» علی عبدلی

من همان میرِ حسینِ موسوی ام

تو گفتی من همان مرد غیورم
که بر سیل مصیبت ها صبورم
تو می دیدی افق تاریک و تار است
سرِ آزادگی بالای دار است
تو دیدی داغِ خواهرزاده ات را
ستم بر مردم آزاده ات را
قفس را بر هوس ترجیح دادی
به سازش با شروران تن ندادی
تو فرزندِ زمانِ خویش هستی
خروش سبز را در پیش هستی
منم هستم، ولی شرمنده ی تو
بمیرم گر نبینم خنده ی تو