افزایش بیکاری، کاهش درآمد ارزی و چند ناگفته دیگر از اقتصاد ایران
چکیده :آيا ميدانيد نرخ رسمي بيكاري مطلق و ناقص در كشور حدود 30.1 درصد است؟ آيا ميدانيد دولتي كه چندين برابر دولتهاي گذشته كار انجام داده است ، كمترين نرخ رشد اقتصادي، بالاترين نرخ تورم و بيشترين نرخ بيكاري (خصوصاً در سطح جوانان تحصيلكرده) را در ميان كشورهاي هم گروهش در منطقه دارد؟! آيا ميدانيد توليد و صادرات نفت ايران كه تنها منبع تأمين ارز كشور است در حال كاهش و سقوط است؟ آيا كمكهاي ايران به ونزوئلا و لبنان توجيه اقتصادي دارد؟ آيا ميدانيد در سال گذشته (سال 88) به طور متوسط هر خانوار شهري مبلغ 5،587،992 ريال و هر خانوار روستايي 6،827،000 ريال هزينههايش بيشتر از درآمد سالانهاش بوده است؟ آيا ميدانيد به رغم اعلام خودكفايي در مرداد ماه سال جاري واردات بنزين در شهريور نه تنها قطع نشده است بلكه نسبت به گذشته واردات بنزين 106 ميليون دلار افزايش يافته...
کلمه – گروه اقتصادی: تخصصی بودن مفاهیم افتصادی، ابهام و اغواگری آمارها و پیچ و خمهای درک ارتباط واقعیتهای اقتصادی با معیشت و زندگی روزمره، از جمله عواملی هستند که باعث میشوند در حوزه اقتصاد، امکان فریبکاری و دروغپردازی با هدف قلب واقعیت فراهم شود.
متاسفانه در چنین شرایطی، دولتمردان ناکارآمد هم به خوبی میتوانند بیکفایتیهای خود را با تبلیغات، اغواگری و فریبکاری، آمارسازی و توجیهات غیرمنطقی اما دهانپرکن بپوشانند.
از این رو، بیان واقعیتهای اقتصادی به زبان ساده، هرچند تلخ و هشداردهنده یا حتی در مواردی ناامیدکننده، میتواند در راستای گسترش آگاهی عمومی، جلوگیری از فریبکاریها و آمارسازیهای احتمالی و ملموس کردن مفاهیم اقتصادی برای عموم مردم موثر باشد.
آنچه در ادامه میخوانید، دومین قسمت از مطلبی است که به قصد بیان چندین واقعیت اقتصاد امروز ایران به زبان ساده، و صرفا با استناد به آمارهای رسمی و واقعیتهای غیر قابل انکار نوشته شده است. پیش از این، قسمت اول این مطلب با عنوان «ناگفتههایی از تورم، بحران ارزی و اثرات تحریمها بر اقتصاد ایران» در سایت کلمه درج شد و اکنون قسمت دوم به خوانندگان علاقهمند عرضه میشود.
* * *
آيا ميدانيد درآمد سرانه مردم ونزوئلا 11400 دلار و در لبنان 9 هزار دلار است و درآمد سرانه مردم ايران 4400 دلار است؟ با اين اوصاف كمكهاي ايران به كشورهاي مذكور، توجيه اقتصادي دارد؟
توضيح بيشتر: روزنامه لوموند ميزان كمكهاي تهران براي بازسازي جنوب لبنان را يك ميليارد دلار عنوان كرده است. از جمله 670 كيلومتر راه، 73 مسجد، 48 پل و 19 مركز پزشكي است. از طرف ديگر، در جريان سفر اخير آقاي احمدينژاد يك وام 450 ميليون دلاري براي انجام طرحهايي در زمينههاي برق و آب در اختيار لبنان قرار داد كه اينها گوشهاي است از كمكهاي ايران به لبنان را در بر نميگيرد.
براي توجيه كمكهاي ايران به لبنان پيدا كردن دلايل اقتصادي كار بسيار دشواري است. در عرصه بينالمللي، معمولاً كمكهاي مالي و اقتصادي از طرف كشورهاي ثروتمند در اختيار كشورهاي فقير قرار ميگيرد.
سطح ثروت مردم يك كشور، از تقسيم كل توليد ناخالص داخلي بر جمعيت آن كشور به دست ميآيد و به اين شاخص توليد سرانه گفته ميشود كه معمولاً با دلار اندازهگيري ميشود.
براساس گزارش صندوق بينالمللي پول توليد سرانه در كشور لبنان 9هزار دلار و در ايران 4400 دلار است. به بيان ديگر، يك ايراني به طور متوسط نصف سطح زندگي يك لبناني ثروت دارد.
