برادر بسیجی! حرمت صفشکنان را نشکن
برادر بسیجی! دیروز در میدان بهارستان میتینیگ سیاسی برگزار کردی. شان صاحب مجلس را حفظ نکردی. مراسم بدرقه شهدایی که متعلق به من غیرچادری هم هستند را بدل به محلی برای تسویه حساب سیاسی کردی. شما که میکروفون در دست داشتی، از همه کس گفتی جز شهدا. حتی نام تکتکشان را از همان بلندگوها که برای آنها به میدان آمده بودند نخواندی خواستی بیانیه سیاسیات را بخوانی. آقای پیری که از کنار کودک تب کرده از گرمای من رد میشدی و گفتی آب نخورید! آب را هم امروز و فردا از آمریکا برایتان وارد میکنند. برادری که به حجاب داشته من طعنه میزدی، هیچ میدانستی کجا هستی؟ مجلس نجبا بود. همان نجبایی که شما در دهانهای بستهشان حرفهای سیاسی دل خودتان را گذاشتید. مجلس غیرتمندانی بود که به جای حرف و سخن سلاح در دست گرفتند و مقابل دشمن جنگیدند. میگفتی مرگ بر آمریکا! چرا آمریکا؟ چرا فقط شعار؟ بفرمایید جنگی حاضر و آماده برای شما با داعش. بفرمایید برادر بسیجی. دفاع کنید. بجنگید









