• صفحه اصلی
  • » امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مدرن...

» حسن محدثی

امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مدرن

موضوع برمی‌گردد به نحوه‌ی مطلوب امر به معروف و نهی از منکر در جهان مدرن. تأسّف‌برانگیز این است که با آن‌که در چند دهه‌ی اخیر بر امر به معروف و نهی از منکر تأکید فوق‌العاده‌ای شده است، حتّا یک اثر وجود ندارد که نشان دهد پیامبر اسلام و صحابه و ائمّه در عمل چه‌گونه و با چه شیوه‌ای در عصر خود، امر به معروف و نهی از منکر را انجام داده‌اند. به‌نظر می‌رسد عمده‌ی بحث‌ها در حدِّ ذکر احادیث متوقّف است.

پرسش از نسبت ما و پیامبر: بازگشت به پیامبر و فراخوانی پیامبر

به سه نحو زیر می‌توان از پیامبر پی‌روی کرد: تقلید، ‌شبیه‌سازی، و پی‌روی خلاق. دو نوع اول از نوع بازگشت صرف به پیامبر است، نوع سوم بازگشت به پیامبر هم‌راه با فراخوانی پیامبر است. پیامبر اگر در میان ما می‌زیست، همان روش‌ها و جهت‌گیری‌های انسانی و اجتماعی-سیاسی پیامبرانه را مطابق با امکانات عصر جدید محقق می‌ساخت. لذا مسلمانان پیش از هر چیز می‌بایست روش‌های پیامبرانه و جهت‌گیری‌های انسانی و اجتماعی و سیاسی ایشان را مورد بررسی دقیق قرار دهند.

امام موسی صدر، مظهر محقَّق دین سبز

در نزد موسی صدر اخلاق برتر از شریعت، و انسان برتر از دین نهادینه شده است. موسی صدر در تبلیغ دین سعه‌ی صدر داشت و روادار بود. او در مواجهه با انسان‌ها شریعت‌مدارانه رفتار نمی‌کرد بل‌که انسانی -فوق‌العاده انسانی- عمل می‌کرد. در قصه‌ی آنتیبای (بستنی‌فروش مسیحی) شریعت غیرانسانی زمانه را زیر پا می‌نهد و سبب تحول در آن می‌شود و با عمل خود، اقلیت دینی را از زنجیری دینی (و شرعی) رهایی می‌بخشد.

جای‌گاه دین در نظریه‌ی سیاسی مطلوب جنبش سبز

کلمه در راستای ایجاد فضای گفت و گو پیرامون ماهیت و چشم انداز اندیشگی جنبش سبز دیدگاههای گوناگون را در زمینه نظام فکری تبیین شده حول این جنبش خصوصا الگوی زیست مسلمانی و منشور سبز را منتشر و در معرض رای و نظر مخاطبان قرار می دهد. متن تحلیلی پیش رو با تقسیم بندی رویکردهای موجود درباره‌ي نوع حضور دين در جامعه دیدگاه نگارنده را در مورد نحوه مطلوب حضور دین در عرصه ی سیاسی جامعه ایران به تصویر می کشد.

نسبت نماز وسیاست(2)

باید باز هم به مدعیانِ پیروی از پیامبر تذکر داد که لازمه‌ی تبلیغ دین، شرح صدر و حلم و عطوفت است نه گشت ارشاد و نگهبان و پاسبان و خشمگینی و غضب‌ناکی! آدمی در شگفت می‌شود که این مدعیان پی‌روی پیامبر اسلام، مگر قرآن نمی‌خوانند.