سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انسان بی پناه و الزامات بعد از کرونا...

انسان بی پناه و الزامات بعد از کرونا

چکیده :و در سطح جهانی به نظر من، کرونا ما را به یک نظم نوین می خواند. نظمی که بدون شک بر پایه های متفاوتی استوار است. اولین و ابتدایی ترین آن دموکراسی است. من بتوانم نمایندگان خودم را به پارلمان و دولت بفرستم و از این طریق نماینده خودم را در جمع کشورها و سیاست گذاران ببینم. نمایندگان من فرصت ها را از دست ندهند. برای ملاقات با یک مسئول در یک کشور آفریقایی چند روز در راه باشیم و به مجمع اقتصاد جهانی در داووس، جایی که ۵۰۰ نفر از رهبران کشورها و رؤسای شرک تهای بزرگ و دبیران احزاب مؤثر هستند...


عباس ملکی*

شیوع ویروس کرونا، آسیب های جدی بر تن و روان ما آدمیان وارد کرد. گرچه در تاریخ بشر، تعداد کسانی که در اثر بلایای طبیعی یا تصمیم های سیاسی از جمله زلزله، سونامی و جنگ از بین رفته اند، کم نبوده است، اما تأثیر ویروس کووید ۱۹ به نظر می رسد از همه لحاظ بزرگ تر و همه جانبه تر است. شاید یکی از دلایل آن جهان شمول بودن این بیماری است. در حالی که در روزهای اول برخی اصرار داشتند که آن را ویروس چینی نامیده و سرایت آن را فقط از طریق خطه چین و چینیان بدانند، اما سربرآوردن آن در کنار دریاچه کومو در لومباردی یا در دره های رشته کوه پیرنه ثابت کرد که این ویروس تنها در یک شهر یا یک کشور یا یک منطقه نمی ماند و با خود سراسر جهان را به تغییر و تحول وا می دارد. اگر این طور است پس عواملی هست که با سرنوشت انسان به صورت جهانی و فراتر از مرزها و نژادها ارتباط دارد. تاکنون انسان برای مواجهه با موضوعات جهانی و پدیده هایی که همگان را تحت تأثیر قرار می دهد، به حاکمان چشم دوخته است. کشورها یا صحیح تر ملت -دولت ها، واحدهایی هستند که علاوه بر حاکمیت و مشروعیت در درون مرزها، به تأسیس و تشکیل سازمان های بین المللی پرداختند. البته سازمان ها و بنگاه های بین المللی، اکثرا بین الدولی هستند و نمایندگان هر کشور را همان هایی انتخاب می کنند که قدرت را در آن واحد سیاسی در دست دارند. اما به هر رو این نمایندگان کشورها در مصالحه مابین منافع ملی کشور خویش و سرنوشت بشری تا اندازه ای به پیشرفت نایل شدند. تأسیس سازمان ملل متحد به صورت کلی تجربه موفقی برای بشریت است. گرچه شورای امنیت نتوانسته برخی از منازعات را به پایان برساند، اما توانسته از برخی جنگ ها جلوگیری کند. بی شک کشورهای بزرگ از فردای جنگ جهانی دوم تاکنون تمایل شدید به استفاده از نیروی نظامی خویش برای حفظ و توسعه اهداف و منافع خود داشته اند. نیروی نظامی که سال ها با صرف بودجه های سنگین و تلاش برای به دست آوردن فناوری های پیشرفته، در هر زمان به درجه ای از قوت رسیده است که در فرآیند تصمیم گیری درون حاکمیت، استفاده از آن بهترین راه حل شناخته شود. اما وجود نهادهایی که اکثر اعضای آن ضعیف هستند ولی در جریان رأی گیری ها و پیشنهاد دادن ها به صورت مجموعه ای قابل توجه نمودار می شوند، بدون شک مانعی بر سر راه قدرت های بزرگ بوده اند. دستاوردهای بشری در زمینه های فرهنگی، پزشکی، هوانوردی، کشتیرانی، پولی و مالی نیز با حضور سازمان های تخصصی بین المللی گره خورده است. لیکن در این میان صدای مردمان عادی که در صحراهای دوردست و کوه های مرتفع و آن طرف اقیانوس ها زندگی می کنند، لزوما با منافع دولت ها و نمایندگان کشور خویش همپوشانی نداشته است. به همین جهت در عین قدردانی از همکاری های دسته جمعی کشورها در سازمان ملل یا سازمان های منطقه ای، توجه داشته باشیم که انسان هنوز که هنوز است مظلوم است. به آن که با پای پیاده در تهران قدم می زند، حقوقی مترتب نیست. اگر در این میان به آنها که ناتوانی جسمی دارند نیز نگاهی افکنده شود، وضعیت ستم بر آنان همراه با رنجی مضاعف است. در تهران خیابانی نیست که امکانات عبور خودرو نداشته باشد، اما به فهرست بلندبالای خیابان هایی که فاقد پیاده رو هستند نگاه کنید. به کودک فلسطینی ظلم می شود. به زن افغان همین طور، به مسلمان هندی، به مسیحی مصری و… چه کسی از این ها دفاع می کند؟ سال ها به این رضایت داشتیم که سازمان های مردم نهاد حامی حقوق گروه و اقشار مختلف هستند. اما در روز واقعه نشان داده شد که چقدر آنها هم بی پناه هستند.

