سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بیانیه میر‌حسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی...
» شرایط سیاسی کشور چیزی از بازتولید مناسبات شاهنشاهی کم ندارد

بیانیه میر‌حسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

چکیده :امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین می‌رود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی می‌کند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایه‌های همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایه‌های فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین...


میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته  و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.

موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای ۲۸ مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابل‌انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.

آنها انتخابات  ۸۸  را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی  که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی درصد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.

موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»

به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.

آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.

اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد از همان فردای سال ۴۱ متولد شد ،بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.

درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.

گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابل‌انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».

درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمی‌ترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا می‌گوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»

این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.

آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق‌آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.

آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.

دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.

در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.

وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.

در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.

آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.

گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.

گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.

امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین می‌رود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی می‌کند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایه‌های همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایه‌های فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.

و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کرده‌اند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.

در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود م یفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم

مهدی کروبی           میر حسین موسوی


  • محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید

    با بسیجی خط امام خسته از بیداد که این فرمایشات رو گفتن کاملا موافقم و مطمئنم که تعداد اعضا قابل شمارش نخواهند بود-

    به اطلاع شما عزیزان برسانم که جمعی از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس طرح تشکیل بسیج سبز را در دست دارند.

    اولا امیدوارم حکومت سر عقل بیاید و روز ۲۵ بهمن دست به خشونت نزند و رای مردم را پس دهد و تن به اصلاح خویش دهد که این نهایت آرزوی هر مسلمان و هر ایرانی وطن پرست است.

    اما چنانچه حماقت کند و درنده خویی خود را باز به رخ ملت ایران بکشد آنگاه هسته اولیه ی بسیج سبز اعلام موجودیت خواهد کرد.

    ما رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس با مطالعاتی که طی این مدت پس از انتخابات در سطح کشور انجام داده ایم پیش بینی می کنیم که هسته اولیه ی بسیج سبز را بتوانیم با ۱۰۰۰۰ رزمنده و جانباز کارآزموده و رزم دیده تشکیل دهیم و آنگاه در سطح کشور اقدام به عضو گیری خواهیم نمود.

    ۱- ما اهل خشونت نیستیم و به مبارزات بدون خشونت اعتقاد راسخ داریم ،اما در مقابل خشونت اوباش مواجب بگیر نیز فرار نخواهیم کرد . چون در قاموس ما فرار و عقب نشینی بی معناست.

    ۲- ما ایران را از آن همه ی ایرانیان می دانیم و در بسیج سبز هیچ قوم و زبان و فرهنگ و عقیده ای بر دیگری برتری ندارد . تنها شرط عضویت در این بسیج سبز ملی ،داشتن اعتقاد به ضرورت آزادی ایران از شر دروغ و خرافات است.

    ۳- ما بر این باوریم که سرنوشت کشور را در فردای آزادی تنها و تنها ملت ایران از هر قوم و نژاد و زبان و عقیده ای باید تعیین نماید.

    ۴- ما به هیچ قدرت خارجی اجازه ی دخالت در سرنوشتمان را نخواهیم داد چون ملت ایران و فرهنگ ایرانی سلطه ی بیگانه را ننگ می داند.

    ۵- ما بی صبرانه منتظر بازگشت هموطنان تبعیدی خود در اقصی نقاط جهان خواهیم بود.

    ۶- ما هرگز اهل انتقام نیستیم و در فردای پیروزی با افتخار و با صدای بلند به همه جهانیان خواهیم گفت که اگر جهان تا امروز تنها یک ماندلا داشت ،امروز ما یک ملت ماندلا داریم و ما زندانبانان اوین و کهریزک را نه تنها اعدام نخواهیم کرد بلکه اوین و کهریزک را به موزه هایی تبدیل خواهیم کرد که راهنما های این موزه ها همان زندانبانان و شکنجه گران خواهند بود تا برای ملت و جهانیان توضیح دهند که در این زندانهای قرون وسطایی با زن و مرد و پیر و جوان این کشور به نام دین چها که نکرده اند.

    ۷- بسیج سبز تردید ندارد که قادر خواهد بود بخش اعظم سپاه و بسیج و ارتش و نیروی انتظامی موجود را به خود جذب کند چون از خون دلی که این عزیزان همرزم از تهمتکده و دروغگاه امویان معاصر می خورند بخوبی آگاهیم.

