غم به جراحت می ماند، یکباره می آید اما رفتنش، التیام یافتنش و خوب شدندش با خداست. و در این میانه، نمک روی زخم و استخوان لای زخم و زخم بر زخم، حکایتی دیگر است. حکایتی که نه می شود گفت و نه می توان نهفت.
مرگ پیامبر برای تو تنها مرگ یک پدر نبود، حتی مرگ یک پیامبر نبود، مرگ پیام بود، مرگ شمع نبود، مرگ روشنی بود…. ماه باید در آسمان باشد و از خورشید نور بگیرد، به خاطر کرم شب تابی که نباید خود را به زمین برساند. ابرهای فتنه از سقف سقیفه گذشتند و خانه پیامبر را احاطه کردند، همهمه در بیرون در شدت گرفت و در آنچنان کوفته شد که ستون های خانه پیامبر لرزید.
» سیدمهدی شجاعی
دلنوشته ای به بهانه میلاد پیامبر رحمت(ص)
معشوقى که پیامبران سلف همه آرزو مىکردهاند که از امت او باشند و در رکاب او.
معشوقى که ملائک تا ابد مأمور صلوات بر او شدهاند. معشوقى که راه شناختش جز بر خدا و ولى او بسته است. چگونه مخلوقى که از نور او پدید آمده است و نمىفهمد که او از کى، کجا وچگونه بوده است، از او سخن بگوید؟
گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنى است
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند؟
مهدی شجاعی: مدیران فرهنگی کشور سیاه و سپید و درشت و ریز را از هم تمیز نمیدهند
سیدمهدی شجاعی در یادداشتی که برای مراسم نقد کتاب «ماه به روایت آه» نوشت از وضعیت مدیریت فرهنگی در کشور انتقاد کرده است.









