سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

چرا با علوم انسانی مخالف اند

چکیده :زمزمه متوقف كردن رشته های علوم انسانی درست پس از انتخابات سال گذشته كليد خورد .زماني كه دولتمردان ايراني دليل آگاهي جوانان ،زنان و مردان ايراني و حضور فعالانه آنها در عرصه اجتماع به ويژه در تجمع هاي اعتراضي پس از انتخابات را به "علوم انساني " ارتباط دادند .آنها اين گونه تعبير مي كردند كه گسترش اين علوم است كه هزاران هزار معترض را به عرصه اجتماع آورده...


کلمه _گروه اجتماعی :سرانجام آموزش مهم ترین رشته هاي علوم انساني در ايران متوقف شد . زمزمه متوقف كردن اين رشته ها درست پس از انتخابات سال گذشته كليد خورد .زماني كه دولتمردان ايراني دليل آگاهي جوانان، زنان و مردان ايراني و حضور فعالانه آنها در عرصه اجتماع به ويژه در تجمع هاي اعتراضي پس از انتخابات را به “علوم انساني ” ارتباط دادند .

آنها اين گونه تعبير مي كردند كه گسترش اين علوم است كه هزاران هزار معترض را به عرصه اجتماع آورده است.جوانان، زنان و مرداني كه ديگر نمي توانستند حرفهاي عوام فريبانه دولتمردان را بدون چون و چرا بپذيرند و در ذهنشان “چرايي” نسبت به پديده هاي مختلف و رويدادها شكل گرفته بود .

پس از يك سال و نيم از گذشت آن روزها سرانجام ابوالفضل حسنی ،مدير كل دفتر آموزش عالي هفته گذشته اعلام كرد : « پذيرش دانشجو در 12 رشته دانشگاهي در رشته علوم انساني فعلا متوقف مي شود . تا سر فصلهاي اين دورس بازنگري شوند.»

البته قبلا بارها گفته شده بود كه در اين بازنگري آنها قصد دارند تئوري هاي اساسي اين رشته ها را تغيير دهند و با مباني اسلامي و بومي جامعه انطباق دهند .

اسامي رشته ها هم قابل حدس بود «حقوق،مطالعات زنان،حقوق بشر،مدیریت،مدیریت فرهنگی و هنری،جامعه شناسی، علوم اجتماعی،فلسفه،روانشناسی،علوم تربیتی و علوم سیاسی».یعنی تقریبا همه علوم انسانی.


علوم انساني ، علوم ممنوعه

مقام رهبری و برخي ديگر از مسوولان نظام نیز از لزوم بازنگري محتواي آموزشي علوم انساني بارها سخن گفته اند .

رهبری در چهارم شهریور ماه سال گذشته از «تحصیل حدود دو میلیون نفر از سه و نیم میلیون دانشجو در رشته‌های علوم انسانی» انتقاد کرد،محتوای آموزشی علوم انسانی را «نگران کننده» خواند و گفت«بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آن ها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی اسلامی شده و به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی منجر خواهد شد.

ديگر مسوولان نظام هم به دنبال اين سخنان گفتند كه محتوای برنامه‌های آموزشی در اين رشته ها با مبانی دینی هماهنگی ندارد و پایه و اساس آن‌ها بر پایه مکاتب غربی عموما مادی تنظیم شده و نیاز است که محتوا و متون درسی این رشته‌ها با توجه به مبانی عقیدتی دینی و بومی بازنگری شود.

در دادگاه هاي دسته جمعي متهمان حوادث پس از انتخابات هم بارها از علوم انساني و نقش مخرب آن نام برده شد . سعید حجاریان ، سعید شریعتی و محمد عطریانفر در اعترافات شان به نقش مخرب اين علوم تاكيد كردند و آنها را علوم اومانیستی غربی ناميدند كه در تغییر رفتار سیاسی دانشجویان اثر گذار بوده اند .

مقام رهبری همچنين در سفر اخیر خود به قم نيز از مراجع و استادان حوزه های علمیه خواست تا «خلاء نظری» در زمینه علوم انسانی را با «نظریه پردازی» بر اساس متون مرجع دینی و به شیوه حوزه های علمیه پر کنند.

در لابلای سخنان برخی از مقامات ارشد نظام و دولتمداران می توان خواند که آنها اکثریت دانشجویان و فضای غالب بر دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی را بر اساس گزارش های محرمانه با آنچه «مبانی نظام» می دانند، مخالف و مغایر دیده و از گسترش آن در میان دانشجویان «نگران» هستند.

گسترش جنبش هاي اعتراضی و نهادهای مستقل دانشجویی در سال های اخیر نیز انعکاس این نگراني هاست و نشان می دهد که افزایش نارضایتی های سیاسی و فکری در میان استادان و دانشجویان به معضلی جدی براي اقتدارگرایان تبديل شده اند و يكي از راه حل هاي آن نيز از نظر دولتمردان توقف رشته هاي علوم انساني عنوان شده است .

تغيير در علوم انسانی با چه هدفي انجام مي شود ؟

اما بازنگری در محتوای آموزشی علوم انسانی و هماهنگ کردن آن با مبانی دینی و بومی، دلیلی که برای توقف صدور مجوز آموزش این علوم اعلام شده است، با چه هدفي صورت مي گيرد ؟

مصباح يزدي كه برخی او را پدر معنوي دولت محمود احمدي نژاد نام داده اند، دليل اين بازنگري را به صريح ترين شكل ممكن توضيح مي دهد: «حوادث بعد از انتخابات ضعف علوم انساني در دانشگاه‌ها را بر ملا کرد. چرا که تفکر براندازي نظام اسلامي محصول انديشه اساتيدي است که از ساليان گذشته چنين تئوريسين‌هايي را تربيت كرده‌اند.»

به عقيده او «عليرغم تأکيدهاي رهبر انقلاب هنوز عده‌اي ضرورت اسلامي‌سازي علوم انساني را باور ندارند. اگر به اين ضررورت باور و اعتقاد داريم، بايد در گام اول مفاهيم علوم انساني را بررسي و نقادي، و سپس آنها را از ديدگاه اسلامي تبيين كنيم.»

مصطفي تاجزاده، زنداني سياسي در ملاقات با همسرش در باره توقف رشته هاي علوم انساني و نظرات مصباح يزدي اين چنين ابراز عقيده كرده است : «محکومیت این اقدام غیر ملی و ضد علمی و طالبانی توسط همه فرهیختگان به ویژه دانشگاهیان لازم است.»
او ادامه داده است :«همواره گفته ام آقای مصباح و مریدانش نهاد دانشگاه را پدیده ای غربی و مضر به حال دین و میهن می دانند که نقشی جز سست کردن مبانی اعتقادی دانشجویان ایفا نمی کنند. به همین دلیل همواره خواهان تعطیل شدن این نهاد آزادی خواه و عدالت طلب بوده اند، اما چون جرأت و قدرت تعطیلی دانشگاه را ندارند و نیاز کشور به فارغ التحصیلان فنی و پزشکی و .. جدی تر از آن است که بتوانند آن را نادیده بگیرند و خود نیز از تربیت چنین متخصصانی عاجزند، مجبورند دانشگاه را چون خار در چشم تحمل کنند.»

به گفته تاجزاده پس از کودتای انتخاباتی ۸۸ و از میدان به در کردن اکثر قریب به اتفاق رسانه ها و تریبون های مستقل و منتقد و سرکوب منتقدان تک صدایی شدن جامعه و حکومت،مصباح و يارانش فرصت را مناسب دیدندکه به سراغ علوم انسانی بروند.

او تاكيد كرده است :«ظاهر مسئله تلاش برای اسلامی کردن این علوم است اما باطن آن تعطیلی تمام رشته هاست. درحقیقت تمامیت خواهان ایرانی بیش و پیش از آن که با علوم انسانی مخالف باشند با حقوق انسانی مخالفند و در این توهم به سر می برند که دانشگاه به طور اعم و این رشته ها به طور اخص نسل جوان و فرهیخته را منتقد اسلام تحمیلی- تکفیری و معترض نسبت به وضع موجود و سیاست های کشور بار می آورد. غافل از آن که بی برنامگی، روزمرگی، فساد، خویشاوندسالاری و در یک کلام بی کفایتی در اداره امور، موجب اعتراض اکثریت قاطع مردم شده است و انتقادها اختصاص به دانشگاه ها یا دانشجویان علوم انسانی ندارد.»

حذف “چرايي “ممكن نيست

به گفته ديگر كارشناسان، اين مقدار غضب نسبت به علوم انساني براي اين است كه ، آموزه های اين علوم مبتنی بر تئوری های حق مدارانه و مبتني بر حقوق شهروندي است .مباني كه هنوز بیشتر به نفع مردم و حقوق آنان است تا حكومتها .

