از وبلاگها/ این ماشین های آخر مدل، اشک دیده من و خون دل ماست
چرا باید تعجب کرد؟ در یک کشور بحرانزده و ورشکسته که هر روز شمار بیشتری از مردم به زیر خط فقر سقوط میکنند به ناگاه جماعتی به آنچنان ثروتهای افسانهای میرسند که خرج کردنش دشوار میشود؛ باید ماشین یک میلیاردی سوار شوند و در بالاترین طبقات برج میلاد بستنی با روکش طلا بخورد! وقتی چنین درآمدهایی نه به گسترش تولید انجامیده و نه افزایش اشتغال، پس چه گزینهای باقی میماند بجز رانتخواری و فساد اقتصادی در آشفتهبازاری که دولت رقم زده است؟ آیا نباید هشدارهای میرحسین موسوی در جریان مناظرههای انتخاباتی را به یاد آورد که:









