» دانشگاهیان همراه جنبش سبز
هشداری به خودمان: ای که دستت می رسد کاری بکن
به یاد آوریم! آنروزها را که با درهمشکستن مرزهای موهوم خودی-غیرخودی، همه با هم یکی شدیم و در جستجوی رای و نظر خویش، دنیا را محسور ساختیم. به یاد آوریم! آنان را که در همراهی با یکدیگر از پذیرش عناوین پرطمطراق –اما پوچ- رهبری جنبش سر باز زدند و با تاکید بر آنکه «همراهی» در کنار دیگر همراهان جنبش احیای کرامت انسانی هستند، مخاطراتی چون داغ و درفش و غم قتل و آزار نزدیکان و در نهایت حصر را به جان خریدند، اما داغ توبه از راه حق خویش را بر دل ناجوانمردان گذاشتند. به یاد آوریم! آنزمان را که با هم یکی شدیم و در دفاع از حیثیت و حقوق همراهان زندانیمان، لحظهلحظههای زندگی خود را به آگاهیبخشی و رساندن پیام آنها به دیگران در جامعه تخصیص دادیم. به یاد آوریم!
رفع حصر خانگی و رهایی حصرشدگان؛ بخشش مجرمان یا احقاق حق مظلومان؟
امروزه شکستن حصر و آزادی زندانیان سیاسی نه فقط یک خواست و مطالبه اجتماعی و ملی، بلکه یک ضرورت منطقی و اجتناب ناپذیر است و هیچ راه دیگری جز این نیست و هر چه و به هر میزان که این اقدام با تأخیر انجام پذیرد، به همان میزان نیز کشور بیشتر متضرر، اعتماد ملی تضعیف و فرصت ها یکی پس از دیگری از دست می رود. رفع حصر سران جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی دربند از جانب حاکمیت نه ناشی از عجز و ناتوانی است و نه از سر ترحم و گذشت؛ بلکه بخشی از احقاق حق ضایع شده آنهاست که قریب هزار روز (و بعضاً بیشتر از آن) از بهترین دوران عمر خود را در سختی و عسرت گذرانده اند.
امید به مهرماهی دیگر
برای ما پاییز فصل مغتنمی است تا بر داشتههای خود تامل کنیم و خواستها و آرزوهای خویش را مرور کنیم تا بدانیم تا کنون چه با خود آوردهایم و زین پس به دنبال افزودن چه چیز بر آن هستیم. پاییز سالهای اخیر اما فصلی نه چندان گوارا برای مردم این سرزمین بود.
آیا راي ندادن هم نوعی فعاليت سياسي است؟
این انتخابات فرصتی است تا به اقتداگرایان نشان دهیم که جامعه بدون تمکین به آرزوهای آنها –مبنی بر رای دادن در انتخابات و افزایش آمارها- شیوههای بدیل برای تعمیق آرمانهای سبز و تجدید پیمان فراگیر اجتماعی بر سر عهد و سبک سبز زندگی را میآزماید و از آن پلی میسازد برای بازسازی و بازآرایی پیوندهایی که در طول سالهای اخیر در مقابله با دروغ و دورویی و چپاول در این سرزمین شکل گرفته است.
۳۰ پرسش تا انتخابات ۹۲/ پرسش پانزدهم: آیا انتخابات حاشیه امنی برای منتقدان ایجاد می کند؟
همه به یاد داریم چهره های سیاسی اصلاح طلب، فعالان ملی- مذهبی و کنشگران جنبش دانشجویی را که در آن سال ها به زندان افتادند و سکانداری اصلاح طلبان در دو قوه ی مجریه و مقننه، نتوانست تغییر محسوسی در روند برخوردهای امنیتی پدید آورد و حتی آنها را در اقدامات نابخردانه خویش مصممتر ساخت. امروزه نیز این جریان که میداند حتی توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارد، برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی خود، جز نابودی کامل هر دیدگاه منتقدی که با افشای این ناکارآمدی، تداوم حضور آنها در عرصه قدرت را با چالش مواجه کند، به هیچ چیز دیگر راضی نخواهند بود.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش چهاردهم: آیا ایفای نقش تصنعی در رقابتهای سیاسی، مشارکت در یک بازی نافرجام نیست؟
اتکای نظام انتخاباتی موجود به «نظارت استصوابی» عملا دسترسی آزادانه و منصفانه به قدرت سیاسی و به دست گرفتن نهادهای انتخابی نظام را مختل کرده است. در شرایط پس از انتخابات 88، علاوه بر اعمال سلایق معمول و مألوف در تأیید صلاحیت کاندیداها، از آنها خواسته می شود نسبت به نتیجه ی انتخابات اعتراض نکنند. با وجود چنین نگرش تنگ نظرانه ای، نیروهای منتقدی که خواهان اصلاحات اساسی در فرایندهای تصمیم گیری سیاسی هستند، چگونه خواهند توانست به برنامه های خود جامه ی عمل بپوشانند؟
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش سیزدهم: آیا حکومت ورود چهره هایی مانند آقای خاتمی را تحمل خواهد کرد؟
واقعیت این است که علیرغم برداشتن گام های آشتی جویانه از سوی خاتمی و اقدامات نمادین برای نشان دادن حسن نیت (مانند دعوت به عذرخواهی ملت و حکومت از یکدیگر یا انداختن رأی در صندوق رأی دماوند در انتخابات مجلس شوری اسلامی در اسفند 90)، اقتدارگرایان ضمن بی اعتنایی به این گونه حرکت ها و تلقی موضع ضعف از آن، نشان داده اند که حضور سیاسی او را تنها در صورتی تحمل می پذیرند که از اصول و آرمان های خود عدول کرده و اصلاح طلبان، به عنوان منتقدانی بی اثر، کنترل شده و اپوزسیون رسمی و تزئینی، از تلاش برای پیشبرد اصلاحات بنیادین دست کشیده و به نقشی محدود و حضوری بی رمق تن در دهند.