در علوم سیاسی و جامعه شناسي به طور مثال بارها به تجزیه و تحلیل قدرت و حکومت، تاریخچه مبارزه با حکومت های مستبد و نحوه اعتراضات مردمی به حاکمان وقت و مقاومت حاکمان در برابر اصلاحات بارها اشاره شده است يا در رشته مطالعات زنان دانشجو با خواندن تئوري ها خيلي زود متوجه تبعيض هاي آشكار و نهان در قوانين و جامعه بر ضد زنان مي شود . مباني كه خواسته هاي اقتدارگرایان با آن مخالف است .

اين كارشناسان اما معتقدند آموزش علوم انسانی،در هر سطح و با هر پسوندي زمینه را برای پرورش ذهن نقد كننده نمي بندد و همواره جاي سوال و چرا را حتي با پسوند” اسلامي” و “بومي” در ذهن آموزش گيرندگان باقي مي گذارد پس “چرايي” را نمي توان از ذهن آموزش گيرندگان دور كرد حتي با حذف علوم انساني.


68 پاسخ به “چرا با علوم انسانی مخالف اند”

  1. IRsssssssssssssssssssssAN گفت:

    Olome, diktatori, bibarnamegi, khiyanat, ensansetizi, amele asliye mokhalefat ba olome ENSANI, gardid. chandist ke mellat ,,, khaso khshak, bozo bozghale, MIKROOB,, khande shodand. vaghean bedoone poooshvaneye Mellt ki hastidooo che khahid kard

  2. ناشناس گفت:

    احمقانه نیست که کسی با “علوم انسانی” مخالف باشد؟ حتی عقل آقایان نمیرسد که ابتدا علوم انسانی را به چیز دیگری تغییر نام بدهند بعد بگویند با آن مخالف هستند. آخر کدام آدم عاقلی میتواند با “علومی” که مربوط به انسان و جامعه میشود مخالف باشد؟ مثل اینکه بگویند با علوم طبیعی مخالف هستیم. مگر طبیعت معطل موافقت یا مخالفت آقایان است؟ اصلا چرا کسی باید با علم مخالف باشد؟ مخالفت با هر علمی یعنی موافقت با جهل و نادانی در آن مورد. مخالفت با علوم انسانی تا آنجائی که به ما مربوط میشود یعنی موافقت با ظلمت و جهل انسانی. خوب است یک لحظه فکر بکنند و بعد چند هفته حرف بزنند.

  3. یک دوست گفت:

    مخالفت با ترویج علوم انسانی یعنی مخالفت با اندیشه و اندیشیدن.

  4. سبز گفت:

    ما در عصر رنسانس هستیم و حدود 600 سال عقب از اروپا باید این اتفاقها بیافتد تا دین از سیاست جدا شود .

  5. آراد گفت:

    آيا پير مرد و پيرزن و نوجواناني كه در خيابانها براي اعتراض آمده بودند آنها هم دانشجوي علوم انساني بودند ؟

  6. افشين گفت:

    آيا تمام كساني كه معترض هستند دانشجوي علوم انساني هستند ؟

  7. سبز سبز گفت:

    اينها نمي فهمند چون متوقف كردن علوم انساني امكان پذير نيست اين علوم با ذهن انديشمند و متفكر انسان سر وكار دارند .انديشه را نمي توان متوقف كرد.علوم انساني از اسمان نيفتاد ه اند انها حاصل تفكر انسان هستند.انسان تا هست مي انديشد مي پرسد .متوقف كردن انديشه كاريست محال كه اينها همانطور كه در بقيه موارد مملكت ذهني اشفته و متوهم همراه با ناداني دارند اين چبز ها را هم درك نمي كنند.نمي توان ذهن انسان را به زنجير كشيد و با خزعبلات انرا پر كرد.

  8. سلام یاران همدل!
    علت واقعی مخالفتهای متعصبانه و کوردلانه با دانشکدههای علوم انسانی و تکستها و مطالبی که در آنجا آموزش داده می شود عدم توانایی پاسخگویی است.یادآور می شوم که از چندین صده قبل کسانی از متن جامعه عملا جدا شدند و حمل بار زندگی آنان را مردم بر گرده های خود پذیرفتند تا آنها با فراغت روح و تن در گوشه ای خلوت کنند و به استخراج پاسخهای منطقی به شبههات روز پشغول باشند اما ظاهرا این گروه از انجام مسئولیت شانه خالی کرد بودن آنکه آن پیشنهادات سخاوتمندانه زحمتکشان جامعه مربوط به آن امتیازات را پس دهند.
    در مقاله ای که پیش از این بسیاری از سایت های خبری (و به گمانم همین سایت محترم و وزین کلمه) از بنده منعکس کردند ذیل عنوان “دانشکده های محارب” این عوامل را تا حدودی بررسی نموده ام که با اجازه مدیریت محترم کلمه آن مقاله را مجددا در اینجا میگذارم تا چنانچه دوستان نظری داشتند بنده را بهره مند نمایند/
    هرچه دقت کردم متوجه نشدم که اندوهناک بود يا تمسخرآميز، صدايش را می گويم . نميدانم ، شايد هم معجونی از هردو آنها صدای او را تسخير کرده بود:
    خانم ط. ! چه شده ؟ شما خيلی گرفته به نظر می رسيد!
    سری تکان داد و آرام گفت:
    خيلی حرف است که بعد از بيست و چهار سال کار کسی برگردد و به تو بگويد که تو در دانشکده َ کفار کار می کنی.
    خانم ط. که شغلی اداری در يکی از دانشکده های علوم انسانی داشت همچنان سرش را به علامت عدم باور يک واقعه تکان می داد و به کارش مشغول بود.
    دانشکده کفار؟!
    شايد از کنار اين تهمت آسان بگذری اما واقعيت آن است که در پس اين اتهام يک نظام فکری مسموم سنگر گرفته و از آنجا مغز متفکر کشور را هدف گرفته است.
    آری مغز متفکر کشور ! چرا که اگر دانشگاه را به مثابه کالبد انديشمندی و تفکر در نظر بگيريم براستی دانشکده های علوم انسانی و ادبيات جايگاه مغز را در اين کالبد خواهند داشت.

