سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » در مورد علت قرنطینه نکردن اینطور فکر می‌کنم!...

در مورد علت قرنطینه نکردن اینطور فکر می‌کنم!

چکیده :پدیده ی کرونا چون سایر زمینه های اجتماعی محلی برای مانور دو نیروی اداره کننده کشور یعنی دولت و دولت پنهان است. و قرنطینه در نگاه حسن روحانی (رئیس دولت منتخب) به زبان ساده یعنی واگذاشتنِ زمین بازی به حریف! یعنی "حضور" نیروی نظامی، یعنی نمایش اقتدار اسلحه، یعنی ارسال این پیام به مردم که «دولت نتوانست!» یعنی «آخر اش هم کار را باید داد دست سپاه» ما در کشوری دمکراتیک نیستیم که نیروی نظامی جزوی فرمانبر از قدرت سیاسی حاکم (دولت) باشد...


یاسر عرب

بارها نوشته ام که جمهوری شتر گاو پلنگ امروز درکشور ما نتیجه ی انقلاب هیئتی بود که سال ۵۷ رقم خورد. انقلاب زود به ثمر رسید و انقلابیون ناگهان با تفویض کشور به ایشان در شرایطی مواجه شدند که “هیچ” از کشور داری و حتی آیین مردم داری نمی دانستند. از همان ابتدا رویکردهای اداره ی کشور به شکل هیئتی و به دور از فرایندهای دانش بنیان رقم خورد تا همین امروز باز هم گرفتار همان شیوه ی هیئتی با نام هیئت دولت هستیم. جمهوری اسلامی امروز کشور مقتدارها و اقتدارورزی های اصحاب قدرت و آرزوها و آرزو ورزی های اصحاب سیاست شده است و هر شخص و گفتمانی به تناسب حوزه ی نفوذ آن میزان که در توان دارد رنگ لحاف قدرت و سیاست را به شکل و شمایل اهداف سیاسی خود در آورده و به سوی خویش می کشد. از زورچپان کردن روبیکا به ضرب پایتخت (سرنوشت پیام رسان سروش یادتان هست؟) و مافیای سیاسی و پدر خوانده های آن در بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام تا ریشه و شاخه های شان در شرکتهای اقماری شستا تا کره گرفتن از تولید و فروش و بازار سیاه مواد ضد عفونی کننده همه جور دزد و دغل کاری که امکان اش وجود داشته باشد توسط برادران قاچاقچی و نوچه های دست پروده شان دریغ نمی شود و اضافه کردن بر این طومار و توصیف وضعیت امروز کشور، که اکثر مردم نیز از آن مطلع هستند، خسته کنند تر از آن است که به درد جامعه ی در حصر خانگی مانده بخورد. اما وضعیت بلبشو و بی تصمیمی های فراوان و نقض فرمانهای گوناگون در موضوع کرونا به گمان بنده به شدت گره خورده با آینده سیاسی ایران است.

سیاست (در اینجا یعنی هسته سخت قدرت نهاد برای تدبیر جامعه) چنان سخت با میل به اقتدار ورزی همیشگی پیوند خورده و آنچنان به دنبال حفظ جایگاه ثروت ساز خود است که هیچ عرصه ی اجتماعی را بیرون از فرمایش و ریاست و رصد خود بر نمی تابد. اکابر علم حکومت گفته اند که «سیاست اسب اقتصاد است و باید بدان سو که منافع ملی است حرکت کند» و وطنی ها افزوده اند که در کشور ما به عکس، اقتصاد الاغ سیاست است. هرجا سیاست اقتضا کند هزینه خواهد شد. و البته این نکته پر بی راه نیست اگر توجه داشته باشیم، این برآورد نسخه ای همیشگی نیست! چرا که ما امروز در کشورمان، با مجمع الجزایر قدرت سر و کار داریم.