با توجه به شرايط اقتصادي و رفاه مردم ايران، كمكهاي ايران به كشورهايي مانند زيمبابوه، نيكاراگوئه، بوليوي، تانزانيا، جمهوري دموكراتيك كنگو و غيره هم نه تنها با منطق اقتصادي كه با هيچ منطقي سازگاري ندارد.
آقاي احمدينژاد، به عنوان يك خاطره شيرين تعريف كرده كه يك پيرزن ونزوئلايي وقتي خانهاي كه ايرانيها برايش ساخته بودند تحويل گرفت از اينكه رئيس جمهور ايران برايش رفاه به ارمغان آورده است تشكر كرد. بد نيست بدانيم كه توليد سرانه در ايران 4400 دلار و در ونزوئلا 11400 دلار است.
آيا ميدانيد در سال گذشته (سال 88) به طور متوسط هر خانوار شهري مبلغ 5،587،992 ريال و هر خانوار روستايي 6،827،000 ريال هزينههايش بيشتر از درآمد سالانهاش بوده است؟
توضيح بيشتر: رئيس مركز آمار ايران در آستانه هفته آمار اعلام كرد: در سال گذشته متوسط كل هزينه خالص سالانه يك خانوار در مناطق شهري 99 ميليون و 191 هزار ريال بوده است. گفت اين رقم نسبت به عدد مشابه سال گذشته آن 5.3 درصد (پنج و سه دهم درصد) رشد داشته است و متوسط درآمد يك خانوار شهري در سال گذشته 93 ميليون و 603 هزار ريال بوده است كه نسبت به سال قبل از آن 6.1 درصد (شش و يك دهم درصد) افزايش يافته است.
متوسط كل هزينه خالص سالانه يك خانوار در مناطق روستايي براي سال گذشته 59 ميليون و 264 هزار ريال بوده كه رشد 9.8 درصد (نه و هشت دهم درصد) نسبت به سال گذشتهاش را نشان ميدهد. از سوي ديگر، درآمد يك خانوار روستايي معادل 52 ميليون و 437 هزار ريال بوده كه نسبت به سال قبل از آن 8.3 درصد (هشت و سه دهم درصد) افزايش نشان داده است.
با اين اوصاف هر خانوار شهري در سال گذشته مبلغي معادل 5،587،992 ريال كسري درآمد و همچنين هر خانوار روستايي مبلغي معادل 6،827،000 ريال كسري درآمد نسبت به هزينههايش داشتهاند.
آيا ميدانيد نرخ رسمي بيكاري مطلق و ناقص در كشور حدود 30.1 درصد است؟
متأسفانه بخش عمدهاي از بيكاران را جمعيت جوان و به خصوص تحصيلكرده كشور تشكيل ميدهند و در اين بين گروه ديگري از جوانان هم كه شاغلند بعضاً در شغلهاي كاذب مشغول به كارند و يا در جايي فعاليت ميكنندكه هيچ سنخيتي با تواناييها، تحصيلات و تخصصشان ندارد يعني نيمهبيكارند. (نقل از ماهنامه اقتصاد ايران، شماره 140)
بيكاري تحصيلكردگان روز به روز وضعيت نامناسبتري به خود ميگيرد و اين مسئله بار بسيار سنگيني را بر دوش اقتصاد و جامعه تحميل ميكند.
آمار بيكاري در كشور بر حسب نوع بیکاری:
رسمي و ناقص (بهار 89)
- بيكاري رسمي: 14.6
- بيكاري ناقص «زماني» (شامل نيمه بيكاران): 9.5
- بيكاري ناقص «مهارتي» (عمدتاً جوانان تحصيلكرده): 7.5
- بيكاري ناقص «پنهان» (عمدتاً دولتي و شركتهاي دولتي): 3.5
- جمع بيكاري ناقص: 20.7
- كسر ميشود تعديل براي دوباره شماري: 5.2
- بيكاري كل: 30.1
منبع آمارها:
منبع رديفهاي 1 و 2 مركز آمار ايران و ساير رديفها، برآورد ماهنامه اقتصاد ايران است.
امروزه كشورهاي جهان، سرمايهگذاري گستردهاي روي قشر جوان تحصيلكرده و درحقيقت آتيهداران خود انجام ميدهند، در حالي كه ما بيكاري گسترده جوانان را تجربه ميكنيم نرخ بيكاري كشورمان براساس گزارش سازمان بينالمللي كار (ILO) در پايان سه ماهه سوم سال 2009 (حدود سه ماه دوم سال 88) معادل 11.9 درصد (يازده و نه دهم درصد) بوده است كه اين رقم اختلاف قابل ملاحظهاي با ميانگين 7.6 درصد (هفت و شش دهم درصد) بيكاري در منطقه خاورميانه دارد. نكته آن كه برآورد رسمي دولت از نرخ بيكاري در بهار 89 براساس اعلام مركز آمار ايران معادل 14.6 درصد (چهارده و شش دهم درصد) ميباشد حكايت از بدتر شدن اوضاع بيكاري در بازار كار ايران دارد.