نقدِ نقد: پرسشی که بدون پاسخ ماند
آیا ورود به انتخابات به هر قیمتی به نفع گفتمان اصلاح طلبی است یا خدای ناکرده، به مثابه یک انتحار سیاسی جبران ناپذیر خواهد بود؟ من هم نسبت به آقای خاتمی، احترام و ارادت قائل هستم و مانند بسیاری دیگر، ایشان را یکی از سرمایه های اجتماعی ایران امروز می دانم. اما آیا احترام و ارادت به آقای خاتمی یا دیگر چهره های سیاسی گفتمان اصلاح طلبی، باید مانع طرح پرسش هایی شود که از قضا، قصدی جز حفظ این سرمایه و بر باد ندادن آن در فضایی مملو از احساس، اشتیاق و آرزوی (بر حق) برون رفت از انسداد سیاسی موجود ندارد؟
نقدی بر مطلب اخیر جمعی از دانشگاهیان
ما باید این واقعیت را بپذیریم که در بین طیف رنگارنگ سبزها درباره موضوع انتخابات ریاست جمهوری بعدی و نامزد شدن آقای خاتمی در آن، یک اختلاف نظر وجود دارد. اما راه حل اختلاف نظرها انحصارطلبی و تنگ نظری نیست، گفت و گو و تعامل است. با آمدن یا نیامدن آقای خاتمی و تایید شدن یا نشدن صلاحیت ایشان و موفق شدن یا نشدن در انتخابات هم دنیا به آخر نمی رسد. راه سبز امید ادامه دارد و خواهد داشت.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش دوازدهم: آیا مشارکت حداکثری، از مهندسی انتخابات پیشگیری میکند؟
مردم ایران در جست و جوی کرامت و حقوق شهروندی خویش با هیچکس عقد اخوت نبسته اند و تنها با کسانی همراهی خواهد کرد که مطالبات بهحق مردم را فریاد کند. آنها درانتخابات 88 به اخلاق در سیاست رأی دادهاند و هنوز از رأی خود برائت نجستهاند. آنان میدانند که پایمردی بر سر اهدافی که خونها به پای آن ریخته شده و بسیاری نیز به خاطر آنها در حبس و حصر نگهداری میشوند، مبنای این سیاست اخلاقی است.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش یازدهم: آیا شرکت در انتخابات تنها راه اعلام حضور و عدم انفعال است؟
سیاست و جامعه فربهتر از آن است که در بازی قدرت و سلطه حاکمان خلاصه شود. اگر سرکوب و تقلب، مانع از نقشآفرینی مردم در عرصه قدرت ظاهری و سلطهورزی است، تشکیل شبکههای متنوع اجتماعی که در آن، شهروندان با تعیین اولویتهای خویش برای رفع کاستیها و شکوفایی تواناییها تلاش میکنند، عرصهای را فراهم خواهد نمود که فارغ از قدرت حاکمان، سرنوشت جامعه در لایههای زیرین آن و به دست خودِ شهروندان تعیین شود؛ شیوهای که ناگاه بر سر قدرتمداران بیخبر از جامعه چون آواری فرود میآید و آنان را مجبور به تبعیت از نهادههایی میکند که در شبکههای غیررسمی اجتماعی و با مشارکت فعال و گفتگوی فراگیر شهروندان صورتبندی شدهاند.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش دهم: چرا سبزها برانداز نیستند؟
مردم ایران محکوم به انتخاب میان خودکامگانی که کشور را به اضمحلال میرانند و براندازانی دعوتکننده به سراب ناکجاآبادی که به بازآفرینی خودکامگی در هیئتی متفاوت میانجامد نیستند. جنبش سبز ضمن بهرهگیری از تجربه مبارزات مسالمتآمیز جوامع دیگر و تاکید بر پایبندی به آرمانهای مبارزات مردم ایران در طول سده اخیر بهمنظور دستیابی به آزادی و کرامت انسانی، راه پیروزی خود را اگرچه سخت و طولانی باشد، تنها و تنها در اصلاح رویکردهای حاکم و به رسمیت شناختهشدن گوناگونی نیروهای اجتماعی و سیاسی میداند که میتواند به پیوستگی این نیروها در راستای ساختن جامعهای بهتر -مبتنی بر حق انسان برای انتخاب شیوه مناسب برای رسیدن به آن- رهنمون شود.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش نهم: آیا با وجود دو نامزد انتخابات 88 در حبس، سخن از انتخابات آزاد معنی دارد؟
