جرزنی نتایج شکست تون رو گردن رقیب می خواین بندازین. یعنی آدم می مونه که یه عده با چنین طرز تفکر مکبرانه و دیکتاتور موابانه، دم از آزادی بزنند. به نظرم شما همون جور که تو نظرات هم اومده، ادم هارو دو دسته کردین، یا طرفدار شما اند که بنابراین یعنی روشن فکر!!!! و یا علیه شمان که یعنی امل، دهاتی و خاموش فکر، متحجر، ساندیس خور و قص علیه هذا، این در حالیکه اکثر قریب به اتفاقتون تو بدنه دولت و نظام مشغولین و کارتون رو هم درست انجام نمی دین. مشکل اصلی و ریشه ای به نظر من دانشگاه آزاد هستش که هر ننه قمر بی فکر و بی استعدادی رو لقب دانشجو زد تا امر بر بعضی مشتبه بشود که گویا روشن فکر هستند. جمع کنید کازه کوزتون رو که دو دو تا چهار تا شو هم موندین.
فعلا که بلیط های نیم بهای دو نفره!! میان کارمندان دولت در حال توزیع هستش تا شاید به مدد این فعالیتها بتوانند رکورد جدید ثبت کنند . رکوردی در سطح میزان رای های آقای احمدی نژاد !!
بجز فیلم اخراجی های1 که واقعا موضوعی زیبا داشت (داستان پسری چاله میدانی که نه از چفیه چیزی میدانست و نه از ریش. پسری که وقتی در جبهه هم بود به کارهای همیشگی خودش که پاسور بازی و آواز خونی بود مشغول بود اما غیرت ایرانی در رگهاش بود همین غیرت باعث شد که عاشغانه شهید بشه) میشه گفت فیلم اخراجی های 2 موضوعی سرکاری داشت…وقتی برای دیدن این فیلم به سینما رفتم و به اواسط فیلم رسیدم به خودم فهش دادم که چرا وقت گرانبهامو برای دیدن این فیلم هدر دادم… از اکبر عبدی واقعا بعید بود که بخاطر پول اعتبار حرفه ایش را زیر سوال ببره..
البته هنوز هم فیلم اخراجی های 3 را ندیدم…روز 13 فروردین با دوستم برای دیدن فیلم جدایی نادر از سیمین از خانه خارج شدم.
فیلم زیبایی بود که با بازی خیره کننده شهاب حسینی کیفور شدیم
گو اینکه هدفم شرکت در یک نماد اعتراضی بود و میخواستم نشون بدم که من هم قطری های از دریای مخالفان حکومت هستم
یک تیر و 2 نشان
طی روزهای بعد با خیلی از همکارام هم که صحبت کردم دیدم اونها هم همین حس را داشتند و همین کار را کرده اند..
از همین جاهاست که ما باید یاد بگیریم که چطور ابراز وجود کنیم… از همین جاها باید یاد گرفت که همبستگی چیه…بدون اینکه حتی با کسی هماهنگی کنی… فقط وظیفتو انجام میدی… این آمار همینطور که برای من جالب بود برای صدا و سیما هم جالب بوده…تقریبا چند روز پیش توی تاکسی رادیو روشن بود و موضوع فیلم همین فروش کم این فیلم بود شنیدم که گوینده از گفتن رقم فروش خود داری کرد و این نشاندهنده اینه که راه ما درسته… ما به راهمان ادامه میدیم
ازاولین فیلم که اخراجی های یک بود همه آگاهان عرصه سینماگفتند این ده نمکی نیست که فیلم می سازد کسان دیگری هستند و آقای ده نمکی بواسطه جایگاهش در گروه های فشار که نیروی های تحت امر مستقیم هستند استفاده نمود که به مجوز دهندگان بگوید مسائل انتقادی فیلم جدی نیست چون من اینجا هستم و از این فیلم ها شاید خواستند مانند سوپاپ استفاده کنند اما کسانی مانند آقای ده نمکی که دانشجو از پل پرتاب می کنند نمی توانند سوپاپ باشند که خود فشارند فقط ایشان از این راه میلیاردها تومان به جیب زد . بالاخره همه این ها باید اتفاق بیفتد ما در راه گذار از استبداد به دموکراسی هستیم و این حق را باید به مردم بدهیم که هر چه می خواهند انتخاب کنند غیر از مواجب بگیران که شاید کمتر وجدانشان از وقایع به درد آید بقیه مردم که اینطور نیستند کاقی است بدانند آقای ده نمکی از همپالکی های همان هایی است که دانشجو از پل پرتاب می کنند به خوابگاه ها حمله می کنند و در دوره قبل آقای احمدی نژاد به خانم های بد حجاب حمل می کرده اند . مردم باید اندیشیدن و تجزیه تحلیل را مشق کنند مردمی که آنقدر در معرض عدم آگاهی سیاسی قرار داشته اند که هنوز نمیدانند ولایت فقیه به شکل کنونی در دوره قاجاریه بوسیله ملا احمد نراقی به نفع ملاهای درباری و قداست دادن به پادشاه رواج یافت و عین الدوله صدراعظم ناصر الدین شاه که با وام گرفتن شاه مخالف بود چه خون دلی خورد تا منافع مردم را معامله نکند و امین السطان به صدارت بازگشت و منافع گمرکات و انحصار راه آهن را به روسها واگذار کرد و قرض نمود و شاه برای تفریح و معالجه عازم فرنگ شد یعنی منافع مردم را به دلخواه معامله کردند و اکنون سهم ما از استفاده دریای مازندران با گذشته چقدر شده است ؟ یارانه ها کم می شود با شعار دیگر و مطامع دیگر . پول نفت سر سفره نیامد و نان نیز از سفره هایمان کاستند . پس آنچه وظیفه است این است که مردم بدانند . آگاهان حکومت قاجار را مطالعه کنند و مقایسه کنند با اکنون . چه شباهت عجیبی وجود دارد . پس آگاهی است که چشم اسفندیار مستبدان است . هموطنان یکدیگر را آگاه کنیم
خیلی تحلیل جالبی بود و نظرات جالبی هم در ذیل تحلیل نوشته شده است اما دوستان جنبش سبز ، رقابت بین جدایی نادر از سیمین و فیلم اخراجی ها دقیقا بازی کردن جنبش در زمین سرکوبگران است و انتظار پیروزی در این رقابت برای جنبش صفر است چون:
اولا ده نمکی سواد و تجربه کافی برای کارگردانی ندارد و از حرفها و گفتارش به راحتی میتوان به آماتور بودن وی پی برد اگرچه صدا و سیما اجازه پرسیدن سوالات پیچیده از ده نمکی را به منتقدانش نمی دهد. و کاملا روشن است که گروهی از پشت در حال کمک به ده نمکی هستند اما هیچ اسمی از ایشان در میان نیست.
دوما حمایتهای صدا و سیما در تبلیغات و پخش تیزرهای طولانی مدت از این فیلم در کنار کمکهای بی شائبه وزارت ارشاد در نمایش فیلم در تمام سینماهای ایران به گونه ای طراحی شده که برنده اصلی ده نمکی به نمایندگی از تندروهای بسیج و سپاه باشد.
سوما برای وزارت ارشاد بسیار آسان است آمار این فیلم را هر چه میخواهد اعلام کند و حتی امکانش وجود دارد که حکومت بلیطهای این فیلم را پیش خرید کند، پس به اعداد و ارقم نمی توان اعتنا کرد چون خروجی این اعداد و ارقام در اختیار حکومت است.
چهارما فیلم اخراجی های 1 و2و3 به زبان طنز نوشته شده و از طنازترین بازیگران سینما استفاده شده که وجود هر کدام برای فروش یک فیلم کافی است حتی اگر آن فیلم، اخراجی ها باشد و کارگردانش یک حزب اللهی چماق به دست. این شگرد باعث گول خردن بسیاری از بینندگان می شود مخصوصا که عده بسیار زیادی از مردم به علت عدم دسترسی به اینترنت و فیلترینگ گسترده امکان شناختن بیشتر ده نمکی را ندارند.
پنجم اینکه اگر به فروش بالای اخراجی ها باور دارید کافیست به در سینماهای معروف شهر بروید و صف تماشاکنندگان را مشاهد کنید. من شخصا باور ندارم که درب سینمایی مثل آزادی و … بتوان صفی طولانی را شاهد بود چون مردم حق انتخاب دارند و قطعا شناخت بیشتری از کارگردان فیلم.
نهایتا اینکه عدم پرداخت قبوض گاز و برق بهتر معیار برای مشاهده اعتراضات مردمی است تا تعداد بینندگان اخراجی ها.
سلام خدمت طرفدار ان سبز…..عزیزان سبز دقت کردید بدون اینکه متوجه باشید دارید در زمین احمدی نژاد بازی میکنید…این دو تا فیلم که من برای هر دوشون احترام قائلم……اجرای هدفمند کردن یارانه ها…..قبوض سنگین گاز واب و برق….. تفرق بین جوان تهرانی و شهرستانی….همه ای این عوامل باعث شده که ما از اهداف مون دور بشیم و درک نکنیم در کشور های اطراف داره چه اتفاقی میفته…اینکه کدام فیلم سیاسی هست یا نیست نباید باعث بشه در زمین حریف بازی کنیم………حق نگهدار همه ای سبزی ها
ضمن اينكه تمنا ميكنم روز كارگر جنبش بحركت دربيايد بايد بگويم كه خانم يكي از همكاران بنده كارمند صدا وسيما هستند فقط به ايشان 10 عدد بليط رايگان داده شد ديگه خودتون حساب كنيد اين 3 ميليارد از كجا تامين شده تمام اين فروش غير واقعيست همه پيش فروش اونم از نهادهاي دولتي هستش ولي فيلم فاخر جدايي نادر از سيمين يك معيار واقعي فروش هستند ضمن اينكه من قبول دارم اخراجيهاي يك مقبول مردم بود اما 3 اصلا
بنظر من باید این موضوع در حد متوسط مطرح میشد.