    ۸- ما به همراهان بزرگ جنبش سبز آقایان موسوی ،کروبی، خاتمی ، رفسنجانی و …. احترام می گذاریم لیکن حتی در صورت عقب نشینی آنان نیز ما از احقاق حقوق ملت عقب نخواهیم نشست. مگر رهبر جوانان ۶ آوریل مصر اخوان المسلمین یا الوفد یا محمد البرادعی بودند که موفق به راه اندازی این جنبش عظیم ملی شدند.؟ هر چند آرزوی ما این است که در کنار این همراهان با وفای جنبش سبز عزیزان کروبی و موسوی و … به پیروزی برسیم.

    ۹- به حکومتگران هشدار می دهیم که مبادا باز بر روی فرزندان ما سلاح بکشید که دیگر کاسه ی صبرمان لبریز شده است و من بعد با ما از جان گذشتگان طرف خواهید بود مگر ما کشور را از چنگال صدام و آمریکا و روسیه نجات داده ایم که امروزه در دست عده ای کلاش و دروغگوی بی تقوا اداره شود.؟ معلوم است که نمی پذیریم این وضع موجود را.

    ۱۰ – اما سخن آخر با عزیزان سپاهی و بسیجی راستین ، ای همرزمان و غرور آفرینان کربلای ایران ،وقت بسیار تنگ است من تردید ندارم که اگر امروز بر تردید خود فائق نیایید و در کنار ما به ملت نپیوندید حتما فردا از توابینی خواهید بود که به دست همین دژخیمان به شهادت خواهید رسید . اگر سپاه توابینی که این روز ها در سریال ارزشمند مختارنامه می بینید روز عاشورا بر تردید خود فائق می آمد و در کنار مولایمان حسین (ع) قرار می گرفت و از حکومت تا دندان مسلح اموی تبری می جستند بی شک نه سر حسین بالای نیزه می رفت نه بی بی زینب را کوچه به کوچه و شهر به شهر به اسیری می بردند و نه بر گلوی اصغر ۶ ماهه تیر حرمله کارگر می افتاد. البته من تردید ندارم که که شما در پیوستن به ملت یک جو تردید نخواهید داشت. چون جای ابهامی باقی نمانده است مگر اینکه فرض کنیم حضرت امام (ره) کشور را با عده ای فتنه گر و جاسوس اداره می نموده است . و یادمان نرود که امام در میان سلیقه ی آقای خامنه ای و مهندس موسوی برای اداره ی کشور سلیقه ی موسوی را برگذید.

    یا حسین میر حسین

  • ناشناس

    مرگ بر منافقین (موسوی وکروبی) شما مطمئن باشید که عاقبت به خیر نخواهید شد شما جواب امام خمینی را چطوری می دهید خداوند لعنتتان کند

  • ناشناس

    برادر ناشناس میدانم که دلسوز این نظامی و مسلمانی اما بدان که که چیزی از نظام اسلامی ما باقی نمانده است که از ان دفاع کنیم به جان ان مهدی عزیز که دوستش میداری و میداریم بدان که رفتار این حاکمیت عجیب شبیه حکومت معاویه است در برابر حق گویی علی نترس از اینکه اگر این حکام بروند اسلام نیز میرود مگر باور نداری کهحافظ دین ما خوداست نه من و تو حکومت پس نگران نباش و معترضین به حاکمان را اعتراض به اسلام و دین ندان

  • ناشناس

    bahman hameh ba ham ba CHAFIYEH biaeid..25

  • میر اسماعیل از قم

    به نام خدا
    خیلی دوست دارم آقای موسوی وکروبی و آقای آیت الله موسوی خوئینی پیروز و بر سر قدرت باشند
    از شما می خواهم راهی مناسب و عملی به جوانان نشان دهید

  • علی

    ۲۵ بهمن هیچ ربطی به ۲۵ خرداد نداره
    ۲۵خرداد همه فکر میکردیم تقلب شده ریختم بیرون. بعد فهمیدم همه سر کار بودیم هیچ تقلبی در کارنبوده.
    حالا بهانه ای جز فتنه و تفرقه وجود نداره که میگین بیاین بیرون.

