» دین و سیاست
آیتالله جوادی آملی: مردم ستون دین و سیاستاند؛ جامعه دینی بدون تأمین خواسته مردم ممکن نمیشود
اگر سیاستتان بخواهد دینی باشد، فرهنگتان بخواهد دینی باشد، اجتماعتان بخواهد دینی باشد، اقتصادتان بخواهد دینی باشد، باید خواسته مردم تأمین بشود یعنی مردم بتوانند آبرومندانه بدون فقر و فلاكت زندگی كنند. اینكه وقتی شب شد انسان غصه دارد كه من چگونه دِیْنَم را ادا كنم وقتی طلبكار را دید مُقرِض را دید خجالت میكشد با این وضع نمیشود جامعه را اداره كرد، اینطور باشد رضای مردم تأمین نمیشود.
آیا حکومت فعلی، اسلامی است؟
حاکمیّتها در اشتباهند که فکر میکنند با بیخبری از انسان محروم و مشکلات فقر و کمبودداری، حاکمیّتهایی مطلوب هستند. اینکه در تعالیم اسلامی، بر معاشرت با محرومان و اطّلاع یافتن از حال و روز آنان تأکید شده است، بیحکمت نیست … باید رجال سیاسی بر اعصاب خود مسلّط باشند، و حتّی با مخالفان و دشمنان، از حدّ ادب و احترام نگذرند. و این موضوع، تأکید بیشتری پیدا میکند، اگر رجال سیاسی، جنبة دینی و معنوی و روحانی هم داشته باشند! باید حاکم صالح و اسلامی، حقپذیر باشد نه مستبد و خودرأی… و باید کسانی را دور خود جمع نکند که کارهای نادرست او را تأیید کنند، و برای سوء استفاده به او نزدیک شوند… اگر کسانی تصوّر کنند، که با اِعمال زور و سرکوبگری میشود حکومتی صالح داشت، و نظامسازی اسلامی کرد، سخت در اشتباهند. اینگونه برخوردها اسلامی نیست. و اسم اسلام، و ادّعای مسلمانی، برای اسلامی شدن، و مسلمان بودن کفایت نمیکند.
چرا از دین میگریزند؟
اگر مردم احساس کنند که عالم دینی بر خلاف دستورات دین مبنی بر این که «هر کس متصدی امری شود در حالی که می داند فردی شایسته تر از او برای تصدی آن وجود دارد، در حق جامعه خیانت کرده» ، برای پست و مقام دست و پا می زند، یا از افراد نالایقی که هم طیف و هم فکر خویش است، برای تصدی مسئولیت های اجتماعی حمایت، و در نتیجه افراد لایق منزوی می شوند، رفتار آنان را به حساب دین و مکتبی می گذارند، که از آن سخن می گوید.
خردگرایی در دینداری
جایگاه عقل در دینداری جامعه، از چند جهت قابل بحث و بررسی است: یکی شناخت علل عقب ماندگی و انحطاط دینی و اخلاقی، و دیگری غیر مدلل شدن دینداری در فضای عمومی و ابتنای دینداری امروز جامعه به ظاهر دینی به امور شعاری و ظاهری و رواج اسف انگیز عقاید انحرافی و بدعتها، و تنگ و بسته شدن جامعه و نقد و انتقاد و رواج تکفیر.
حکومت بدون مراعات حقوق مردم، دینی نیست
امام حسن مجتبی (ع) میفرماید: سیاست رعایت حقوق خدا و مردم، اعم از زندگان و مردگان، است. / دو امر است که در مقام و جایگاه دینی انسان نقش اصلی را ایفاد میکند، یکی توجه به حقوق مردم است و دیگری تواضع و فروتنی در برابر آنان. / امر دیگری که تعیین کننده مقام و جایگاه دینی انسان است فروتنی در مقابل مردم است. انسانی که در مقابل مردم متکبرانه برخورد نمیکند و اگر به پست و مقامی رسیده است مردم را خوار و خفیف نمیگرداند.
ترویج افکار منحط به نام دین
جامعه دینی از دو جهت با این مشکل فزاینده روبرو است. از سویی برخی از دست اندرکاران سیاسی به دلیل ضعفها و ندانم کاری ها و بحران مشروعیت ناچارند هرچه بیشتر خود را به شعائر دینی بچسبانند و از اموری استفاده کنند که به کار آنان وجاهت ببخشد و جامعه دینی را به خود جلب کند؛ اموری از قبیل کشف و شهود و شفا یافتن افراد توسط صاحبان قدرت، استفاده از مهدویت برای وجاهت دادن به کارها و فریب مردم با اموری معجزه گونه و ماورایی. و از سویی این سطحی نگری و شعارگرایی در سطح رسانه ملی خواسته یا ناخواسته ترویج می شود.
اتحاد دین و سیاست علیه استبداد دینی
سيد جمالالدين اسدآبادي طرح همبستگي دين و سياست را براي دو جبهه لازم ميدانست: جبهة استبداد داخلي و جبهة استعمار خارجي، كوشش فراوان داشت كه شعور مذهبي مسلمانان را براي مبارزه با استبداد و استعمار بيدار سازد. همبستگي دين و سياست هم به معني وابستگي دين به سياست نيست بلكه به معني وابستگي سياست به دين است. در جهان تسنن به حكم اينكه خلفا و سلاطين را «اولوالامر» ميدانستند و اطاعت آنها را از جنبة ديني واجب ميشمردند، همبستگي دين و سياست به صورت در خدمت قرار گرفتن دين از طرفِ سياست بود. اما در شيعه هيچگاه چنين مفهومي وجود نداشته و تفسير شيعه از «اولوالامر» هرگز به صورت بالا نبوده است.