» سوم خرداد
25 روز نبرد تا آزاد سازی خرمشهر؛ لحظه به لحظه با رزمندگان در عملیات بیت المقدس
صبح روزسوم خرداد رسید. حلقه محاصره خرمشهر تنگ تر شد و انبوه نيروهاي دشمن كه دو روز محاصره در هوای گرم طاقت شان را به سر آورده بود مقاومت را بی تاثير دانستند و با خروج از مواضع خود در تمام شهر، در چند ستون طولانی و كنار هم به سوی پليس راه آمدند و در حالی كه تكبير می گفتند و شعار الموت لصدام و دخيل الخمينی سر می دادند، خود را تسليم كردند.
و این پایان نبرد ۲۵ روزه عملیات بیت المقدس بود. هیچ کس نمی داند اولین کسی که پا روی خاک خرمشهر گذاشت چه کسی بود.
آنجا میانه شهر مسجد خرمشهر انتظار رزمندگان را می کشید تا یک بار دیگر پرچم ایران را بر فراز آن به اهتزاز درآورند.
فتح خرمشهر و الگو سازی امام
رهبر کبیر انقلاب اسلامی، دست به یک «الگوسازی» موفق زدند. ایشان نوجوان رزمندهای را که در زمان تلاش دشمن برای اشغال خرمشهر، دست به یک فداکاری بزرگ زده بود، الگوی همه جوانان و ایرانیان معرفی کردند و فرمودند: «رهبر ما آن طفل دوازده سالهاى است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.»(صحیفه امام،ج14،ص73). ایشان با معرفی این الگوی ماندگار، عملاً به مردم نشان دادند که اسلام و جامعه اسلامی در عمل از چه افراد و شخصیتهایی استقبال میکند و به چه انسانهایی ارج مینهد. ایشان از خود گذشتن، فدا کردن جان و فیسبیل الله حرکت کردن را الگوی مناسب انسانها معرفی کردند و قهرمانی را در تسلط انسانها بر خویشتن دانستند. برای همین بود که ایشان آن شهید نوجوان را به عنوان یک الگوی «محبوب» و «مطلوب» به جامعه و مردم معرفی کردند.
خاطرات هاشمی رفسنجانی از فتح خرمشهر: بی هیچ کارنامه ای از مبارزه، تاریخ دفاع مقدس را زیر سوال می برند
با تمام وجود شهادت میدهم که جوانان ایران اسلامی در ارتش، سپاه و بسیج، نه تنها برای فتح خرمشهر که برای فتح همه سرزمینهای اشغالی ما، شجاعانه و مخلصانه جنگیدند و امروز نباید بگذاریم، هر باند، جناح، گروه و حزبی با هر هدفی که دارد، آن کارنامه درخشان را مخدوش نماید. امروز صدای تخطئه تاریخ پرشکوه دفاع مقدس و زیر سوال تصمیمات تاریخ ساز امام راحل(ره) ازگلوی کسانی در می آید که هیچ کارنامه ای در آن ندارند.
فتح خرمشهر و اراده ملی
در آن زمان مردم و قوای مسلح، با تمام وجود معتقد بودند که«انالله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» یعنی خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنها خودشان را تغییر دهند. مردم همانطور که با همدلی عمومی در جریان نهضت اسلامی در سال 1357، شاه را از اریکه استبداد به زیر کشیده بودند و حکومت فردی و مادامالعمر وی را به جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند، اینبار نیز با تمرکز قدرت و اراده ملی خود، ارتش متجاوز عراق را از خرمشهر بیرون راندند و مهر ذلت را بر پیشانی صدامحسین بیرحم، حک کردند. «فاعتبروا یا اولی الابصار».
میرحسین موسوی همراه همیشگی مردم؛ از خرداد 61 تا همه خردادها
نگذاشتند میرحسین رییس جمهور منتخب یک ملت باشد، اماموسوی که توانسته بود با بلندگوی کوچک دستی اش، پیام یک ملت را به همه دنیا برساند، بی شک از پس دیوارهای حصاری که بر وی کشیده اند نیز خواهد توانست، صدای مظلومیت ملتی باشد که سال هاست در خاک خود به اسارت ظالمان گرفتار آمده اند. این پیام نوید بخش موسوی که سال هاست به گوش می رسد ” این دست خداست که فجر پیروزی را می آفریند و با این نگاه است که ما می توانیم سوال کنیم که آیا صبح نزدیک نیست؟”
ممد نبودی ببینی…
پدر شهید جهان آرا سال گذشته نیز این روزها و در جریان انتخابات در یکی از خاطره انگیزترین مراسم شرکت داشت … به یاد پسر شهیدش … این نکته را جهت استحضار آن عده ای گفتم که تصور می کنند – و البته سعی می کنند که دیگران هم تصور کنند – همه ایثارگران و خانواده هایشان از یک طیف سیاسی خاص هستند