سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

افق جهانی ایران!

چکیده :ارتباط ایران با پیکرعظیم اژدهای مالی جهان تقریبا قطع بود و این ناپیوندی وتحریمها ما را از آن امواج مصون داشت. گستره کوچک تاثیربحران جهانی اقتصاد بر ایران فقط در حوزه سقوط قیمت مواد اولیه و از جمله نفت بود. با کاهش قیمت نفت، ایران میلیاردها دلار درامد را ازدست داد که البته فشار وارده ناشی از آن درمقیاس تاریخی مفید...


اندکی پس از انکه بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ رخ داد و موسسات مالی و بانکهای بزرگ جهان به مسیر ورشکستگی افتادند ،امواج سونامی آن به نقاط دورافتاده جهان رسید ؛ از صندوق بازنشستگی ایسلند که اوراق بهادار وال‌استریت را برای حفظ ارزش دارایی‌های خود خریده بود و به افلاس نشست، تا ماهیگیران فقیر ویتنامی که حاصل صید آنان رستورانهای نیویورک را برای پذیرایی از بانکداران تدارک میکرد، ضربه این موج را حس کردند و از ان زیان دیدند. دولت اوباما که درست در لحظه انفجار بمب بحران سرکار آمده بود، با خلق منابع اعتباری به نجات وال‌استریت متعهد شد و بحران را کنترل‌کرد و در دوره اول خود به تدریج اقتصاد ایالات متحده را روی ریل برگرداند. التیام زخم آن بحران سرمایه‌داری بر پیکر اقتصاد جهان مدتها طول کشید .

آن بحران بر اقتصاد ایران کم‌گستره‌ترین تاثیر را داشت. ارتباط ایران با پیکرعظیم اژدهای مالی جهان تقریبا قطع بود و این ناپیوندی وتحریمها ما را از آن امواج مصون داشت. گستره کوچک تاثیربحران جهانی اقتصاد بر ایران فقط در حوزه سقوط قیمت مواد اولیه و از جمله نفت بود. با کاهش قیمت نفت، ایران میلیاردها دلار درامد را ازدست داد که البته فشار وارده ناشی از آن درمقیاس تاریخی مفید بود : اگر راهبردی بیندیشیم، افت درامد فروش منابع طبیعی و کاهش سهم آنها در بودجه دولت و خزانه حکومتهای فاقد خرد توسعه‌گرا و ماجراجو مفید است.

حالا پس از دوازده سال ، اقتصاد جهان به چاله‌ای بزرگتر از دستانداز ۲۰۰۸ رسیده است که هنوز نرسیده اما سال پیش رو را به شدت بحرانی میکند. شروع بحران را البته به شیوع بیماری کرونا و پایین کشیده شدن کرکره بخشهایی متنوع از اقتصاد (مانندگردشگری و حمل‌ونقل)منتسب میکنند که میتواند درست باشد، ولی کارشناسانی که درلایه‌های زیرین اقتصاد تعمق بیشتری دارند شیوع بحران‌دراین بخشها را صرفا به مثابه کشیده شدن ماشه ارزیابی میکنند. اقتصاد جهان سرمایه‌داری با یک بحران بدهی‌انباشته‌ دیگر روبروست که از بحران ۲۰۰۸بزرگتر است و امواج آن کل اقتصاد را زیرورو خواهد کرد . سقوط‌های اخیر در بورسهای سهام آسیا ، اروپا و ایالات متحده فقط ناشی از کاهش تقاضا به خاطر شیوع بیماری و چشم‌انداز آینده آن نیست. اعلام اختصاص مقادیر هنگفت از سوی دولتها برای مقابله با تاثیرات اقتصادی بحران کرونا تاثیرات اندک و موقت‌بر روند کاهش ارزش داراییهای کلان داشته و قیمت سهام و قیمت نفت روند پرقدرت کاهش دارد که همچون پیش‌لرزه‌های یک زلزله نشان از بزرگی بحران پیش روی اقتصاد جهان میدهد.

کماکان، تاثیر ریزشهای پیش رو بر‌‌‌اقتصاد ایران زیاد نیست. اقتصاد ایران بسته است و هرچند خودبسنده و درونگرا نیست، اما به شبکه‌های مالی جهان کمترین‌ پیوند را دارد و نفت چندانی هم به بازار نمیفرستد. آسیب عمده‌تر اقتصاد ایران از بحران اقتصادی پیش رو در عرصه سیاست است. اگر اقتصادایران نسبت به اثر تغییر و بحران دراقتصاد جهان بسته است، سیاست آن‌بر روی تاثیرات تحولات سیاسی جهان باز و بی‌در و دروازه است. حکومت ایران در عرصه سیاست بین الملل و بویژه منطقه بسیار فعال است و از آنجا که سیاست آن ایدئولوژیک وغیر واقعبینانه و بقول خودش انقلابی و با روندهای جهانی متعارض است ، هزینه‌زا و متاثر از فشار دنیای بیرون است که یاد گرفته فشار سیاسی خود را در قالب تحریم و محاصره اقتصادی وارد کند. جالب است که حتی دولتهای پوپولیستی با ماهیت فوق‌راست در امریکا و اروپا علیرغم شهره بودن به رفتارهای “خرکی” آموخته‌اند که بیشترین تاثیر سیاسی بر ایران را میتوان از طریق تهدید منافع اقتصادی آن داشت. بنابراین ممکن است علیرغم انزوای ظاهری ایران، عمق برونزایی تحولات سیاسی آن از مسیر فشارهای اقتصادی ، درواقع زیاد باشد. میتوان نشان داد افزایش شکاف جامعه – حکومت در دوسال اخیر ، به طرق مختلف از وجوه قدرتمندی از برونزایی برخوردار بوده است: از اعلام صریح دولت ایالات متحده در باره هدف تحریمها (افزایش نارضایتی اجتماعی) گرفته تا حساسیت شدید حکومت به ابعاد حضورش در گوشه و کنار منطقه (علیرغم نارضایتی‌ملی از آن) وجوهی از شدت برونزایی تحولات آتی کشورند: کسی در ایران مداخله نظامی نمیکند، اپوزیسیون وابسته قدرتمندی پشت مرزها کمین نکرده است، اما حکومت و نظام سیاسی ایران زیر تهدید شدید عوامل مختلف‌خارجی است و به صورتی انفعالی از جهان خارج‌تاثیر میپذیرد. “جامعه‌نو” در گذشته بارها در باره این خطر و لزوم در پیش گرفتن سیاست خارجی محافظه‌کار و حسابگرانه‌‌تری تحت استراتژی خارپشت سخن گفته است. این افق راهبردی مغفول، کماکان در سال ۹۹نیز تنها مسیر روبه فلاح حکومت و مردم ایران در تعامل با جهان خواهد بود./ جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.