دلايل بيكاري در ايران:
1- فضاي كسب و كار كشور و مشكلات كارآفريني و كارآفرينان
2- فقدان اقتصاد رقابتي و رقابت سالم ميان شركتها و مؤسسات اقتصاد دولتي
3- افزايش شركتهاي دولتي، نيمهدولتي و شبه دولتي كه فضا را براي بخش خصوصي واقعي و پويا تنگتر ميكنند.
4- عملكرد ضعيف نظامهاي دولتي كه بايد حامي توليد باشند نظير نظام بانكي و بازار سرمايه
5- حركت كند نوآوري، تكنولوژي و خلاقيت
6- مشكلات مالياتي – هم نفت و هم ماليات –
7- صادراتي نبودن صنايع كشور
8- قاچاق
و دهها عامل ديگر كه هر كدام در افزايش بيكاري نقش داشته و دارند.
آيا ميدانيد دولتي كه چندين برابر دولتهاي گذشته كار انجام داده است ، كمترين نرخ رشد اقتصادي، بالاترين نرخ تورم و بيشترين نرخ بيكاري (خصوصاً در سطح جوانان تحصيلكرده) را در ميان كشورهاي هم گروهش در منطقه دارد؟!
ايران و خاورميانه از ديدگاه صندوق بينالمللي پول
در خاورميانه بزرگ (كه شامل 30 كشور خاورميانه، آسياي مركزي، قفقاز، افريقاي شمالي و پاكستان ميباشد) ايران در گروهي قرار ميگيرد كه در بردارنده 12 كشور صادركننده نفت در خاورميانه و آفريقاي شمالي است.
نرخ رشد اقتصادي: گزارش صندوق بينالمللي پول در مجموع به وضعيت منطقه در سالهاي 2010 و 2012 وضعيت خوشبينانهاي پيشبيني كرده است ولي متأسفانه ايران در مقايسه با 11 كشور هم گروهش (صادركنندگان نفت در خاورميانه و آفريقاي شمالي) از وضعيت مناسبي برخوردار نيست.
براساس گزارش صندوق بينالمللي پول، نرخ رشد ايران در سال جاري 1.6 درصد (يك و شش دهم درصد) را پيشبيني كرده است كه در مقايسه با 11 كشور همگروهش در كمترين نرخ رشد اقتصادي (رتبه دوازدهم) قرار دارد و در سال 2012 هم نرخ رشد ايران را 3 درصد پيشبيني كرده است كه باز هم در بين 11 كشور هم گروهش رتبه آخر را به خود اختصاص داده است.
نرخ تورم: از لحاظ نرخ تورم هم ايران در ميان 12 كشور مذكور امسال پس از كشورهاي سودان و يمن بالاترين نرخ تورم را دارد و سال آينده هم در ميان كشورهاي هم گروهش با بالاترين نرخ تورم ركوردار تورم خواهد بود.
نرخ بيكاري: براساس گزارش سازمان بينالمللي كار (ILO) در پايان سه ماهه سوم سال 2009 (حدود سه ماهه دوم سال 88) نرخ بيكاري كشورمان معادل 11.9 درصد (يازده و نه دهم درصد) بوده است كه اين رقم اختلاف قابل ملاحظهاي يا ميانگين 7.6 درصدي (هفت و شش دهم درصدي) بيكاري در منطقه خاورميانه دارد حال با نرخ بيكاري رسمي 14.6 درصدي (چهارده و شش دهم درصدي) اعلامي مركز آمار ايران در بهار 1389 در ميان كشورهاي منطقه چه وضعيت و رتبهاي را پيدا كرده است؟ فقط خدا ميداند.
آيا ميدانيد توليد و صادرات نفت ايران كه تنها منبع تأمين ارز كشور است در حال كاهش و سقوط است؟
معماي ذخاير ارزي ايران
صندوق بينالمللي پول در گزارش اخير خود حجم ذخائر ارزي ايران در سال 2009 (سه ماهه سوم سال 88) را 75 ميليون دلار ذكر كرده است و ميگويد كه اين ذخائر در سال جاري به 89 ميليارد دلار ميرسد.