    با تمام منافعی که هر دانشکده مستقلا يا تواَما با ساير دانشکده ها برای جامعه دارد اما اين دانشکده های علوم انسانی و ادبيات هستند که بيش از ساير دانشکده ها به مباحث مربوط به روان و روح می پردازند .
    دانشکده های پزشکی ، کشاورزی ، فنی ، علوم پايه و …. بيشتر با جسم سر و کار دارند و از اين روست که بالقوه خطری برای کسانی که بدنبال تحريم انديشمندی و انديشيدن هستند ندارند اما در باب علوم انسانی و ادبيات چنين نيست .
    دانشجويان در گروه ها و رشته های زير مجموعه اين دانشکده ها با انديشيدن در باب انديشيدن آشنا می شوند. با چگونه انديشيدن آشنا می شوند. و افزون بر تکست های مورد تدريس ، اساتيد آنها نيز بيشتر ازساير دانشکده ها به دانشجويانشان برای بهتر و درست تر انديشيدن نيشترمی زنند تا مبادا اين دانشجويان تبديل به ضبط صوت شده و تنها کارشان ذخيره محصول تفکر ديگران باشد.
    توقع اساتيد اين دانشکده ها از دانشجو توليد انديشه های جديد با استفاده از انديشيده های پيشين است و درست اينجاست که چراغ های قرمز اعلام خطر چشمک می زنند و فشاری که اخيرا بيش از هر زمان ديگر بر هر جزء اين دانشکده ها وارد می شود نيز به همين خاطر است .
    اين است که مشاهده می کنيم عده ای آگاهانه يا از روی عدم توجه آب به آسيای تحجر می ريزند.
    بله تحجر ! چرا که هرگونه آسيب بر پيکره اين مغز متفکر در راستای هدف کسانی است که در اعماق وجود خود از اينکه کسی بيانديشد منزجزند .چراکه انديشيدن باعث می شود تا باوره های پيشين خود را به زيور به روز شدن بيارايند .
    اين روزها در باب اينکه تفکرات امثال هگل و سارتر و …. خطرناک است زياد می شنويم پس بياييد بعنوان نمونه ، يکی از موضوعات مورد بحث آنها را باهم مرور کنيم که اتفاقا با موضوع بحث ما کاملا در ارتباط است.
    هگل تعالی را از محصولات تقابل می داند و می گويد که برخورد دو انديشه در نهايت باعث ايجاد انديشه سومی می شود که از آن دو مرود قبلی متعالی تر است.
    برای مثال “هست” را بعنوان يک ” تز ” و ” نيست ” را بعنوان يک ” آنتی تز ” در نظر بياوريد .محققی که هر دو اين احتمالات را در اختيار باور خويش قرار می دهد و اجازه می دهد تا در ذهن او ، اين دو به نبرد بپردازند واستفاده از هيچ سلاحی را ممنوع نمی کند و ميدان را چنان باز می گذارد تا آن يکی که بواقع مستحق پيروزی است شاهد اقتدار را در آغوش گيرد محقق واقعی است يعنی کسی که بدنبال حقيقت است .او هرگز خط قرمز معرفی نمی کند و ورود هر احتمالی را خوش آمد می گويد تا در نهايت يکی از اين دو در وی به برتری رسند .آری او واقعا در پی حقيقت است نه در پی اثبات پيش باوره های خويش.
    وضعيت روحی و روانی چنين فردی پس از آنکه ذهنش ميدان نبرد اين دو جنجگو بوده است را با وضعيت ذهنی او پيش از اين نبرد که مقايسه کنيم خواهيم ديد که “سنتز” برای وی ارمغان ويژه ای دارد. اين ارمغان چيزی نيست جز تعالی.
    اما خطر اينگونه بودن و به افکار متفاوت و گاهی متضاد ميدان دادن در چيست؟
    روشن است هراس از اينکه مبادا انديشه ای که طرفدار آن هستيم در اين نبرد شکست بخورد . اما اگر واقعا حق آن انديشه شکست است چرا بايد هنوز بر کرسی فرمانروايی تکيه دهد ؟!
    باز پاسخ روشن است : منافع و ترس از دست دادن دستاورده های پيشين .
    ليکن اين کوته نظری نيست که باور نداشته باشيم که پيروزی انديشه محق فرمانروايی ، منافع خودش را بهمراه خواهد داشت؟!
    از سوی ديگر ، آيا اساسا اين تنها هگل است که به وقوع اين نبرد احترام می گذارد؟
    ” امور با اضداد آنها شناخته می شوند ”
    اين جمله از حضرت امير مومنان ( ع ) است و ايشان با اين فرمايش شان در واقع مومنان را از باورهای کوکورانه برحذر می دارند و از ما می خواهند که تحقيق کنيم و به حقيقت دست يابيم.
    ” و بشارت بده بر بندگان ، آن کسانی که به سخنان ( مختلف) گوش می دهند و بهترين آنها را تبعيت می کنند ”
    اين نيز ، دستوری صريح و غير قابل توجيه از کلام خداوند در قران حکيم به منظور نفی ارزش پذيرش های کورکورانه است.
    اساسا تقسيم فلسفه به غربی و شرقی از کجا نشات می گيرد؟ آيا اين وجودی به انسان نيست که می انديشد و ماحصل تفکرات خود را به جامعه انسانی عرضه می دارد تا توسط سايرين مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و به مرور زمان درست و نادرست هر انديشه مشخص گردد؟
    اينکه تفکر غرب امروز موجبات فرهنگی نامتناسب با فرهنگ شرقی را فراهم آورده است نيز نمی تواند مانعی برای بررسی درست يا غلط هر انديشه باشد چراکه اگر فرهنگ شرق و بخصوص اسلامی در مواردی ( برای مثال در مورد پوشش) با فرهنگ غرب همخوانی ندارد اما فرهنگ شرقی برای آن پاسخ مناسب را دارد و توان آن را دارد که پاسخگو باشد لذا آيا حذف صورت مسئله برای هميشه کاربردی خواهد ماند؟
    آيا بجای ارائه آنتی تز در مقابل اين تز و تحصيل سنتز مناسب اگر اصل قضيه تقابل دو انديشه را باعث شويم ، شرايطی را فراهم نياورده ايم که در آن يکروز فردی از فرهنگ شرق در جايی از دنيا در مقابل تسلط فرهنگ غربی قرار گيرد و آنگاه بدون کوچکترين سلاح ( يعنی انديشه ای) برای تقابل با آن و يا حدااقل حفظ خود ، پيروزی را به رقيب واگذار نمايد ؟
    آيا بجای آنکه بيائيم تکست های متناسبی در پاسخ به انديشه های مطرح شده در تکست های مربوط به فلسفه غرب تهيه کرده و با ارائه هردو آنها ، دانشجو را به سلاح دانش مناسب مسلح کنيم بايد تکست های فعلی را که هيچ ، اصل دانشکده هايی که اين تکست ها در آن تدريس می شوند را مورد هجمه قرار دهيم؟
    خوب بخاطر دارم در اوائل انقلاب و در لحظات پيروزی. مطلبی خواندم از مرحوم امام ( ره ) در روزنامه ای که تيتر اصلی آن اين بود ” شاه رفت ” و مردم ما بين “شاه” و” رفت” يک کلمه ” در ” اضافه می کردند تا خوانده شود ” شاه در رفت ” . شما هم احتمالا آن شماره روزنامه را بخاطر داريد يا در تلوزيون يا … ديده ايد.
    درست سمت راست آن تيتر اصلی جمله ای از امام بود با اين مضمون که در حکومت اسلامی حتی کمونيست ها اجازه خواهند داشت تا حرفهايشان را بگويند . و اين از اطمينانی نشات می گيرد که می گويد پاسخ مناسب و برگ برنده در اختيار انديشه اسلامی است . پس چه ابايی است تا کمونيست ها هم بيايند و آزادانه آنچه در ذهن دارند مطرح کنند .
    چه شده که اينک بجای حريف طلبيدن، ميدان مبارزه را در محاصره خطوط قرمز قرار داده ايم ؟آيا آنچه در دانشکده های علوم انسانی و ادبيات تدريس می شوند از انديشه کمونيست ها بی پاسخ ترند ؟ آيا فرهنگ اسلامی پاسخ درخور برای مسائل مطروحه در فرهنگ ساير ملل را ندارد که دانشجو نبايد هرگز از تقابلات موردی آنها با خبر باشد؟ يا کسانی که متولی استخراج پاسخ از بطن فرهنگ ما هستند خود را ناتوان از انجام وظيفه ديده اند؟
    بنده به جرات عرض می کنم که هرگز اين فرهنگ نشات گرفته از دين مبين نبوده و نيست که از مبارزه عاجز باشد تا در آنجا که اگر انديشه های مطروحه در ساير ملل با انديشه اسلامی در توافق نبود از ميدان بگريزد بلکه اين متوليان امر مربوطه هستند که (عليرغم آنکه قرنها تنها وظيفه شان همين بوده و حتی هزينه هايشان توسط مردم تامين شده است تا فارغ از مشکلات زندگی روزمره به استخراج اين علوم بپردازند ) از انجام وظيفه کوتاهی ورزيده اند وحاصلش اين شده است که اينک ما بايد بجای عرض اندام در مقابل تقابلاتی موردی که فرهنگ شرقی اسلام با فرهنگ ساير ملت ها پيدا می کند فراررا برقرار ترجيح دهيم و دائم سخنران اجير کنيم تا از ضرورت انقلاب فرهنگی دومی بگويد که اينبار نه بدنبال حذف اساتيد و دانشجويان ساواکی ، بلکه در پی حذف امکان تقابل انديشه هاست.

    مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

    • رشيد گفت:

      هرگلي نو كه در جهان آيد
      ما به عشقش هزاردستانيم
      خوشا سياست رهائي بخش كه صداهائي را به گوش ما ميرساند كه پيش از آن نميشنيديم
      خوشا بهار سياست كه عاشقان همديگر را در آن پيدا ميكنند.
      خوش آمدي شاعر حقيقت به فصل سبز تاريخ ايران و خوش شكفتي زير باران حقيقت .
      هر گلي را كه دست ستم پر پر ميكند هزار گل ديگر از كنارش جوانه ميزند .
      آري .به تعبير هگل تاريخ سير آگاهي انسان است از آزادي .
      سيري كه در شما و محمد نوري زاد و تاجزاده و ميرحسين موسوي و……………..ميتوان ديد .
      سير تكامل انسان .خوشا جهان مومنان به حقيقت .چرا كه راه روشنائي را ميابند و رهنماي ما ميشوند .
      هر كسي را لياقت داشتن تفكري نيست كه با تفكر مخالف خود رابطه اي ديالكتيكي برقرار كند و با رفع تناقض از وجود خود
      به سطحي والاتر پرواز كند .
      كمند كساني كه اسير ايده اولوژي نميشوند و در فضاي خيالي خود تناقضهاي تفكرشان را رفع شده نميپندارند وسعي در رفع آن
      ميكنند .كمند كساني كه جرات مواجه با حقيقت را دارند و از دل بحران وضعيتي كه به توهم كامل است وبي تناقض به سمت امر واقعي حركت ميكنند .
      اميد كه شما هم از علوم انساني استفاده ي ابزاري نكنيد وعلوم انساني متضاد با انديشه ي خود را صرفا به قصد
      باطل كردنشان نخوانيد .
      خوش آمد دوباره ميگويم شاعر عزيز را به عرصه ي حقيقت .
      بيشتر بنويسيد كه خواننده داريد .

    • رشيد گفت:

      ويژگي شعر همين است كه اسير دستورزبان نميشود و ويژگي شاعر حقيقي همين است كه تن به سلطه ي ساختارهاي از پيش تعيين شده نميدهد .برخلاف شاعران مديحه گوي درباري .

  9. مهران سبز گفت:

    حکومتی که انسانیت داشته باشدباعلوم انسانی مخالفت نخواهد کرد.