تلاش برای رفع حبس رهبران جنبش و مشروط کردن مشارکت در انتخابات پیش رو به آزادی آنان و دیگر زندانیان پس از انتخابات، تلاش برای تأکید بر حقوق مسلم شهروندی است که علی رغم تصریح در قانون اساسی، از سوی حاکمیت و مأموران امنیتی اش نادیده گرفته می شود. اولویت بخشی به شکستن حصر و حبس، اولویت بخشی به شکستن حبس حقوق مردم است، چون رهبران در حبس جنبش سبز، نماد مطالبات قانونی آنان اند.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش هشتم: آیا کارنامه شورای نگهبان در زمینه انتخابات، نشانگر نظارتی بی طرفانه است؟
تا دخالت های غیرمسئولانه ی شورای نگهبان که به حق به عنوان ام الفساد تقلبات و تخلفات انتخاباتی شناخته شده با شکل کنونی اش پابرجاست، امیدی به صیانت از جمهوریت نظام که در اصل ششم قانون اساسی بدان تصریح شده نمی توان داشت و تلاش کسانی که دغدغه ی اصلاح روندهای حاکم بر کشور از طریق شرکت در انتخابات دارند را در عمل با شکست رو به رو می کند.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش هفتم: آیا نظارت استصوابی برگزاری انتخابات آزاد را امکان پذیر می سازد؟
فرایند تعیین صلاحیت کاندیداها برای شرکت در انتخابات، می تواند به ابزاری برای مخدوش ساختن برگزاری یک انتخابات آزاد تبدیل شود و حکومت های خودکامه از این ابزار برای اعمال سلیقه های فردی و گروهی و مهندسی انتخابات، بهره های فراوان برده اند. تصویب نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات، مصداق بارز نفی حاکمیت و احترام به رأی مردم بود که در عمل به معنی بازگشت به انتخاباتی دومرحله ای شد.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش ششم: آیا صدا وسیما، واقعیت ها را بازنمایی می کند؟
با وجود دستگاه تبلیغاتی که توسط مقامات امنیتی کنترل می شوند، و با وجود رسانه ای که دیگر ملی نیست، معلوم نیست کاندیداهای غیردولتی و منتقد چگونه می توانند با امکانات رسانه ای محدود و تحت سانسوری که دارند در انتخاباتی آزاد و رقابتی منصفانه حضور یابند.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش پنجم: آیا فضای رسانه ای متناسب با فضای انتخاباتی وجود دارد؟
تصور وجود نظام های مردم سالار (اعم از دینی و غیردینی) و برگزاری انتخابات آزاد، منصفانه و قانونی به عنوان شاخص مهم تمایز آنها از نظام های استبدادی، بدون آزادی مطبوعات ممکن نیست. اگر آستانه ی تحمل یک نظام سیاسی به وجود نشریات همسو با حاکمان محدود باشد، حتی اگر تعداد روزنامه ها و مجلاتی که منتشر می شوند چشمگیر هم باشد، نمی توان ادعایش مبنی بر مردمی بودن یا مردم سالار بودن را باور کرد.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش چهارم: آیا فضای مطبوعاتی و رسانه ای بازتر شده است؟
در تاریخ 34 ساله ی نظام جمهوری اسلامی آزادی مطبوعات همواره با اما و اگرهای فراوان همراه بوده است، اما پس از انتخابات سال 88 شاهد سخت ترین دوره ی اعمال سانسور بر رسانه ها و سخت ترین برخوردهای امنیتی با اصحاب رسانه بوده و هستیم. صدا و سیما نیز به بلندگوی انحصاری جریانات حاکم تبدیل شده و هیچ اهتمامی به شنیده شدن صدای منتقدان و بازتاب چندصدایی و گوناگونی جامعه ندارد. آیا در چنین شرایطی امکان رساندن پیام منتقدان وضع موجود و تبلیغات انتخاباتی اصلاح طلبان وجود دارد؟
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش سوم: آیا امکان فعالیت انتخاباتی برای منتقدان از جمله اصلاح طلبان بیشتر شده است؟
آیا دعوت اقتدارگرایان از اصلاح طلبان تجدیدنظر طلب برای شرکت در رقابتی آزاد در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر در سال 92 بیشتر شبیه کاریکاتوری از دونده ای نیست که دست و پایش را با غل و زنجیر بسته باشند و به شرکت در مسابقه ی دو با مانع فراخوانده شده باشد؟ آیا مجموعه ی نظام، گسترش امکان فعالیت منتقدان (و در زمره ی آنها نیروهایی که با عنوان اصلاح طلب شناخته شده اند) را بر می تابد یا خیر.
