نامه هم بندان ضیا نبوی از اوین :ما سبز و بيشمار، تو را تكثير مي كنيم
حالا زنده به روياي آب و نان و دمکراسی و آزادي گريه مي كنيم، اما نه به حال خودمان، به حال اوليای ظلمت كه آرزويشان مرگ لبخند ماست و مي خوانيم:گمان مبر كه به پايان رسيده كار ضحاك / هزار باده ناخورده در رگ تاك است /ما سبز و بيشمار. ما تو را تكثير مي كنيم كه فردا از آن ماست.