  10. Zohreh گفت:

    salam be hameye khanandegane kalame sabz khahesh mikunam baraye een ke atefaghti een chenin nayoftad az madares shoro kunid madarese be astelah mazhabeman haman maktab khanehaye ghadimiandolome aslami be done olome ansani hamin mishvad ke hastyani roohe khoshonat vadrandegi on ha be asme aslam vadefae azanghelab kedighe hich kas tahamolesho na darr!!
    1i ee

  11. محسن گفت:

    بابا توی رشته حقوق شرح لمعه شهید ثانی یا مکاسب شیخ مرتضی انصاری یاقوانین همین کشور مطالعه میشه اینها که همه اسلامیند.

  12. ناشناس گفت:

    آخوند انگلیسی: «حوادث بعد از انتخابات ضعف علوم انسانی در دانشگاه‌ها را بر ملا کرد. چرا که تفکر براندازی نظام اسلامی محصول اندیشه اساتیدی است که از سالیان گذشته چنین تئوریسین‌هایی را تربیت کرده‌اند.»
    حالا از کی تا حالا برچیدن بساط شما منافقان شده براندازی نظام
    یاد داستانی از امام حسین علیه السلام افتادم که در دوران طفولیت وقتی سخنرانی عمر را بر بالای منبر میدید شجاعانه با آن سن کمشان وی را مورد عتاب داد که: “از منبر جد من بیا پایین”

  13. هادی گفت:

    این که موضوع جدیدی نیست. این آقایان پس از پیروزی انقلاب همین کار را با روشنفکران مسلمان همچون دکتر شریعتی‌ و آقای طالقانی کردند حال چه مقدار موفق شدند بحث دیگری است. در حل حاضر این آقا خواب نما شده که قدرت مطلق است و همه ارزوهایش را می‌خواهد یکجا به کرسی بنشاند. آرزوهای او هم خیلی‌ روشن است. هدایت جامعه به طرف تقلید که نه تسلیم ۱۰۰% و ایجاد رابطه هرمی‌ اجتماعی. مطمئن باشید تلاش خواهد کرد هر آنچه که جوانان ما را به طرف خود اندیشی‌ و خود باوری می‌رساند را از آنها بگیرد و تمام ذهن آنها را با خرافات و بت پرستی‌ پر کند

  14. بيتا گفت:

    اين نوع رفتارها فقط و فقط از بي سوادان و کم خردان سر مي زند.
    علوم انساني بهانه است آنها از تمام مردم ميترسند. اگر چنين نيست مجوز يک راهپيمايي به ما معترضان به نتايج انتخابات و پس از آن، فجايع پيش آمده در سرکوب خشونت بار مردم را بدهند تا مشخص شود معناي الفاظي چون خس و خاشاک، فتنه، ميکروب و گوساله و بزغاله و ….!

  15. شوالیه سبز گفت:

    بله که اقایان باید از علوم انسانی بترسند مگر همین علوم انسانی نبود که خرافات اقایان را به سخره گرفته مگر همین علوم نبوده که دانشجویان و عموم مردم را به روشنفکران زمان خویش و تعقل در انتخاب موظف کرد باید هم اقایان از علوم انسانی هراس داشته باشند.

  16. ناشناس گفت:

    حوادث بعد از انتخابات از بی کفایتی و بی درایتی حاکمان زمانه و بی اعتنایی آنها به توصیه های قرآن در حکومت داری است نه ضعف علوم انسانی در دانشگاه ها.

  17. h.k گفت:

    من که هرچي فکر ميکنم از کارهايي عجيب اين حضرات..!!! سردرنمياورم ولي خودمنيم عجب دور باطلي درست کردن وخدشون هم افتادن توش…

  18. جاوید گفت:

    علوم انسانی یعنی نفی تمام قوانین قرون وسطی ای. علوم انسانی یعنی نفی خشونت . علوم انسانی یعنی احترام به آزادی های فردی . علوم انسانی یعنی نفی استبداد . علوم انسانی یعنی توازن قوا . بدانید که علوم انسانی پیش بینی می کند جهالت و استبداد محکوم به فناست.

  19. ناشناس گفت:

    اینها با هرچی که جلوی استبداد رو بگیره مخالفند

  20. دوست گفت:

    مخالفت کردن و حذف کردن علوم انسانی یعنی مخالفت با مطهری ها و طالقانی ها و شریعتی ها… ای خدای بزرگ که بر بالای سر ما نشسته ای و این همه ظلم و جور و ستم را میبینی..تا کی دیگر؟؟هااااااا خداااااااااااااااا؟؟؟

  21. سيد حسين گفت:

    جالبه مصطفي تاجزاده شده مرجع تقليد اين جريان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اره همه محكوم كنيم تا امثال تاجزاده ها بتونن به فتنه گريشون ادامه بدند!!!!
    اقاي تاجزاده جديدا اعتراف فرمودند كه تقلبي نبود وما انتخابات رو باختيم
    شايد ميخواد اين اعترافش رو يه طوري ماست مالي كنه وبگه بابا من سبز سبزم
    اون اعترافم ديگه از دستم در رفت!!!!!!!!!
    خيلي جالبه

    • رشيد گفت:

      اول اينكه تقليد كار شماست و نه سبزها .
      دوم اينكه همه ي انسانهاي پاك و آزاده كه مثل …………..روحشون را به شيطون نفروختن ميتونن الهام بخش مردم باشند .
      سوم اينكه اگه اسم كساني كه ميخواهند سيستم مبتني بر دروغ قدرتو منحدم كنند ويروسه يا فتنه گر .به اميد خدا هرروز به تعداد ويروسها و فتنه گران رهائي بخش داره افزوده ميشه .شما به همون منويات و فيوضات …………..توجه كن ….
      چهارم اينكه تاجزاده انتخابات را به دليل رد صلاحيتها از پايه نامشروع ميداند .اگه نميدوني بدون .
      راستي چي ميشه كه به وقتش حرفاي دشمنان و فتنه گران از نظر شما معتبر ميشه .هر وقت كه به نفعتونه .مگه نه .
      هنوز مهر نامه ي شكايت تاجزاده از جنتي و سردار مشفق خشك نشده كه تو چنين تهمتي به او ميزني .
      پنجم اينكه فقط بحث تقلب نيست .بحث دروغ و رياكاري و فرصت طلبي و پاچه خواري و مجيز گوئي وخودفروشي و آدم فروشيست
      بحث كم آوردن منطقي و دست گرفتن باتوم و شنود و تجسس و تهديدو فضولي در امور خصوصي مردمه .بحث فساد دولت و
      انحصار طلبي و فعاليتهاي قاچاقي سپاهه و……………………………………..

  22. رشيد گفت:

    حافظان وضع موجود ناچارند براي استمرار ابدي حكومت خود تاريخ را تحريف كنند يا

    پايان تاريخ را اعلام كنند تا مردم فراموش كنند كه
    هيچ حكومتي در طول تاريخ ابدي نبوده .
    عاليجنابان مجبورند از زندگي مردم سياست زدائي كنند و آنها را به روزمرگي و منفعت

    طلبي شخصي مشغول كنندتا مبادا رهائي خود را در رهائي همه ببينند و باهم عليه استبداد

    متحد شوند .
    آقايان با ايده ي انسانيت و انسان بودن مشكل دارند .چرا كه شرط انسان بودن تن ندادن است

    به بردگي و بندگي و ظلم.
    به ويژه با علوم اجتماعي مشكل دارند .چرا كه جامعه ي انساني كه در آن ضرورت همدلي و

    همكاري و تعامل حس ميشود امكان شنيده شدن صداي حذف شدگان را فراهم ميكند و صدا و

    سيماي حذف شدگان صدا و سيماي خودكامگان را بحراني و نافرم ميكند .
    با هنر كه خصومتي ديرين دارند .چرا كه خلاقيت هنري وضع موجود را دگرگون ميكند و

    فضائي نو ميسازد و به نسبت باقي فعاليتها
    به لحاظ امنيتي مطمئنتر است .چون درك آقايان به زيبا شناسي و فلسفه ي هنر نميرسد و

    اصولا با زيبائي بيگانه اند و دركي از آن ندارند .
    آنها كه خوكرده اند به زندگي ماشيني يا حيواني نميخواهند وضعيت تغيير كند و انساني شوند

    .چرا كه انسان به حكم انسان بودنش
    تن به شرطي شدگي نميدهد وزندگي مصرفي را تحمل نميكند و دست به توليدهاي خلاق

    ميزند ووضعيت را از پايه عوض ميكند .
    آقايان اصولا با تفكر و معنا مشكل دارند .چرا كه تفكر نتيجه ي شكستهاي تاريخي است و

    سير تحول و تكامل انسان و ايده ي
    انسانيت را كه معطوف است به رهائي و تجديد خاطره ي رخدادها يا شكستهاي گذشته چشم

    انداز روشني را پيش چشم
    مردم متفكر ترسيم ميكند كه آنها را دعوت ميكند به قدم زدن در راه رهائي و آقايان خودكامه

