آن عصای لرزان، محکمتر از این ایمان!
چرا آن پسر نوجوان که اینطور دردمند مینویسد، «ناامید از شماست» و برای منِ کمترین نامه مینویسد؟ والله اگر «عصایش که نجیبانه میلرزید» دل شما نلرزانده، به ایمانتان و به عمری که با این عمامه تلف کردهاید، «شک کنید»! این ایمان را دور بریزید که خداوند متعال «عالِمان دربار فرعون» را بیشتر از «خود فرعون» لعنت کرده است! به حضرت، سلام برسانید و بگویید از «سکوت عالِمان» به کجا شکایت کنیم؟