واقعا با اصل دموکراسی مخالف بود آخه اینم طرح بود که دادند یه فیلم رو نروید ببینید این خودش یعنی دیکتاتوری
مطلب بسیار گنگ و نا امید کننده است، بسیاری از جملات در ادامه مطلب و چند خط پس از آن از سوی خود نویسنده نقض شده و در آخر گفته بیان چهار نکته که من هر چه گشتم پس از نکته سوم، نکته چهارم را نیافتم، کاش نگارنده بررسی بیشتری انجام میداد و زمان بیشتری برای نوشتن چنین نوشته ای میگذاشت تا نوشته اش به این اندازه آبکی نمیشد.
در مبارزه مدنی برداشتن هر گام مهم است و این گام مردم نیز در پشتیبانی از این فیلم و کارگردانش یک گام بسیار خوب بود و خود کسانیکه در برداشتن این گام همراه شدند با دیدن یک فیلم بسیار خوب بهره بالایی بردند.
بسیار بسیار طرح جالبی بود .تحریم فیلم هم نشانه دیکتاتوری نیست .چرا که دو نتیجه داشت 1از فروش بیشتر اخراجی ها کاست وبه فروش بیشتر جدای نادر از سیمین افزود..باور کنید مسولین مجبور شدند خیلی از مدارس را در شهرستانها به زور به تماشای فیلم اخراجی های 3ببرند..این بسیج مسولین برای بالا بردن آمار یک فیلم خود نشانه موفقیت وپیروزی این طرح بود.مابیشماریم وهمان 22میلیون رای خاتمی را هنوز هم داریم وبیشتر
با سلام به همه دوستان
به نظر بنده اولا قرار نبود با تحریم ویا ترقیب یک فیلم اتفاق خیلی خاصی رخ بده ،که نویسنده با نقد مایوسانه خودش از این روش مبارزه به نفع حاکمیت خبر بده.
هنوز نا کارآمدی دولت در خیلی از بخش ها و ازجمله فرهنگ وسینما باقی.ارائه رقم بالای اکران فیلم دلیل بر موفق بودن این صنعت نیست .مخصوصا در ایران که سالهاست عادت کردیم برای خوب جلوه دادن هربخش و صنعت آمار ساختگی بدیم.
دوما آفت هر مبارزه توجه بیش از حد و غیر منطقی به نوع مبارز است.تحریم فیلم بخشی از مبارزه بود که با توجه به عوامل حمایتی و هدایتی نتیجه خوبی داشت.و این مبارزه اگه بیشتر از این ادامه پیدا کنه نتیجه ای نداره(در مورد 2 فیلم یاد شده)
ما به قول مهندس موسوی باید یاد بگیریم راه سبز امید زندگی کنیم
امسال سال آگاهی تا رهایی نام گزاریشده پس همه این مطلب سرلوحه کار بکنیم.
احترام به نظر مخالف با ما پیش شرط دموکراسی.
یادمون نره که شعار آقای کروبی این بود ایران برای همه ایرانی ها
سبز اندیش باشید و استوار
اگه ميشه شما هم از اين عناد كه در آن دست پا مي زنيد دست برداريد چون عاقبت بخيري در آن نيست ممنون يه دوست سبزي
سلام شما هميشه اينطور عمل مي كنيد خدا به دادتان برسد
خداوند شما ها را با آنهايي كه از شما حمايت مي كند مهشور نمايد
سلام
در ضمن جهت اطلاع اینکه بلیط نیم بها فیلم جدایی نادر از سیمین نیز بین اداره جات توزیع شده است.
از دارو دسته ی پادگانی رجوی خوشم نمیاد یا اینکه دلم می سوزه برای آدماهایی که توهم انقلابی گری آنان را در زندان تفکری غیر پویا و اجباری انداخته است ، برفرض اگر درعقایدشان رو راست باشند( منظورم سردمدارانشان است که برخلاف عرف و فرهنگ زمانه عشق رهبر شدن دارند و حکایت کهنه قهرمان پروری!!!!! ). نهایتا می شدند یه چیزی شبیه قذافی/بشار اسد و یا صدام که بماند!