    ميخواهند كه راه رهائي را
    با قوانين مسخره ي قرون وسطائي مسدود كنند .
    آنها با شعر مشكل دارند .چرا كه شعر ساختار زبان را بحراني ميكند و تن به اسارت دستور

    زبان نميدهد .
    آنها در ناخوداگاهشان از قرار گرفتن در كنار انسانهاي با معني و هدفمند و متفكر و آزاده

    وخلاق به شدت ميترسند
    چرا كه در كنار چنين انسانهائي بي معنائي و پوچي و تكراري بودن و بي هنر بودنشان

    بازنمائي ميشود و به رخشان كشيده ميشود
    و نميتوانند ديگر كه از تهي درونشان فرار كنند .
    به همين ترتيب با هرگونه علمي كه فلسفه ي وجودي آدمي را ياد آور ميشود و مرز انسان را

    با حيوان يا ماشين مشخص ميكند
    مشكل ساختاري دارند .
    آقايان خودكامه نميخواهند كه سير حكمت و فلسفه در طول تاريخ فرهنگها و اقوام وحكومتها

    منحني سير آگاه شدن انسان از آزاديش را
    را ترسيم كند .آقايان از نور حقيقت يا نور رستگاري متنفرند .چرا كه زير نور رستگاري

    تركها و تناقضهايشان نمايان ميشود
    و همه خواهند فهميد كه هر وضعيتي در خود تناقضي دارد كه مجبور است به رفع اين تناقض

    و خود به خود تغيير وضعيت .
    آقايان با هر علمي كه توليد كننده بودن را شرط انسان بودن ميداند مشكل دارند .چرا كه رشد

    وتكامل قواي ذاتي انسان
    در گرو كار توليدي است و مناسبات توليد و روابط قدرت حاكم بر اين مناسبات را تهديد

    ميكند .
    آقايان با روانكاوي ودرنورديدن تروماي تاريخي جامعه مشكل مبنائي دارند چرا كه انسانها

    را از خود بيگانه و با هم غريبه ميخواهند
    مبادا كه ضرورت با هم بودنشان را براي انجام وظايف انساني درك كنند و برعليه نظام

    بيگانه با روياهاي انساني متحد شوند .

  23. رشيد گفت:

    شما مواظب باش بيانات آقاي مصلحي مبني بر مهندسي با درايت انتخابات نهم و دهم را … نكني كه فايده نداره

  24. یاری گفت:

    اتفاقا به نوعی هم خوب است بیش از این هم از انسانهای متحجر و واپس گرا انتظاری نیست.اگر در این مورد موضعی مترقی داشتند جای تعجب داشت. از کوزه همی طراود که در اوست.زنده باد جنبش سبز.

  25. ناشناس گفت:

    ذیل یکی از خبرهایتان کامنت گذاران مخالفت و موافق بحث خوبی راه انداختند . پیشنهاد می شود فایلی ایجاد کنید که افراد در خصوص موضوع خاص بحث کنند.به شرط اینکه مردانه همه نظرات را بگذراید و سانسور نکنید

  26. برگ سبز گفت:

    بله برای این که علوم انسانی یعنی آگاهی. و با آگاهی مردم مخالفند چون قدرتشان به خطر می افتد.

  27. میکروب نفهم! گفت:

    دوراندیشی راببین که با”یک” کودتای انتخاباتی”چندین” نشان رادارندمی زنند!………..ولی ایکاش مردم نمی فهمیدند!!!!

  28. مهدی گفت:

    من بدبخت نیز یکی از همان علوم انسانی هایی هستم که به دنبال تدریس در هر دهکوره ای تقاضا داده ام. غافل از ان که صاحبان ما تصمیم به شالوده شکنی داشته و میخواهند از پایه و اساس همه چیز را ویران کنند. شالوده شکنی از نوع دریدایی اش.
    حقوق. حقوق خواندم.من فلک زده حقوق خواندم تا از جان و مال و ناموس این ملت دفاع کنم…
    .
    .
    باز هم اینها چیزی نیست. تمام اینها چیزی نیست. روزی را به یاد بیاوریم که در آن دبیر شورای نگهبان مملکت مان اصل برائت را زیر سوال برد. تمام این ها در مقابل آن چیزی نیست. کاش آن روز بیشتر به هوش می بودیم.

  29. امیر گفت:

    حالا درسته که ما منتقد یکسری مسائل هستیم، ولی دلیل نمیشه که …. رو تو سایتتون بذارین. آخه یه چیزی بذارین که منطق هم داشته باشه. اصلا شما معنی حذف دروس علوم انسانی رو میفهمید؟

  30. علوم انسانی اگر خطرناک نبود پس چرا آقایان بسیاری از قبیل …. و امثال آنها پس از آن که دورۀ علوم انسانی یا در دانشگاهها تحصیل یا در کتابها مطالعه کردند به این روز افتادند که نه دنیا براشان ماند و نه آخرت. خسر الدنیا والآخره شدند و خدا را ول کردند و رخ به جانب مردم کردند، راه ولایت را از دست نهادند و راه مردم کوچه و بازار و شهر و ده و کوه و بیابان گرفتند و گفتند ما باید به مردم خدمت کنیم. آخر آدم اگر یک ذره عاشق بهشت و عاشق شهادت باشد خودش را به این روز می اندازد که این آقایان و امثالشان افکنده اند؟ آدم باید بسیجی باشد و عاشق شهادت. شهادت هم یعنی اذیت و آزار رساندن به مخالفان…. و هرچه دیکتاتور و دیکتاتوری در جهان است. یا بکش یا کشته شو تا وارد جنت شوی. این باید شعار باشد نه آزادی و آزادی و آزای، و مردم و مردم و مردم، و حقوق بشر و حقوق بشر و حقوق بشر. خوشا به حال آن بندگان خالص خدا که در کهریزک انجام وظیفۀ شرعی کردند و دل …. را خنک ساختند. بدا به حال کسانی که علوم انسانی خواندند و خوار شدند.

  31. Ali گفت:

    In raftar Orviliani faghat khateme in nezam be barnameh va khodsar ra miavarad. bezarin hamaha bebandand. Resaneha, daneshgaha, NGOs, va harchi sazeman farhang. Dorost mesleg Romani Comonisti vali zaheran Eslami.

  32. امیر گفت:

    توجه کنید که علوم همه نتیجه عقلانیت انسان هستند. این شامل علوم انسانی نیز می شود. حال ما با … رو برو هستیم که عقلانیت را ریشه مشکلات خودشان می دانند.

  33. حنیفا گفت:

    تعطیلی تا تصفیه علوم انسانی علت دارد و نه دلیل
    علوم انسانی که چندین قرن طول کشیده تا ایجاد بشه چه طور در عرض چند سال قراره بازتولید بشه و توسط چه کسی ؟
    همین پرسش ساده و( نه نظریه پردازی راجع به امکان تولید علم اسلامی یا معارض بودن یا نبودن با اسلام) ثابت می کنه که قضیه از قرار دیگه ای هست.
    در ضمن مگه خود حضرات اسلامی هستند که حالا مدعی اند که اعتراضات مردمی ناشی از علوم انسانی هست؟ بماند این که یادم هست استاد گرانقدر آیت الله جوادی آملی سالها قبل می فرمودند که حوزه ها هم هنوز اسلامی نیست چون قرآن در سرلوحه دروس حوزه قرار نداره .
    به نظرم این آقایون باید تئوری اسلامی کردن قرآن رو هم ارائه کنن . چون ریشه استبداد و استکبارستیزی توی اونجاست.

  34. امیدوار گفت:

    چطور شد که بعد از 30 سال تازه یادشون افتاده؟بله چون اون موقع خس و خاشاک راه تنفسشونو نبسته بودن. اینا که دلشو واسه اسلام نسوخته
    تازه نه اسلام و نه هیچ دین الهی دیگری به صورت تخصصی وارد علوم انسانی و علوم دیگه نشدن واین ادیان اومدن تا به ما مرزهای اخلاقی و شیوه ی زندگی کردن رو به صورت مشی های کلی نه جزیی به ما یادآوری کنن که البته خیلی با ارزشه اما همین ادیان کسب تخصص در این رشته ها رو به عهده خودمون گذاشتن به عهده ی تجربه ی انسان

