• صفحه اصلی
  • » آقای دادستان!خدایمان نخواهد که بی رگ و بی درد شویم ; بی دردی از آن بندگان خوب خدا نیست...

» چهل و ششم

آقای دادستان!خدایمان نخواهد که بی رگ و بی درد شویم ; بی دردی از آن بندگان خوب خدا نیست

سفره سبزی داریم ما آقای دادستان و افطاری که در فضای پیرامونی اش عشق و امید موج می زند. ما گرسنگی را نمی فهیم در این روزهای کوتاه زمستانی اما هم بستگی را خوب می فهمیم و همراهی را و هم دردی را. خدایمان نخواهد که بی رگ شویم و بی درد که نیک می دانیم بی دردی از آن بندگان خوب خدا نیست.