با توجه به رونق بازار نفت داشتن 75 يا 80 ميليارد دلار ذخاير ارزي براي ايران چندان افتخارآميز نيست كما اينكه در همان گزارش حجم ذخاير ارزي الجزاير در سال 2009 بيش از 149 ميليارد دلار (حدود دو برابر ايران) ذكر شده است. به علاوه همان گزارش نشان ميدهد كه ايران در همان سال (2009) حدود 80 ميليارد دلار كالا و خدمات وارد كرده است كه كل ذخائر ارزي ايران معادل واردات يك سال كشور است.
توليد نفت به عنوان تنها منبع تأمينكننده ذخاير ارزي ايران
گزارش صندوق بينالمللي پول تأييد ميكند كه توليد نفت ايران در حال كاهش است چون از 4.1 (چهار و يك دهم) ميليون بشكه در روز در سال 2007 ميلادي به 3.7 (سه و هفت دهم) ميليون بشكه در روز در سال 2009 كاهش يافته است و با توجه به شدت گرفتن تحريمهاي اخير شوراي امنيت سازمان ملل متحد و كشورهاي صنعتي در زمينههاي سرمايهگذاري و صدور تكنولوژي و دانش فني (خصوصاً در صنعت نفت و گاز) به ايران توان حفاري چاههاي جديد و توليد نفت ايران باز هم كاهش خواهد يافت.
نتيجه اين وضعيت در جا زدن كاهش صادرات روزانه نفت ايران است كه از 2.5 (دو و نيم) ميليون بشكه در سال 2007 به 2.1 (دو و يك دهم) ميليون بشكه در سال 2009 كاهش يافته است.
به پيشبيني صندوق صادرات نفت ايران در سال آينده ميلادي (2011) به 2 ميليون بشكه در روز محدود ميشود حال آن كه امارات و عراق با 2/2 ميليون بشكه در روز از ايران جلو ميافتند. يعني اگر پيشبيني صندوق بينالمللي پول تحقق يابد ايران در سال 2011 بعد از عربستان، امارات و عراق به چهارمين صادركننده اوپك سقوط خواهد كرد.
حال مسئولين كشور و دولت چگونه ادعا ميكنند كه تحريمها تاكنون هيچ تأثيري بر كشور نداشته و در آينده نيز نخواهد داشت؟ به عبارت ديگر، چه فاجعه اقتصادي و توليدي ديگري بايد در كشور اتفاق بيفتد كه آنها را از طرح اين شعارهاي عوامفريبانه باز دارد؟ و آيا بهتر نيست از خدا شرم كرده و به سرنوشت كشور و مردمي بينديشند كه هر روز در باتلاق فقر و فساد و عقبماندگي بيشتر فرو ميروند؟
آيا ميدانيد به رغم اعلام خودكفايي در مرداد ماه سال جاري واردات بنزين در شهريور نه تنها قطع نشده است بلكه نسبت به گذشته واردات بنزين 106 ميليون دلار افزايش يافته است؟
توضيح بيشتر: مقدار واردات كالا در سال گذشته (سال 88) بيش از 55 ميليارد دلار و مقدار صادرات غيرنفتي 21 ميليارد بوده است و در شش ماهه نخست سال جاري نيز افزايش واردات ادامه داشته و به رقم بيسابقه 20 ميليارد دلار رسيده است به نحوي كه تنها كشور در بهار سال جاري شاهد افزايش 100 درصدي در واردات گوشي تلفن همراه بوده است. (نقل از آمار گمرك ايران)
بانك مركزي ميزان واردات سال گذشته را حدود 10 درصد بيشتر و معادل 61 ميليارد دلار اعلام ميكند از جمله صادرات غيرنفتي ايران بيش از نيمي از آن اختصاص به كالاهاي شبه نفتي يعني محصولات پتروشيمي و پالايشگاهي دارد. بنابراين، بنا بر آمار رسمي، كسري بازرگاني كشور در سال گذشته 35 ميليارد دلار و بنا بر ارقام واقعي حدود 50 ميليارد دلار است. در ميان واردات كشور ارقام اصلي اختصاص به بنزين، فولاد و گندم است و به رغم اعلام خودكفايي بنزين در مرداد ماه گذشته، واردات بنزين در شهريور نه تنها قطع نشده است بلكه نسبت به گذشته واردات بنزين 106 ميليون دلار افزايش يافته است.














In amar ha hokme, PARCHE ZAAHR, mibashad, ke A.N ba dolate kodetagaresh, bayad noshe jan konad, ESTEFA bede nagzar Iran tu bicharegie eghtesadi ghargh beshavad
Haman gone ke agar in ,EFSHAGARI, ha nabood, va mobareze mardom nabod, dolatmardan dar har ZENDAN, yek dasgahe ESTOKHAN KHORDKONI, gozashte bodand, ta behtar betavanand Iran ra chapavol konand. hal soal inast, baraye nejate badbakhtihaye EGHTESADI, che bayad kard ? ya vaghean ba in dolate KODETA, che bayad kard
با سلام و خسته نباشید!