نگارنده مسئله عدم قرنطینه ی شهر ها و عدم جلوگیری از سفرهای نوروزی و نحوه مدیریتِ کرونا در کشور را در همین پارادایم فهم می کند. پدیده ی کرونا چون سایر زمینه های اجتماعی محلی برای مانور دو نیروی اداره کننده کشور یعنی دولت و دولت پنهان است. و قرنطینه در نگاه حسن روحانی (رئیس دولت منتخب) به زبان ساده یعنی واگذاشتنِ زمین بازی به حریف! یعنی “حضور” نیروی نظامی، یعنی نمایش اقتدار اسلحه، یعنی ارسال این پیام به مردم که «دولت نتوانست!» یعنی «آخر اش هم کار را باید داد دست سپاه» ما در کشوری دمکراتیک نیستیم که نیروی نظامی جزوی فرمانبر از قدرت سیاسی حاکم (دولت) باشد پس قرنطینه در نگاه حسن روحانی یعنی زمینه سازی اجتماعی برای استیضاح در مجلسی که خرداد با اکثریتی سپاهی جانمایی شده است. و این “حضور” نظامی همان چیزی است که دولت پنهان برای بازی در صفحه شطرنج آینده سیاسی ایران به آن نیاز دارد.

ما اهالی رسانه در یک رودربایستی ضخیم و یک مصلحت اندیشی طولانی گرفتاریم و با بیان این زوایای مسائل دنبال دردسر هم نیستیم. و توده ی مردم نیز به شکلی ساده انگارانه گمان می کنند، روحانی مثلا رئیس حمهوری ناتوان و تنبل است! و البته که برای شان این تقلیل و ساده سازی شیوه ای مفرح و نشاط بخش است. آنها می توانند با این رویکرد دابسمش درست کنند و به حرفهای ضد و نقیض روحانی بخندند یا تاسف بخورند. اما واقعیت همیشه شبیه خواسته ی ما نیست! حسن روحانی “فرزند” زیرک همین نظام و شامه ی تیزی نیز دارد. او می داند رهبر آینده بدون تایید سپاه وجود ندارد. به زبان دیگر رهبر آینده خود سپاه (تصمیم سپاه) است. و او نمی خواهد در بازی سخت کرونا وزن بیشتری به این حریفِ سنگین وزن بدهد. بنابراین مصلحت را در این می بیند که استخوان لای زخم بگذارد و دولت را درگیر بازی نکند که انتهای آن مشخص نیست! او خوب می داند گفتمان نظامیان در زمان کرونا کیلومتر کیلومتر خیابانها را فتح می کند ولی در زمان آرامش و پسا کرونا باید آن چه فتح شده و در امپراطوری رسانه ای نظامیان به شکل «ما می توانیم/ ما توانستیم» برساخت شده را وجب به وجب پس بگیرد! پس ترجیح می دهد دو بنده ی قرنطینه را نپوشد و دراین شرایط روی دوشک حاضر نشود!

قصه ی پر غصه قرنطینه و کرونا باز هم همان روایت درد قدیمی کشور ماست. خیر خواهان و نیک اندیشان به هزار زبان تصریح کرده اند که یک پارچگی در حاکمیت اولین قدم برای اصلاح وضع موجود است. اتفاقا دوستانِ خشن و تمامیت خواه ما نیز دیگر صبرشان تمام شده و با همین دست فرمانِ «یک دست سازی» بند پوتین ها را محکم می کنند. (همچنان که مجلس شورای اسلامی به شکلی علنی یک دست شد) تنها تفاوت ما با ایشان در این است که آنها به فکر حذف پست ریاست جمهوری و پاک کردن جمهوریت و حضور مردم از اداره کشور و ایجاد یک «حکومت اسلامی» هستند. و ما نیز به دنبال بازگردادن قدرت به مردم و شان دادن به توده ها برای اداره امور مملکت هستیم. خدا می داند که در دست ایشان همه نوع ثروت و سلاح انباشته و در دستان ما جز قلم داشته ی دیگری نیست!

پ.ن: با توجه به اینکه نگارنده نه ژورنالیست است و نه از اصحاب و اکابر سیاست گمان می کنم این یادداشت برای بسیاری از دوستان نکات دندان گیری نداشته باشد اما دوست داشتم یک نفر همین قدر شفاف وضعیت را از زاویه دیدی که به تحریر آمد بیان کند. و علت مقاومت دولت در برابر قرنطینه کردن را بنویسد. می دانم که حتما دلایل دیگری هم وجود دارد. به خصوص دلایل اقتصادی. اما چون نوشتاری از این زاویه به چشم نیامد دست به کیبورد شدم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.