• صفحه اصلی
  • » به یاد «حاج اسماعیل دولابی»؛ حاجی لبت را لب مَشک می‌گذاشت...

» مهدی افشار

به یاد «حاج اسماعیل دولابی»؛ حاجی لبت را لب مَشک می‌گذاشت

او شهرزادی بود که به یاد می‌آورد روزی در این شهر، آّب و خاک حرمت داشتند و رزق و نان درمی‌آمد از این خاک. او قصه‌گوی رهنمایی بود که بی‌غل و غش و بي‌سر و صدا، دستت را می‌گرفت و برایت قصه می‌گفت. قصه کربلا و نینوا و به میدان‌رفتن عباس و آب‌آوردنش، که آب را آورد، اما باید تشنه باشی تا بنوشی. حاجی لبت را بر لب مشک می‌گذاشت.