افشا سازیهای این سری از نوشتارها تحت عنوان« واقعیتهایی از اقتصاد ایران که شاید ندانیم!» که حاوی اطلاعات بسیار مفیدی است خوب، و من در صحت هیچ یک از گزاره های آن تردید ندارم! ولی هواداران جنبش سبز باید بدانند که هم «سیر دینامیک» حوادث سیاسی و هم اهداف «مهندسی و طراحی» شده آگاهانه گروه های پشت سر دولت کودتا بشمول نیروهای امنیتی و نظامی، نشان میدهد که قدرت طلبان بطور کامل از جلب حمایت و اقناء مردم و در درجه اول اقشار مدرن و متوسط شهری بطور کامل و مطلق دست شسته اند. آنان یکسره امیدشان را به تکیه کردن برگروههای تطمیع شده اجتماعی و تا حدودی هم اقشار عقب مانده با تکیه بر خرافه پروری گذارده اند. در این راستا به علم زدائی از دانشگاه پرداخته وتلاش دارند مرکز تلاش های علمی را به حوزه های علوم دینی انتقال داده و دانشگاه ها را به مراکز علوم دینی تبدیل کنند. اگر این دولت بماند تا چند سال دیگر داوطلبان رشته پزشکی هم باید به مراکز دروس فقهی و حوزه های علمیه رجوع کنند.
این دولت یکسره از جلب حمایت و رضایت روحانیت واقعی دست شسته و بر آنست تا روحانیت دست آموز و رانتخوار خود را پرورش دهد.
این دولت یکسره با افکار عمومی جهان و هنجار های مرسوم آن از جمله در مورد حقوق بشر و هنجار ها و زبان متعارف دیپلماتیک خداحافظی کرده و تمام امید و انتظار و راهبرد استراتژیک امنیت و بقای خویش را بر پایه تحریک احساسات ضد غربی و در درجه نخست ضد امریکائی و تکیه بر رسوب سختِ این احساسات سطحی در کشورهای جهان سوم و ممالک اسلامی بنا نهاده است.
اسلام، امریکا و اسرائیل ستیزی، شعار های گاه و بیگاه ضد سرمایه داری « آنهم نه از موضع نوعی سوسیالیسم تجربه شده غربی و یا شرقی بلکه از موضع ـ دزد بازار اکونومی و رانتخوار پروری ـ» ، جاه طلبی های اتمی بنام مسئله ملی، و.. همه و همه برای این دولت ابزار هائی هستند که برای بقای خود بدانها دست میازد. این حکومت از آنرو با امریکا در ستیز نیست که امریکا ظالم و یا جنایتکار و یا ابر قدرت است ، بلکه با امریکا از آنرو در ستیز است که با آنها معامله نمیکند و پای تعهد به بقای انها را امضاء نمیکند.
این حکومت خیلی «آگاهانه» جامعه را کاملاً به سوی یک آپارتایئد اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی میراند و تکیه خود را بر منابع نفتی و مصادره کل ثروت و امکانات اقتصادی و تولیدی مملکت و در درجه نخست توسط سپاه و دردرجه دوم کلان سرمایه ربایان حاشیه قدرت نهاد ه است. وبرای بخش خصوصی متوسط و غیر حکومتی سهمی بعنوان کاتالیزاتور سیستم در حد نقشی غیر استراتژیک در نظر گرفته است.
در چنین شرایط است که علاوه بر کوشش برای یافتن راهکار موثری که مناسب و درخور این خط و ربط حکومتی باشد باید به به مبارزانی که با تحمل زجر به شیوه های از اعتراض و مقاومت دست میزنند( اشاره ام به اعتصاب غذای خشک خانم ستوده است) که برای دنیا داستانی روزمره و تکراریست و در درون حکومت و مخاطبین اجتماعی حکومت هم نه تنها گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن آنها نیست بلکه در این نظام آپارتائیدی ویژه مورد اقبال هم قرار میگیرد و نشانه ایی از تسلیم ناپذیری نظام تلقی میشود. همچنانکه لات منشانه حرف زدن وعربده کشی احمدی نژاد هم هورا کشان و مخاطبین خود را، هم در داخل و هم در سطح جهان، دارد. بخشهائی اجتماعی حامی حکومت به پیامد های ضد منافع ملی این رفتار نا مرسوم و هنجار شکنانه سیاسی در بلند مدت بی تفاوت است و این ژستها و رفتار ها را با شیمی رفتار ی و هنجاری خود کاملاً همجنس، جوشش پذیر، و در خوانایی کامل میداند.
