» مرتضی کاظمیان
شورای نگهبان، انتخابات ۹۶ و کودتای ۸۸
شورای نگهبان در سال ۱۳۸۸ ـ برخلاف موضع این نهاد در قبال روند برگزاری انتخابات اخیر ـ هیچ ضرورتی ندید که حتی یک مورد را به دستگاه قضایی ارجاع دهد. بماند که در فقدان قوه قضاییه مستقل و بیطرف، امیدی به رسیدگی حقوقی منصفانه نیز در کار نیست. طبل رسوایی کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ با همان بازداشت فلهای فعالان ستادهای موسوی و کروبی از شب انتخابات، نواخته شد و بعدتر، با شلیک گلوله بهسوی شهروندان معترض و سرکوب خونین جنبش مدنی بهقدر لازم جلوهگری کرد
چرا راست افراطی از ‘اعدام’ محصوران میگوید؟
سخنرانان درحالی موسوی، کروبی و رهنورد را هدف اتهام و تهدید ـ تا سقف اعدام ـ قرار میدهند که محصورشدگان افزون بر ۲۱۳۷ روز است در بازداشت خانگی بدون محاکمه بسر میبرند و از امکان هرگونه پاسخگویی محروماند، و رسانههای داخل کشور نیز از یادکرد ایشان و درج هر مطلبی در دفاع از حقوق اساسی آنان منع شدهاند
دکل گم شده، و دکتر حسین رفیعی
اقتدارگرایان حاکم اما راهبرد خود را تعقیب میکنند. حاکمیت سیاسی در جمهوری اسلامی برای تداوم استقرار خود، و رفع فشارهای هولناک تحریمها، از خیر ماجراجویی گذشته و به مصالحه رو کرده است. هسته اصلی قدرت درحالی درصدد حل و فصل بحران اتمی و مصالحه با غرب برآمده، که در داخل مرزها، همچنان نسبت به توسعه سیاسی بیاعتنایی نشان میدهد و به نزاع و قهرورزی با شهروندان مصلح مشغول است. اجرای حکم زندان برای دکتر رفیعی که سالهاست مواضع اصلاحطلبانهی خود را (ازجمله در موضوع انرژی اتمی) ابراز میکند، یک نمونهی جدید و مهم است. اجرای احکام زندان غریب بیش از ۱۰ سال برای فعالان سیاسی و مدنی چون دکتر ناصر هاشمی، رویین عطوفت، آتنا فرقدانی و آتنا دائمی، دیگر شواهد تلخ در چند ماه گذشته است
حبس خانگی؛ از مصدق تا کروبی و موسوی
تفاوتهای کروبی و موسوی با مصدق، کم نیست. اما در میان مشابهتها، شاید این نکته مهم باشد که هر سه، با وجود زیست سیاسی در متن حاکمیت، ناگهان هدف سرکوب و حذف قرار گرفتند؛ چنانکه دچار حصر و حبس خانگی شدند.
هزار روز بدون روزنامه
برای ناظر بیخبر یا کماطلاع بیرونی، عدم دسترسی به روزنامه، چندان واجد اهمیت نیست. چه بسا که نشریه، کالایی لوکس و غیرضرور قلمداد شود. اما ـ همچون بسیاری مقولههای دیگر ـ در وضعی خاص (انفرادی)، اهمیت آن رخ مینمایاند. این را آنهایی که «سلول انفرادی» را تجربه کردهاند، نیک درمییابند.
مطالبه آزادی یا انتظار عفو؟
چشم انتظاری خانوادهی زندانیان سیاسی و کنشگران امیدوار به تغییر وضع امنیتی، با اظهارنظر جدید سخنگوی قوه قضاییه، به یأس گره خورد. محسنی اژهای دیروز در کنفرانس مطبوعاتیاش گفت: «ما در اعیاد غدیر و قربان عفو داریم اما در خصوص زندانیان امنیتی و متهمین فتنه، عفوی نداریم.»