  35. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.برادران وخواهران علوم انسانی وارداتی از غرب را انسانها بازگو کردهاند نه خدا که برای ما وحی منزل باشد وبه نظر من ما باید علوم اسلامی خودما را که منطبق بر اسلام و ایات نورانی است ترویج کنیم نه علوم غربی را که ما را از خدا دور میکنند و مارا مادی گرا میکنند به عقیده من فلسفه اسلامی بسیار بالاتر از فلسفه غربی است چون مهر تایید قران خورده یعنی علوم انسانی که اسلام معرف ان است را خدا تایید کرده شما قران را مشاهده کنید بعداز 1400 سال هیچ ایرادی به ان وارد نیست وهر روز با تکمیل علم به بزرگی ان نزد مردم اضافه میشود یا نهج البلاغه که سخنان شاگرد بر حق قران است نیز میتواند بهتر از کانت ودیگر متفکران غربی ما را هدایت کند چون هم جنبه مادی ان پررنگ است وهم جنبه معنوی ان عزیزان شما نتایج اداره بشر توسط علوم ساخته خودش را در غرب ببینید انها را از نظر اخلاقی به کجا کشانده است که مرد با مرد وزن با زن ازدواج میکند چرا چون طبق گفته بزرگان فکریشان انسان نوعی حیوان است که فقط هوش بالاتری دارد همچنین طبق نظریه داروین انسان هم باید مثل حیوانات باشد وبرای ادامه زندگی خود هرکاری بکند میخواهد انسان دیگری را بکشد یا سر او کلاه بگذارد فقط باید به هر قیمتی زنده بماند وزندگی کند اما علوم قرانی علاوه بر تشویق به زندگی بهتر در این دنیا به انسان اشرف مخلوقات میگوید تا اورا با حیوانات و موجودات دیگر تمیز دهد وبه او میاموزد که به هر قیمتی زندگی نکند و حتی جان و مال خود را در راه ارزشهای خدایی وانسانی فدا کند وزندگی مملو از اخلاق را به ما ارزانی میدارد زندگی که در ان هیچ بدی نباشد ومدینه فاضله ای را به ما نشان میدهد که در ان زندگی ذلیلانه نباشد و همه به سمت عدالت وخوبی ها پیش برویم انشاالله.یا حق.

    • رشيد گفت:

      يه سوال : چند تا كتاب علوم انساني غربي به نقل از معتقدان به آن فلسفه ها خوانده اي ؟
      زبان انگليسي در اون سطح هم كه بعيده بدوني . ولي شهيد مطهري را كه قبول داري ؟ ايشون ميگفت : ماركسيسم هم بايد
      مثل باقي رشته هاي فلسفه توسط معتقدان و متخصصان ماركسيسم در دانشگاههاي ايران تدريس شود .
      علوم انساني غربي يا شرقي يا هر جائي در طول تاريخ با سير تكامل انسان و در ارتباط با علوم انساني ديگر فرهنگها شكل گرفته .
      فلسفه ي يونان باستان دستمايه ي فلسفه ي اسلامي بوده و بخشي از آن از طريق همين فلسفه ي اسلامي به به غرب بازگردانده شده .يك فلسفه كه فقط زاده ي ذهن فلان فيلسوف نيست .تاريخ فلسفه و فلسفه ي تاريخ را پشت سر خود دارد .
      مثلا روانكاوي يكي از رشته هاي علوم انساني غربيست ؟ خود تو پيش دكتر روانكاوي كه فريد و لاكان و………….را نخوانده باشد ميروي ؟ ساختار رمانهاي غربي از كتاب مقدسشون تورات و انجيل گرفته شده .ميخواهي فقط قصه ي كرد شبستري را بخواني ؟
      ميخواهي دو هزار سال رمان و فلسفه و روانكاوي و تاريخ و علوم اجتماعي را منكر شوي ؟
      نكته ي ديگه اينكه مگه همه ي فلاسفه يا جامعه شناسان غربي هم را ي و همنظرند ؟
      ماركسيسم و ليبراليسم هردو غربي هستند و كاملا مخالف هم .
      ماترياليستها و ايده آليستها شديدا منتقد همديگرند .
      فلاسفه ي مومني دارند مثل كيركگور و بوبن وفلاسفه ي ملحدي هم دارند مثل ماركس و باديو
      مهم اينه كه برخورد ما با نظريات اونها سوبژكتيو باشه .
      مهم اينه كه ايده ها در دست ما باشند و نه سوار بر ما .
      مثل ايده ي سرمايه . كسي ممكنه كتابي درباره ي سرمايه داري بخونه و نوكر پول بشه .
      كسي هم ميتونه با خوندن همون كتاب به تناقضهاي ساختاري نظام سرمايه داري پي ببره و
      به جاي مصرف كننده بشه توليد كننده .
      نه عزيز .اگه به خدا معتقدي اولين نشانه اش صداقته ؟
      مشكل تو با علوم انساني غربي نيست .چه بسا خودتون تحريك ميشين كه ببينيد ديگران هم چه گفته اند و بخوانيد و
      رسانه هاي آنها را هم ببينيد .مشكل شما آگاه شدن مردمه و خودتم قبول داري .مگه نه ؟ صادق باش
      درباره ي داروين و داروينيسم و …………..هم بيشتر بخوان و سطحي برخورد نكن .حداقل به خود بگو آدماي كمي كه نبودند
      واز من كه بيشتر ميفهميدند .يه بار يك كتاب از كانت بردار بخون .ببين اصلا يك خطشو ميفهمي ؟

      • بسیجی گفت:

        به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.برادر عزیزم رشید سلام بله درسته عقاید دیگران حتی انهایی که ضد خدا هستند هم باید ازادانه تدریس شود ولی حرف من نیاز الان کشور است ایا ما باید از علوم اسلامی که مورد تایید خداوند است غافل شویم فکر نمیکنی که چرا بیشتر کسانی که در رشتههای علوم انسانی ما تحصیل میکنند همه گرایش به فرهنگ غرب دارند(این را اساتید متمایل به غری و هم متمایل به اسلام گفتهاند) ایا علوم اسلامی حرفی برای گفتن ندارد یا ما در مورد ان کم کاری کرده ایم الان همه کارهای اسلامی ما شده منبر و روضه و همایشهایی که خود بخاطر حیف و میل بیت المال غیر اسلامی است ایا پیام شهدای ما در انقلاب و جنگ تحمیلی بی مهری به علوم اسلامی بود یا اینکه انها با خون خودشان اسلام را فریاد میزدند خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.یا حق.

        • رشيد گفت:

          ممنون از جواب صادقانه و محترمانه ات . اي كاش اي كاش حقيقتا فضائي بود تا از دانش و تجربيات هم آگاه شويم و دريابيم كه
          بني آدم اعضاي يكديگرند .اي كاش جاي دشمني را همدلي ميگرفت .
          با اينكه عقايدمون زمين تا آسمون فرق ميكنه .اما احساس ميكنم آدم درست و خوبي هستي .
          ما زبان را ننگريم و قال را
          ما درون را بنگريم و حال را

    • م. گفت:

      شما نوشته ای برای ادامه زندگی خود هر کاری میکند…کاش تو ای برادر بسیجی نیز به این گفته خود پایبند می بودی …که هر چیزی ارزش هر کاری ندارد… به قول خودت ما حیوان نیستیم..ما اشرف مخلوقاتیم. به قدرت رسیدن و بر قدرت ماندن ارزش این همه خون ندارد.
      .
      باور کن ندارد. تو را به همان قرآن باور کن.

      • بسیجی گفت:

        به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.برادر یا خواهر عزیزم با اسم مستعار م سلام نمی دانم شما من را از کجا میشناسید اما نظر شما در مورد بنده قابل احترام است بله برای به قدرت رسیدن ارزش ندارد که هر کاری بکنیم اما از شما میپرسم ایا اقای موسوی ادعای تقلب را ثابت کرد؟ در مورد کشته سازیها مانند خبر کشته شدن ترانه موسوی نظرتان چیست؟در مورد ادعای تجاوز جنسی به زندانیان که در اخر خود شیخ گفت من هم به این عمل مطمئن نبودم چیست؟ایا اینها مصداق به هر وسیلهای که شده باید قدرت را بگیریم نیست؟البته قبول دارم که افراطهایی هم از جانب حکومت شده ولی این نمیتواند دروغهای اقای موسوی را توجیه کند خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.یا حق.

    • Rezvan گفت:

      “به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای”

      مي گويند وقتي استبداد حاکم مي شود انسان را تا مقام خدايي بالا مي برد و شما هم حتما به اين درجه نايل شده ايد که آنچه را که معصومين به اذن خداوند متعال اعلام مي کنند شما اعلام کرده ايد!

      .”برادران وخواهران علوم انسانی وارداتی از غرب را انسانها بازگو کردهاند نه خدا که برای ما وحی منزل باشد وبه نظر من ما باید علوم اسلامی خودما را که منطبق بر اسلام و ایات نورانی است ترویج کنیم نه علوم غربی را که ما را از خدا دور میکنند و مارا مادی گرا میکنند به عقیده من فلسفه اسلامی بسیار بالاتر از فلسفه غربی است چون مهر تایید قران خورده یعنی علوم انسانی که اسلام معرف ان است را خدا تایید کرده”

      واقعا بوي مشمئز شعار از اين سخنانتان مي بارد. بعيد است حتي که بدانيد اصلا فلسفه يعني چه.

      “شما قران را مشاهده کنید … وهر روز با تکمیل علم به بزرگی ان نزد مردم اضافه میشود”

      اين کلامتان نهايت بي احترامي به قرآن است که متاسفانه از طرف جاهل هاي مسلمان نما مطرح می شود. برويد و دليلش را خودتان بيابيد.