  • ناشناس

    چرا حتی ۱ نظر مخالف هم اینجا نیست ؟
    نکنه شما هم …….. بله ؟؟؟؟؟

    اینجاست که میگن ما ایرانیا لیاقتمون همینه .

    فردا که شما ها هم رئیس بشید از اینا مستبد تر میشید .

    این تکراره تاریخه .

  • م.الف از مشهد

    این لشکر بزرگ وجدان به پایمردی و دیده بانی مستمر نیاز دارد ؛این آتش غیرت ملت است که در کنار عقلانیت زبانه می کشد و دیر یا زود ستمکار را به زیر می کشد؛ بیانیه را خواندم و به خود بالیدم که هنوز میهن پرستان واقعی در تکاپو هستند؛ من نیز هستم؛ ما نیز هستیم . . .

  • ما هم هستیم

    برای بودن نیاز نداریم به امثال ترانه دروغین….
    ما هستیم با سهراب و ندا وروح الامینی و…

  • کورش کبیر

    ای ایران
    ای مرز پر گهر
    ۲۵ بهمن روسفیدت میکنیم

  • تظاهرات

    تظاهرات آرام نیاز به مجوز ندارد؛ از سرکوبگران درخواست نکنید
    وعده ما ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعد از ظهر
    تجمعی برای آزادی
    برای فریاد آزادی

  • تهران

    شعار ۲۵ بهمن : رفراندوم

  • ناشناس

    و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کرده‌اند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
    اگر واقعا به این آیه معتقدید پس چرا مکررا ازسوی ظالمان تاریخ و سفاکان زمان همچون آمریکا و اسراییل مورد تایید هستید ونیز اگر هدفتان ارزشهای اسلامی است آیا حفظ این ارزشها در یک جامعه صرفا ایرانی که شعار آن را سر می دهید امکان پذیر است.چه جالب است که خودتان اذعان می دارید ایران در دهه های اخیر عامل جنبش فکری در منطقه بوده اما تاثیر گذار بودن ایران در مناسبات جهانی را قبول ندارید.
    جناب آقای موسوی که امروز ظاهرا حکم امام دوم در جنبش سبز را دارید! امروزه با توطئه های غرب و استکبار حفظ ارزشهای اسلامی و اشاعه آن در بین ممالک با گفتمان امکان پذیر نیست بلکه احتیاج به شهادت دارد همانطور که امام حسین (ع) راه شهادت را برگزیدو تجربه ۳۰ ساله نشان داده است که هربار ملت ما نرمش نشان داد و عقب نشینی کرد ، نه تنها به نتیجه نرسید بلکه باعث پیشروی مستکبران جهانی شد زیرا از دیدگاه قرآن گناه ظلم کردن و مورد ظلم واقع شدن یکی است. ما نمی خواهیم زیر بار حرف زور استکبار و ظالمان جهانی برویم بدیهی است که از سوی آنان مورد تحریم واقع می شویم اما ما این سختی ها را به جان می خریم و تا پای مرگ ایستاده ایم.آیا باید برای سیری شکم از عقیده ای که امروز سایر ملل مظلوم نیز به آن متوجه و بیدار شده اند گذشت و دست دوستی به سمت ظالمان جهانی و به تعبیر پیر انقلاب جهانخواران دراز کرد؟ بدیهی است اگر به تعبیر خودی و غیر خودی اعتقاد داشتید ویا لحظه ای به خود زحمت تامل در این معنی را می دادید حتما در یک بیانیه مفصل مرز خود را با ظالمان اصلی و جهانخواران مشخص و از آنها اعلام برائت می نمودید.نقش رهبری آنجا مشخص تر است که مردم در انتخاب خود دچار اشتباه می شوند و این شخص فرزانه است که در لحظه بحرانی راه صحیح را آشکار می سازد اما اگر شرط اطاعت را کنار بگذاریم بهتر است با یک اصلاح در قانون اساسی رهبری را نیز از میان برداریم که الحق امروزه مانع بسیاری از اصلاحات راه گشا برای سلطه بیگانگان و ظالمان جهانی است که امام فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیبی نبیند. کسانی که قصد اصلاح و باز گرداندن ارزشهای اسلامی را
    دارند خودنیز با ید به حداقل هایی از ارزشها مثلا حجاب، پایبند باشند.آری گفتمان جدید گفتمان رهبر ستیزی و حذف امر ولایت از جامعه اسلامی است. چرا حرف خودرا در لفافه و با واژه های کلیدی بیان می کنید صراحتا بگویید که با رهبری و با اصل ولایت فقیه مشکل دارید.فراموش نکنید که خود شما از بدنه این به اصطلاح دست اندازان به بیت المال هستید و بعید است که پس از سی سال مال حرام خوردن و سکوت هنوز حال اصلاح در وجودتان باشد.در حال حاضر کسانی از مناسبشان عذل شده اند که سالها به بیت المال دسترسی داشته و امکان دست اندازی برایشان فراهم بوده است اما الله اعلم.عجب است که به خیابان ریختن و آسیب رساندن به اموال عمومی و بیت المال به آتش کشیدن آنها و قتل و کشتار حافظان امنیت و سربازان این مملکت امروز بخشی از گفتمان محسوب می شود. آیا می خواستید با این لشکر کشی و مانور خیابانی آن هم با نیروهای وابسته به سلطنت معدوم شاهنشاهی که خود آن را برانداختید، نظام را مرعوب و رام خواسته های غیر قانونیتان کنید.اما پدر پیر این انقلاب این روزها را می دید و به همین دلیل بسیج را لشکر مخلص خدا خواند.یعنی می گویید گروه موج سبز از اموال بیت المال برای تولید و توزیع آن فیلم سراسر دروغ که با ساختار فریبنده خود سعی در اثبات دروغگو بودن رییس جمهور منتخب مردم داشت، استفاده نکرده بود؟!!!و….
    نرود میخ آهنین در سنگ

