» شهادت حضرت علی

شهادت امیر مومنان

اصبغ به دورن مي آيد و نزد مولايش مي نشيند. به پيشاني بسته حضرت اميرعليه السلام مي نگرد، در آن منظر خونين، زخمي رانظاره مي كند كه بر فرق كائنات نشسته است. شمشيري را مي بيند كه دريا را شكافته وخورشيد را دو نيمه كرده است. قطرات اشك، ديگر منتظر نمي مانند وسرازير مي شوند. حضرت امير عليه السلام ، عمامه زرد بر سر بسته، و خورشيد سيمايش به زردي گراييده. اصبغ، با ديدگاني اشك ريزان چون ابر بهار مي نگرد. و نمي داند كه كدام زردتر است؟