• صفحه اصلی
  • » درد دل یک زندانی سیاسی؛ آن روز که مادر در راه ملاقات سکته مغزی کرد …...

» محمدحسن یوسف پورسیفی

درد دل یک زندانی سیاسی؛ آن روز که مادر در راه ملاقات سکته مغزی کرد …

محمدحسن یوسف پورسیفی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی بند 350 زندان اوین در نامه ای به پدر و مادرش به مناسبت سالگرد تولدشان نوشته است: فهمیدم خبری شده که طبق روال از آن بی اطلاعم. خبر این بود: “مادر از رشت به تهران برای ملاقات تو آمد و شب سکته مغزی کرد و در بیمارستان بستری است.” حالا فکرش را بکنید که چه باید کرد؟ تلفن که نداریم زنگ بزنیم. ملاقات هم که نمی توانم بروم. حق دارم دیوانه شوم؟ بگذریم…

نامه ای از بند 350 به یک زندانی سیاسی پیش از انقلاب: آیا کوتاهی از نسل پیشین بود؟

محمدحسن یوسف پورسیفی زندانی سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین در یادداشتی کوتاه از داخل زندان یاد یکی از زندانیان سیاسی پیش از انقلاب را گرامی داشته و نوشته است: آیا تو همان سندباد پیری بودی که در آستانه هشتمین سفر فرزندش وی را قربانی قصور خود می کند؟ سندباد پیر با همه هشدارهایی که به فرزندش می دهد به خوبی می داند که دانش نظری، برای توفیق در عمل راه به جایی نمی برد.

مخالفت دادستانی با اعزام محمد حسن پورسیفی به بیمارستان

با وجود اینکه حدود دو ماه از پيگيرى وضعيت درمانى محمد حسن يوسف پورسيفى، فعال حقوق بشر و كودكان كار و زندانى بند ٣٥٠ زندان اوين مىگذرد، اما هنوز اقدامى براى اعزام وى به بيمارستان انجام نشده است.

نامه یک زندانی سیاسی از زندان اوین به همسرش

اینجا که باشی به درکی متفاوت از زندگی می رسی. اینجا مرگ دارد، اما تولد ندارد، هم بندی ات، یک دقیقه بعد شاید پیش تو نباشد… یا شاید تو نباشی… اینجا تصمیم برای سرنوشت آدم ها، در طول یک چشم بهم زدن رقم می خورد. بدون هیچ گونه عقلانیت. من و هم فکرانم با ایمان کامل به عملکردمان، با ایستادگی بر مواضع فکری مان، بزودی آزاد خواهیم شد. می دانی که هیچ وقت نخواستم مانند یک گیاه، یک زندگی نباتی خنثی داشته باشم و به دنبال منابع شخصی، مصلحت اندیشی، محافظه کاری و تساهل و تسامح نبوده ام.