  • ناشناس

    اگر با عقل جمعی به این نتیجه رسیدید که باید به خیابانها بریزید و قانون را زیر پا بگذارید و به اموال عمومی آسیب بزنید واقعا باید به عقل این جمع شک کرد.

  • ناشناس

    نظام اقشار مذهبی را پشت سر خود به صف نکرده بلکه امروزاقشار مذهبی هستند که جلو تر از نظام در حرکتند.

  • ناشناس

    ما که انگشتامون مثل دکمه های صفحه کلید تخت شد .لطفا نظرات منفی روهم منعکس کنید.البته اگه اجازه می دن

  • حسین

    شما همین الان هم بدون هیچ طنابی توی چاه هستین ولی خبر ندارین

  • M

    زندگی باور می خواهد از جنس امید، که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خداهست هنوز-میرحسین عزیز دل وامیدم به خدا وشماست.هستیم پس باش

  • اشکان

    در جواب آن دوست عزیزمان که به خاطر جو حاکم بر اطرافش چارچوبی نامنصفانه در ذهنش شکل گرفته عرض کنم که اگر سران جامعه خود به یاد قیامت بودند و این صندلی را برای خود و اطرافیانشان همیشگی نمی دانستند هرگز دچار استدراج نمی شدند.(استدراج یکی از شدیدترین عذابهای الهی است درموردش تحقیق کنید.)

  • مرد سبز

    درود بر سبز اندیشان – به امید پیروزی /\

  • آزادمرد

    اتفاقا دلیل اینکه مردم از منافقینی همچون شما روی گردان شدند همین آیه «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون» است

  • ناشناس

    نصرمن الله و فتح قریب

  • یا مهدی ادرکنی

    در جواب لین دوست عزیز هم که می فرمایند :

    چرا حتی ۱ نظر مخالف هم اینجا نیست ؟
    نکنه شما هم …….. بله ؟؟؟؟؟

    اینجاست که میگن ما ایرانیا لیاقتمون همینه .

    فردا که شما ها هم رئیس بشید از اینا مستبد تر میشید .

    این تکراره تاریخه .

    آخه عزیزم .. چرا خودتون رو به کوری و نادانی می زنید ؟؟؟ فکر کردی کا هم مثل دکتر تون ( الکیه به خدا !! ) دروغگو و نامردیم ؟؟؟؟ اگر یکم چشم هاتو باز کنی و زیبا تر ببینی مطمین باش تو هم سبز خواهی شد که استاد سپهری می فرمایند : چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید !!

    حالا واسه نمونه جند تا از نظر های مخالف رو می زارم برات تا خوب ببینی .. البته اگه تعداد شون نسبت به ما کنتره شک نکن !! چ.ن از اول هم گفتیم : ما بی شماریم !!

