سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کرونا و تضعیف نهادهای انتخابی

چکیده :بحران‌هایی چون فساد سیستمی، عدم شفافیت ساختاری و پاسخگویی، استحاله نهادهای انتخابی و افول وجه جمهوریت نظام، نابرابری-تبعیض ساختاری، تغییرات اقلیمی، فقر روزافزون، بحران آب، سلامت و... که جامعه ایران در معرض تهدید آن‌ها بوده و پیش از کرونا تمرکز رسانه‌ها و کنشگران را به خود اختصاص...


شهرام خادم

شکل‌گیری پاره‌ای مغالطه‌های عمومی مصادف با بحران کرونا-ضرورت تفکر پیرامون حیات سیاسی-اجتماعی ما را دوچندان می‌کند. در خلال هماهنگی مناظره‌ای در شبکه‌های اجتماعی بین دو دیدگاه تحول‌خواه و اصولگرای اصطلاحاً عدالت‌خواه!، به واکنش مخاطبی برخورد کردم که با هشدار کرونا، من را از تلاش در این زمینه بر حذر داشت. حال که حیات کرونا بیش از چند ماه به طول خواهد انجامید، به موازات آن- آیا پیش‌بردن پروژه تغییرخواهی و نقد جریان تمامیت‌خواه و ناکارآمد، منافاتی با جدی‌گرفتن کرونا دارد؟ در این ایام بسیار شنیده می‌شود که اکنون، زمان سخن‌گفتن از بحران‌های اجتماعی فراگیر (متأثر از حکمرانی بد و ناکارآمدی سیستم) نیست و نگاه‌ها را به کرونا باید متمرکز ساخت.

بحران‌هایی چون فساد سیستمی، عدم شفافیت ساختاری و پاسخگویی، استحاله نهادهای انتخابی و افول وجه جمهوریت نظام، نابرابری-تبعیض ساختاری، تغییرات اقلیمی، فقر روزافزون، بحران آب، سلامت و… که جامعه ایران در معرض تهدید آن‌ها بوده و پیش از کرونا تمرکز رسانه‌ها و کنشگران را به خود اختصاص می‌داد. از آنجاکه کرونا و تبعات گسترده آن در طولانی‌مدت، گریبان‌گیر جامعه خواهد شد؛ می‌بایست با حفظ اولویتی ولو پایین‌تر، دشواری‌ها و مسائل عمومی را در قالب پروژه تغییرخواهی در ایران به‌پیش بُرد. بازسازی روشمند و مدنیِ مواجهه با خواستِ بخشی از حاکمیت برای استیلای کامل بر نظام سیاسی، امری حیاتی است.

آسیب‌شناسی انتخابات اسفندماه ضروری است؛ به‌ویژه آنکه مشارکت حداکثر ۴۰ درصد واجدان شرایط رأی، حکایت از پیام‌های رسمیِ کاهش مشروعیت دارد. روایت رسمی کاهش مشروعیت، در کنار روایت‌های غیررسمی سربرآورده از زیرِ پوست شهر، زنگ خطری‌است برای دگرگون‌شدن مناسبات و قراردادهای اجتماعی بین مردم و حاکمیت. قراردادهایی که در صورت نپرداختن به اصول و هنجارهای حاکم بر آن، نتایجش به سود بخشی از حاکمیت منهای ملت رقم می‌خورد.

کرونا به رسانه، که می‌تواند بازنمایاننده خواست مردم و تصویرگر امر واقع باشد، اجازه تصویرگری پیام نارضایتی مردم از حکومت در انتخابات اسفندماه را نداد. ترور سردار سلیمانی به دست ایالات‌متحده، پیام نارضایتی طبقات نابرخوردار و کم‌درآمد (در اعتراضات آبان‌ماه) را به حاشیه راند. سقوط هواپیما و فاجعه کرمان نیز دیگر رخدادها را کم‌اهمیت جلوه‌داد. هریک از این رویدادها می‌توانست با کارکرد اثربخش و به‌موقع رسانه‌ها، فرصت اصلاح روندها و بهبود حکمرانی را به حاکمیت تحمیل کند.

کرونا مهلک‌ترین ضربه را بر پیکره نحیف جامعه (متوسط و فرودست) ناراضی، درمانده و درعین‌ِحال مشتاقِ تغییرِ ایران- فرودآورد. اگر استحاله جایگاه مجلس به دست نیروهای نواصولگرا و تقلیل آن به یک دستگاه مشاور بله-قربان-گو، در انتخابات اسفندماه و پیش از آن، از چشم تحلیل‌گران و رسانه‌ها دور بماند، برآمدن مجلسی فرمایشی چون دومای روسیه و تغییر احتمالی قانون اساسی، دور از انتظار نیست. مجلسی که کارویژه قانونگذاری، نمایندگی عموم مردم و نظارت بر حسن اجرای قوانین (یادگار انقلاب مشروطه) در آن، رو به افول است. روندی که مجلس تک‌صدای نواصولگرا، زمینه‌ساز تبدیل نظام ریاستی (ریاست‌جمهوری منتخب مستقیم مردم) به پارلمانی (نخست‌وزیری منتخب وکیل الدوله‌ها) در آن خواهد‌شد. کم‌اهمیت جلوه‌دادن فقدان مجلس مردمیِ مؤثر و تبدیل آن به مجری بی‌کم‌وکاست اوامر اصحاب قدرت، راه را برای ونزوئلایی‌کردن اقتصاد ایران و کره‌ شمالی‌شدن دستگاه سیاسی باز خواهد کرد. بر پایه نظرسنجی‌های مختلف چون فارن‌پالیسی، کرونا دولت‌ها را به سمت اقتدارگرایی بیشتر-هُل خواهدداد.

کرونا از مجرای حفظِ “وضع اضطرار” و بحرانی، تصمیم‌گیری‌ دولت‌ها را غیرشفاف‌تر، امنیتی‌تر و شبه‌جنگی‌تر می‌سازد. دولت‌ها را بسته‌تر و اولویت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را پس می‌زند. طبق نظرسنجی مؤسسه گالوپ؛ محبوبیت دونالد ترامپ [جنگ‌طلب و پوپولیست] در خلال بحران کرونا فزونی گرفته و رقابت‌های انتخاباتی که شاکله قدرت دموکرات‌ها به میانجی پویش‌سازی و جوسازی علیه ترامپ بوده را غیرفعال ساخته‌است. نتانیاهو نیز از اضطرار وضع موجود-ناشی از کرونا، با عقب‌افتادن رسیدگی قضایی به پرونده فساد مالی‌اش و ادامه نخست‌وزیری دولت موقتش سود برده‌است.

کرونا از رهگذرِ وابستگی مردم به سیاست‌گذاری کلان و حمایت دولت‌ها از خود، به روند اقتدارگراییِ هرچه‌بیشتر حکومت‌ها قوت بخشیده‌است. یک سال به انتخابات سراسری شورای شهر و ریاست‌جمهوری ‌مانده‌است. نهادهای انتخابی یکی-یکی در زیر سایه بحران‌های مختلف و این‌بار کرونا، به محاق فراموشی رفته‌اند. توهم، انفعال و عدم طرح‌ریزی پروژه‌های ایجابی در بزنگاه‌های باقی‌مانده برای نجات نهادهای انتخابی، ما را به سمت تک‌صدایی نهادهای انتصابی می‌کشاند. تا دیر نشده‌است؛ به موازات کرونا، فکری به حال ناخوش نهادهای انتخابی بکنیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.