      “یا نهج البلاغه که سخنان شاگرد بر حق قران است نیز میتواند بهتر از کانت ودیگر متفکران غربی ما را هدایت کند چون هم جنبه مادی ان پررنگ است وهم جنبه معنوی ان”

      اين هم از آن شعارهاي تکراري!!! اگر به شما بگويند يک صفحه در مورد حضرت علي (ع) بنويسيد مي توانيد؟؟؟؟؟ هيچ مي دانيد بهترين کتابي که در خصوص مولا نوشته شده و او را از احاديث به متن زندگي و جامعه کشانده است چه کسي است؟؟ قطعا نمي دانيد والا شعار نمي داديد. آقاي جرج جرداق اين متفکر بزرگ مسيحي لبنان 5 جلد کتاب مشتمل بر 1600 صفحه در مورد حضرت نوشته ست که 50 سال است براي دهها بار به زبانهاي مختلف دنيا چاپ شده و انسان از خواندن آن سير نمي شود. همين را بدانيد که ايت ا… بروجردي بزرگ دستور ترجمه آن را به فارسي داده بودند و براي نويسنده نامه اي محبت آميز ارسال نموده بودند. اين تنها يک نمونه بازخورد آن است. اين عينک خود بيني را برداريد و بدانيد تمام اين بزرگان متعلق به تمام بشريت است. شان اين عزيزانرا حفظ کنيد لطفا.

      “عزیزان شما نتایج اداره بشر توسط علوم ساخته خودش را در غرب ببینید انها را از نظر اخلاقی به کجا کشانده است که مرد با مرد وزن با زن ازدواج میکند چرا چون طبق گفته بزرگان فکریشان انسان نوعی حیوان است که فقط هوش بالاتری دارد …”

      اين هم از مقوله همان …. است سيماي ميلي و منبر برخي مسلمان نماها مرکز اشاعه آنهاست. تنها يک نمونه و بس اينکه آيا مي دانيد در اديان ديگر انسانهايي هستند که عمرشان را صرف خدمت به بندگان خدا مي کنند و بعد از مرگشان هزاران معجزه و شفا از انان ديد شده است؟ ياکسانيکه سالهاست کارشان رسيدگي به مردم محتاج است.

      برويد و واقعيات را دريابيد. بندگان خوب خدا در همه جا هستند و دليل ندارد که يک مورد منفي را به کل تعميم دهيم. جامعه ام القراي اسلام حضرات از نظر اخلاقي سقوط آزاد کرده است. اگر جامعه خودتان گل و بلبل است مي توانيد از آنها در اين مورد ايراد بگيريد. حداقل در دادگاهاي آنان که طبق قانون بشري اداره مي شود برايشان تخلف قاضي غير قابل فهم است و اينجا به اسم “اسلام اختراعي” به جوانان مظلوم اين کشور در زندانها تجاوز مي کنند که قاضي ان مرتضوي نمونه اي از ولايتمداران مي باشد.

      • بسیجی گفت:

        به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.برادر عزیزم رضوان سلان از اینکه سخن من را نقد کردید ممنون برادر عزیزم اینها شعار نبودند و اعتقاد من بودند و چیزی نیست که نتوانیم به ان برسیم نمیدانم کجای ان جمله من اهانت به قران هست چون علمای بزرگ ما هم این جمله را بارها به زبان اورده انددر مورد نهج البلاغه من نگفتم که مکاتب غربی از الف تا یا انها اشکال است و مورد تایید اسلام نیست فقط میگویم که مکتب اسلام بزرگتر و بهتر از ان مکاتب ما را هدایت میکند بله همه بزرگان مورد احترام هستند چه بسا کسانی ازدنیای غرب که اسلام را بهتر از ما بفهمند و نظریه های انها و دفاعیات انها بسیار تاثیرگذارتر از مقالات اندیشمندان اسلامی باشد واما من ادیان دیگر را نفی نکردم همانطور که میدانید اگر ادیان دیگر را نفی کنیم از مسلمانی خارج هستیم ومن به به مکاتب چند قرن اخیر که دنیا را احاطه کرده است و باعث سقوط ادمیان به بی بندوباری شده است ایراد گرفته ام وکفتم مکتب بالاتر و بهتری به نام اسلام هم هست که نواقص دیگر مکاتب را ندارد.یا حق.

      • رشيد گفت:

        به نام خداي همه ومرگ بر حامي جنايتكاران.

  36. ايمان سبز گفت:

    علوم انساني باعث ميشه که مردم از حقوق انساني خودشون با خبر بشن.از طرف ديگه باعث ميشه که مردم بهتر و بيشتر همديگر رو درک کنند و به حقوق يکديگر احترام بگذارند و ميانه رو تر شوند و در نتيجه متحد تر شوند.براي حکومتي که حاکميت خودش رو تو تفرقه انداختن بين مردم ميبينه وحشت از علوم انساني مساله عجيبي نيست.ولي اين تنها علوم انساني نبود که باعث متحد شدن مردم شد.اشتباه و زياده خواهي خود حاکميت بود.
    روزي از يه استادي شنيدم که ميگفت:تمام ديکتاتور ها گمان مي کنند که ديکتاتور هاي قبلي اشتباه مي کردند که سرنگون شدند و ما از اشتباهات ديکتاتور هاي قبلي درس گرفتيم و اشتباهات اون ها رو تکرار نمي کنيم.ولي نمي دانند که اين خود ديکتاتوري هست که شخص ديکتاتور رو به ناچار به اشتباه مکشونه و باعث ميشه که اشباهات رو پشت سر هم تکرار کنه و سر انجام سرنگون ميشه.
    الان معني اون جملات رو بهتر ميفهمم.شايد اولين اشتباه بزرگ خامنه اي سال 84 بود که به احمدي نژاد اعتماد کرد و ازش حمايت کرد.اشتباه بعديش اين بود که نگفت اشتباه کردم تا شخصيت پر بصيرت خودش رو نزد هواداراش حفظ کنه و مجبور شد باز از احمدي نژاد حمايت کنه.تا روز انتخابات که بزرگترين اشتباه رو کرد و ملت متحد شدند.بعد اشتباه پشت اشتباه.سکوت در مقابل شکنجه و زنداني کردن و کشتار مردم.استفاده از کلماتي مانند فتنه و فنته جو و سران فتنه و اغتشاشگر و… .منحل کردن احزاب مانند اعتماد ملي و اين اواخر مشارکت اسلامي و مجاهدين انقلاب که باعث شد بفهميم احزاب يکي از اصول مهم براي رسيدن به دموکراسيه.و حالا هم متوقف کردن علوم انساني.

  37. مجتبي گفت:

    مباني اين رشته ها تماما توسط فلاسفه غرب و نظرات غير خدايي ان ها بنا شده است مباني اين رشته ها براساس دموكراسي غربي و ازادي غربي بدون در نظر گرفتن خدا نوشته شده به نظر شما ايا اين ها اسلامي است به نظر شما دليل اينكه بسياري از سردمداران اصلاحات قبلا انقلابي بودند حالا برعكس چيست ميردامادي حجاريان تاج زاده و….. ايا غير از اين است كه تمام اين افراد بعد از تحصيل در رشته هاي علوم انساني بود كه تغيير كردند و از ان انقلابي پرشور به كسي رسيدند كه طرفدار دموكراسي غربي ازادي غربي است. همين چند روز پيش سركلاس بودم كه استاد حقوق سر كلاس گفت در بعضي از احكام الهي عدالت نيست! ايا اين ها جز از همان تعاليم غلط غير اسلامي فلاسفه غرب است الان جواب ها و پاسخ هاي عقلي و منطقي توسط فلاسفه اسلامي در مورد نظرات فلاسفه غربي داده شده ايا وقت ان نشده كه اين پاسخ هاي عقلي جايگزين ان نظرات فاسد غير عقلي و غير اسلامي فلاسفه غرب شود؟! اگر نظرات ان ها درست بود چرا الان شاهد اين همه سست شدن ارزش ها و بنيان هاي خانواده در غرب هستيم؟ به نظر من اگر كسي طرفدار خدا و اسلام باشد با اين كار موافقت مي كند.