یه چند صحنه از اخراجی های 2 را که دیدم البته درتلویزیون فکرکنم !دلم را زد طبیعی است که شماره 3 آمرا نبینم که می شود دنباله همان 2 باشد و جالب اینجاست که هنرپیشه هایش خیلی هاشان یک تناقض اند( آنچه هستند تفکرشان را می گویم و آنچه که با بازی شان می خواهند درجامعه تبلیغ کنند یعنی خیلی هاشان با خوشان مشگل دارند و ایکاش می شد آنان در درخلوت با فک و فامیلشان دید که چگ.نه به توجیه می پردازند !!!!! ) و دیگر اینکه هنر اگر نه بصورت خودجوش که بصورت سفارشی و یا متاثر از یک تفکر دکم و یا لجاجت سیاسی دست بکار بشه برای ساختن یه اثر هنری خصوصا فیلم خوش آیندنبوده و نخواهد بود
اینکه ده نمکی بلده فیلم بسازه یانه این موضوع مهمی نیست ایرج قادری هم فیلم می سازه و ساخت(حالا در شکل فیلم سازی تجربی و موفق هم بود )چیزی را حل نمی کند این موضوع را ده نمکی باید با خودش حل بکند که فیلم ساز است یا نه ،البته ایشان زیرکی خاص خود را دارد و نشانه روی اش برروی موضوعا ت خوب است و این برمی گردد به پایگاه ایشان و تا حدودی صداقتش در راه و روش زندگی اش که بمانند خیلی از ماهایی که برعلیه ظلم برخواستم و بسط سلطنت طلبی را برچیدیم؟، زجر کشیده است و دل پر خونی ازمترفین و مرفعین بی درد دارد دارد…. .اما این به معنای قبول تمامی افکار اعمال و امیالش نیست .ایشان در زمینه ی فکری اقتدار گراست به سبک و سیاق خودش مانند خیلی از کسانی که تعصب شدید مذهبی دارند نوع امربه معروف و نهی از منکرشان از نوع تحکم است تا تلطف و مهربانی /جلب اجباری را بهتر می پسندند تا جذب اختیاری . آ نچیزی که جای اعتراض دارد روایت ده نمکی از حوادث انتخابات است که بیشتر به دید و دیدگاه تلویزیون کنونی / کیهان و دارو دسته دولت شبیه است تا دیدو دیدگاه یه شخص سوم بی طرف که می تواند نشانه روی اش به اعمال و رفتار بعضی از این طرفداران ذوق زده و غربگرا همانند دیگر کارهای ایشان قابل تامل باشد،همانقدر که جدا کردن و مخالف نشان دادن رقبای انتخاباتی مخالف با دیدگاه ایشان به دوری از جبهه و جنگ و یا مخالف بودن آنان با جبهه ای ها که می تواندمغرضانه و ناعادلانه باشدو ده نمکی می داند و خدای خودش و این دو کاندید در روزجزا !!!!!
در هرحال مشکل و معضل همان حکایت قدیمی صفر و صدی است که برمی گردد به سابقه ی فرهنگی و تفکر شاه و شاهان ساخته ی مردم ما که چون حکومتی آمد حکومت قبلی و طرفدارانش باید محو شوند و یا اسیر. و این بد است وبدتر اینکه اصلاح طلبان را ضد انقلاب خواندن و درد و درک زمانه را نداشتن و بجای معلول علت را لت و پار کردند و سر خود را در زیر برف فرو بردن!!!!!
ده نمکی با اسلام امریکایی سر جنگ دارد اما با اسلام طالبانی و اسلامی که امام را در زمان مبارزه با شاه آزار داد کمتر درگیر می شود در ساخته های ده نمکی ما با متحجرینی که امام ره در اواخر عمر بر سر آنان فریاد می زد و مارا نسبت به اعمال و رفتار آنان آگاه می ساخت و هشدار کمتر مواجه ایم
مثل سید خراسانی بازی و یا حکایت آن خانم چادری در تلویزیون ضرغامی که برای شوهر کردن نسخه ای از جنس …. وعجیب غریب می پیچد و مارا مضحکه ی گوینده ای بی خیال از دین وشبکه ی مشکوک و انگلیسی تبار …. است که نجابت ایرانی وسلامت دینی را نشانه رفته است
من همیشه فکر می کردم یه حداقل انصاف و تحلیل درست در جنبش سبز وجود داره اما برای کوته فکریشان حس بدی بهم دست می دهد.
متاسفم از اینکه پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای این کشور مربوط به کارگردانیست که سابقه قلچماغیو و سردسته بودنش در خیلی از حرکات خودسرانه انصار حزب الله پوشیده نیست
البته بنظر من مقداری از آمار فروش فیلم ده نمکی پوشالیه