» حاج آقا مجتبی تهرانی
مراسم چهلم حاج آقا مجتبی تهرانی، چهارشنبه در مسجد جامع بازار
مراسم چهلمین روز رحلت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی چهارشنبه این هفته، صبح در مسجد جامع بازار تهران (مخصوص برادران) و عصر (مخصوص خواهران) در محل جلسات اخلاق به آدرس خیابان ایران، بن بست ملکی برگزار می شود.
وای بر کسانی که دین را ابزار به دست آوردن دنیا کنند / وای به حال جامعهای که خفقان آن، اجازه گفتن حرف حق را ندهد
امام حسین قیام کرد، چون دید حکومت بنی امیّه در آن موقع، جای هدف و وسیله را جابهجا کردند. پیغمبر هدفش اسلام بود و حکومت از آن و به خاطر آن متولّد شده بود، امّا حالا بر عکس شده بود و حکومت حرف اوّل را میزد. امام صادق (ع) میفرماید: وای بر کسانی که این دین را ابزار به دست آوردن دنیا کنند. وای به حال کسانی که در میان مردم امرکنندگان به قسط را میکشند! و وای به حال آن جامعهای که مؤمن در آن جامعه باید با تقیّه زندگی کند، یعنی نتواند حق را بگوید. یعنی خفقان چنان جوّ غالب جامعه را بگیرد و چنان جوسازی شود که مؤمن نتواند حرف حق را بزند.
آیتالله مجتبی تهرانی: امام حسین (ع) در جو خفقانزدهی زمان بنیامیه، با گفتن حق علیه حاکم ستمگر، فضاشکنی کرد
امام حسین(علیهالسلام) مُصلحی غیور و انسانی ضدّ غرور بود؛ یعنی در این حرکت و قیام نه خود مغرور بود و نه کسی را مغرور کرد، بلکه از این هم بالاتر بود؛ و آن اینکه میخواست مغرورین را آگاه کند. چون منشأ غرور جهل است. یعنی آنگاه انسان فریب میخورد که بیخبر باشد. اگر انسان خبردار شود، کلاه سرش نمیرود. بنیامیّه آنچنان در اجتماع فضاسازی و جوسازی کرده بودند و یک حالت خفقان به وجود آورده بودند که بعضی از آنهایی که بینش هم داشتند و حق را میتوانستند تشخیص دهند هم جرأت دفاع از حق نداشتند. آنها با آن ابزارهای شیطانیشان تطمیع و تهدید و تحمیق، جامعه را چنان احاطه کرده بودند که آنکه حق را میداند جرأت گفتن حق را پیدا نکند. در چنین جوّ خفقانزدهای امام حسین چه کار کرد؟ حضرت فضاشکنی کرد. این خیلی مهم است. ایشان جَوشکنی کرد. یعنی آن فضا و آن خفقانی را که اینها درست کرده بودند که کسی جرأت نمیکرد حق را بگوید، حضرت آن جو را شکست. پیغمبر اکرم میفرماید آگاه باشید که بافضیلتترین جهاد گفتار حق است نزد حاکم ستمگر.
همه باید در برابر حاکم جائر، گردنکش و عهدشکن ایستادگی کنند
امام حسین در اولین برخورد با لشکر هزار نفره حر که آمده بودند تا جلوی حضرت را بگیرند، میگوید شما میدانید که پیغمبر فرموده است اگر کسی ببنید حاکم جائری، حرام الهی را حلال میکند، عهد الهی میشکند و در میان مردم به سنّت الهی عمل نمیکند، با این حال نه عملاً نه قولاً در مقابل او نایستد، خداوند او را به همان جایگاهی وارد میکند که آن حاکم را وارد کرده است. / این که امام حسین میگفت حکومت فعلی فاسد است و حلال و حرام را تغییر میدهد، برای هیچ کس یک امر پنهانی نبود و حتّی سران حکومت یزید هم این مسائل را میدانستند. / در مکتب الهی، هدف وسیله را توجیه نمیکند. هدف الهی با ابزار شیطانی تحقّق پیدا نمیکند. اینکه امام حسین(علیهالسلام) ابزارهای شیطانی تهدید و تطمیع و تحمیق را به کار نگرفت، به همین جهت بود.
در حکومت الهی از غرور و دروغ، بیخبری و فریب مردم، تطمیع، تهدید و تحمیق خبری نیست
امام حسین (علیهالسلام) نه خود مغرور بود، و نه دیگران را مغرور کرد. این مشخّصه حکومت الهی است که هیچگاه برای پیشبرد اهدافش، از این ابزار استفاده نمیکند. در حکومت الهی هیچ خبری از این حرفها نیست. در حکومت الهی اصلاً بحث فریبکاری و بهرهگیری از بیخبری مردم و بیخبرگذاشتن آنها نیست. / حکومتی که بر محور خودخواهی و جنبههای نفسانی است، چه در حدوث و چه در بقا ابزار خاص به خودش را دارد. اهرمهایی را که برای حدوث و بقای خود از آن استفاده میکنند، معمولاً سه چیز است؛ تطمیع و تهدید و تحمیق. گروه یزیدیان از همین سه عامل استفاده میکردند که اوّلین مرحله آن مسأله عبیدالله بود که از هر سه اهرم استفاده کرد؛ هم تطمیع، هم تهدید و هم تحمیق. / امام حسین(علیهالسلام) مصلحی غیور و انسانی ضدّ غرور بود؛ نه خود مغرور بود و نه دیگران را مغرور کرد. این حرکت برای اقامه حکومت الهی و براندازی حکومت شیطانی بود؛ امّا جنبه شخصی نداشت و از آن ابزارهایی که برای بهپاداشتن حکومتهای شیطانی یا ادامه آن ـ چه از نظر حدوثی و چه بقایی ـ بهکار گرفته میشود، یعنی تطمیع و تهدید و تحمیق، حضرت از این اهرمها استفاده نکرد، بلکه عکس بود.