دولت بنفش و جنبش سبز
بدون فشار جامعه مدنی و بدون اصرار شهروندان تغییرخواه برای تحقق حقوق اساسی و مدنیشان (به بیان مشهور، بدون “فشار از پایین”)، اقتدارگرایان حاضر در حکومت، نه تنها ضرورتی برای گشایش بیشتر فضای سیاسی و فرهنگی احساس نخواهند کرد، بلکه چه بسا سرکوب مزمن و نرم جامعه مدنی را زیر لوای دولت بهبودخواه روحانی، پیگیری کنند.
شورای عالی امنیت ملی و آزادی رهبران
نه تنها روحانی و شمخانی، که دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی یعنی: صادق لاریجانی، علی لاریجانی، محمدعلی جعفری، حسن فیروز آبادی، عطاءالله صالحی، وزیر اطلاعات (محمود علوی)، وزیر کشور (عبدالرضا رحمانی فضلی) و وزیر خارجه (جواد ظریف)، و نیز محمدباقر نوبخت، باید خطاب قرار گیرند و بپذیرند که آزادی هرچه زودتر رهبران و زندانیان جنبش سبز به نفع امنیت ملی و در جهت تأمین هرچه بیشتر منافع ملی است. و البته این مهم را در خروجی تصمیم خود، و در تعامل با رأس نظام سیاسی، متحقق سازند.
سبزها پس از انتخابات ۹۲
خانهنشینی سبزها پس از انتخابات ۹۲، و واگذار کردن حل و رفع بحرانها به «کلید روحانی»، نه نسبتی با واقعیت دارد، نه رابطهای با تاکیدات منشور جنبش سبز، و نه مواجههای ملی است. خوشبختانه روحانی خود بر لزوم تداوم حضور اجتماعی حامیانش تاکید دارد. دلیلی برای کنار نهادن اهداف و چشماندازهای جنبش سبز وجود ندارد. دغدغهداران آزادی و عدالت و دموکراسی و حاکمیت ملی و استقلال و حاکمیت قانون، نه تنها در این روزهای سخت و دشوار برای ایرانیان، کارهای پرشمار برای انجام دارند که با بستر سیاسی ـ اجتماعی متفاوتی نیز در ایران روبرو هستند. ذیل کلید و دولت بنفش روحانی، مطالبات سبز همچنان زنده و بجاست. حضور موثر و پویای سبزها در انتخابات ۹۲، در خور پاسداشت و تداوم است.
نقاشیهای موسوی؛ صدای جهانی جنبش سبز
آثار موسوی در آکادمی هنر برلین، صدای جهانی موسوی، کروبی، رهنورد و دیگر زندانیان سیاسی در ایران است؛ ندایی که نه فقط برای ایرانیان بلکه برای جهانیان، زندگی توام با آزادی و مدارا و صلح میخواهد. در هنگامهای که دیوارهای بلند و ماموران حکومت، صدای موسوی را حبس کردهاند، نقاشیهای وی به سفیران مهمی برای جنبش سبز و خواستههای اساسی و مدنی ایرانیان مبدل شدهاند. موسوی ـ با وجود خشم و کین و خشونت تمامیتخواهان حاکم، و بهرغم تهدیدها و تحدیدهای آنان ـ همچنان در «راه سبز امید» میزیید.
قدمی برای رهبران جنبش سبز
طرح پرسش در مورد وضع موسوی و کروبی و رهنورد، و درخواست آزادی آنان، در کوی و برزن، روی دیوار و باجه تلفن و اسکناس، بر تراکت و پوستر و پلاکارد، در هر تجمع و محفل و جلسه، و با هر امکان و نماد “سبز”، نه فقط آگاهیبخشی که امیدافکنی و شورانگیزی و رهگشایی برای مردمانی است که از ناملایمات و فشارهای و مصائب گوناگون اقتصادی و اجتماعی و زیستمحیطی و معیشتی و سیاسی، به تنگ آمده و پژمردهاند.
محکومیت مرتضی کاظمیان به یک سال حبس تعزیری
مرتضی کاظمیان، روزنامهنگار و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» و به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس محکوم شده است.