    الهم عجل لولیک الفرج
    درود بر سید زهرا – میر حسین موسوی

    ———————–
    نطرات مخالف : ( انشا الله اینها هم سبز می شوند به زودی … انشا الله … )

    حسین ۱۳۸۹/۱۱/۲۲ ۱۲:۲۶ ق.ظ | پاسخ شما همین الان هم بدون هیچ طنابی توی چاه هستین ولی خبر ندارین

    ناشناس ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ ۶:۴۵ ب.ظ | پاسخ مرگ بر منافقین (موسوی وکروبی) شما مطمئن باشید که عاقبت به خیر نخواهید شد شما جواب امام خمینی را چطوری می دهید خداوند لعنتتان کند

    ناشناس ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ ۷:۵۱ ب.ظ | پاسخ تمام مشککلاتی که آقایان نام بردند ما در دوره خودشان مواجه بودیم . احمدی نژاد موهبت خدا به ایران بود که بار دیگر ایران مانند دوره قبل از او گرفتار جرثومه های فساد نشود

    ئئئ ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ ۱:۱۵ ب.ظ | پاسخ برید دنبال بازیتون

    ناشناس ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ ۸:۲۳ ق.ظ | پاسخ آرزو می کردم که امام زنده بود و با همان لحن صریح وکوبنده اش چنان تودهنی به اینها می زد که دیگر قدرت بلند شدن نداشتند حیف که امام نیست و آقای ما با اینها مدارا می کند!

    —————-

    کافیه یا بازم بگم ؟؟؟

  • حسین00000

    جرعت دارید ۲۵ حضورر یابید (جواب بگیرید )

  • ناشناس

    ۲۵ بهمن روز پیروزی ما

  • سهراب

    همه با هم ۲۵ بهمن می آییم.
    من از دانشگاه پلی تکنیک به جمع ملت اضافه خواهم شد.
    دانشجوی دکتری پلی تکنیک

  • مهیار

    سلاح ما عقل و گفتمان است نه بی خردی و زور

  • دانشجو به رزمنده دفاع مقدس

    با سلام،

    خدمت رزمنده عزیز،

    پاسخ شما را در همان صفحه، ” میرحسین: فراعنــه زمانی صـــــــــدای ملــــــــت را می شنوند که دیر شده است ” دادم. لطفا بررسی فرمایید.

  • ناشناس

    ۲۵ بهمن، روز پیروزی انقلاب جدید ما…

  • soheil-rasht

    سلام می خوام خسته نباشید بگم خدمت این دو دلسوز ایران و یه لعنت به کسایی که روز به روز دارن این ملت رو از آزادی دور می کنه
    ما هم تو رشت راهپیمایی برگزار میکنیم (از خیابان مطهری)
    خدا حافظ همه ی آزادی خواهان

  • کوروش

    بیست و پنجم بهمن برای ایران بیا برای آزادی برای سربلندی…

  • محمد

    با درود به رهبران همیشه سبز . به آن ناشناسی که گفته نرخ بیکاری ۲۱ درصد است باید گفت که نفست از جای گرم بلند میشه آقای باهنر نماینده مجلس اعلام کرد که سه پسرش که تحصیل کرده هستند بیکار است وای به حال بقیه مردم مناطق دور افتاده . لذا نرخ بیکاری واقعی بیش از ۳۰ درصد است

  • sabz

    بیست و پنجم بهمن روز پیروزی

  • امیررضا رئوفی پور

    درست است که پایه ی همه ی ادیان در فطرت همه ی انسان هاست ولی اگر فطرت صرف کافی بود الآن این همه انسان کافر و ملحد در جهان نداشتیم.آقای موسوی احکام دین بدون حاکمیت دینی در جامعه اجرا نخواهد شد.

  • moji

    خاک تو سر همتون.

  • moji

    یه چیزی رو میدونید؟ همتون یه تخته کم دارید.
    فقط یه جمله میشه گفت: خدایا ظههور مهدی رو برسون. ما آقامون خیلی غریبه خیلی مظلومه.آقا جونم(سید خراسانیم) جونم فدات

  • سلطان جلال الدین

    ایران خدایی دارد که او را از بلاها نجات خواهد داد.حتی اگر مهاجمان از قوم خونخوار مغول باشند.