راهبرد درست کار تبلیغی آنست که بخشی از انرژی سیاسی و جنبشی معطوف به آن گروهای اجتماعی ای گردد که برایشان مسائلی در انسوی منافع زندگی روزمره وجود ندارد و پایگاه اجتماعی حکومت هستند. دیر نییست روزی که تنگنای اقتصادی کارد تیز خود را بر گلوی آنها نیز بیشتر از انی فشار دهد.
باید به آقایان نوبل شیمی اهدا کنند، مخصوصا” به …. کار هر کسی نیست که واحد ارزی یک کشور را تبدیل به … بکنند.
عالي بود براي همه دوستام ايميل كردم
سلام
چرا هیچ خبری از قیمت بنزین نیست؟!
دیشب یکی از آشنایانمون که تو نیروی انتظامی کار میکنه گفت فردا بنزین میخواد بشه 800 تومان و به ما هم آماده باش دادن!
ما هم حول حولکی رفتیم و باک ماشینامون و پر کردیم D:
کلمه جان معیار وشاخص های سنجش بیکاری در این دولت ازهمه چیزشان عجیب تر است.مثلا کلیهء زنان خانه دار را شاغل به حساب آورده اند.یا کسی را که فقط یک ساعت در هفته کاری انجام دهدغیر بیکار تلقی میکنند.با چنین شیوه هایی آمار بیکار ی را،غیرواقعی،پایین آورده و با چهچه و به به در بوق هایشان می دمند که نرخ بیکاری ،تک رقمی شد.!! حال آنکه مردم،خودهمه چیزرادیده ومی بینندتاآنجا که حتی عوام هم فریب آمارهای جعلیشان را نمیخورند.
ما همه این حرفارو با گوشت و پوستمون احساس میکنیم ولی نباید به زبون بیاریم چون به قول اقایون فتنه اقتصادی برپا میشه
و نظام به خطر میفته.
آقا این حرفا که میگین بیخوده!!!ایران بهترین،قدرتمندترین،با ثبات ترین کشوره کهکشانه راهه شیری هستش.
یا حسین-میرحسین
بنا بر گفته های سیاسیون درباره رویه ریاست جمهوری که الان میبینم درباره ایران هم صادق هست دوران هشت ساله ریاست جمهوری به سه قسمت تقسیم میشود. 3+1+4=8
1 سه ساله اول ریاست جمهوری که با فراغ بال هر کاری دلشان بخواهند انجام میدهند
2 سال چهارم به علت تبلیغات انتخابات دور بعد تغییر رویه داده و مردم سالار میشوند(گونی سیب زمینی و سهام عدالت …)
3 چهار ساله آخر دوره هشت ساله در این قسمت چون دوره بعدی وجود ندارد کل چهار سال را مشغول ترکتازی میشوند (قطع یارانه ها و تحریم های جهانی …)
که مورد دوم یعنی تحریمهای جهانی بر اثر سیاستهای غوغا سالارانه و اعراب فریبانه دولت که در کل همه اش به خاطر مهمترین مسئله زندگی یعنی حق مسلم هسته ای که از نماز هم واجبتر است (العیاذ بالله) واقع شده.منظور این که باعث این تحریمها هم خودمان هستیم نه استکبار جهانی.
واقعا عالي بود
این نظام نظامی مردمیست؟اندیشه ای جز خدمت به خلق زیر رهبریت رهبری عادل و بدور از دنیا پرستی ومقید به فرامین خداوند است باور ندارید؟ صدها هزار نیروی مسلح سپاه وبسیج بدون هیچ گونه ملاحظه ای .صمیمیت نظام ومردم را جلوگر میسازد؟؟؟مخلصان خدمت در دولت و نظام بالاحق چنانچه همگی مستحضرید فقیران مادی وموقعیت های اجتماعی جامعه اند؟؟ بافساد وبی بندباری مبارزه کردند؟ نتیجه اش را بخوبی میبیند؟ با بی عدالتی مبارزه کرداند؟ آنرا نیز به خوبی احساس میکنید؟ اقتصاد را شکوفا کرده اند .بیکاری را ریشه کن.همسایه خوبی برای کشورهای دیگر نبودند ؟ که بودند؟ حافظ وپاسدار ثروت و تمدن ملت نبودند؟ که بودند؟؟ شاه وحکومت دزد نامردش را بیرون کردیم که بهترین بشویم ؟ که شدیم؟؟لعنت و هزاران نفرین بر دروغگوبان بی شرم نا لایق:
پی.جی کوچک تو و امثال تو نه تنها شاه رو بیرون نکردید و این امام خمینی موسوی رفسنجانی و یاران دیگر او بودنک که استکبار شاه را به زانو در آوردند بلکه شاه رو (با دیکتاتوری جدیدتون به اسم سپاه و …) روسفید کردید اما بدانید که دیری نمیپاید که ما رهروان امام دوباره دیکتاتوری حقیرتون رو از پا در میاوریم
معتقدم دراین زمینه ها ، درموردمسئله ای همچون بیکاری رسانه ها بخصوص جنبش سبزوظیفه بسیار مهمی
دارند . باید بیش از اینکه فقط به کم نمائی ان اشاره کرد ، درحد امکان بامطرح نمودن مداوم ان به طرح اصولی
و واقعی ان کمک نمود .