به نظر من این ویروس می تواند جرقه هایی در ذهن ما ایجاد کند که روش زندگی من چگونه باشد. این بحثی است که در چارچوب هنجارها، ارزش ها، طرز تلقی ها، و نهایتا فرهنگ، بررسی و نتیجه گیری می شود؛ آن گاه از سطح فرد به سطح جامعه خواهیم رسید.

فرهنگ عمومی تا چه اندازه من را به تطبیق روش زندگی در یک آپارتمان هدایت می کند؟ چه زمانی دیگر دو موتورسیکلت با سرعت تمام در پیاده رو تهران من را در میان خودشان له نخواهند کرد. در سطح منطقه ای، این همه سازمان های منطقه ای در وضعیت کنونی متشکل از کشورها با مرزهای سیاسی طبیعی و مصنوعی، چگونه سعدی می توانست از شیراز به کاشغر در شمال چین برود و من برای رفتن به هراتِ جان ابتدا باید به سفارت افغانستان در تهران مراجعه کنم؟ اگر در این سال ها با کشورهایی که در حیطه تمدنی نوروز هستند، راه آمده بودیم، امسال برای جشن گرفتن نوروز آیا دارای عناصر متعدد در فضای مجازی نبودیم؟ نمی توانستیم با میدان ریگستان در سمرقند تماس برقرار کنیم؟

و در سطح جهانی به نظر من، کرونا ما را به یک نظم نوین می خواند. نظمی که بدون شک بر پایه های متفاوتی استوار است. اولین و ابتدایی ترین آن دموکراسی است. من بتوانم نمایندگان خودم را به پارلمان و دولت بفرستم و از این طریق نماینده خودم را در جمع کشورها و سیاست گذاران ببینم. نمایندگان من فرصت ها را از دست ندهند. برای ملاقات با یک مسئول در یک کشور آفریقایی چند روز در راه باشیم و به مجمع اقتصاد جهانی در داووس، جایی که ۵۰۰ نفر از رهبران کشورها و رؤسای شرک تهای بزرگ و دبیران احزاب مؤثر هستند نرویم.

دومین ستون یک نظم جدید در پساکرونا، عدالت است. حال چه بر حدیث امام صادق(ع) پای بفشریم که مردم در تأمین نیازهای اساسی خود باید برابر باشند یا بر تئوری مازلو. همه می فهمند که بی عدالتی چه مزه ای دارد. حتی در برخورداری از کیت آزمایش کرونا.

سومین ستون نظم نوین پساکرونایی جریان آزاد، علم و فناوری است. چیزی که از همه بیشتر حالا در خانه ما ایرانیان را رنج می دهد.

دسترسی به فایل به روز کردن نرم افزاری که در حال استفاده هستی، امکان پذیر نیست. اما هر نوع وی پی ان که بخواهی در اختیار تو هست. نظم جدید بر جریان آزاد دانایی می باید توجه کند.

و چهارمین ستون، رفتن به سمت یک اقتصاد مقتصد است. همراه با صرفه جویی، کمتر دخالت کردن در حالت طبیعی جهان هستی.

فرصت مناسبی برای ایران که از اقتصاد متکی بر انرژی های تجدیدناپذیر خود را رها کند. به اندازه ای تولید کند که نیاز دارد و این چرخه اکتشاف و استخراج و انتقال و صادرات و افزایش گازهای گلخانه ای را در جایی قطع کند.

*دیپلمات و استاد دانشگاه شریف

منبع: شرق


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.