» محمد نوری زاد، نامه به رهبری
مقایسه نوزده گانه سیدمحمد خاتمی و رهبری در نامه بیست و یکم نوری زاد
خاتمی ازهمه ی کسانی که شما نام ببرید، خواستنی تر و درستکارتر است. ومن حیران اینم که شما چرا این مرد بزرگ را وانهاده اید و ازریسمان فردی چون شریعتمداری وعلم الهدا و سید احمد خاتمی و احمدی نژاد آویخته اید. شما اگر یک دوست صادق داشته باشید، خاتمی است. همو که خیرشما را می خواهد و مردمان فراوانی چشم به او وبه قدم های او دارند. قدراو را بدانید و دست او را به گرمی بفشارید و ازاو دلجویی کنید و با او به راههای ناپیموده درافتید.
انتقاد نوری زاد از عملکرد لباس شخصی ها: رهبری موضع گیری کند
اگر رهبرشدن آسان باشد، رهبرماندن حتماً به فرسودن می انجامد. بیست و سه سال پیش جماعتی دست به دست هم دادند و شما را برای رهبری این کشوربرگزیدند. بله، این، به یک نشست صورت پذیرفت. آنان کوهی از امانت را برشانه های شما وانهادند و بلافاصله به سروقت کارو کسب خود رفتند. به اسم شما می زند و به اسم شما تخریب می کند و به اسم شما از دیوار مردم بالا می رود و حتی به اسم شما می کشد.
سمفونی فربگان
درد جانکاهی که من با بسیجیان امروز درمیان می گذارم این است: عزیزان، چرا باید با پاره شدن یک عکس امام برآشفت و گریبان درید و زمین و زمان را به هم آورد، و همزمان، از تماشای خون بی گناهان دم برنیاورد و به بالاتری ها اعتراض نکرد؟
28 سؤال محمــــــد نوریزاد از رهبری
“دوستی ما، که زندانی سیاسی این نظامیم، با شما صادقانه است. گر چه اکنون در زندانیم. و گرچه در زندان، با ما به تلخی سخن گفتهاند و بر ما ناسزا باریدهاند و ما را به ضرب و زور نواختهاند. دوستی ما با شما، در این روزهای تلخ زندان، از سر صدق است. و نه، نفاق. چرا که نفاق، در ظاهر به گونهای است و در باطن به گونهای دیگر. ما را اما چه به نفاق؟ که از همین زندان، سخن باطن خود آشکارا با شما می گوییم. نفاق آنجا پا میگیرد که نفعی به مخاطره افتد. نفع ما که زندانی شماییم، در چیست؟”