مرکز امار ایران به استناد برداشت های بعضا” مصلحتی وحتی من درآوردی ، امار را انطور که صلاح میداند نشان میدهد . برای روشن شدن این مسئله ، ابتدا میباید روش مواجه شدن با مقوله کار وبیکاری را به بحث گزارد . همانطور که میدانیم درهر جامعه بخشی از جمعیت نیروی کار بالقوه ان محسوب میشوند . این نیروی کار معمولا” درصد مشخصی از کل جمعیت هستند. روال کا ربراین اساس است که درصدی معین ازکل جمعیت کشور- نه اینکه فرضا” از دهسال به بالا ویا فلان سال به پائین! وغیره – بصورت نیروی کار بالقوه به حساب اید . در کشورهای صنعتی فرضا” در اروپا ویا امریکا این در صد مشخص ود رحد پنجاه تا پنجاه ودو سه در صد کل جمعیت کشور است . بعنوان مثال اگر جمعیت ایلات متحده را حدود 300 ملیون در نظر بگیریم ، پنجاه ودو سه در صد ان ویا کمی بیش از 150 تا 155 میلیون نفر نیروی کار بالقوه ان کشوربحساب میاید. اکنون هنگامی که میگویند در امریکا هم اکنون بیکاری با امار رسمی %10.2 است . وبا براورد های غیر رسم حدود% 20 است . یعنی با اماررسمی امریکا، هم اکنون قریب 16 ملیون و با بر اوردهای غیر رسمی 30 ملیون ، بیکار دارد . نمونه دیگر کشورالمان : در کشور المان که تقریبا کل نیروی کار ثبت شده است ؛ ونیروی کارغیرمجاز ( معروف به سیاه اغلب مهاجرین غیر مجاز ) احتملا” حدود هفصد هزارنفر است . ولی بهر حال بیکاران مجاز کاملا” ثبت شده اند . اگراکنون تعداد بیکاران المان رامورد توجه قرار دهیم : درکشورالمان هم که امروزه قریب به 85 ملیون جمعیت دارد تعداد نیروی کار بالقوه اش حدود چهل وسه تا چهار میلیون خواهد شد. که هم اکنون حدود % 8 ان بیکار است ، وبدین ترتیب تعداد بیکاران در المان کمی کمتر از 4 ملیون نفر خواهد شد . اما در کشور ایران اگر بخواهیم نیروی کار بالقوه ی انرا بهمان نسبت حساب کنیم- که در واقع باید چنین حساب کرد ! – چون در سایر امور هم ما خود را مرتبا” با انها مقایسه کنیم ! پس نیروی کار بالقوه ایران با جمعیت حدود از 70 ملیون کمی بیش از 35 میلیون خواهد شد . علاوه بران باید توجه داشت برخلاف کشو رهای پیشرفته در کشور ما بخش مهمی از شاغلان ویا نیروی کاری که شاغل خوانده میشوند را : اشتغال کاذب وبیکاری پنهان تشکیل میدهند ؛ که در یک بررسی وارزیابی منصافانه انها راهم باید جزء بیکاران بحساب اورد ! اگرنیروی کار بلقوه ایران 35 میلیون نفرباشد تعداد نیروی کار بالفعل ان فعلا” بدون کسر کردن بیکاران پنهان چه تعداد است ؟ به شهادت امار رسمی رقمی که هنگام معرفی دولت به مجلس ارائه شد، حد اکثر 20 ملیون نفر بوده است . با توجه به امار های منابع دیگر با رقم های 17.5 و18 ملیون هم مواجه خواهیم شد ، اخرین خبری که چند روز پیش در اخبار امد این تعداد را 23 میلیون عنوان نمود . انهم با توجه به اینکه بخش مهمی از این رقم را بیکاری پنهان وبعضا” اشتغال کاذب تشکیل میدهد . حال اگرنیروی کار بالفعل ، در حدود ارقام پیش گفته باشد ، در اینصورت میزان بیکاری در چه حدی است؟ طبیعی استکه میزان ان تفاضل میان اشتغال بالقوه وبالفعل خواهد بود . یعنی دست کم بیش از 12 ملیون نفر بی کارند !؟ این رقم نسبت به کل نیروی کار کشور در صد ا ش 12:35ویا 34در صد خواهد شد ( سازمان ملل انرا 33در صد عنوان نموده است ) رقم غیر قابل باوری است !؟ البته میزان بیکاری ویادر صد نیروی کار بالقوه نسبت به کل جمعیت یک کشور امروزه بعضا” بسته به شرایط هرکشور وبادر نظر گرفتن ویژگیهای متنوعی ، ممکن است متغیر باشد . برخی از کشورهای توسعه نیافته بدلایل مختلفی ادعا مینمایند بیش از یک سوم نیروی کار بالقوه شان بگونه ای داوطلبانه خارج از بازار کار قرارمیگیرند . به این عقب ماندگی ومحرومیت از حق داشتن شغل ، پوششی فرهنگی داده ومعمولا” انرا ناشی از فرهنگ ووجود سنت های خانوادگی در این جوامع میدانند . در کشور ما این محرومیت بیشتربانوان را شامل میشود که تحت عنوان خانه داروامثالهم از حق داشتن شغل البته بصورت داوطلبانه !؟ محروم میشوند.
هر چه فکر میکنم می بینم که صحبت مهندس موسوی که گفته بازگشت به 5 سال قبل تقریبآ غیر ممکن شده واقعیت محض است و در واقع در بخشی ده ها سال ولی در بخشهائی یک نسل یعنی تا 50 سال عقب افتاده ایم مثلآ افزایش بیکاری و به طبع افزایش جرم و فساد باعث شده که بعضیها متآسفانه سراغ کارهای خلاف رفته اند ( زنان تن فروش و سارقین غیر حرفه ای که بخاطر نان شب و بیکاری مجبور به اینکارها شده اند ) واگر به فرض چند سال دیگر کشور سامان پیدا کند بعد از آن 10 سال طول میکشد کارخانه و تولید و شغل ایجاد شود درآنصورت و مثلآ 15 سال دیگر کسانیکه خلافکاری و فحشا شغلشان شده به این کار عادت کرده اند قابل برگشت نیستند و اگر به 20 درصد کل جمعیت برسد ( درصد بیکاران فعلی باضافه خیل بیکاران آینده ) یک فاجعه ملی است و با تغییر نسل این معضلات از بین میرود !!! و بلای احمدی نژاد تا نسلهای بعد هم دامنگیرمان هست.
چه عجب شما هم در رابطه مسائل اقتصادي نظر داديد !
انشالله مسائل كارگري هم بماند دور دوم رياست جمهوري جانشين احمدي نژاد !!!!!!!!!!!!
آخي آخه همي مشكلات بر ميگردد به دوران طلايي ! نه؟
سلام
مقالات ارزنده و روشنگرانه، باید در روزنامه کلمه (چون تکبرگی است، تعدادی از سوالات) مطرح و منتشر گردد و منبع آن نیز برای مطالعه بیشتر.
جالب بود به نظر من جنبش سبز باید دیدگاههای اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی خود را برای مردم روشن نماید.
بررسی جالبی بود امیدورام این گونه بررسیهای آماری ومقایسه آن با سایر کشورها تداوم داشته باشد.
درهمیجا به سایت محترم کلمه پیشنهاد می کنم : در هرهفته یک بار وضعیت یکی ازکشورهای دنیا را که از نظرمنابع طبیعی در 20 سال قبل تفریبا”با ایران هم سطح بودنداز نظر آماری با ایران مقایسه ای بکنند وفراز ونشیبهای این متغیرها را در ایران که با تغییر مدیریت حاکم بر کشور دچار تغییر می شود نیز بیان بکنند.به نظر من در حال حاضر بهتر است متغیرها ی اقتصادی،تحصیلی ،تکنولوژی،بهداشت،حمل ونقل باشد.شاید این اطلاعات باعث شود اولا”مردم وضعیت کشور ونیز مدیران کشور رابهتر بشناسند وهرکس که تو بوق وکرنا بدمد چه کردیم،چه کردیم مردم یک مقایسه ای داشته با شند .منتها آمارها از نوع آمارهای دولتی فعلی که گوش فلک را بی خودی کر میکند نباشه
roye Qajarha ra safid kardid englis parastha