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش دوم: چگونه حضوری در انتخابات مفید است؟
آیا حضور در انتخابات سال 92 به منظور ایجاد تحول بنیادین در روش مدیریت اجرایی است که به حفظ ته مانده ی سرمایه های اقتصادی و اجتماعی کشور منجر شود، یا به فرض دستیابی اصلاح طلبان به قدرت، خواسته و ناخواسته به تغییراتی محدود و ناپایدار منتهی می گردد؟ به بیان دیگر، آیا صرف حضور در انتخابات و سپس در مصادر قدرت اجرایی کشور می تواند به بهبود وضعیت بینجامد و مانع از از دست رفتن فرصت باقیمانده برای نجات کشور شود؟
30 پرسش تا انتخابات 92/ پرسش اول: آیا شرایط به پیش از سال 88 بازگشته یا بازگشت پذیر است؟
وعده های پوچ، تبلیغات عوام فریبانه، افشاگری های توخالی؛ مصونیت مقامات رسمی و مسئولان نظامی، انتظامی، اجرایی و قضایی از پاسخگویی و بازخواست؛ بی اعتنایی به پیشرفت و توسعه ی اقتصادی؛ رسوایی های مالی و اختلاس های میلیاردی؛ و تشنج زایی و ماجراجویی در عرصه ی روابط خارجی که سودی جز انزوای کشور در عرصه ی بین المللی در بر نداشته، اکثریت مردم را به این باور رسانده که برای بهروزی خود و خانواده شان نباید چشم امید به دولتمردان بدوزند.
«دانشگاهیان همراه جنبش سبز» می پرسند: 30 پرسش تا انتخابات 92
دانشگاهیان همراه جنبش سبز قصد دارند با طرح 30 پرسش تا انتخابات 92 حاکمیت را مورد سوال قرار دهند. آنها در مقدمه ی پرسش های خود، با اشاره انتقادی به تحلیل برخی اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب که شرایط کنونی را با شرایط پیش از انتخابات سال 1376 مقایسه می کنند و در نتیجه معتقدند حضور یک «منجی توانا» و انتخاب مدیری کارآمد می تواند که سکان این کشتی توفان زده را در دست گیرد و سرنشینان آن را به سلامت به ساحل مقصود برساند؛ خواستار باز ماندن باب گفت و گو درباره انتخابات با هدف افزایش آگاهی شهروندان از ابعاد مختلف مسئله می شوند و در عین حال بر لزوم شنیدن صداهای مختلف موجود در جامعه و واگذاری تصمیم نهایی به خود مردم تاکید می کنند.
حمایت «دانشگاهیان همراه جنبش سبز» از بیانیه فرزندان موسوی و کروبی؛ این صدای تظلم خواهی همه ماست
همه ی گناه رهبران دربند ما که در حبس خانگی یا در زندان ها هستند، مگر به غیر از این است که چهار سال پیش نسبت به بلای خانمان براندازی که امروزه به جان تمامی سرمایه های ملی ما افتاده هشدار دادند و خواهان بازگشت عقلانیت و درایت به اداره ی کشور بودند؟ مگر جز این می خواستند که منافع و حقوق مردم نادیده گرفته نشود تا صاحبان اصلی این آب و خاک اینگونه بر داشتن لقمه نانی بر سر سفره ی فرزندانشان و امنیتی که در سایه ی آن زندگی کنند حسرت نخورند؟