    • رشيد گفت:

      كنتور كه نداره .همينطور بگو .
      عجيبه ها
      خدا 2500 سال است كه مغرب زمين را در كفر خود و به حال خود رها كرده؟ يعني ميگي خدا عادل نيست كه همه ي لطف و كرمشو
      به ما داده ؟ چرا كه وارسته ترين مردم دنيا هستيم ؟ فكر نميكني مومن نبايد اسير تكبر و غرور باشد ؟
      آخه مورخ تاريخ فلسفه .اي بحرالعلوم .اي دائره المعارف قرن تو كه نبايد مثل احمدي نژاد كه درباره ي نسبت جغرافيائي انگليس و آفريقا نظر داد نظر بدي .
      بعدشم برات مهم هست كه حرفت تاثير گذار باشه يا نه ؟

  38. فرهاد گفت:

    حذف علوم انسانی یعنی:توهم حذف تفکر،گسترش توهم مطلق بودن دراندیشه وعمل حکمرانان،توهم نفهم ماندن مردم

  39. ناشناس گفت:

    و این یعنی …. کرسی های آزاد اندیشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  40. حنیفا گفت:

    دوستان گرامی که می فرمایید این علوم از غرب اومده و از فلسفه غربی یا این که میفرمایید فلسفه اسلامی بالاتر هستش و مهر تایید قرآن رو داره گویا اصلا چیزی از فلسفه و فلسفه اسلامی نمی دونن – همچنین از علم و منطق علم .
    کمی مطالعه بفرمایید بعد اظهار نظر کنید اگر به نظر شما این کار غیر اسلامی نیست ، چون پسوند اسلامی فقط یک اصطلاح رایج شدس و نه هیچ چیز دیگه – فلسفه هم به معنای جریان آزاد عقلانی محض هست و نه علم اعتقادات (علم کلام)
    حالا مطالعه فلسفه غرب دیگه پیشکش
    کمی هم درباره عقاید شیعه مطالعه کن که بدونی لفظ امام برحق به چه معناست و کجا باید استفاده کنی
    کلا توصیه میشه که کمی و فقط کمی مطالعه درباره چیزهایی که میگی بکنی.

    • رشيد گفت:

      حالا از غرب هم كه اومده باشه .ميشه بگي اشكالش چيه ؟ 2500 سال فلسفه را ميشه با جاروي غرب ستيزي جارو كرد ؟
      تازه اين فلسفه هاي غربي و شرقي و ميحي و اسلامي وبودائي و………………همه از همديگر متاثر بوده اند .
      دانشگاه هم بايد براي همه ي گرايشهاي فلسفي مردم رشته داشته باشد .چه كسي خوشش بيايد و چه نيايد .
      آيا غيرمسلمانهاي ايراني حق تحصيل در دانشگاه را ندارند ؟

      • بسیجی گفت:

        به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.حنیفای عزیز سلام کسی نمیگوید که مکاتب دیگر را نابود و یا حذف کنیم من میگویم به مکتب اسلام که پشتوانه اش کلام خداست هم باید توجه شود وان را هم انطور که شایسته ان است ترویج کنیم در مورد لفظ امام بر حق هم بنده نمیگویم نعوذ بالله امام معصوم است بلکه اعتقاد من ان است که ایشان رهبری هستند بر حق که سعی میکنند در مشی اسلام حرکت کنند کلمه امام فقط به معنی ان چیز که تصور میکنی نیست وبه غیر از 12 امام به دیگران هم اطلاق میشود مثل امام محمد غزالی ایاکسی اورا هم مرتبه معصومین میداند قطعا این طور نیست خدا همه ما را هدایت کند.یا حق.

  41. حنیفا گفت:

    یادم رفت بگم که اون پیشنهاد ویژه برای حضرات یعنی اسلامی کردن قرآن رو قبلا خودشون کلید زدن به حرفهای آقای سعیدی نماینده … در سپاه توجه بفرمایید

  42. مسعود گفت:

    با هر چیزی که آگاهی بدهد مخالفند،دیکتاتور از علم و آگاهی میترسد.

  43. مهیار گفت:

    علوم انسانی یعنی احترام گذاشتن به مرتبه ی انسانیت یعنی انسان ازاده بودن یعنی مقابل خودکامگی ایستادن
    ما این چیزارو از والدینمون و تمام اسطوره های تاریخمون یاد گرفتیم اینارو چطوری میخوان تحریف کنن.

  44. n.m گفت:

    یکی نیست بگوید اینجا برره است یا ایران…..

  45. یه سبز گفت:

    سلام.
    لطف کنید نظرات مخالفین هم منعکس کنید.
    آخه شما دارید کاری می کنید که رسانه های دولت در حجم بالایی انجام میدن.
    و این هم بگم که نمیشه مخالف نداشته باشین.
    ممنونم

  46. منتظر سبز گفت:

    دوستان توجه کنند منظور حذف علوم انسانی نبوده بلکه اسلامی کردن اون بوده.به نظر من اسلام که دینی منطبق بر فطرت انسانهاست در تمام زمینه های علوم اسلامی غنی تر از علوم غربیه.فقط مشکلی که وجود داره در آموزشه!نظام آموزش معیوب تو این سالها درس دینی و قرآن رو نتونسته آموزش بده حالا چطور میخواد علوم انسانی رو متحول کنه و انتظار تحول داشته باشه !به نظر من اگه علوم انسانی از اول اسلامی بود جه بسا اعتراضات از این گسترده تر بود.رسیدن به قدرت به هر قیمتی شاید در سیاست مادیگرای غربی قابل توجیه باشه ولی در اسلام از اساس مردوده!

    • رشيد گفت:

      به اميد روزي كه هيچ كس حق نداشته باشد براي همه تصميم بگيرد .كه علوم انسيانيشان چطور باشد يا نباشد و براي همه ي گرايشها ي مردم از هر دين وآئين و مسلكي رشته ي دانشگاهي باشد وآزادانه رشته ي مطلوبشان را انتخاب كنند وبه قول
      شهيد مطهري حتي ماركسيسم هم توسط معتقدان ش تدريس شود .از قضا اين سياستها ي موجود مزايائي هم دارد .دانشجويان مجبور ميشوند به جاي خواندن علوم انساني غربي تحريف شده زبان انگليسي و………..خود را قوي كنند وبه منابع اصلي آنها رجوع كنند .تا كور شود هر آنكه نتواند كه آگاهي و آزادي مردم را ديد .
      کلمه: دوست عزیز و همراه گرامی اگر برای هر مطلب یک نظر جامع و کامل داده شود و ابعاد اون مطلب در یک نظر بررسی شود بسیار مناسب تر است.شما معمولا برای هر مطلب در چند نظر جداگانه مطالبی عنوان می کنید که بهتر است در یک نظر گنجانده شوند. با سپاس

      • رشيد گفت:

        كلمه ي عزيز با تشكر از اينكه فضاي خوبي براي بحث و گفتگوي نسبتا آزاد را فراهم كرده اي .كاملا با نظرت موافقم .
        علت اينكه چند نظر ميدهم اين است كه بلاخره يكي از آنها از زير تيغ سانسور جان سالم به در ببرد .
        بعضي از نظراتم هم در جواب دوستان است .پوزش از تكراري بودن بعضي نظراتم .
        حرفم را به شكلهاي مختلف ميگويم تا يكي از آنها قبول درگاه حضرت كلمه افتد .

  47. سبزينه گفت:

    من دانشجوي كارشناسي ارشد توسعه اقتصادي هستم. پارسال تويه كلاس يه كنفرانس در مورد الگوي اسلامي – ايراني پيشرفت كه آقايون به جاي الگوهاي توسعه دارن عنوان مي كنن دادم. تويه اون كنفرانس در مورد اينكه اصولا چرا جمهوري اسلامي به جاي كلمه توسعه از كلمه پيشرف ااستفاده مي كنه توضيح دادم. گفتم كه اين الگو مجموعه اي از صحبت هاي …. كه يكيشو تو روضه خوني گفته، يكيشو در ديدار با اقشار مردم، يكيشو توي كردستان، يكيشو… خلاصه بلبشوييه. هر چيزي ميشه توش پيدا كرد به جز الگو. گفتم كه اونا حتي از بكار بردن كلمه« توسعه» هم وحشت دارند و به جاش مي گن «پيشرفت»، به جاي توسعه سياسي ميگن رشد سياسي و… چون حتي كلمه توسعه هم بار مفهومي داره و اونااز اين مفهوم مي ترسن. يادم آخراي كنفرانسم متوجه شدم همه بچه هاي كلاس صورتشون گل انداخته و سرشون انداختن پايين يكي دو تاشون هم رفته بودن زير صندلي. باور كنيد ترسيده بودن. اخر كار هم استادمكه خيلي دوسش دارم گفت: مي دونيد چرا … با علوم انساني مخالفه و مي گه «مخل مباني اسلام هستند»؟ براي خاطر اينكه در كلاس هاي علوم انساني ار اين حرفا زده مي شه و اين حرفا « مخل اقتدار غير پاسخگوي» اوناست نه مخل دين چرا كه اگر ديني با مباني عقلي سازگار نباشه همون بهتره كه اصلش نباشه اون دين مخل عقلانيت بشره نه اون عقلانيت مخل دين

  48. ناشناس گفت:

    زنده باد موسوی و کروبی و خاتمی و زنده باد بانی روزنامه کلمه که واقعا مثل یه روزنه میمونه برای تنفس طبقه متوسط

  49. ناشناس گفت:

    انسان بر آنچه منع شود حريص مي شود. بنده با اينکه در علوم فني درس خوانده ام از سال گذشته مطالعات فشرده اي را درززمينه علوم انساني آغاز کرده ام که واقعا آگاهي دهنده و لذت بخش است .

  50. ايراني گفت:

    وقتي كه ما علوم پر محتوا و غني اسلامي را در حوضه علوم انساني داريم چرا بايد از ترجمه و علوم انساني غربي استفاده كنيم؟؟